از صدوسیوچهارمین سالروز نسلکشی هزارهها توسط حکومت عبدالرحمان، پادشاه وقت افغانستان، در یک نشست آنلاین به ابتکار هزارههای حوزه «نیواینگلند» امریکا، یادبود به عمل آمد.
سخنرانان این نشست در مورد نسلکشی هزارهها در زمان عبدالرحمانخان، تداوم تبعیض و حملات هدفمند علیه هزارهها در دورههای مختلف، مستندسازی جنایات علیه هزارهها، شیوههای دادخواهی و تلاش برای رسیدن به عدالت، صحبت کردند.
دکتر محمدامین احمدی، پژوهشگر و استاد دانشگاه، در این نشست گفت که مردم افغانستان بهعنوان یک ملت و برای تأمین عدالت، نیاز دارند حقیقت نسلکشی هزارهها را بشناسند و افزود: «شناخت حقیقت رابطهی تنگاتنگ با عدالت دارد. تا ما حقیقت را نشناسیم، به عدالت نمیرسیم.»
او گفت که هدف از طرح مسألهی نسلکشی هزارهها، انتقام یا ملامت یک قوم خاص نیست و نباید جامعه را به دوگانهی «ما قربانی هستیم و آنها مجرم هستند» تقسیم کرد و تأکید کرد که «محور اساسی ما باید عدالت باشد؛ عدالت برای همه، عدالت برای هر فرد و دفاع از حقوق هر فرد».

آقای احمدی افزود که بحث در مورد نسلکشی هزارهها، نباید تنها به کشتار آنان محدود شود. بهگفتهی او، باید ابعاد مختلف نابودی یک گروه در چارچوبهای حقوقی و علمی بررسی شود و شناخت این ابعاد میتواند جامعه را از تقسیمبندیهای قومی، مذهبی و نژادی عبور داده و به یک درک مشترک انسانی و عدالتخواهانه برساند.
سیما سمر، رییس پیشین کمیسیون حقوق بشر افغانستان، در این نشست گفت که اسناد موجود برای قناعتدادن جامعهی جهانی و نهادهای بینالمللی برای بهرسمیتشناسی نسلکشی هزارهها کافی نیست و نسل جوان، بهویژه پژوهشگران حوزه حقوق بینالملل، باید با بررسی آرشیوهای تاریخی روسیه، بریتانیا و افغانستان و ثبت روایتهای نسلهای گذشته، این اسناد را تکمیل کنند.
رییس پیشین کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان همچنین بر تفکیک میان مسئولیت عاملان جنایت و هویت قومی آنان تأکید کرد و گفت در بررسی جنایات تاریخی و معاصر علیه هزارهها، نباید اعمال افراد یا گروههای مشخص به یک قوم نسبت داده شود.

او با اشاره به جنایات دورهی عبدالرحمانخان گفت وقتی از آن دوره سخن گفته میشود، منظور «پشتونها» بهعنوان یک قوم نیست، بلکه باید مسئولیت افرادی که دستور دادهاند، در جنایات مشارکت داشتهاند یا بهعنوان مسئول از جلوگیری آن خودداری کردهاند، بهصورت مشخص بررسی شود.
سیما سمر تأکید کرد که دادخواهی هزارهها باید بر حقیقت، مستندسازی دقیق، شناسایی عاملان و تعیین مسئولیت فردی و زنجیره فرماندهی استوار باشد و از تعمیم مسئولیت به یک قوم پرهیز شود.
مستوره شفایی، پژوهشگر و فعال حقوق بشر، نیز در این نشست صحبت کرد و گفت که هزارهها بیش از یک قرن است که با کشتار، تبعیض، آوارگی، کوچ اجباری، حملات هدفمند و از دست دادن خانه و زمین خود مواجه هستند و پیآمدهای آن همچنان در وضعیت امروز هزارهها دیده میشود.
او گفت که این خشونتها، از کشتارهای گسترده در اواخر قرن نوزدهم و دوران عبدالرحمانخان تا رویدادهای افشار، مزار شریف و یکاولنگ و حملات هدفمند در سالهای اخیر علیه هزارهها، ادامه یافته است.
خانم شفایی تأکید کرد که تاریخ نباید برای برانگیختن نفرت بازخوانی شود، بلکه باید برای شناخت حقیقت، حفظ شواهد، یادآوری قربانیان و جلوگیری از تکرار جنایتها مستند شود.
او گفت دادخواهی هزارهها باید بر پایه حقیقت، شواهد، تخصص و بررسی مستقل و بیطرفانه استوار باشد.
مستوره شفایی همچنین گفت که «ما عدالت را برای انتقام نمیخواهیم؛ عدالت را میخواهیم تا جنایت تکرار نشود».
عباس بصیر، وزیر پیشین تحصیلات عالی، نیز در این نشست صحبت کرد و گفت که در دورهی عبدالرحمانخان، شواهدی از کشتار گسترده، تصرف زمینها و وجود قصد برای نابودی هزارهها وجود دارد.
او گفت که صدور فتوای تکفیر هزارهها از سوی عبدالرحمانخان و بسیج نیرو علیه این قوم از جمله شواهد مهم آن دوره است.
وزیر پیشین تحصیلات عالی در ادامه با اشاره به حملات هدفمند علیه هزارهها در مکانهای غیرنظامی، از جمله مکاتب، مساجد، مراکز درمانی و دیگر اماکن عمومی و استفاده از ادبیات تحقیرآمیز علیه هزارهها، گفت که این موارد در ارزیابی خطر نسلکشی در شرایط کنونی قابل توجهاند.
محمدهادی احمدی، کارشناس حقوق بینالملل و استاد دانشگاه، گفت جنایاتی که در بیش از یک قرن گذشته علیه هزارهها صورت گرفته، تنها در چارچوب کشتار و قتلعام قابل بررسی نیست، بلکه ابعاد گستردهی جمعیتی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و جغرافیایی داشته است.
بهگفتهی او، هزارهها در این روند بخش قابلتوجهی از جمعیت و منابع انسانی، جغرافیا و منابع اقتصادی خود را از دست داده و با گسست اجتماعی و فرهنگی، محرومیت از آموزش و نابودی بخشی از مظاهر فرهنگی و تاریخی خود مواجه شدهاند.
او با اشاره به ادعای نابودی ۶۲ درصدی جمعیت هزارهها در دورهی عبدالرحمانخان گفت که این رقم، از دید او، صرفا بر پایه احساسات یا برآوردهای امروزی مطرح نشده است، بلکه به منابع تاریخی و اسناد دولتی نیز استناد دارد.
او با استناد به کتاب تیمورخانوف، محقق اهل شوروی سابق، گفت که بر اساس اسناد دولتی، در دورهی عبدالرحمان از حدود هزار و ۷۰۰ خانواده در یکاولنگ تنها ۷۰۰ خانواده و از حدود ۲۰ هزار خانواده در بهسود، شش هزار و ۴۰۰ خانواده باقی مانده بود؛ آماری که نشانهای از کاهش گستردهی جمعیت در مناطق هزارهنشین است.
در پایان این نشست برگزارکنندگان قطعنامهای را نیز خواندند که در آن خواستار بهرسمیتشناسی نسلکشی هزارهها از سوی سازمان ملل متحد، کانادا، بریتانیا، ایالات متحده امریکا، اتحادیه اروپا و سایر کشورهای جهان شدند.
آنان همچنین خواستار «ایجاد یک کمیسیون مستقل بینالمللی تحقیقاتی» برای مستندسازی جنایات و ارائهی شواهد و مدارک به دیوان کیفری بینالمللی (ICC) در مورد نسلکشی هزارهها، اتخاذ تدابیر حفاظتی و ارائهی کمکهای بشردوستانه از جمله ایجاد مسیرهای امن برای پناهندگی، اعزام ناظران بینالمللی و تضمین توزیع عادلانهی کمکها میان جوامع هزاره، و پاسخگویی از طریق محاکم بینالمللی از جمله پیگرد قضایی طالبان، داعش و وابستگان آنها که مسئول ارتکاب این جنایات هستند، شدند.
فعالان هزاره همهساله از روز ۲۵ سپتامبر بهعنوان سالروز نسلکشی هزارهها توسط عبدالرحمان، پادشاه وقت افغانستان، یادبود میکنند.

بر اساس روایتهای تاریخی، در ۲۵ سپتامبر سال ۱۸۹۲ میلادی، نیروهای عبدالرحمان، پس از شکست آخرین خطوط مقاومت هزارهها، وارد ارزگان شدند و اقدام به کشتار، به بردگی گرفتن و تصرف اموال و زمینهای هزارهها کردند.
مطابق اسناد و روایتهای تاریخی، اقدامات لشکریان عبدالرحمان چندین سال علیه هزارهها ادامه داشت و ۶۲ درصد از مردم هزاره قربانی این سیاستها شدند.