شب شنبهی کابل، شب پرالتهاب، خونین و وحشتباری را سپری کرد. سه مهاجم انتحاری بر یک مهمانخانهی خارجی در منطقهی وزیر اکبر خان حمله بردند و بیست و سه شهروند خارجی و افغانستانی را کشتند. این رویداد محکومیت گستردهی بینالمللی را در پی آورد. اکثر سفارتخانههای خارجی در کابل، شماری از کشورهای خارجی، بهشمول آمریکا و انگلیس، اتحادیهی اروپا، سازمان ملل متحد و دولت افغانستان این رویداد را نکوهش کردهاند. از نظر میزان تلفات بر نیروهای خارجی، این رویداد در نوع خود در کابل بیسابقه میباشد. هرچند پیش از این بارها شاهد یورشهای مسلحانه و انتحاری بر تأسیسات داخلی و خارجی در افغانستان بودهایم، اما هیچکدام به اندازهی رویداد شب گذشته تلفات سنگین را به بار نیاورده است. در این رویداد هشت شهروند داخلی و سیزده شهروند خارجی که در میان آنها کارمندان سازمان ملل متحد، کارمندان و رییس نمایندگی صندوق بینالمللی پول هم شاملاند، کشته شدند. طالبان گفتهاند که این حمله را در واکنش به حملهی هوایی نیروهای آمریکایی در ولایت پروان انجام داده که در آن سیزده غیرنظامی کشته شده بود.
این حمله در حالی انجام شده است که رهاسازی چهرههای خطرناک تروریست و فرماندهان طالبان از زندان بگرام از جنجالیترین بحثهای هفتهی گذشته میباشد. رییس جمهور کرزی تصمیم گرفته هشتاد تن از این مجموعه را که از افراد خطرناک تروریستی توصیف شدهاند، رها کند و افزون برآن، رهاسازی انتحاریهای بازداشت شده و مشی امتیازبخشی به طالبان بیش از دو سال است که جریان دارد. شاید همین انتحاریها از مجموعه کسانی باشند که پیش از این از سوی نیروهای امنیتی بازداشت شده و از سوی رییس جمهور کرزی دوباره رها شده باشند.
این حمله همه را نگران کرده و پرسش تکراری در مورد امنیت کابل، حفاظت از جان غیرنظامیان و جلوگیری از تکرار اینگونه رویدادها را بار دیگر زنده کرده است. با آنکه حوادثی چون حملات انتحاری، انفجار ماینهای کنار جاده، درگیریهای رو در رو میان دولت و مخالفان مسلح، پدیدههای آشنا برای مردم افغانستاناند و هر روز حوادثی از این دست در بخشهای مختلف کشور بهوقوع میپیوندند، اما وقوع این حوادث در شهر کابل با اتفاقات مشابه آن در نقاط دوردست کشور متفاوت است. بروز هر حادثهای در شهر کابل به عنوان پایتخت کشور و همچنین مرکز قدرت و توان دولت میتواند نگرانیهای مضاعفی را برای مردم به وجود آورده و بر دشواریهای زندگی مردم بیافزاید و از همه مهمتر، این شهر را برای سازمانهای بینالمللی، شهروندان خارجی و نهادهای کمکرسان بینالمللی که نقش زیادی در کمک به مردم افغانستان دارد، ناامن بسازد.
حملات انتحاری و انفجاری از پرتلفاتترین حملات دشمن بر نیروهای امنیتی و مردم ملکی در کشور میباشند. در حال حاضر مخالفان توانایی مقابلهی رو در رو با نیروهای امنیتی کشور را ندارند، اما انتحار و انفجار ابزارهای قدرتمندی در دست مخالفان مسلحاند که با اثرات گسترده و با هزینهی کمتر هر روز در بخشهای مختلف کشور به اجرا گذاشته میشوند. استفادهی گستردهی مخالفان مسلح دولت از این تکنیک، نشانگر این واقعیت است که بهرغم تمامی پیشرفتها در نیروهای امنیتی کشور، هنوز قدرت اطلاعاتی و کشفی این نیروها ضعیف است و این نیروها نمیتوانند تمامی برنامههای دشمن را پیش از رسیدن به هدف خنثا سازند.
این واقعیت بر هیچکسی پوشیده نیست و ما بارها شاهد بودهایم که مخالفان مسلح تمامی امکانات مورد نیازشان را از کشورهای بیرونی به شهر کابل میرسانند و در اینجا تمامی برنامههای خود را به دور از چشم دستگاههای اطلاعاتی عملیاتی میسازند. این ضعف در نیروهای امنیتی ناشی از بیتوجهی به اهمیت اطلاعات و نظارت بر عملکرد مخالفان است که باعث میشود نیروهای امنیتی در بسیاری موارد به جای قرار گرفتن در مقام تهاجمی، حالت دفاعی به خود بگیرند. در حال حاضر که مخالفان مسلح دولت به شکل گسترده از حملات انتحاری و انفجاری علیه دولت و مردم افغانستان استفاده میکنند، تقویت بخشهای اطلاعاتی نیروهای امنیتی از اهمیت اساسی برخوردار است و توجه به این امر میتواند فرصت بیشتری برای نیروهای امنیتی در مواجهه با دشمن را فراهم آورده تا آنان بتوانند جلو اینگونه حملات مخالفان مسلح را در کشور بگیرند.
وقوع این حادثه تأثیرات ناگواری را بر روح و روان مردم به جا خواهد گذاشت و مردم را نسبت به آیندهی کشور بیش از پیش نگران خواهد ساخت. تأثیرات این حملات و ناتوانی نیروهای امنیتی در جلوگیری از آن، نه تنها نگرانیهای روحی و روانی را در میان مردم به وجود میآورد، بلکه اثرات آن در زندگی روزمره و جریان زندگی عادی مردم نیز مشهود خواهد بود.
شبِ خونینی که گذشت و ترسی که پا برجاست
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه