قربانی کردن نمادین به نیابت از خدا

اطلاعات روز

نعمت قاسمی
ذات یک ملت وجود خود را در تاریخ آن ملت آشکار می‌کند. گفته‌ی معروف هگل، مصداق نوستالژی نا‌کجا‌آباد جامعه‌ی ماست. جامعه‌ی سرخورده از ناملایمات زمان، بیزار از امروز و گذشته به نفی پندار عام و کلیت فراگیر که زیر‌بنا یا ذات آن گسست تاریخی از عصر هم‌بستگی است، می‌پردازد. نفی ذات و فرهنگی که زیر‌بنای آن دگرگون ناپذیر است. فرهنگ رسوب یافته و نامتغیر دوران گسستی که با ماهیت سیاسی متصلب ظهور یافت، نمایان‌گر رخدادی بس ناگوار در حوزه‌ی اجتماع و فرهنگ این سرزمین به‌ شمار می‌رود.
ظهور عصر گسست با کانون متناقض‌گونه‌ی بنیادین و نمادین سیاست، پندار مطلق و دیگر‌ناپذیر، به نفی پندار تکامل‌پذیر آغاز یافت. نفیی که مُهر واپس‌گرای تمدن‌ستیز را بر بُعد معرفت و هستی یگانه و ماندگار این سرزمین برجای نهاد. بنیان تاریخی این سرزمین با رسوب یافتگی فرهنگ غیریت‌ساز و خصلت‌های جبرگرایانه‌ی فرهنگ دوران گسست، آن دوران یگانه را مقهور خویش گرداند. ظهور واپس‌گرایی، قدرت تبارز مجدد پذیرش هم‌نوع، تکثر و عقلانیت تعیَن بخش را که نماد عینی آن اندیشیدن و تفکر باشد، به یغما برد.
گویا روال تسخیر احساس جمعی و عنصر فریب و نیرنگ جزئی واقعیت جدایی‌ناپذیر عصر گسست به فرایند حقیقت مبدل گشت. حقیقتی رسوخ ناپذیر که تفکر را در محوطه‌ی ظهور ممتنع گرداند. حقیقت در این مقطع به دلیل بسط و گسترش نامفهومش بدیهی گردیده و مقبول احساس جمعی واقع می‌شود.
پس از پذیرش جمع، حقیقت تمیز کننده‌ی جدال کفر و ایمان و انسان ایمانی مسلماً با حربه‌ی کفر از فراز آسمان عصمت مراقب دایمی گناه‌کاران زمینی می‌باشد. کافر و پرسنده با چالش کشیدن دایماً و اصالتاً خاطی و انسان مکلف به تکلیف هم‌چنان مراقب است تا سوال پرسنده حقانیتش را به چالش نگیرد. چنین انسانی جهان‌پُرسایی را نمی‌شناسد و تصوری زهرآگین از آن برای خودش می‌سازد و به دیگران القا می‌کند. به همین علت، انسان ناپُرسا در وضع موجود و مفلوک، خود را محق و بر آن‌چه نمی‌شناسد، تکلیف تعیین و تحٌکم می‌بخشد. از آن‌جا که فرهنگ ناپرسا و دیگر‌ناپذیر در اکنونیت خویش با احساس جمعی تبلور یافته لزوماً برای دفع شر و پلیدی انسان را به طور نمادین و به نیابت از خدا قربانی می‌کند.
تعارض نهفته در نیابت، نمایان‌گر توهم برای باز‌آفرینی خشونت است. باز‌آفرینی خشونت عصر گسست برای به رخ کشیدن به غیر و آگاهی جمعی به‌شدت لازم است. اما باز‌آفرینی در عمل، عامل درماندگی است، زیرا تلاش برای باز‌آفرینی در واقعیت، باقی ماندن در زندان غیریت‌ساز و تکامل‌ناپذیر است. باز‌آفرینی فرهنگ و رخداد نامطلوب عصر گسست برای آموختن شیوه‌های سلطه همراه با قطع ارتباط میان خود و دیگری به گونه‌‌ای بر‌خود لرزیدن از وحشت ریشه‌کن شدن تلاش برای ماندن در تقدیر تسلط یافته نیست، بلکه قربانی کردن خود است. خودی که سعی بر لذت بردن از تماشای مراسم قربانی کردن نمادین به نیابت از خدا را داشت، قربانی اعمالش می‌گردد. باز‌آفرینی فرهنگ ناپرسا و انعطاف‌ناپذیر به خاطر صیانت از نفس و درماندگی جز میل بنیادین به تقلید خشونت عصر گسست نیست. جوهر تقلید خشونت برای رسیدن به عصر آغازین فرهنگ گسست در تفاوت‌ها نیست، بلکه در میلی غضب‌آلود و جنون‌آمیز به هم‌سانی، عقل، هم‌گرایی و بودن است.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه