بسیاری از شهروندان از نقشِ «تحت» در اوضاع کشور بیخبر اند. مثلا نمیدانند که طالبان به کندز نیامده بودند که در آنجا بمانند. تحت مدیریت آمده بودند و یک روز تحت مدیریت آنجا ماندند و حالا تحت مدیریت از آنجا میروند. به همین خاطر رییسجمهور به همهی هموطنان اطمینان داد که اوضاع کندز تحت مدیریت است.
یا مثلا همین مورد سخنرانی رییس اجراییه در سازمان ملل را بگیرید. درست است که در سخنرانی ایشان پنج نفر نشسته بودند و چهارصد چوکی خالی، اما علت این وضعیت چه بود؟ علتاش این بود که اکثر مردم جهان میترسند تحت سخنرانی یک مقام افغان بنشینند و چنان تحت تاثیر قرار بگیرند که از سر چوکی به تحت چوکی بیفتند. این است که احتیاط میکنند و از همان ابتدا مجلس را تحتِ ترک میکنند.
یاد تان هست که یک وقت، یعنی همه وقت، پاکستان نامردی میکرد و بیخبر از آن که ما دارای چه گونه تحتهای واکنش سریع هستیم با ما بدرفتاری میکرد؟ یک دفعه که تصمیم گرفتیم پاکستان را تحت فشار قرار بدهیم، اجناس و محصولات آن کشور را برای شش ساعت چنان تحت تحریم قرار دادیم که پاکستان هنوز سر خود را تحتِ زانوی خود میگذارد و گریه میکند (در حالتهای عادی که آدم تحت فشار نباشد، معمولا سر خود را سر ِ زانوی خود میگذارد.)
یا بنیهی مالی مملکت ما را نگاه کنید. بعضی از منفیبافان میگفتند ما پول نداریم و خزانهی دولت خالی است. دولت که این را شنید ارتباطات تلفونی شهروندان را تحت مالیه گذاشت. به همین سادگی مشکل بیپولی مملکت حل شد. از آنجا که هیچ افغانی نمیتواند بیش از یک ساعت در حالت تحت الفراغ باشد و دستاش از تلفون جدا، حالا هر کس که به هر جا زنگ میزند و طرف مقابل خود را سه ساعت تحت احوالپرسی قرار میدهد، تحت قانون جدید باید ده درصد مالیهی سلام و علیک بپردازد. شاید بگویید شهروندان مملکت این پول را از کجا پیدا میکنند؟ این مسئله البته هنوز تحت تحقیق است. ولی عجالتا میتوان گفت که دولت در این زمینه تحت هیچ مسئولیتی نیست. این که شهروندان چه درآمدی دارند، مهم نیست. مهم این است که آن درآمد کوفت و زهر مار را از تحت هر کاری که در میآورند باید با دولت تحت شراکت بگذارند.
ملاحظه میکنید که مملکت ما هرچند از آن جاهای تجری تحتها الانهار نیست اما تحت مدیریت مدبرانهی دولت تحت الحمایهی ناتو کارهای تحتْتر کن فوقالعادهیی انجام میدهد. سر انجام همهی ما از تحت آمدهایم و به فوق، یعنی به اول این نوشته، باز میگردیم و این نوشته را دوباره میخوانیم.