شیر، روباه و پاندا به کجا می‌روند؟

اطلاعات روز

خالق ابراهیمی
انسان از حیوانات می‎آموزد، به همین سبب در بسیاری از رفتارها، همیشه خودش را به حیوانی تشبیه می‎کند. جنگل نماد توحش و خشونت است، شیر در این میان، نام سردار جنگل را با خود دارد، چون در خشونت و تکه پاره کردن، هیچ‌موجودی به پایی او نمی‎رسد. در جنگل عقلانیت حاکم نیست، قانون وجود ندارد، قانون جنگل را سردار جنگل هر لحظه تغییر می‎دهد، حرف نخست را آن‌که بازوی تواناتر داشته باشد‌، می‎زند. چنگال تیز کرده و دندان‎هایی که خاص درندگی ساخته شده‌اند، قانون درندگی را نیز می‎سازند. به این دلیل است که شیر هنوز سردار جنگل بوده، اما یک وقت می‌بینی که قضایا برعکس شده‌اند. وقتی قانون در جنگل تغییر می‎کند، روباه می‌شود سردار و پاندا خپک زیر بوریا. روباه مکار است و سیاست‌دان، موجودی را نمی‎درد. شیر را مست می‎کند و خودش قاه قاه می‎خندد. تاکتیکی عمل می‎کند و هیچ‌وقت دچار سردرگمی و جزم‌اندیشی نمی‎شود. او در سیاست انعطاف‌پذیر است و با مخالفانش نیز با زبان سیاست حرف می‎زند. «پاندا» با هیچ‌موجودی رو در رو نمی‎شود؛ زمانی‎که جنگل دچار بحران می‎شود، شیر و روباه به تفاهم نمی‎رسند، پاندا با آرامش کامل به دنبال گنج می‎گردد، خوراکی‌اش را تأمین می‎کند، آهسته و آرام به پیشرفتش ادامه می‎دهد، بدون این که سرداران آگاهی یابند. روزی خواهد شد که سردار اصلی در جنگل، پاندا ‎شود.
به تعبیر جناب رییس جمهور، ما شیر استیم. شاید شیر در سرزمینی باشیم که نظم جنگل در آن حاکم است. جنگلی که ما در آن زندگی می‎کنیم، نقطه‌ی تقابل شیر، روباه و پاندا است. اما آن‌چه جالب است، عمل‌کرد‎ها و نعره سردادن‎های‌ شیر است.‌ سردار جنگل بر طبل دموکراسی می‎کوبد، نعره‌های چند سر می‌دهد‌، شکمش ته کشیده، جنگل بسی سرد و بی‌روح شده، حیوانات درون جنگل منتظرند که سردار چه تقدیری برای آن‌ها رقم خواهد زد. جنگل سیاه است و تاریک، نه رمقی در جان اهالی جنگل است و نه توان در بازوی سردار جنگل تا در حریم خود قدرت را به نمایش بگذارد و آرامش نسبی را فراهم سازد. از آن‌جایی که شیر گرسنه است، اما هنوز صدایش‌ گیرایی دارد. با آن‌که چشمانش ورم کرده، ریزش مو دارد، اندامش نحیف گشته، اما هم‌چنان سر در گریبان برای حفظ قدرت است. او به فریب‎کاری روباه پی نمی‎برد و نمی‎داند که روباه هوش‌مند‌ترین موجود در جنگل است. پاندا که تنبل است و کم‌حرف، تن‌آسایی را دوست دارد و از توطئه‌های‌ سیاسی خودش را دور نگه‌ می‎دارد؛ راحت و آرام به دخل‌اندوزی ادامه می‎دهد.
اگر افغانستان را یک جنگل در نظر بگیریم و نقش حیوانات این جنگل را نیز بررسی کنیم. می‎بینیم که شیر ‌یا آن‌که خودش را شیر خطاب می‎کند، نالان‌تر از هر موجودی در جنگل است. اقتصاد دولت متکی بر کمک‎های‌ دیگران است، از خودش دخل ندارد که خرج کند، حقوق سالانه‌ی کارمندانش را پرداخت نمی‎تواند، نیروی نظامی‌اش هنوز توانایی دفاع از حریم کشور را ندارند. در جای‌ جای جنگل هنوز‌ جنگ بر سر قدرت جریان دارد. دولت نیروی متخصص و لازم برای طرح برنامه‌های‌ کار‌بردی‌اش را ندارد و هنوز برنامه‌هایش باید از جای‌ دیگری طرح شوند و با کمک دیگران تطبیق شوند. قانون اساسی افغانستان در منطقه یکی از بهترین قوانین است، اما جنبه‌ی تطبیقی آن به شکل مفتضحانه‌ای ضعیف است. آزادی بیان و خواست مردم به‌هیچ‌وجه جدی گرفته نمی‎شود. از آن‌جایی که شیر نماد بی‎خردی است و نیازهای زمانش را درک نمی‎تواند، شاید این نام بهترین نام برای دولت‌مردان باشد.
روباه همیشه دنبال منافع خودش می‎گردد. دولت آمریکا نقش روباه را در جنگلی به‌نام افغانستان ایفا می‎کند. ما نمی‎توانیم به آن‌ها بگوییم که طبق میل ما رفتار کنند. هر لحظه امکان یک فریب وجود دارد. وقتی با روباه روبه‌رو می‎شوی، دیگر شیر بودن معنایی ندارد. خودت باید روباه شوی تا او را بهتر بشناسی و با زبان خودش صحبت کنی. یکی از خاصیت‎های‌ بارز روباه این است که وقتی گند می‎زند، قادر به جمع گندکاری‌اش می‎باشد. توجیه‌های‌ مختلفی برایش می‎بافد و بالاخره رضایت هوادارانش را جلب می‎کند. دولت آمریکا برای تسلط یافتن در این خطه، خرچ‌‌های‌ کلانی نموده و سرمایه‌های هنگفتی را نیز از دست داده است. یک‌بار در دوران داوود‌‌ خان پیش‌نهاد‌نامه‌ای فرستاد و از ایشان خواست تا باهم وارد یک رابطه و همکاری دراز‌مدت شوند، اما داوود خان با نپذیرفتن این پیش‌نهاد و روی آرودن به سمت روسیه، اشتباه سیاسی‌ای را مرتکب شد که تبعات آن تا هنور هویداست. اما نقش اصلی آمریکا بعد از 2001 در افغانستان شروع شد و تا حال ادامه دارد، ولی هراس دارم از این که این بار رییس جمهور کرزی اشتباه نکند. نباید آن‎ها را نادیده گرفت و نباید با آن‎ها سنگر گرفت. تاوان این آمدن بر سر آمریکا سنگینی می‎کند. مردم آمریکا به‌هیچ‌وجه راضی نیستند که سربازان‌شان در افغانستان بر سر هیچ جان‌شان را از دست دهند‌ و دولت آمریکا تلاش می‎کند که یک توجیه خوب، چه برای ماندنش و چه برای بازگشتش پیدا کند. آن‌ها دست‌آوردهای دوازده ساله، از جمله این دموکراسی نیم‌بند را دلیل خوبی برای ماندن در افغانستان می‎دانند. آن‌ها این‌بار مجبور‌ند تا چندین دهه‌‌ی دیگر از روند حمایت کنند و این دست‌آوردها را حفاظت کنند تا اندک اندک دولت روی پای‌ خودش بایستد.
چین، همان پاندای‌ نازنین و مهربان، مثل همیشه آرام و بی‎خیال، گاهی خواب و گاهی بیدار، از لحاظ سیاسی تنبل و بی‎خاصیت، اما زیرکانه کار می‎کند. بیل ‎گیتس گفته بود: «همیشه کارهای سخت را به آدم‌های تنبل می‎سپارم، چون یک راه‌حل ساده برایش پیدا می‎کنند». چین در این‌جا دقیقا نقش یک پاندای تنبل را بازی می‎کند، هیچ‌وقت در هیاهوی سیاسی میان افغانستان و آمریکا چندان واکنش سریع از خود نشان نداده است و نه در این هیاهو خودش گیر کرده، بلکه یک راه منطقی را برای ادامه‌ی حیات خویش در افغانستان انتخاب کرده است و آن راه «سرمایه‌گذاری» روی بزرگ‌ترین برنامه‌های‌ اقتصادی دولت افغانستان بوده است. این راه، راه‌ پر‌منفعت هم برای دولت چین است و نیز برای دولت افغانستان و ملت. شور و غوغا راه نمی‎اندازد؛ بر سر قدرت دعوا ندارد، چون می‎داند که اگر منافع اقتصادی‌اش را در افغانستان دنبال کند و روی پروژه‌های‌ اصلی سرمایه‌گذاری کند، قدرتش در افغانستان برای همیشه محفوظ خواهد ماند و نیز محبوب دل‌های مردم خواهد شد.
اما ذهنیت عامه‎ی مردم این است که آمریکای‎ها خاک‌شان را پشت کرده و با خود می‎برند، همان‌طوری که باور دارند گنج‌های‌ پنهان این ملک را تا حال غارت کرده‌اند. باور اکثریت مردم و برداشت آنان از این روند، یک برداشت نادرست می‎باشد. آمریکا به دنبال منافع دراز‌‌مدت در منطقه است، برای دولت آمریکا امضای‌ پیمان امنیتی کمک می‎کند تا حضورش در منطقه تثبیت شود. امریکا دارای اقتصاد پویا و هوش‌مند، مبتنی بر تکنولوژی است. به نظر نمی‎رسد که خاک را با خود ببرند. چین نیز کار‌ خودش را زیرکانه انجام می‎دهد، اما چالش‎های امنیتی آنان را نیز در امان نمی‎گذارد. شیر می‎غرد و ادای رهبری و شجاعت در می‎آورد. اما آن‌چه در این گیرودار آسیب می‎بیند، مردم افغانستان است. مردم افغانستان هنوز از داشتن امکانات ا‌ولیه‌ی زندگی محروم‌اند. اکثر مناطق شرق و جنوب در جنگ به سر می‎برند و هر روز گوش و بینی دختری بریده می‎شود. شیر به هر اندازه که روباه شود، به همان اندازه برای ملت مفید واقع خواهد شد.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه