کشورهای همزاد: دشمن هم از زمان تولد
رقابت هند– پاکستان در افغانستان به تجزیهی هند بریتانوی به هند و پاکستان درسال 1947 بر میگردد. بعد از این که به تعقیب جنگ جهانی دوم بریتانیا پادشاهی هندوستانش را ترک کرد، آنها مستعمرهی پیشینشان را به دو کشور هند (با اکثریت هندوها) و پاکستان (با اکثریت مطلق مسلمان) تجزیه کردند. سرنوشت ایالت زیبای کشمیر که راج بر آن حکمروایی میکرد، این بود که به شکل غیرعادی تجزیه شود. از آنجایی که اکثریت اهالی کشمیر مسلمان بودند، باید به پاکستان میپیوست. اما تمایل شدید مهاراجا (هندو) و سیاستمدار پیشتاز مسلمان این ایالت (شیخ عبدالله) به هندوستان، همچنین از آنجایی که اصلیت جواهر لعل نهرو (اولین نخستوزیر هندوستان) به کشمیر بر میگردد، باعث شدند تا این ایالت به عنوان بخشی از هند باقی بماند، چیزی که برای پاکستان هرگز قابل قبول نبود.
«انزجار کشورهای افغانستان و هند از پاکستان باعث شد تا این دو کشور بهزودی و به شکل طبیعی به متحدان هم تبدیل شوند».
اولین بار در سال 1947 بود که پاکستان با فرستادن جنگجویان قبیلهای غیرمنظم به کشمیر تلاش کرد راهی بیابد و مردان قبیلهای پشتون را به نقاط مرزی فرستاد تا به سوی «سریناگار»، شهر بزرگ کشمیر پیش روی کنند. آنها در مسیر راهشان به چپاول و کشتار دست زدند و در ضمن سایر قصاوتها، بر چندین راهبهی اروپاییای که در یک شفاخانه و یک صومعه اقامت داشتند، تجاوز کرده و آنها را به قتل رساندند.
سرانجام نیروهای هندی با حمایت مخفیانهی بریتانیا- از قبیل فرستادن هواپیماهای باربری به کمک نیروهای هندی- پشتونهای قبیلهای را عقب راندند. براساس آتشبسی که در 1 جنوری سال 1949 به امضا رسید، کشمیر عملا بین پاکستان و هند تجزیه شد.
این دو کشور یکبار دیگر در سال 1965 بر سر کشمیر با هم جنگیدند و کشمیر از زمان تجزیهی هند بریتانوی تاکنون مایهی اصلی خصومتها بین این دو کشور بوده است. این تنها هند نبود که با پاکستان نوظهور آغاز بدی داشت، افغانستان نیز با سرزمین «پاک» روابط ناخوشآیندی داشته است. در سال 1947 افغانستان به تنهایی با عضویت پاکستان در سازمان ملل متحد مخالفت کرد. افغانستان نیز مانند هند با پاکستان مرزها و مناطق نزاع برانگیز دارد. رهبران افغان هرگز خط دیورند را که توسط انگلیسها در سال 1893 کشیده شد، نپذیرفتهاند و بعد از تجزیهی هند بریتانوی، افغانستان هیچگاه خطوط مرزی با پاکستان را به رسمیت نشناخته است.
ظاهر شاه، پادشاه سابق افغانستان علاقهی شدیدی به به دست آوردن دوبارهی پشاور (درهای در انتهای شرقی خیبر) که زمانی پایتخت تابستانی امپراطوری افغانستان بود، داشت. پشاور از سال 1845 به بعد به دست انگلیسها اداره میشد و اکنون بخشی از خاک پاکستان دانسته میشود. اکثریت مردم افغانستان تا هنوز به پشاور به عنوان شهر از دست دادهیشان نگاه میکنند.
انزجار کشورهای هند و افغانستان از پاکستان بهزودی و به شکل طبیعی این دو کشور را به متحدان هم تبدیل کرد و افغانستان و هند در سال 1950 پیمان دوستی امضا کردند. در سالهای بعد افغانستان و هند با کمک و پناه دادن به آزادیطلبان ناراضی پشتون و بلوچ تلاش کردند پاکستان را بیثبات سازند. در سال 1961 افغانستان و پاکستان تا سرحد بستن مرزهایشان به روی همدیکر و قطع روابط دیپلماتیک پیش رفتند. در ادامه، فشار نفوذ روزافزون اتحاد جماهیر شوری سابق در افغانستان بود که در دههی 1970 رهبران افغانستان را وادار کرد تا روابط این کشور با پاکستان را بهبود ببخشند. داوود خان، رییس جمهور پیشین افغانستان در سال 1977 با هدف پایان بخشیدن به کشمکشها روی خطوط مرزی به پاکستان سفر کرد و گفتوگوها با ذوالفقار علی بوتو، نخستوزیر آن کشور را آغاز کرد. اما رژیم داوود خان در سال 1978 توسط کودتای چپیها که به کمک اتحاد جماهیر شوروی سابق راهاندازی شده بود، برانداخته شد و بعد از آن هند قادر شد در کابل جایگاه ویژهاش را بازیابد.
در دههی 1980 هند با سهمگیری در سلسله پروژههای بلندپروازانهی انکشافی، اعمار شرکتهای تولیدی، تسهیلات برق آبی و نظارت بر پروژههای بیشمار آبیاری، نفوذش در افغانستان را توسعه داد. در این زمان پاکستان مصروف مسلح سازی گروههای جهادی و افراطگرایان اسلامی بود که برخی از آنان- مانند اسامه بن لادن- از کشورهای دیگر به پاکستان آمده بوند تا مسلح شده و علیه اشغال افغانستان مسلمان توسط اتحاد جماهیر شوروی سابق بجنگند. پروژهی استخدام این افراطگراها و گروههای جهادی تحت نظر آی.اس.آی قرار داشت، اما در اصل توسط عربستان سعودی و سازمان اطلاعات مرکزی امریکا (سی.آی.ای) نیز تمویل میشد.
پاکستان همچنین در دههی 1980 گروههای جهادی را به کشمیر هندی میفرستاد. حمید گل، رییس افراطی پیشین آی.اس.آی در زمان ریاستش در دههی 1980 به من گفت: «این قابل فهم است که آی.اس.آی کشمیریها را تشویق میکند. مردم کشمیر نظر به منشور سازمان ملل متحد قیام کردهاند. کمک به کشمیریها در راستای آزادیشان هدف ملی پاکستان است. اگر گروههای جهادی از هند خارج شده و این کشور را محاصره کنند و ارتشش را به دلیل مشروع به خاک خودش برگرداند، چرا ما آنها را حمایت نکنیم؟»
هند در سال 1989 بعد از فروپاشی رژیم افغانستان که از حمایت اتحاد جماهیر شوروی سابق برخوردار بود، به منظور محدود ساختن نفوذ پاکستان در افغانستان، به نیروهای اتحاد شمال تحت فرماندهی احمد شاه مسعود– فرماندهی که از حمایت ایران و روسیه نیز برخوردار بود- پرداخت. هند بعد از ظهور گروه طالبان که از حمایت پاکستان برخورد ار بود، به حمایتش از نیروهای اتحاد شمال ادامه داده و تجهیزات جنگی پیشرفته و قطعات هلوکوپتر در اختیار آنها قرار داده و مشاوران دفاعی و کارشناسان فنی برای آنها استخدام کرد.
دورهی حکومت طالبان در افغانستان-1994 تا 2001- نقطهی عطف نفوذ پاکستان در افغانستان است. هند که رژیم طالبان را به رسمیت نشناخته بود، مجبور شد سفارتخانه و قنسولگریهایش در افغانستان را مسدود کند و افغانستان به حمایت آی.اس.آی بهزودی به کانون تمام گروههای ضدهند، بهشمول لشکر طیبه که در سال 2008 حملهی خونینی را در ممبیی راهاندازی کرده بود، مبدل شد.
همین که طالبان که از حمایت منظم ارتش پاکستان برخوردار بود، در اواخر دههی 1990 نیروهای اتحاد شمال را به گوشههای افغانستان راند و صحنه را بر آنها تنگ کرد، هند و ایران به حمایتش از نیروهای تحت فرماندهی احمدشاه مسعود ادامه دادند. هند در سال 2001 شفاخانهای را در پایگاه این کشور در تاجیکستان اعمار کرد تا در اسرع وقت زخمیهای نیروهای اتحاد شمال تحت فرماندهی احمد شاه مسعود در این شفاخانه انتقال داده و مداوا شوند.
جنرال ساوهی که براین برنامه (برنامهی کمک به نیروهای اتحاد شمال) نظارت داشت، به شکل واضح، اما با حزن روزی را به من یادآوری کرد که اولین زخمی به این شفاخانه انتقال داده شد. این زخمی خود احمد شاه مسعود بود که توسط دو بمبگذار انتحاری که خود را خبرنگار معرفی کرده بودند، ترور شد.