[su_label]رحمت الله ارشاد[/su_label]
شب نوروز تصویر جنرال دوستم، معاون اول رییس جمهور و رهبر حزب جنبش، در ولایت بلخ پاره شد. هواداران و حامیان جنرال دوستم مدعی اند که افرادی با موترهای پولیس نیمه شب عکس جنرال دوستم را پاره کردهاند و این عمل سازماندهی شده بود. اما مقامات بلخ در واکنش به این ادعا گفتهاند که پاره کردن تصویر جنرال دوستم کار افراد ناشناس بوده و با عاملان آن برخورد قانونی خواهد شد. هواداران و اطرافیان دوستم این اقدام را توهین به رهبری یک بخش بزرگ مردم افغانستان عنوان کردند و دیروز با راه اندازی تظاهرات در شهر مزار شریف خواهان دستگیری عاملان آن شدند. عطا محمد نور، سرپرست ولایت بلخ، اما با انتشار پیامی اعلام کرد: «باور من اینست که پاره کردن یا برداشتن یکی از تصاویر جنرال صاحب دوستم، کار اوباشها و مخلان امنیت است. اما به هیچ صورت به کسی اجازه نمیدهیم که به بهانه پاره شدن یک تصویر، امنیت و آرامش شهر ما را به هم بزنند یا هم به نشانی ما و مردم ما دشنام بدهند.» در حالی که حامیان جنرال دوستم پاره شدن عکس او را عمل سازمان یافته و توهین میدانند، سرپرست ولایت بلخ و مقامات محلی پاره شدن عکسهای جنرال دوستم را کار اوباشان دانستهاند. اما پاره شدن یک عکس از جنرال دوستم منجر به برگزاری دو تظاهرات همزمان در شهر مزارشریف شد؛ جمعی به حمایت از جنرال دوستم و جمعی دیگر به حمایت از جنرال عطا محمد نور.
پاره شدن عکس جنرال دوستم در شهر مزار شریف و موضعگیری هر دو جنرال و اطرافیانش در قبال این رویداد و همچنان واکنش مردم در برابر این اشتباه، قابل تأمل و نگران کننده است. واکنشهای طرفداران دو جنرال در سطح شهر مزارشریف و ولایتهای همجوار آن، نفرت پراکنی در شبکههای اجتماعی و موافقت ضمنی دو جنرال برای برگزاری تظاهرات از چند لحاظ قابل تأمل و بررسی است:
یکم: پس از پاره شدن عکس جنرال دوستم، هواداران او واکنشهای جدی دربرابر این عمل انجام دادند. آنان پاره شدن عکس را سازماندهیشده عنوان کردند. عطا محمد نور در قبال اعتراضاتی که در شبکههای اجتماعی بازتاب یافت واکنش نشان داد. واکنش عطامحمد نور در اعلامیهی که بدین مناسبت منتشر شده بود، هرچند قاطع، اما نامناسب بود.
انتظار میرفت عطا محمد نور و جنرال دوستم بهعنوان دو فرد قدرتمند در حکومت وحدت ملی و دو رهبر سیاسی پرنفوذ و با تجربه در سمت شمال افغانستان، پیشتر از هر کسی در برابر افزایش تنش میان هواداران شان مداخله کنند و جلو یک تنش آشکار قومی در سمت شمال و به ویژه ولایت بلخ را بگیرند. اما دو جنرال نه تنها هیچ اقدامی برای پایان بخشیدن به این تنش انجام ندادند بلکه هر دو جنرال به نحوی هواداران و اطرافیان خودشان را در این لشکرکشی دخیل کردند. افراد وفادار هر دو جنرال در صفوف تظاهرات دیروز دیده میشدند و موضعگیری نزدیکان دو طرف در رسانهها و شبکههای اجتماعی نشان دهندهی طرفداری از تنشی بود که کم کم در چند روز گذشته جدیتر شده میرفت. هواداران دو طرف در بسیج مردم برای تظاهراتی که در آن مردم با سلاح به تظاهرات آمده بودند، نقش برجسته داشتند. در حالی که انتظار میرفت هر دو جنرال پس از تجربهی چند دهه کشتار و خشونت، مانع از تحرکات خشونتآمیز و نفرتانگیز شوند، اما هر دو جنرال و هر دو مقام حکومت وحدت ملی هیچ اقدام منطقی برای پایان بخشیدن به این تنش انجام ندادند. بیتوجهی آنها به پیامد این نوع تنشها، نشان میدهد که دو طرف هنوز هم در پی استفادهجویی از مردم و هواداران شان هستند و برای رقابتهای شخصی از یک خطر جدی و ویرانگر چشمپوشی میکنند و حتا به نحوی از اقدامات چند روز گذشته در پیوند به پاره شدن یک عکس حمایت نیز میکنند.
دوم: پاره شدن عکس جنرال دوستم در شهر مزار شریف، به تظاهرات در شهر مزار شریف خلاصه نشد. در سه روز گذشته تنشهای لفظی میان هواداران دو طرف در شبکههای اجتماعی نیز پررنگ بود. افراد از گروههای اجتماعی و سنی متفاوت درگیر این تنش شدند و کاربران شبکههای اجتماعی از زوایای مختلف این موضوع را نقد، تعریف، توصیف و بحث کردند. در میان گفتوگوها، لفاظیها و فحشهایی که در شبکههای اجتماعی به کار برده شد، بسیاری از واکنشها و گفتوگوها آشکارا قومی بود. بسیاری از کاربران شبکههای اجتماعی که به این تنش واکنش نشان داده بودند، به دلیل تعلقات قومی در پی تبرئه و یا بستن اتهام بودند. فعالان رسانههای اجتماعی، خبرنگاران، طرفداران دو جنرال و اطرافیان آنها، در پیوند به پاره شدن این عکس واکنشهای تند و منفی و ناسنجیدهی داشتند. آنچه در دو روز گذشته در حسابهای کاربری شماری از فرهنگیان، خبرنگاران و اطرافیان دو جنرال بازتاب یافت، نفرتانگیز، نفاقافگنانه و غیرمسئولانه بود.
فرهنگیان و دانشجویان که به این درگیری و تنش پرداخته بودند، از ادبیات و واژههایی در استاتوسها و دیدگاههای شان استفاده کرده بودند که آشکار در پی روشن کردن آتش یک تنش قومی و سیاسی بودند. این واکنشها نشان داد که فراتر از مردم عادی که در شهر در حمایت از دو جنرال دست به تظاهرات زدند، فرهنگیان نیز واکنش متفاوتتری نشان ندادند. بسیاریها به نفع جنرال قبیله شان قلم زدند و فراخوان دادند.
سوم: پاره شدن عکس جنرال دوستم میتواند هدفمند، سیاسی یا از سر نادانی یا محاسبات شخصی چند فرد باشد. اما هدفمندی و سیاسی بودن آن نیز میتواند عوامل متعددی داشته باشد. در حالی که هنوز روشن نبود که چه کسی پشت این رخداد است، این اتفاق فوراً سیاسی و هویتی شد و درگیری اطرافیان دو جنرال مسئله را قومی و تباری ساخت. رهبران افغانستان و سیاستمداران این کشور همواره از تنشهای قومی سود جسته اند و موج سواری کردهاند. سه دهه گذشته نشان میدهد که رهبران سیاسی استفادهجو و موجسوار همواره تنشهای قومی و سیاسی ایجاد کردهاند تا به امتیازهای شخصی و سیاسی دست یابند. مردم اما در میان تنشهای خلق شده توسط رهبران قومی و دامن زدن تعصبات و نفرت قومی همواره قربانی اول بودهاند. اوزبیکها، هزارهها، تاجیکها، پشتونها و همهی اقوام افغانستان از دامن زدن تعصبات قومی توسط رهبران و سیاسیون آسیب دیده و زجر کشیدهاند. اما رخداد اخیر در شهر مزار شریف نشان داد که مردم آنگونه که از قومگرایی و جنگ و خشونتهای قومی آسیب مشترک دیدهاند، هنوز هم توان بالقوه برای از سرگیری درگیریهای قومی را دارند. انتظار میرفت که پاره شدن عکس جنرال دوستم در شهر مزار شریف باعث ایجاد چنین تنشی نشود و غایلهی ناشی از آن هر چه زودتر خاتمه داده شود. اما این عمل فوراً سیاسی و قومی شد. سیاسی سازی و قومی سازی کوچکترین مسایل نشان دهندهی آن است که افراد سودجو و فرصت طلب هر آنی در کمین اند که با افروختن آتش تنشهای قومی در پی استفادهجوییهای سیاسی و امنیتی باشند.
از این رو آنچه در چند روز گذشته در شهر مزار شریف و در رسانهها و شبکههای اجتماعی بازتاب یافت، نگران کننده بود. هر دو جنرال نه تنها تلاشی برای حفظ آرامش و همدلی مردم نکردند، بلکه آشکار در پی نفرکَشی در خیابان شدند و حضور هزاران هوادار در صفهای تظاهرات را تشویق وقدردانی کردند، در حالیکه این تظاهراتها پوتانسیل به خشونت منجر شدن را داشت و مسئله آنچنان بزرگ و با اهمیت نبود که دو رهبر سمت شمال و اطرافیان شان به آن توجه کرده بودند. در شهر مزار فقط یک عکس از جنرال دوستم پاره شده بود که عطا محمد نور میتوانست آن را دوباره و بدون وقفه توسط نیروهای دولتی بلند کند، که نکرد. اینگونه به یک نفرت قومی و تنش قومی و سیاسی در شهر امن و زیبای بلخ دامن زده شد، بدون اینکه دو جنرال و فرهنگیان این شهر و این کشور سعی دسته جمعی بر خاموشی این نفرت ویرانگر بکنند.