[su_label]رحمتالله ارشاد[/su_label]
سرانجام ماه مارچ بهپایان رسید. پایان ماه مارچ یکبار دیگر رییس جمهور غنی را با این سوال مواجه کرده است که آیا بار دیگر برای صلح تلاش کند؟ امیدی برای نتیجه گرفتن از گفتوگوهای صلح باقی مانده است؟ پاکستان چه خواهد کرد؟ طالبان کجاشد؟ تعهدات اشتراککنندگان در چهاردور نشستهای چهارجانبه چرا عملی نشد؟
در حالیکه پاکستان در آخرینجلسهی چهارجانبه وعده داده بود که در هفتهی اول ماه مارچ میزبان گفتوگوهای رو دررو میان نمایندگان حکومت افغانستان و طالبان در پاکستان باشد، یک روز مانده بهپایان ماه مارچ، معین سیاسی وزارت خارجهی افغانستان اعلام کرده است که گفتوگوهای صلح به بنبست رسیده است. و پاکستان تعهداتی را که در نشستهای چهارجانبه داده بود، عملی نکرده است.
حکومت افغانستان در حالی از به بنبست رسیدن گفتوگوهای صلح سخن میگوید که بسیاری از کارشناسان و رسانهها، از ابتدای از سرگیری تلاشهای صلح حکومت افغانستان با پاکستان و به دنبال آن نشستهای چهارجانبهی افغانستان، پاکستان، چین و آمریکا؛ این تلاشها را بینتیجه و ضیاع وقت میدانستند. اما حکومت وحدت ملی به رهبری اشرفغنی بارها از رسیدن به صلح بههر قیمتی سخن گفت و ابراز خوشبینی کرد که تلاشهای مشترک چهارکشور از طریق نشستهای چهارجانبه منجر به تأمین گفتوگوهای رو دررو میان نمایندگان حکومت وطالبان شود.
هرچند که طالبان پس از آخرین نشست چهارجانبه در واکنش به توافق اجلاس چهارم این نشست، واکنش نشان داد و از اشتراک در میز گفتوگوی رو دررو با نمایندگان حکومت افغانستان خودداری کرد. اما رییس جمهور غنی در واکنش به آن صلح افغانستان را دو مرحلهیی عنوان کرد و از تلاشهای جداگانه و دوجانبهی رسیدن به صلح با پاکستان و طالبان سخن گفت. اشرفغنی بهگونهی بیسابقه صلح افغانستان را دوبُعدی عنوان کرد و مرحلهی اول صلح را، صلح با پاکستان خواند و سپس صلح با طالبان. در حالیکه طالبان اشتراک در گفتوگوهای صلح را تا بر آورده شدن شرایطشان قاطعانه رد کردند، حکومت افغانستان اما امیدوار به نقش پاکستان در گفتوگوهای صلح و اعمال فشار بر رهبران طالبان بود. اما اینک که تمامی هفتههای ماه مارچ بهپایان رسیده است وتلاشهای حکومت برای وادار کردن طالبان به گفتوگو بینتیجه مانده است، مشخص نیست که رییس جمهور و حکومت در پایان این ماه چه واکنش و موضع تازهیی در قبال صلح و پاکستان اتخاذ خواهد کرد.
در حالیکه بسیاری از کارشناسان افغانستان و منطقه بدین باور اند که سرانجام تلاشهای صلح حکومت افغانستان بینتیجه خواهد ماند، حکومت همچنان مرحلهبهمرحله با خوشبینیهای کاذب، درحال واگذاری فرصت به طالبان و پاکستان است. پاکستان سالهاست که حکومت افغانستان را با بازی دوگانه در جنگ و صلح گیر انداخته است. تمامی سفرها و روابط دیپلوماتیک و سیاسی مقامات بلندپایهی دو کشور بهمنظور همکاری مشترک در راستای صلح و امنیت در افغانستان ومنطقه، در چند سال گذشته روی سیاستهای اعلامی و کاغذی باقی مانده اند و اثراتی از حسن نیت و همکاریهای دوجانبه و صادقانه که در نشستهای سیاسی رهبران دو کشور توافق و اعلام میشود، در عرصهی عملی نه در صلح و نه در جنگ مشاهده نمیشود. بر خلاف توافقات اعلامی دو کشور پس از دیدوبازدیدهای رسمی و سیاسی، آنچهکه عملاً در این چند سال گذشته اتفاق افتاده است، تمرکز افغانستان بر میز صلح و تمرکز طالبان و پاکستان بر میز جنگ بوده است.
افغانستان اگر چند سال گذشته را صادقانه در پی جنگ با تروریستان طالب بود، دستاوردهای ملموستری در بهبود امنیت افغانستان داشت. درگیری بیپایان و بینتیجهی حکومت افغانستان در راستای صلح، نهتنها منجر به تأمین صلح نشده است، بلکه این تلاشها چند پیامد منفی دیگر برای حکومت افغانستان و مردم آن بر جا گذاشته است. اول؛ طالبان و نظامیان این گروه در چند سال گذشته فارغ از اینکه تلاشهای صلح افغانستان به کجا خواهد انجامید، متحدانه و سازماندهیشده در پی کسب نفوذ و امکانات بیشتر و هماهنگشده در پی ایجاد قلمرو و جغرافیای امن برای خودشان بوده اند. سقوط شهر قندوز، امضای تفاهمنامهی دندغوری و دندشهابالدین، سقوط ولسوالیهای ولایت هلمند و اینک کنترول بیشتر از 30 در صد ولسوالیهای افغانستان، از جمله دستاوردهایی است که طالبان در چند سال گذشته به آنها دست یافته اند. دوم؛ همزمان با اینکه طالبان قلمرو و قدرت بیشتر کسب کرده اند، حکومت افغانستان عملاً بخشی از قدرت و جغرافیا را به طالبان باخته است. افزون براینکه طالبان بر بیشتر از 30 درصد ولسوالیهای افغانستان کنترول دارند، واگذاری حکومت و شکستهای پیدرپی در تأمین امنیت شهروندان و نگهداری از تأسیسات حکومتی، اقتدار دولت افغانستان را نیز سقوط داده است. حکومت وحدت ملی از لحاظ محبوبیت و راضی بودن مردم افغانستان از عملکرد حکومت در بدترین موقعیت قرار دارد. بالاتر از هشتاد در صد مردم از عملکرد حکومت ناراضی اند. متحدان افغانستان از تلاشهای حکومت در راستای تأمین امنیت، مبارزه با فساد اداری، حاکمیت قانون و اجرای تعهدات بینالمللیاش ناامید است و در نتیجه پرستیژ مقامات افغانستان و میزان اعتماد به حکومت وحدت ملی در سطح منطقه و جهان کاهش یافته است. از اینرو، حکومت همزمان با اینکه میدان جنگ را به طالبان باخته است و میز صلح را به پاکستان، در میان مردم افغانستان بهعنوان بدترین حکومت در طی چهارده سال گذشته شناخته میشود و متحدان بینالمللی افغانستان نیز از عملکرد حکومت و دو دستگی و دستپاچگی در آن ناراضی اند. سوم؛ در حالیکه طالبان در بسیاری جهات دست و پای حکومت را بسته و در بیشتر ولایات حکومت را در تنگنا قرار داده اند، مدیریت تلاشهای صلح نیز از دستش خارج شده است. تعیینات جدید در شورای عالی هر چند که با تبلیغات بسیار بهپایان رسید، اما شورای عالی صلح بهعنوان نهاد افغانی در تأمین گفتوگوها و تلاشهای صلح با طالبان ناکام بوده و دستاوردی برای تأمین امنیت نداشته است. از جانب دیگر، مدیریت روند صلح و تلاشهاییکه در این راستا صورت میگیرد، عملاً از دست حکومت افغانستان بیرون شده است. حکومت افغانستان نتوانسته و نمیتواند بدون هماهنگی و همکاری با پاکستان دور میزی بنشیند که نمایندگان طالبان آنجا برای مذاکره حضور خواهند یافت. این موقعیت اگر دلیل عمدهاش توانایی پاکستان و بازیهای دوگانهی این کشور با طالبان و حکومت افغانستان است، بخشی از دلایل رسیدن به چنین موقعیتی اشتباهات حکومت افغانستان در عرصهی گفتوگوهای صلح است.
در حالیکه از یک طرف مقامات حکومت افغانستان از بنبست در گفتگوهای صلح سخن میگویند و از جهت دیگر نهادهای امنیتی اعلام میکنند که پس از این علیه طالبان تهاجم خواهند کرد نه دفاع، واقعیت اما ایناست که همهی تصامیم بهدست رییس جمهور است و تنها اوست که انتخاب میکند که چه باید کرد. از رییس جمهور غنی انتظاری جز این نمیتوان داشت که منتظر است تا شاید بار دیگر پاکستان با راهاندازی دیپلماسی پس از یک جنگ تروریستی در شهرهای افغانستان از طریق انتحار گروه طالبان، او را اغوا کند و رییس جمهور اینبار هم در کنفرانس مطبوعاتی اعلام کند که پاکستانیها قول همکاری صادقانه به افغانستان داده است تا طالبان را به میز گفتوگوهای صلح حاضرکند. پس با وجود موضعگیرهای متفاوت مقامات حکومت افغانستان، رییس جمهور غنی بار دیگر به صلح امید خواهد بست و ماههای دیگر با این توهم بهپایان خواهند رسید که سرانجام پاکستان با افغانستان همکاری خواهد کرد یا طالبان به صلح حاضر خواهد شد.
اما حقیقت ایناست که افغانستان گزینهیی جز اجرای عملیاتهای سراسری و گسترده بر علیه طالبان و تروریستان ندارد. و امیدی به رسیدن به صلح از طریق گفتوگو با طالبان باقی نمانده است. تکرار اشتباهات گذشته و خوشبینیهاییکه همه اشتباه بودند، به طالبان و حامیانش این امکان را میدهد که جنگهای گستردهتری را علیه نیروهای امنیتی سازماندهی کند و بر قلمرو تحت کنترولشان بیافزاید.
لذا پایان ماه مارچ آنگونه که رییس جمهور غنی گفته بود، باید مهلت نهایی برای صلح و پروندهی صلحخواهی حکومت افغانستان باشد و ماههای دیگر با این امید که پاکستانیها طالبان را به میز مذاکره خواهند آورد، عبث نگذرد. بیتوجهی و غفلت بیشتر نیروهای امنیتی افغانستان را در تنگناهای بیشتری خواهد انداخت و میزان تلفات و اعتماد به نفس آنان را بیش از پیش کاهش خواهد داد. تلفات بلند و ترک وظیفهی نیروهای امنیتی خطر رو به رشد یکسال اخیر است که پیامدهای جبران ناپذیری در پی دارد. ماه مارچ باید ختم پروندهی صلح و آغاز جنگ با طالبان باشد. اگر حکومت این جنگ را آغاز نکند، طالبان آنرا انجام خواهد داد.