پس از ماهها تنش در روابط کابل-واشنگتن و دیدگاههای منفی دو شریک استراتژیک، برای اولین بار نشانههایی از امیدواری به امضای توافقنامهی امنیتی با آمریکا از سوی کابل به رسانهها ابراز شد. ایمل فیضی، سخنگوی رییس جمهور در صفحهی فیسبوک ارگ نوشته است که «موافقتنامهی امنیتی قبل از لویه جرگهی مشورتی در حالت ابهام بود که آیا مردم افغانستان با امریکا موافقتنامهی امنیتی و دفاعی را میخواهند یا نه، اما با برگزاری لویه جرگهی مشورتی معلوم شد که مردم افغانستان این موافقتنامه را میخواهند. مردم افغانستان این اطمینان را به امریکا دادند که افغانستان خواهان دوستی و ادامه همکاری با امریکا میباشند و این فیصلهی مردم در لویه جرگهی مشورتی را رییس جمهور و حکومت افغانستان احترام دارد». وی افزوده است که «با آمدن این وضاحت مهم و بزرگ که مردم افغانستان موافقتنامهی امنیتی را تأیید کردند، امریکا باید برای امضای آن عجله نکند».
این بخش سخنان سخنگوی رییس جمهور نشان میدهد که کابل در هنگامهی سخنرانی اوباما که قرار است بهزودی برگزار شود، کرنشی را برای واشنگتن نشان داده است. همچنان در اعلامیهای که از سوی ارگ منتشر شده، آمده است: «چنانچه رییس جمهور در کنفرانس اخیرش نیز خاطرنشان کرد که اگر امریکا بعد از برگزاری لویه جرگهی مشورتی سعی و تلاشهای لازم برای آغاز عملی پروسهی صلح افغانستان را انجام داده باشد، ولی نظر به عدم همکاری و ایجاد موانع از سوی یک جانب دیگر در این راستا، تلاشها و اقدامات امریکا با ناکامی مواجه شده باشند، امریکا باید آن را رسماً اعلام کند».
این دو محور از سه محور اصلی اعلامیه ارگ در قبال موافقتنامهی امنیتی نشان میدهد که ارگ ریاست جمهوری کم کم برای انعطاف در موضعش آماده میشود. نرمش کابل، میتواند شوق آمریکا برای همکاری با افغانستان را افزایش دهد. این انعطافپذیری میتواند مقامهای آمریکایی را مجاب کند که برای امضای موافقتنامه با افغانستان به وقت بیشتری نیاز است.
اما هنوز هم اطمینان کامل از اینکه موافقتنامه امضا شود، وجود ندارد، بهویژه اینکه ارگ یکبار دیگر بر پیششرطهایی تأکید کرده است که از لحاظ منطقی نتیجه گرفتن از آن تا پایان دوران ریاست جمهوری کرزی ممکن نیست. در بخشی از اعلامیهی ارگ آمده است: «امریکا باید انتظار بکشد و در ارتباط به شرایط افغانستان همکاری و اقدامات لازم را انجام دهد. آغاز عملی و علنی پروسهی صلح یکی از شرایط ماست که امریکا باید آن را بپذیرد. ما میخواهیم که بهانهی جنگ در افغانستان پایان یابد و طرف جنگ معلوم شود. ما نمیتوانیم این سند را با وجود مبهم بودن دشمن واقعی و عدم پایان یافتن جنگ و کشتار مردم و تداوم عملیاتها بالای خانهها و قرا و قصبات افغانستان، به امضا برسانیم و بر پناهگاهها و منابع تمویل و تجهیز تروریزم هیچتمرکزی صورت نگیرد».
تأکید ارگ براین پیششرطها اگر از یک جانب نشان دهندهی نگرانی جدی از فعالیت طالبان و روند بیسرانجام صلح است، از جانب دیگر، بخشی از دیپلماسی فعال حکومت در قبال حمایت پاکستان از تروریزم است. کابل از واشنگتن میخواهد که واضح کند، مانع اصلی روند صلح کیست؟ همچنان ارگ هنوز هم تأکید دارد که لانههای تروریزم (مناطق مرزی پاکستان) بایستی هدف اصلی مبارزهی ضدتروریزم آمریکا باشند. اما آمریکاییها هنوز از اعمال فشار جدی بر مناطق قبایلی پاکستان خودداری کردهاند. جنگ علیه تروریسم، هنوز در جغرافیای افغانستان دنبال میشود. از اینرو، یکی از نگرانیهای جدی کابل، همین است که چرا لانههای تروریزم هدف مبارزه و جنگ ضدتروریستی نمیشوند.
اما این تنها جزئیات نگاه کابل نسبت به موافقتنامهی امنیتی و روابط درازمدت با واشنگتن نیست. اگر یکی از دلایل، سختگیری کرزی در چانهزنیهای موافقتنامهی امنیتی، این نگرانی امنیتی و برنامهای باشد، آنگاه دلایل دیگری نیز در سردی روزافزون روابط کابل-واشنگتن وجود دارند که بخشی از این سردیها ناشی از موضع تندیاند که رییس جمهور کرزی در پیش گرفته است. این سردی هرچند که از یکسو ناشی از مطالبات برحق کابل است، اما از جانب دیگر، ازدیاد فاصله میان کابل–واشنتگن ناشی از راهی است که شخص رییس جمهور در حال پیمودن است. راهی که رییس دولت میرود، راه ملت نیست. مشورهی ملت امضای این موافقتنامه بود، اما حرف کرزی شرطهایی است که گمانهزنیهای سیاسی فراوانی در مورد آن وجود دارند.
از اینرو، ضمن اینکه اعلامیهی تازهی ارگ نشانههایی از امیدواری در بهبود روابط و روی کار افتادن دوبارهی دیپلماسی همسویی است، اما این اعلامیه همچنان حاوی شرطهای تکراری است که کرزی آن را برای توجیه موضع خود در قبال موافقتنامهی امنیتی برای مردم عرضه میکند. اما کابل- واشنگتن برای توافق بر تعهدات مشترک امنیتی و دفاعی به دیپلماسی سازندهتر از این نیاز دارند و برای رسیدن به این توافق بایستی محدودیتهای دو طرف گفتوگو را درک کنند. از اینرو، حالا نیاز اصلی به سرعت بخشیدن به دیپلماسی دوجانبه بر سر محور موافقتنامهی امنیتی است. گزینهی صفر بدترین انتخاب برای هردو طرف است. از اینرو، هر دو طرف باید از انتخاب آن خودداری کنند. لذا، توافق شرط مهم انتخاب نکردن گزینهی صفر است.
گزینهی صفر انتخاب کیست؟ «تأملی بر اعلامیهی تازهی ریاست جمهوری»
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه