«کُشتی نرم» کرزی و آمریکا؛ پنج نگاه

اطلاعات روز

ایوب آروین، بی‌بی‌سی
با شروطی که حامد کرزی، رییس جمهوری افغانستان برای امضای قرارداد امنیتی با آمریکا تعیین کرد، تنش در روابط بین دو کشور به اوج خود رسید. این تنش بخشی از جدال لفظی حکومت آقای کرزی و آمریکا، بزرگ‌ترین متحد بین‌المللی‌اش است که هفت سال پیش شروع شد و او آن را «کشتی نرم» نامید.
این روزها تنش‌ها بین دو طرف به اوج خود رسیده است. هر دو طرف از رفتار یک‌دیگر در مورد چگونگی مبارزه با تروریسم و آینده‌ی وضعیت افغانستان انتقاد می‌کنند. تیرگی روابط بین دو طرف نه تنها نگرانی مردم افغانستان را برانگیخته، بلکه مبارزه با تروریسم و آینده‌ی همکاری بین این دو همکار استراتژیک را هم به چالش کشیده است. عامل اصلی این تنش‌ها در چیست؟ در این مطلب پاسخ این پرسش از دیدگاه دو طرف و منتقدان آقای کرزی و هم‌چنین دلایل سیاسی و جامعه‌شناختی موضوع بررسی شده است. سوال‌های دیگر این است که آیا این تنش‌ها با امضای پیمان امنیتی فروکش می‌کنند؟ اگر این قرارداد امضا نشود، چه اتفاق می‌افتد؟
پیشینه
پیشینه‌ی روابط حامد کرزی با آمریکا به دو دوره تقسیم می‎شود: دوره‌ی نخست، از اجلاس بن در سال ۲۰۰۱ تا سال ۲۰۰۶ و دوره‌ی دوم، پس از آن تا امروز. اجلاس بن با شرکت رهبران جناح‌های سیاسی افغانستان با حضور نمایندگان کشورهای دخیل در قضیه‌ی افغانستان تحت نظر سازمان ملل برگزار شد که نتیجه‌ی آن توافق بر سر تشکیل دولت موقت به ریاست حامد کرزی بود. در این نشست ریاست هیأت نمایندگی آمریکا را جیمز دابینز به عهده داشت و زلمی خلیل‌زاد هم عضو آن بود.
آن‌گونه که آقای دابینز در خاطرات خود نوشته، او از طرح واگذاری ریاست دولت موقت به آقای کرزی حمایت کرد. پس از آن آقای خلیل‌زاد به عنوان سفیر و نماینده‌ی ویژه‌ی آمریکا در افغانستان تعیین شد و به حمایت خود از آقای کرزی ادامه داد. در چند سالی که آقای خلیل‌زاد در افغانستان بود، در محافل خصوصی از قدرت فوق‌العاده‌ی او سخن گفته می‌شد.
مرحله‌ی اول روابط آقای کرزی با آمریکا هم‌زمان بود با حاکمیت حزب جمهوری‎خواه و ریاست جمهوری جورج بوش پسر در آمریکا. برخی ارتباط نزدیک آقای کرزی با دولت آمریکا در این دوره را به نفوذ دوستان او، مانند زلمی خلیل‌زاد در حزب جمهوری‌خواه می‌دانند. آقای خلیل‌زاد در تثبیت حکومت آقای کرزی و تضعیف رقبای داخلی او نقش مهمی داشت.
با آغاز دوره‌ی ریاست جمهوری باراک اوباما و حاکمیت حزب دموکرات در آمریکا، روابط دو کشور تنش‌آلود شد. گفت‌وگو با طالبان و مبارزه با تروریسم با تیرگی روابط بین این دو متحد به‌نحوی ارتباط داشت. در آخر سال ۲۰۰۷ حکومت افغانستان دو دیپلمات ارشد غربی را به دلیل داشتن ارتباط با طالبان اخراج کرد: ماروین پیترسون، معاون نماینده‌ی ویژه‌ی سازمان ملل و مایکل سمپل، رییس نمایندگی اتحادیه‌ی اروپا. آقای کرزی در سخنرانی‌های خود «‌جدیت» غرب در مبارزه با تروریسم را زیر سوال برد.
در آستانه‌ی انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۰۸ آمریکا، باراک اوباما انتقادهای خود را از حکومت حامد کرزی شروع کرد. او با نگرانی از ‌محدود ماندن حکومت کرزی در کابل، از افزایش نیرو در افغانستان حمایت کرد. وقتی آقای اوباما در ۲۰ جولای ۲۰۰۸ به افغانستان سفر کرد، مقام‌های افغان گفتند که ‌انتظار ندارند سیاست آمریکا پس از انتخابات تغییر کند، انتظاری که برآورده نشد. اوباما پس از رسیدن به ریاست جمهوری، شمار سربازان آمریکایی را در افغانستان از ۳۶ هزار به ۱۰۱ هزار نفر رساند. حکومت کرزی مخالف افزایش نیرو بود و تأکید داشت که مبارزه با تروریسم باید در خارج مرزهای افغانستان صورت گیرد و گروه طالبان تروریست نه، بلکه افراد ناراضی از وضعیت اقتصادی و نفوذ زورمندان در حکومت هستند.
در پی جنجال‌های انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۰۹ افغانستان این تنش‌ها افزایش یافت. آقای کرزی برخی مقام‌های آمریکایی را متهم کرد که در تلاش‌اند او را از قدرت ‌کنار بزنند. وقتی که کمیسیون رسیدگی به شکایت‌های انتخاباتی افغانستان صدها هزار رای انتخاباتی او را باطل اعلام و مجموع آرای او به زیر ۵۰ درصد سقوط کرد، بدگمانی آقای کرزی نسبت به «دخالت» خارجی‌ها در انتخابات بیش‌تر شد.
از سوی دیگر، زمانی که اوباما در آخر سال ۲۰۱۰ به افغانستان سفر کرد، به یک تماس تیلفونی از پایگاه نظامی بگرام با آقای کرزی اکتفا کرد و هیچ‌برنامه‌ی دیداری با او در نظر نگرفت. از تماس‌های ویدیویی ماهیانه‌ی دو رییس جمهوری هم دیگر خبری نبود. با این وضعیت، دیگر هیچ‌شکی باقی نماند که روابط کابل و واشنگتن کاملاً تیره شده است.
به این ترتیب، نظامی که به عنوان بخشی از تحولات پس از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ به حمایت همه‎جانبه‌ی آمریکا در افغانستان به قدرت رسید، حالا بخشی از برنامه‌های آمریکا را در خط مقدم مبارزه با تروریسم به چالش می‎کشید. نیروهای آمریکایی در طولانی‌ترین جنگ تاریخ کشور خود، با متحد اصلی خود در مورد پاره‌ای از مسایل جنگ اختلاف نظر پیدا کردند. تلفات غیرنظامیان موضوعی است که فرصت طرح تندترین انتقادها علیه آمریکا را برای آقای کرزی فراهم کرد. اما آمریکایی‌ها این انتقادها را غیرمنصفانه تلقی می‌کنند، چرا که در این جنگ ۲۳۰۰ نفر قربانی داده و براساس تحقیق دانشگاه هاروارد، با محاسبه‌ی هزینه‌ی جنگ عراق، شش تریلیون دالر پول خرج کرده‌اند.
با همه‌ی این تنش‌ها، آمریکا و افغانستان در سال ۲۰۱۲ با هم ‌پیمان همکاری‌های استراتژیک بستند و حالا هم در پی امضای موافقت‌نامه‌ی همکاری‌های درازمدت امنیتی هستند. ولی با شرایطی که آقای کرزی برای امضای این موافقت‌نامه مطرح کرده، روابط دو کشور بار دیگر تیره شده است. به این ترتیب، نیمی از ۱۲ سال ریاست جمهوری حامد کرزی در جدال لفظی با آمریکا گذشته که او آن را «کشتی نرم» و «جنگ روانی غرب» علیه حکومت خود نامیده است. عوامل زمینه‌ساز این همه تنش چیست؟ دست کم از پنج دیدگاه می‌توان به این سوال پاسخ داد: دیدگاه هر دو طرف قضیه، دیدگاه منتقدان آقای کرزی و هم‌چنین دیدگاه‌های سیاسی و جامعه‌شناختی جامعه‌ی افغانستان.
دیدگاه آمریکا
حامد کرزی‌ رییس جمهوری کشوری است که از دیدگاه آمریکا در کنار پاکستان «کانون افراط‌گرایی و خشونت» به شمار می‌رود. آمریکا نگران است که طالبان بار دیگر به قدرت برسند و افغانستان پایگاه گروه القاعده شود. به همین دلیل، در ‌راهبرد امنیت ملی آمریکا بر حمایت از دولت و به‌ویژه نیروهای امنیتی افغانستان تأکید شده است. ضعف مدیریت دولتی و فساد در نهادهای دولتی افغانستان، از مؤثریت این کمک‌ها کاسته است. رسانه‌ای کردن این دو موضوع برای آقای کرزی خوش‌آیند نیست.
۱ـ۱. ضعف
از دیدگاه سیاست‌گذاران آمریکایی، دولت افغانستان نه تنها «ضعیف»، بلکه «ناکام» است. هیلاری کلینتون، وزیر خارجه‌ی پیشین ‌آمریکا از «مدیریت ‌ضعیف دولتی و فقدان حکومت قانون» در افغانستان به صراحت انتقاد می‌کرد. نشریه‌ی «سیاست خارجی»(Foreign Policy) از سال ۲۰۰۶، هر ساله دولت افغانستان را در میان ده «‌دولت ناکام» قرار داده است. دولت‌های ناکام دولت‌هایی هستند که قادر به اعمال حاکمیت و ارائه‌ی خدمات عمومی نیستند. اما به نظر دولت آمریکا، دولت‌های ضعیف توانایی حکومت بر مردم خود و جلوگیری از نقض حقوق بشر و تبعیض علیه اقلیت‌های قومی و مذهبی را ندارد.
چنین دولت‌ها قدرت مهار نفوذ گروه‌های خشونت‌طلب و تروریستی به کشورهای خود را هم ندارند و به همین دلیل این کشورها می‌توانند به مرکز تهدید امنیت جهانی تبدیل شوند. ذاکرحسین ارشاد در کتاب «استراتژی آمریکا در افغانستان پس از طالبان» نوشته که آمریکا رژیم طالبان را نمونه‌ی کامل دولت «ورشکسته» می‌دانست، اما دولت حامد کرزی با وجود پیشرفت‌های چشم‌گیر در ۱۲ سال گذشته، به ‌گفته‌ی باراک اوباما، هنوز ناتوان است.
از همین رو، آمریکا در پی «حداکثرسازی» روابط خود با افغانستان است تا بتواند مانع بازگشت گروه القاعده شود. در سند راهبرد امنیت ملی آمریکا تصریح شده است: «همان‌گونه که پیش می‌رویم، تردیدی وجود نداشته باشد: ایالات متحده‌ی آمریکا به تضمین امنیت جهانی ادامه خواهد داد‌– از طریق تعهدات خود به هم‌پیمانان، شرکا و نهادها؛ تمرکز ما بر شکست القاعده و گروه‌های وابسته به آن در افغانستان، پاکستان و سراسر جهان».
۲ـ۱. فساد
کارل ایکن‌بیری، سفیر پیشین آمریکا در افغانستان «‌اراده‌ی سیاسی» دولت آقای کرزی را زیر سوال برده بود و باراک اوباما گفته که آقای کرزی جدیت در مبارزه با فساد را در عمل نشان دهد.
یاپ دی هوپ شیفر، دبیر کل پیشین سازمان پیمان اتلانتیک شمالی، ناتو، ‌گفته بود که فساد به همان اندازه‌ی شورش در افغانستان باعث بی‌ثباتی شده است. شفافیت بین‌الملل افغانستان را در بین ۱۷۷ کشور، در ردیف ‌۱۷۵ قرار داده است. رسانه‌های آمریکایی هر از چندگاهی از فساد در دولت گزارش می‌دهند.
آمریکا با طرح این دو موضوع در پی اثربخشی کمک‌ها و حضور خود در خط مقدم طولانی‎ترین جنگ تاریخش است. دولت آمریکا می‎خواهد با نیروی انسانی، پول و فن‌آوری که در جنگ افغانستان مایه گذاشته، نتیجه‌ی کاملی به دست آورد. از دیدگاه آمریکایی‎ها اما ضعف و فساد دولتی در افغانستان باعث می‌شود که بخشی از پول‌های کمکی آمریکا هدر رود و حتا در مواردی سربازان آمریکایی به دست همتایان افغان خود کشته ‎شوند.
آقای کرزی ضعف مدیریت دولتی را تا حدودی می‌پذیرد، ولی در مورد فساد نظر متفاوتی دارد. او ضمن آن‌که انتقادها در این مورد را «مداخله» در امور داخلی کشورش دانسته، نهادهای بین‌المللی را عامل بخش عمده‌ای از فساد خوانده است.
دیدگاه کرزی
رییس جمهوری دومین کشور فقیر جهان بر «‌برابری و مساوات» در روابط کشورش با بزرگ‌ترین قدرت جهان تأکید دارد، به گونه‌ای که دو طرف این رابطه‌‌ کشورهای مستقل و دارای حقوق برابر در نظر گرفته شوند. حامد کرزی به عنوان رییس جمهوری منتخب کشورش انتظار دارد که آمریکا به اولویت‌ها و برنامه‎هایش در راستای منافع ملی افغانستان احترام بگذارد. از دیدگاه او، کشیده شدن هر موضوعی به دایره‌ی «منافع ملی» و «حاکمیت ملی» افغانستان، منجر به بروز تنش‌ بین دو طرف می‌شود.
۱ـ۲. منافع ملی افغانستان
از نظر آقای کرزی، در روابطش با آمریکا، منافع ملی افغانستان عمدتاً در سه چیز است: ۱. محدود شدن دامنه‌ی عملیات نیروهای خارجی. ۲. امنیت و زمینه‌سازی برای صلح ۳. تقویت نهادهای دولتی، به‌ویژه نیروهای مسلح.
الف. محدودیت نیروهای خارجی. مورد اول از آغاز برنامه‌ی انتقال مسئولیت امنیتی از نیروهای خارجی به نیروهای داخلی در ۱۷ جولای ۲۰۱۱، به‌تدریج عملی شد: در ۸ آپریل ۲۰۱۲ با امضای توافق‌نامه‌ای بین فرمانده کل نیروهای بین‌المللی و وزیر دفاع افغانستان عملیات شبانه ‌متوقف شد.
در ۲۰ فبروری ۲۰۱۳ درخواست عملیات هوایی از نیروهای خارجی به دستور آقای کرزی ممنوع شد. سایر عملیات رزمی این نیروها هم به‌شدت کاهش یافتند. آقای کرزی می‌گوید، اگر نیروهای آمریکایی پس از ۲۰۱۴ در افغانستان می‌مانند، باید حضور محدودی تحت «‌شرایط و چهارچوبی» که حکومت افغانستان تعیین می‌کند، داشته باشند.
آقای کرزی نیروهای آمریکایی و ناتو را بارها متهم به کشتار غیرنظامیان کرده و در مصاحبه‌ای با بی‌بی‌سی گفت که ناتو باعث «‌رنج» مردم کشورش شده، چون «جان‌های بسیار» را گرفته و افغانستان امنیت ندارد. براساس آمار سازمان ملل، در سال ۲۰۱۲، ۲۷۵۴ نفر غیرنظامی کشته شدند که از آن جمله قتل ‌۵۸۷ نفر به نیروهای دولتی و بین‌المللی نسبت داده شده بود. رییس جمهوری افغانستان بارها گفته که کشتار غیرنظامیان «قابل تحمل نیست». او در کنفرانس مشترکی با جان کری، وزیر خارجه‌ی آمریکا گفت که هدفش از این انتقادها، ‌حفاظت از مردمش است و نه امتیازگیری شخصی یا آزردن آمریکا.
ب‌. پایان جنگ و مصالحه با طالبان. آقای کرزی با آمریکا در مورد مبارزه با تروریسم و «‌تعریف تروریست» «اختلاف نظر» ‌دارد. او ‌گفته است: «ما از آمریکا می‌خواهیم دیدگاه خود را واضح سازد، تعریف تروریسم چیست؟، دشمن کیست؟ و ما با که در جنگ هستیم؟ و آیا طالبِ با عقیده و دهاتیِ کشور که فریب خورده، دشمن ماست؟»‌ او گروه القاعده را تروریست می‌داند و تأکید دارد که جنگ با تروریسم باید در «‌مراکز اصلی» آن صورت گیرد که اشاره‎اش به پاکستان است. منظور از تأکید بر این‌که تروریسم در ‌روستاهای افغانستان نیست، این است که طالبان افغان تروریست نیستند. با چنین تفکیکی جنگ با طالبان، موضوعی داخلی شمرده می‎شود که آمریکا باید آن را به دولت افغانستان واگذار کند.
به باور آقای کرزی، طالبان افراد «ناراضی» و «فریب خورده»ای هستند که آمریکایی‌ها می‌توانند آن‌ها را به پای میز مذاکره با دولت بکشانند. او گفته که رهبران طالبان «هر روز» با آمریکایی‌ها دیدار می‌کنند. حتا در یک مورد بمب‌گذاری توسط طالبان را «‌خدمت به آمریکا» توصیف کرد. او با قاطعیت گفته که کلید صلح افغانستان به دست آمریکا و پاکستان است: «این ثابت است؛ پیش من [به طور] مطلق ثابت است. یک عالم ‌دلایل دارم».
ج‌. حمایت مالی و تسلیحاتی. حامد کرزی مورد سوم را هم بارها تکرار و انتقادهای شدیدی را به نشانی آمریکا مطرح کرده است. او تأکید دارد که کمک‌های جهانی باید در اختیار دولت افغانستان قرار گیرد و مطابق اولویت‌های دولت مصرف شود. در چند مورد هشدار داده که اگر آمریکا و ناتو نیروهای مسلح افغانستان را تجهیز نکنند، دولت او مجبور خواهد شد که به سراغ منابع دیگری و حتا رقیبان نظامی آمریکا، از جمله روسیه و چین‌، برود.
از دیدگاه آقای کرزی، آمریکا به‌جای پذیرش اولویت‌های او در این سه مورد، در پی اعمال فشار برای اجرای برنامه‌های خود است و این موضوع باعث تنش در روابط دو طرف می‌شود.
۲ـ۲. برخورد آمریکا
از دیدگاه حامد کرزی، حاکمیت ملی و غرور افغان‌ها بسیار اهمیت دارد. او کشورش را «خانه‌ی شیر» می‌داند و فکر می‌کند که آمریکایی‌ها این موضوع را کم‌تر درک می‌کنند. آقای کرزی گفته که آمریکا با حکومت افغانستان مانند «قدرت استعماری» برخورد می‌کند. او به روزنامه‌ی فرانسوی لوموند ‌گفته که «امریکا نمی‌تواند با تحمیل فشارها ما را در تنگنا قرار دهد.»‌ آقای کرزی آمریکا را متهم به «مداخله» در امور داخلی کشورش کرده و گفته که اگر زورش برسد، در امور داخلی آمریکا «‌مداخله» می‌کند.
رییس جمهوری افغانستان نسبت به کارکرد گروه‌های بازسازی ولایتی وابسته به نیروهای بین‌المللی، از جمله نیروهای آمریکایی، هم انتقادهای شدیدی داشت. به نظر او، این گروه‌ها در مسایل امنیتی و بازسازی، به عنوان «نهادهای موازی» در کنار نهادهای دولتی اعمال صلاحیت می‌کردند. او به همین دلیل، این گروه‌ها را لغو کرد.
آقای کرزی برخورد سربازان آمریکایی با روستاییان افغان را هم نادرست می‌داند. چرا که به گفته‌ی او، نیروهای آمریکایی خانه‌های روستاییان را بازرسی می‌کنند، ولی به حساسیت‌ها و فرهنگ‌ آن‌ها احترام نمی‌گذارند. آقای کرزی عملیات ویژه و شبانه‌ی آمریکایی‌ها را «خودسرانه» می‌دانست و آن‌ها را متوقف کرد؛ چون اسباب ناراحتی مردم و در مواردی منجر به بازداشت و کشته شدن غیرنظامیان می‌شد.
بنابراین، از دیدگاه آقای کرزی، آمریکایی‌ها حاکمیت ملی کشورش را در سه سطح دولت مرکزی، ادارات محلی و اهالی روستاها به چالش کشیده‌اند: «آمریکا و ناتو به حاکمیت افغانستان احترام نگذاشته‌اند. هر زمانی که آن‌ها فرصت را مساعد دیدند، علیه افغانستان اقدام کردند. این یک نقطه‌ی ‌تنش‌زا در روابط ما و آن‌ها بوده است.» او تأکید کرده است: «قانون و حاکمیت ملی ما را عزت کنید؛ رسم، عنعنه و رواج ما را عزت کنید؛ ما منفعت شما را درک می‌کنیم».
افشاگری‌های رسانه‌های آمریکایی هم در مواردی عصبانیت آقای کرزی را به دنبال داشته است. او آن‌ها را متهم به «تبلیغات» علیه حکومت خود کرده و از مردم خواسته که به این «تبلیغات» گوش ندهند. برخی گزارش‌های رسانه‌های آمریکایی در مورد فساد و ‌قدرت خانوادگی آقای کرزی‌، با واکنش او مواجه شده‌اند. حامد کرزی در مواردی مطالب رسانه‌های آمریکا را به حساب موضع‌گیری‌های دولت این کشور گذاشته است.
دیدگاه منتقدان
منتقدان حامد کرزی عمدتاً شامل گروه‌های سیاسی مخالف حکومت، اپوزیسیون، شماری از اعضای مجلس افغانستان و برخی از تحلیل‌گران رسانه‌ای می‌شوند. آن‌ها از «کشتی نرم» او با آمریکا به‌شدت انتقاد کرده‌اند. ائتلاف ملی بزرگ‌ترین گروه اپوزیسیون با این تعبیر که «تمام دنیا یک‌طرف و او یک‌طرف» تنش‌های بین آقای کرزی و آمریکا را در وب‌سایت خود نکوهش و تأکید کرده که هیچ‌کشوری نمی‌تواند جا‌گزین آمریکا شود.
منتقدان همواره بر‌این نکته تأکید کرده‌اند که با حضور نیروهای خارجی و جامعه‌ی جهانی در افغانستان فرصت کم‌نظیری در اختیار مردم افغانستان قرار گرفته تا از یک‌سو به بحران مزمن سیاسی پایان داده شود و از سوی دیگر با کمک‌های بین‌المللی زیرساخت‌های اقتصادی ساخته شوند. از دیدگاه منتقدان، تنش بین حامد کرزی و آمریکا ناشی از سه مسئله است:
۱ـ۳. ماندن در قدرت
بیش‌تر منتقدان رییس جمهوری افغانستان به‌صراحت او را متهم به تلاش برای بقای خود، خانواده و تیمش در قدرت کرده‌اند. به گفته‌ی آن‌ها، وقتی چانه‌زنی آقای کرزی با مقام‌های آمریکایی در این زمینه به نتیجه نرسید، این مسئله منجر به تنش بین او و دولت آمریکا می‌شود. این اتهام را آقای کرزی به‌شدت رد کرده و مقام‌های آمریکا هنوز در این خصوص اظهار نظری نکرده‌اند.
۲ـ۳. قوم‌گرایی
پرویز کاوه، مدیر مسئول روزنامه‌ی ۸صبح می‌گوید که آقای کرزی در پی پر کردن «جایگاه خالی» رهبری قوم پشتون است. او برای این که بتواند به یک رهبر «بلامنازع» این قوم تبدیل شود، تلاش دارد همه‌ی چالش‌ها را از سر راهش بردارد. اما محیی‌الدین مهدی، عضو مجلس معتقد است که آقای کرزی در تلاش است که قدرت دولتی در اختیار قوم خودش بماند.
برخی حتا برنامه‌ی آشتی با طالبان و حزب اسلامی و تأکید او بر حمایت آمریکا از این برنامه را در همین راستا بررسی می‌کنند؛ چرا که هم آقای کرزی و هم بیش‌تر اعضای این گروه‌ها پشتون هستند. براساس این تحلیل، چون علایق او در این زمینه با ارزش‌های جهانی و آمریکایی مغایرت دارند، چالشی در روابط دو طرف شمرده می‌شود. آقای کرزی این نظریه را رد می‌کند.
۳ـ۳. اعمال نفوذ همسایگان
از دیدگاه برخی از منتقدان، عامل سوم تنش بین آقای کرزی و آمریکا، نفوذ ایران و پاکستان در میان محافل نزدیک به ارگ است. ایران و پاکستان مخالف حضور نیروهای آمریکایی در افغانستان هستند. به نظر منتقدان، به دلیل این که آمریکا عرصه‌ی نفوذ ایران و پاکستان را در افغانستان محدود کرده، این دو کشور در تلاش‌اند از صداهای مخالف علیه حضور آمریکا و متحدانش در افغانستان حمایت کنند. منتقدان می‌گویند که ایران و پاکستان در میان اطرافیان آقای کرزی نفوذ کرده‎اند تا بر تصمیم‌گیری‌های او در خصوص چگونگی ارتباطش با بزرگ‌ترین متحدش اثر بگذارند، موضوعی که رییس جمهوری افغانستان آن را رد می‌کند.
زمانی که موضوع دریافت پول نقد از جانب دست‌یاران آقای کرزی از ایران رسانه‌ای شد، توجه بسیاری به نفوذ ایران و پاکستان در ارگ جلب شد. وقتی نیویورک تایمز گزارش داد که دست‌یار ارشد آقای کرزی از سفیر ایران پول گرفته و این پول «برای تأمین منافع ایران در کاخ ریاست جمهوری افغانستان به کار می‌رود»، منتقدان آقای کرزی نسبت به نفوذ همسایگان در میان اطرافیان او هشدار دادند.
دیدگاه سیاسی
براساس این دیدگاه، سیاست پرخاش‌جویانه‌ی کرزی در برابر آمریکا، جایگاه او را به عنوان یک رهبر مستقل و منتخب مردم در جامعه و منطقه تقویت می‌کند. چرا که بخشی از جامعه و به‌ویژه گروه‎های شورشی او را «دست‌نشانده‌ی» آمریکا می‌دانند.
گروه‌های شورشی با دستگاه‌های تبلیغاتی مؤثری که در اختیار دارند و با مردم روستایی هم از نزدیک ارتباط دارند، حکومت آقای کرزی را «پوشالی» معرفی می‌کنند. طالبان در بیانیه‌های خود حکومت او را «اداره‌ی کابل» می‌خوانند. علاوه بر‌این، به دلیل حضور نیروهای بین‌المللی در افغانستان، برخی از کشورهای همسایه، به‌ویژه ایران کشور او را «اشغال‌شده» می‌خوانند.
این‌ها فشار سیاسی و تبلیغاتی زیادی بر حکومت آقای کرزی وارد می‌کنند و حکومت او برای مقابله با آن‌ها ابزارهای تبلیغاتی نیرومندی در اختیار ندارد. رسانه‌های حکومتی به باور ناظران ضعیف عمل می‌کنند و رسانه‌های خصوصی هم در این خصوص به یاری آقای کرزی نمی‌روند.
کسانی که طرف‌دار بررسی سیاسی تنش بین آقای کرزی و آمریکا هستند، معتقدند که در این میان در پیش گرفتن سیاست پرخاش‌گرانه در برابر آمریکا، از راه‌های ثبوت استقلال رییس دولت در تصمیم‌گیری‌هایش است. براساس این دیدگاه، تلاش برای محدود کردن دامنه‌ی عملیات نیروهای بین‌المللی، انتقادهای تند و صریح از اشتباه‌های این نیروها و به‌ویژه در مورد تلفات غیرنظامیان و «استعماری» خواندن قدرت آمریکا، در همین راستا قابل بررسی است.
دیدگاه جامعه‌شناختی
تصمیم‌گیری حکومت حامد کرزی در تعامل با واحدهای جامعه‌ی بین‌المللی برایند سیاست‌گذاری ساختارها و کارگزاران سیاست خارجی و متأثر از فرهنگ جامعه‌ی کشور است. سنت‎های اجتماعی و برخی مفاهیم ریشه‌دار در فرهنگ مردم به صورت ناخودآگاهانه هم که شده، در تصمیم‌گیری‌های حکومت اثر می‌گذارد.
۱ـ۵. سنت‌ها
سنت‌های اجتماعی در افغانستان هم‌چنان نیرومند و بی‌رقیب است. این سنت‌ها همه‌ی عرصه‌های زندگی را تحت تأثیر قرار می‌دهند. هنوز لیبرالیسم و فردگرایی مبتنی بر عقلانیت غربی در فرهنگ سفت و سخت جامعه‌ی افغانستان خیلی جا باز نکرده است. این وضعیت سیاست عمومی و حتا سیاست خارجی کشور را هم تحت تأثیر قرار می‌دهد. لباس سنتی آقای کرزی‌ـ پیرهن و تنبان، کلاه پوست و چپن‌ـ نمادی از اهمیت این سنت‌ها در پوشش فرد اول کشور است.
به نظر برخی، اثرگذاری این سنت‌ها تنها در حد پوشش آقای کرزی باقی نمانده، بلکه بر رفتار او هم اثر گذاشته است. شیوه‌ی سخنرانی و تصمیم‌گیری‌های کلان آقای کرزی بیان‌گر این موضوع است. او در تصمیم‌گیری‌های دشوار به جرگه، سنتی‌ترین شیوه‌ی تصمیم‌گیری کشور مراجعه کرده است. این شیوه‌ی تصمیم‌گیری به آن ریزه‌کاری‌ها دیپلماتیک مبتنی بر محاسبه‌ی عقلانی در سیاست‌گذاری محل چندانی نمی‌دهد.
۲ـ۵. بیگانه‌ستیزی
یکی از مفاهم اساسی در روابط افغان‌ها با خارجی‌ها، «بیگانه‌ستیزی» است که در فرهنگ آن‌ها ریشه‌های عمیقی دارد. به نظر فاروق انصاری، استاد تاریخ، «تجربه‌ی بد ارتباط با بیگانه‌ها» و عدم شناخت درست از آن‌ها، ریشه‌های «بیگانه‌هراسی» را در روان اجتماعی مردم افغانستان تقویت کرده است.
«پس‌زمینه‌ی ناخوش‌آیند تجربه‌ی روابط خارجی به اضافه روحیه‌ی بیگانه‌ستیزی در جامعه و حضور بی‌سابقه‌ی نیروهای خارجی در کشور در نبود استراتژی مدون، مدیریت سیاست خارجی افغانستان را با چالش‌هایی مواجه کرده که تنش در روابط این کشور با آمریکا می‌تواند بخشی از آن باشد».
بیش از صد سال تسلط استعمار بریتانیا بر روابط خارجی افغانستان و سه جنگ افغان و انگلیس، مفهوم «بیگانه‌ستیزی» را در افغانستان‌ واقعیت بخشید. این مفهوم در این مدت از سوی زمام‌داران کشور تقویت می‌شد. در عین حال، هند بریتانیایی هم در مقطعی از تبلیغ در این راستا حمایت می‌کرد، چرا که «بیگانگی» افغانستان با همسایه‌های غربی و شمالی‌اش، این کشور را به سپری برای حفظ منافع بریتانیا در هند در برابر روسیه تبدیل می‌کرد. علاوه بر‌آن، این مفهوم برای ده‌ها سال از طریق کتاب‌های درسی مکاتب در روحیه‌ی کودکان افغان تزریق می‎شد و آن‌ها از آغاز آموزش با واژه‌ی «اجنبی» و بار منفی آن آشنا می‌شدند.
بیگانه‌ستیزی و انزوای تاریخی در دوره‌ی کم‌تر از صد سال تسلط بریتانیا بر روابط خارجی‌ افغانستان، بر تجربه‌ی روابط خارجی افغان‌ها اثر منفی به‌جا گذاشته است. تلاش امان‎الله خان، پادشاه سابق افغانستان پس از استقلال در ۱۹۱۹ برای گسترش روابط خارجی کشورش ناکام شد. ناتوانی افغانستان در استفاده از وضعیت جنگ سرد، این کشور را به بحران کشاند.
آقای کرزی در سخنرانی افتتاحیه‌ی لویه جرگه‌ی اخیر با طرح مفهوم «جنگ» و «سیاست» در برابر «بیگانگان» در تاریخ معاصر افغانستان، به صورت ضمنی به همین موضوع اشاره کرد. او از لویه جرگه خواست که اجازه دهد که در روابطش با آمریکا «سیاست» کند و در سخنرانی اختتامیه‌ی جرگه شروطی را برای بستن توافق‌نامه همکاری درازمدت امنیتی با آمریکا مطرح کرد. این امر گفت‌وگوها درباره‌ی این توافق‌نامه را به بن‌بست کشاند. ناظران به این باورند که این برخورد آقای کرزی با متحد استراتژیکش، ناشی از تعامل محتاطانه‌ی او با «بیگانه‌ها» است.
البته نمی‌توان برخورد آقای کرزی با آمریکا را «بیگانه‌ستیزانه» دانست، ولی به طور کلی پس‌زمینه‌ی ناخوش‌آیند تجربه‌ی روابط خارجی به اضافه‌ی روحیه‌ی بیگانه‌ستیزی در جامعه و حضور بی‌سابقه‌ی نیروهای خارجی در این کشور در نبود استراتژی مدون، مدیریت سیاست خارجی افغانستان را با چالش‌هایی مواجه کرده که تنش در روابط این کشور با آمریکا می‌تواند بخشی از آن باشد.
پیامدها
به طور کلی تنش‌ها در روابط رییس جمهوری افغانستان و آمریکا به عنوان دو متحد استراتژیک در مبارزه با تروریسم خوب ارزیابی نمی‌شود. منتقدان این تنش‌ها را نکوهش کرده‌اند، اما خود دو طرفِ جدال، با انتقاد از طرف مقابل، خود را ناگزیر به پرداختن به این جدال دانسته‌اند.
هرچند پایان این جدال هنوز مشخص نیست، ولی به نظر می‌رسد که بخش عمده‌ای از چگونگی روابط دو طرف در گرو امضای قرارداد امنیتی است. اگر این قرارداد امضا نشود پیامدهای گسترده‌ای به دنبال خواهد داشت و به نظر برخی حتی اگر امضا هم شود، این امر پایان کامل تنش نخواهد بود، بلکه آثارش بر روابط بین دو کشور باقی خواهد ماند. در هر دو حالت، نتایج این تنش برای افغانستان و آمریکا هم به صورت مشترک و هم به صورت جداگانه قابل بررسی است.
۱. افغانستان
حامد کرزی حدود شش ماه دیگر بر سر قدرت خواهد ماند. منتقدان او اظهار خوش‌بینی می‌کنند که با کنار رفتن او آثار این تنش‌ها هم محو خواهند شد. از نظر آن‌ها، این تنش‌ها به حساب شخص آقای کرزی گذاشته می‌شود. اما تحلیل‌گران سیاسی می‌گویند که اگر آقای کرزی قرارداد امنیتی را امضا کند، روابط افغانستان و آمریکا بهبود خواهد یافت، ولی پیامدهای آن پس از پایان ریاست جمهوری او هم به‌جا خواهد ماند. چرا که آمریکا در روابط خود با افغانستان در هر حالتی این تنش‌ها را در نظر خواهد گرفت و جانب احتیاط را رعایت خواهد کرد.
در حالت دوم پیش‌بینی‌ها بسیار بدبینانه‌اند. اگر قرارداد امنیتی را آقای کرزی امضا نکند، یک احتمال این است که رییس جمهوری بعدی امضا خواهد کرد یا اصلاً امضا نخواهد شد. در آن صورت تبعات منفی تنش بین دو کشور بیش‌تر خواهد بود و حتا احتمال پیش آمدن بحران و پایان حضور آمریکا در افغانستان هم دور از امکان نیست. در هر حالتی، هر پیامدی به عنوان «میراث» آقای کرزی محاسبه خواهد شد.
۲. آمریکا
پیمان امنیتی موضوع حضور یا خروج آمریکا از افغانستان را تعیین می‌کند. در حالتی که این قرارداد امضا نشود، آمریکا «گزینه‌ی صفر»، خروج کامل نیروهایش از افغانستان را بررسی خواهد کرد. در آن صورت برای آمریکا مبارزه با تروریسم و همکاری با دولت افغانستان در این مبارزه بسیار دشوار و پرهزینه خواهد شد. علاوه براین، آمریکا یک موقعیت استراتژیک را در این مبارزه و تعاملات منطقه‌ای و بین‌المللی از دست خواهد داد. با این محاسبه، تلاش‌ها بر این خواهد بود که آمریکا این موقعیت را از دست ندهد.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه