چرا صلح با طالبان ناممکن است؟

قدرت‌الله احمدی

بیش از یک دهه است که حکومت تلاش‌های گسترده‌یی را برای تحقق صلح با طالبان انجام داده است. در تمام این مدت، حکومت تلاش کرد تا طالبان را متقاعد کند دست از خشونت برداشته و به روند صلح بپیوندند. حامد کرزی رییس‌جمهور پیشین طالبان را «برادران ناراضی» خود خواند تا شاید بتواند توجه آنان را به‌خود جلب کند. او از تسامح و مدارای زیاد در برابر طالبان استفاده کرد. حامد کرزی امتیازات زیادی را برای آنان قائل شد و تلاش‌های زیادی به خرج داد تا از این گروه و اعمال آن به‌نحوی قباحت‌زدایی کند. حکومت وحدت ملی نیز رویه‌ی حکومت پیشین را در پیش گرفت تا برنامه‌ی مصالحه با این گروه را به سرانجامی برساند. در طی سالیان گذشته، حکومت تمام تلاش خود را در راستای گفت‌وگو، مصالحه و سازش با طالبان به خرچ داد، اما این استراتژی در نهایت مؤثر واقع نشد و طالبان نه‌تنها تن به این خواسته‌ی حکومت ندادند بلکه حملات خود را گسترش دادند و بر شدت و حدت حملات خود افزودند.
تحولات اخیر امنیتی به‌خصوص حمله‌ی انتحاری روز سه‌شنبه هفته‌ی گذشته در کابل و راه‌اندازی «عملیات عمری» از سوی طالبان تمام امیدها نسبت به موفقیت گفت‌وگوهای صلح را از بین برد و دیگر هیچ‌کس به صلح با طالبان به‌عنوان یک گزینه‌ی مطلوب نگاه نمی‌کند. در واقع طالبان با خشونت‌های اخیر خود یک بار دیگر تأکید کردند که آشتی‌ناپذیراند و به مصالحه و گفت‌وگو و توافق با حکومت اهمیتی قائل نیستند. با این وصف، پرسشی که مطرح می‌شود این‌است که چرا طالبان آشتی‌ناپذیر‌اند؟ آیا در شرایط کنونی صلح با این گروه اساساً ممکن است؟ برای پاسخ به این پرسش طرح چند نکته را مفید و روشن‌گر می‌دانم.
اول، گروه طالبان یک گروه تروریستی است. این گروه از آغاز شکل‌گیری خود با بزرگترین سازمان تروریستی جهان (القاعده) ارتباط برقرار کرد و به شکل مشترک اهداف خود را در افغانستان و حتا فراتر از افغانستان پی‌گیری کردند. این گروه اسامه بن‌لادن رهبر پیشین القاعده را در افغانستان پناه داد و شریک او در عملیات‌های تروریستی در سطح جهان از جمله ایالات متحده‌ی امریکا گردید. از آن‌جایی‌که تروریزم اصولاً به‌عنوان رویکرد خشونت‌بار برای دست‌یابی به قدرت و حکومت است، لذا تمامی گروه‌های تروریستی انجام عملیات خشونت‌بار برای دست‌یابی به قدرت را موجه می‌پندارند و هیچ ابائی از انجام آن ندارند. اساساً نه‌تنها هیچ ابائی از این امر وجود ندارد، بلکه آنان خشونت، جنگ، ایجاد رعب و وحشت در میان مردم و قربانی گرفتن از آنان را جزء اهداف خود دانسته و بدین‌اساس به‌سادگی به انجام این کارها مبادرت می‌ورزند. نکته‌ی دیگر این‌که تروریزم به‌دلیل این‌که هیچ‌گاهی منطق واقع‌بینانه‌یی را در عرصه‌ی سیاست و قدرت دنبال نمی‌کند، نمی‌تواند به نتیجه‌یی قطعی برسد، بنابراین تنها عمل ممکن برای تروریستان وارد کردن ضربه‌ی روانی و ایجاد نگرانی در میان مردم و دولت‌ها است.
دوم، طالبان یک گروه ایدئولوژیک می‌باشند. ایدئولوژی طالبان ابتنا یافته بر قرائت خاصی از دین و شریعت اسلامی است. ماهیت ایدئولوژیک این گروه از دو جهت قابل توجه است. یکی این‌که ایدئولوژی دینی طالبان برای این گروه در میان جنگجویان آن و حتا بخشی از مردم افغانستان به‌نحوی ایجاد مشروعیت می‌کند و تمامی اعمال آنان در حوزه‌های مختلف سیاست، اجتماع، اقتصاد و فرهنگ را توجیه می‌کند. بی‌سبب نیست که جنگجویان این گروه حاضر می‌شوند به‌سادگی خود را انتحار کنند و همین‌طور جان ده‌ها و صدها انسان دیگر را نیز بگیرند. ایدئولوژی به‌سادگی این کار آنان را توجیه نموده و پاداش بزرگی برای آن تعریف می‌کند. از آن‌جایی‌که ایدئولوژی طالبان دست‌کم در ظاهر با پشتوانه‌ی ارزش‌های دینی شکل گرفته است، در جامعه‌ی دین‌مدار افغانستان برای بسیاری‌ها اغفال‌گرانه واقع شده و مقبولیت می‌یابد و این کار برای این گروه به‌سادگی پایگاه و موقف اجتماعی ایجاد می‌کند. دیگر این‌که، ایدئولوژی بر مبنای نفی دیگران استوار می‌باشد. تمام ایدئولوژی‌ها خود را مقبول، مشروع و موجه می‌دانند و هرآن‌چه غیر از آن است نامشروع و نا مقبول‌است و باید نابود شود و از صحنه حذف گردد. همین بنای حذف و نابودی جریان‌های رقیب در ایدئولوژی، حاملان آن را به‌سادگی به تحرک وا می‌دارد و زمینه را برای برخورد آنان با رقیب فراهم می‌کند. بخشی از جنگ طالبان در افغانستان نیز با همین امر قابل درک است. ایدئولوژی طالبانی بر مبنای حذف دیگران استوار است و این گروه به چیزی جز ایجاد نظام سیاسی بر مبنای قرائت خاص خودش از دین و شریعت راضی نیست. سمت‌گرایی، قوم‌گرایی و قبیله‌گرایی نیز به‌عنوان فاکتورهای مهم در ایدئولوژی طالبانی، محدوده‌ی تسامح و رواداری با دیگری را در این ایدئولوژی به‌شدت تنگ و محدود کرده است.
سوم، در شرایط کنونی دست طالبان در انجام حملات انتحاری و خشونت‌بار علیه ملت و دولت افغانستان باز است و این گروه خود را در موقف یک قدمی پیروزی می‌داند. این گروه توانسته است بخش‌های وسیعی را در سراسر افغانستان تحت کنترل بگیرد و حملات گسترده‌یی را در شهرهای بزرگ به‌راه اندازد. از طرف دیگر، حامیان این گروه در درون نظام به وفرت نفوذ کرده و از درون نظام علیه نظام و به نفع طالبان فعالیت می‌کنند. این وضعیت، به‌نحوی شرایط را به نفع طالبان رقم زده و باعث می‌شود این گروه خود را در معرض حذف و نابودی نبیند. این وضعیت، شرایط بن‌بست در حل منازعات را به‌وجود آورده که در آن هیچ یک از طرفین نمی‌توانند به‌سادگی هم‌دیگر را از صحنه حذف کنند. عدم امکان شرایط حذف طالبان، این گروه را بیشتر از پیش جسور کرده و باعث شده تا این گروه به‌جای صلح، جنگ کند و به‌جای امتیاز، کل قدرت و نظام را مطالبه کند.
چهارم، گروه طالبان یک گروه صرفاً داخلی نیست که برای کسب قدرت در کشور بجنگد. گروه طالبان اساساً یک پروژه‌ی بزرگ استخباراتی است که در قامت ایدئولوژی طالبان ظاهر شده و اهداف بزرگی را در سطح منطقه پی‌گیری می‌کند. بدین‌اساس، گروه طالبان از حمایت سازمان‌های استخباراتی منطقه و جهان برخوردار است و این گروه اساساً درگیر تطبیق برخی پروژه‌های بزرگ منطقوی و جهانی است. ماهیت ابزاری این گروه، باعث شده تا آنان نتوانند با استقلال کامل وارد مناسبات سیاسی شده و نقش فعالانه‌یی را در این روند بازی کنند. ابعاد خارجی این قضیه و دخالت‌های سازمان های استخباراتی، این گروه را به یک گروه تروریستی پیچیده و مرموزی مبدل کرده است. سال‌ها تلاش دولت افغانستان برای یافتن مرجعی برای پایان دادن به جنگ این گروه در بیرون از کشور به بن‌بست مواجه شده است. اکنون تنها راهی که باز مانده و مردم افغانستان به‌عنوان گزینه‌ی ممکن به آن نگاه می‌کنند جنگ و سرکوب کامل این گروه می‌باشد. شرایط به لحاظ روانی آماده‌ی این کار است، اما باید دید اراده‌ی سیاسی برای این کار شکل خواهد گرفت یا خیر.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه