[su_label]لطفالله قادری[/su_label]
حکومت افغانستان حدود یک ماه است که با نمایندگان حزب اسلامی وارد مذاکرات صلح شده است. نمایندگان حکومت تا کنون روند مذاکرات را موفقانه ارزیابی کرده و از پیشرفتهای خوب در این زمینه سخن گفتهاند. گفته میشود دومین هیأت حزب اسلامی نیز وارد کابل خواهد شد و اخیراً برخی رسانهها موضوعاتی را بهعنوان پیششرط مذاکرات صلح از سوی حزب اسلامی مطرح کرده و از توافقاتی نیز در این زمینه سخن گفتهاند. هنوز اطلاعات دقیقی در مورد این پیششرطها و موارد توافقشدهی آن وجود ندارد، اما حبیبهسرابی یکی از معاونین شورای عالی صلح به صدای امریکا گفته «از جملهی 25 ماده روی 22 مادهی آن میان شورای عالی صلح و هیأت مذاکرهکنندهی حزب اسلامی موافقت صورت گرفته است و سه ماده از صلاحیت رئیسجمهور است.»
باوجود خوشبینی نسبت به پیشرفت گفتوگوها با حزب اسلامی، هنوز زود است که بتوان نسبت به آیندهی آن داوری کرد. در این زمینه چند نکته قابل تأمل است.
اول، با وجود خوشبینی مسئولان در شورای عالی صلح نسبت به انجام برخی توافقات با حزب اسلامی، این روند برای مردم و حلقاتی خارج از حکومت مبهم و نامشخص است. حکومت در طی این مذاکرات هیچگونه اطلاعاتی را بیرون نداده تا مردم در جریان این پیشرفتها قرار بگیرند. پیششرطهایی که گفته میشود از سوی حزب اسلامی مطرح شده نامشخصاند. رسانهها نقلقولهای متفاوتی از زبان افراد و اشخاص به بیرون میدهند. این اطلاعات هیچ کدام نمیتوانند مطمئن، موثق و مدار اعتبار باشند. مردم دقیقاً نمیدانند شورای عالی صلح و دیگر نمایندگان حکومت با گروههای تروریستی روی چه چیزهایی مذاکره میکنند. توافقاتی که حاصل میشوند چگونهاند و حکومت چه امتیازاتی را برای آنان در نظر میگیرد. با وجود سروصداهای زیاد مبنی بر وجود همدلی میان نمایندگان طرفین در مورد مسائل اساسی کشور، هنوز این امر روشن نیست. حکومت و شورای عالی صلح در این زمینه شفافیت ایجاد نمیکنند و مردم از این جهت چشمانداز روشنی نسبت به آیندهی این مذاکرات ندارند و از معاملاتی که بر سرنوشتشان صورت میگیرد، بیخبراند.
دوم، هر چند مواد مورد توافق طرفین بیرون داده نشده و اطلاعات دقیقی از آن در دسترس نیست، اما آنچه که کمابیش در رسانهها انعکاس یافته نشان میدهد که حزب اسلامی مطالبات بسیار زیادی از حکومت دارد. اعطای «لقب اعزازی» از سوی حکومت به حزب اسلامی، بازبینی موافقتهای دوجانبه و چندجانبهی دولت با کشورهای خارجی، خروج نیروهای خارجی تا پنج سال آینده، خارج شدن تمامی سران حزب اسلامی از فهرست سیاه امریکا و مجامع بینالمللی و موضوعاتی از این دست، بهعنوان پیششرطهای حزب اسلامی مطرح شده که گفته میشود روی اکثر آنان توافقاتی نیز انجام شده است. این مطالبات اساساً مطالبات اندکی نیست و گروهی که سالها است دست در قتل و کشتار مردم بیگناه این سرزمین دارد، بهسادگی امتیاز میگیرد و نمایندگان حکومت نیز آن را بدون هیچ کراهتی قبول میکنند. اگر این موضع نرم و خنثا از جانب حکومت در قبال حزب اسلامی که از نظر کارشناسان یک مهرهی سوخته محسوب میشود، اتخاذ میگردد، چگونه ممکن است حکومت بتواند گروههای تروریستی دیگر را که به مراتب فعالتر از حزب اسلامی عمل کردهاند، اقناع کند که دست از جنگ بردارند و به صلح رو آورند. بدون شک اعطای امتیازات زیاد به حزب اسلامی میتواند برای گروههای دیگر مخالف دولت بهنحوی اثرات منفی بگذارد و آنان را در تعیین پیششرطهای جدیتر و دشوارتر برای گرفتن امتیازات بیشتر، تحریک کند.
سوم، با فرض موفقیت گفتوگوهای صلح با حزب اسلامی، وضعیت امنیتی بهبود نخواهد یافت. موفقیت با این گروه، ممکن است بهلحاظ سیاسی برای حکومت اهمیت داشته باشد و آن را بهنحوی جزء دستآوردهای خود قلمداد کند، اما این نمیتواند صلح و آرامش را که از نیازهای اصلی مردم و از اهداف اصلی گفتوگوها است به ارمغان بیاورد. علیرغم سابقهی تروریستی حزب اسلامی بهرهبری حکمتیار، اندکاندک بساط این حزب جمع شده و دیگر این حزب توانایی جدی ایجاد خشونت در کشور را ندارد. جنگهای جاری در کشور عمدتاً از سوی طالبان، شبکهی حقانی و داعش راه انداخته میشوند و این گروهها عاملان اصلی جنگ و خشونت میباشند. بنابراین، در این شرایط پیوستن حزب اسلامی به روند صلح مسألهی اصلی در کشور را حل نخواهد کرد و جنگ و ناامنی کماکان ادامه خواهد یافت. در سالهای آینده در صورتیکه حکومت نتواند استراتژی مؤثری را برای سرکوب تروریستان در کشور روی دست بگیرد، جنگ و ترور ادامه خواهد یافت و حکومت با تهدید گروههای تروریستی جدید در کشور مواجه خواهد بود.