نویسنده: Raffaello Pantucci
برگردان: محمد آقا رادمنش
با سفر متقابل منموهان سینگ، نخستوزیر هند در پکن، این هفته دو غولِ آسیایی در پکن ملاقات کردند. هرچند که اختلاف مرزی و به طور خاص امضای توافقنامهی همکاریهای دفاعی مرزی برای مهار تنشها توجه عموم را به خود جلب کرده بود، اما تمرکز این سفر بر همکاریهای اقتصادی و برنامههایی بود که تجارت چین-هند را تا سال 2015 به 100 میلیارد دالر برسانند.
با این حال، چیزی که از دستور کار باز مانده بود، افغانستان بود، کشوری که در آن پکن و دهلی نو، هردو دارای منافع مهمِ دوجانبه میباشند و جایی که هردو غولِ آسیایی میتوانند توانایی خودشان را برای مدیریت مسئولانهی نظم منطقهای، به نمایش بگذارند.
سال آینده (2014) این پتانسیل را دارد که بتواند به عنوان یک نقطهی عطف در تاریخ معاصر افغانستان باشد. با عقبنشینی نیروهای جنگی غرب از این کشور پس از بیش از یک دهه درگیری، دولت تازه ساخته شده تنها خواهد ماند تا بتواند راه خود را پیدا کند.
در صورتی که نیرویهای غربی باقیبمانند، آنها روی تلاشهای آموزشی و مبارزه با تروریسم تمرکز خواهند کرد. تأکید قدرتهای غربی بیش از هر زمان دیگر روی دولت کابل خواهد بود تا به امور خود رسیدگی کند و به دنبال شرکای منطقهای برای ارائهی حمایت و کمک باشد. خواه آنها دوست داشته باشند یا خیر، قدرتهای محلیای مانند چین و هند در خط مقدم این تلاشها خواهند بود، چیزی که در حال حاضر واقعیتِ واضح است که این دو کشور به خاطر بزرگترین سرمایهگذاریهای اقتصادی در افغانستان، در حاجیگگ و مس عینک مسئولاند.
در حالی که چین و هند هردو بازیکنان قابل توجهی در افغانستان میباشند، شواهد اندکی از همکاری مستقیم یا برنامهریزیای بسیار بهجلو با توجه به آنچه پس از 2014 اتفاق خواهد افتاد، وجود دارند. طوری که هردو کشور به میزانی که آنها باید به دنبال همکاری با یکدیگر برای تضمین نتیجهی مثبت در افغانستان باشند، کم بها میدهند و این مایهی تأسف است.
منطقی نیست بخواهید مسئولیت یک دولت ضعیف را که توسط شورشیان قوی تحت فشار میباشد، به دوش بکشید. اما این دولت بهزودی خودش را به عنوان قدرتی با بیشترین ظرفیت برای اعمال نفوذ در افغانستان که میخواهد پتانسیل لازم برای به وجود آوردن یک سودآورندهی منطقهای داشته باشد، پیدا خواهد کرد. در این صورت، بهترین راهحل به جای همهی سهامداران، برای چین و هند میباشد تا برای اطمینان از انتقال آرام و برای ثبات، با یکدیگر کار نمایند.
همکاری باید بر سه ستون تمرکز کند: اقتصاد، حفظ تعادل منطقهای و کمکهای امنیتی. هر سه برای تضمین آیندهی افغانستان کلیدی خواهند بود. هر دولتی که قدرت را پس از رییس جمهور حامد کرزی در کابل به دست گیرد، خود را به دنبال حمایت هر یک از این ستونها پیدا خواهد کرد.
حوزهی اقتصادی بارزترین پتانسیل را برای همکاری بین دهلی نو و پکن تشکیل میدهد. هردو ممکن است در درازمدت رقبای اصلی برای منابع طبیعی افغانستان باشند، اما هردو با مشکلات قابل توجه کوتاهمدت و میانمدت در دسترسی به تأمین امنیت برای آنها روبهرو خواهند شد. ملاحظات عملی مانند بودجه، همکاری دولت یا امنیت و در مورد هند، ناتوانی دسترسی به طور مستقیم به خاک افغانستان، شرکتهای متوسط از هردو کشور سرمایهگذاریهای عظیمی را در کشور (افغانستان) با شواهد اندکی از بازدِه ملموس در افق کوتاهمدت ساختهاند. هنوز تبلیغِ ثروت یک تریلیون دالری افغانستان از منابع طبیعی، یک خوشآمدید گنج را برای اقتصاد چین و هند که نیاز به مواد خام برای رشد سوخت دارند، وعده میدهد. در این مرحلهی اولیهی باز کردنِ افغانستان، همکاری برای اطمینانِ سطح میدان بازی، بعدا دسترسی ملایم را تضمین خواهد کرد و یک محیط عملیاتیای کمتر پیچیده را به شرکتهای چینی و هندی ارائه میکند.
در عمل، این به معنای گرفتن شرکتهای دولتی چینی و هندی میباشد، آنهایی که بزرگترین سرمایهگذاریها را در افغانستان میسازند تا اطمینان حاصل کنند که شیوههای آنها موافق دستورالعملهای دقیق و اخلاقی است که توسط دولتهای مرکزی مربوطه نظارت میشود. در زمان رقابت، آنها باید هردو مطمئن سازند که با همان قواعد، بازی میکنند و به همین دلیل خودشان را برای رقابت عادلانه آماده سازند. علاوه براین، بررسی راههاست که در آن به طور مشترک زیرساختهای توسعه و پروژههای همآهنگی، تمام ذینفعانِ سود را توسط رونق معدنی افغانستان، کمک خواهد کرد. توازن منطقهای، همکاریهای دوجانبه بین هند و چین را پیچیده میکند. این مستلزم آن است که چین راهحلی برای متقاعد ساختن پاکستان به خاطر قبولِ نقش بزرگِ هند در افغانستان پیدا کند، در عوض با هند، تمایل بیشتری برای قبول ناتوانی پاکستان برای مدیریت مشکلات داخلیاش نشان دهد و از برافروختن آن مشکلات خودداری کنند.
کلید اینجا گفتوگو و بحثهای منطقهای با انجمنها؛ مانند انجمن جنوب آسیا برای همکاری منطقهای و سازمان همکاری شانگهای، قدرت بهتر برای بحث در مورد پویاییهای منطقهای پیرامون افغانستان پس از 2014 میباشد. اگر آنها یک جفت از کنفرانسهایی را که در آن متفکران منطقهای را برای بحث روی نظم منطقهای پس از 2014، گردهم بیاورند، میزبانی نمایند، این یک حرکت مثبت برای مؤسسات تحقیقاتی چینی و هندی خواهد بود. تدارک دیدنِ رهبران سیاست با انجمنی که در آن آنها بتوانند به طور محسوس از طریق پویایی آیندهی منطقهای پیرامون افغانستان فکر کنند که میتواند برخی از راهها را برای بحث باز کند.
عنصر نهایی امنیت، یکی از سختترین راههاست و در عین حال نبود این یکی، همکاری در دو عرصهی دیگر را نیز منتفی می سازد. بدون یک محیط امن در افغانستان، سرمایهگذاری اقتصادی غیرممکن خواهد بود و پویایی منطقهای در مواجهه با هرجومرج داخلی، بیربط خواهد بود. نیروی امنیت ملی افغانستان نیاز به قوی شدن دارد و تعهد برای پیداکردنِ راه حمایتِ آن (نیروی امنیت ملی افغانستان) تا زمانی که قادر شود روی پای خود بایستد، در هر کسی وجود دارد. تا هنوز بهدرستی مسئولیت غرب بوده است- در پی حملهی امریکا و ناتو- اما حالا دیگران باید کمک کنند.
امریکا و ناتو البته به ارائهی پشتیبانی خود ادامه خواهند داد، اما چین و هند نیاز دارند تا راههایی برای افزایش سهم خود پیدا کنند. برای چین 300 پولیس آموزش دیده نسبت به سرمایهگذاریهای اقتصادی شرکتهای چین که در افغانستان ساختهاند، جمعی ناشایستی میباشد- این سرمایهگذاریها در صورت غالب شدنِ ناامنی، برای ایجاد یک بازگشت تلاش خواهند کرد. هند برخی از آموزشهای نظامی را ارائه میکند، اما این به طور واضح باتوجه به ایجاد سوظنِ شدید به پاکستان از تسلط هند در افغانستان، جلوگیری میشود. پاسخ، یک تلاش مشترک است که به موجب آن نیروهای چینی و هندی برخی از راهها را برای ارائهی مأموریت آموزش تعاونی پیدا کنند یا حداقل آنهایی که موازیاند. این هردو، نگرانیهای پاکستان (با توجه به نزدیکی پاکستان به چین) را تسکین خواهد داد، اما همچنان حمایتی را که نیروهای امنیت ملی افغانستان از قدرتهای خارجی میگیرند، دو برابر خواهد کرد. یکی از راههای ممکن، میتواند گسترش نیروهای امنیتی باشد که در حال توسعه میباشد تا به طور خاص از استخراج مواد معدنی در مس عینک محافظت نمایند. ایجادِ یک واحدِ ملی محافظت از مواد طبیعی، که به تأمین امنیت سایتهای صنایع استخراجی اختصاص داده شود، ممکن است هردو، در حالی که به توسعهی امنیت برای سرمایهگذاری چینی و هندی کمک میکنند، وسیلهی اشتغال محلی شوند. چین و هند دو غول آسیایی در حال صعودند. هردو در حال حاضر در مورد افغانستان در انجمنهای چند جانبه و در سطح دوجانبه تمایل به صحبت نشان دادهاند. زمان برای سکه ضرب کردن و پخشِ یک دستورِ کار مشترک برای آیندهی افغانستان پس از 2014 مناسب است.