چرخش مواضع «سرقوماندان اعلی» ناشی از چیست؟

اطلاعات روز

متین اقبال

غنی وقتی به ارگ رفت، طالبان را «مخالفان سیاسی» خواند، بعد راه اسلام‌آباد را در پیش گرفت و دست «همکاری همه جانبه» به سوی این کشور متخاصم دراز کرد و سرانجام تا گفت‌وگوهای چهار جانبه صلح پیش رفت و به بن‌بست رسید.
در ضمن، موازی با عمر حکومت وحدت ملی، طالبان که یک گروه منزوی و متواری بود تبدیل به نیرویی شد که نیمی از خاک کشور را زیر کنترل گرفت و ‌عملاً دوبار ولایت قندوز را سقوط داد و مراکز بسیاری از ولسوالی‌ها را در دیگر مناطق به دست گرفتند. جدای از این‌که طالبان از طریق جنگ تا چه حد دست به گسترش حاکمیت خود زدند، گزارش‌های زیادی وجود دارد که حکومت عمداً و بدون هیچ نبردی، برخی مناطق را در هلمند و بغلان (توافق‌نامه دندغوری) به طالبان واگذار کرد و همین‌طور امکانات جنگی ارتش یا به گروه طالبان فروخته شد یا به نحوی به جنگ‌جویان طالبان واگذار گردید.
تلفات افراد ملکی و نظامی هم گویای این واقعیت است. بیشترین رقم تلفات در سه سال گذشته اتفاق افتاده است.
در ماه مارس 2015، غنی طی دیداری در واشنگتن گفت که به دنبال راهی جهت عذرخواهی از طالبان است. غنی دلیل عذرخواهی از طالبان را این‌گونه بر شمرده بود: برخی از اعضای طالبان شکایات قانون داشتند و «مردم به اشتباه زندانی شدند، مردم شکنجه شدند. آن‌ها در خانه‌های شخصی یا زندان‌های خصوصی شکنجه شدند.»
غنی با طرح این‌که گویا طالبان شکنجه شده‌اند، این پرسش را مطرح کرد: «چه‌طور شما به اين مردم خواهيد گفت كه شما معذوريد؟ /عذر مي‌خواهيد؟»
غني تاکید کرده بود که «صلح به معناي بخشيدن خون ها است!» و علاوه کرد كه جنگ جهاني دوم يك مثال خوب عفو تاريخي بود.
اما چه شد که حکومت وحدت ملی از مواضع اولی خود علیه طالبان عقب‌نشینی کرد؟
اولویت اصلی اشرف غنی صلح بود نه جنگ. غنی در سخنرانی‌هایش وقتی پای جنایت طالبان در میان است، از این گروه با اکراه و به ندرت نام می‌گیرد. حتا پس از این‌که ارگ در برابر طالبان تغییر موضع داده و با توجه به این که طالبان مسئولیت بسیاری از حملات انتحاری را که در آن افراد ملکی قربانی می‌شوند، به عهده می‌گیرد؛ با این هم، غنی و اعلامیه‌های ارگ از آوردن نام طالبان به عنوان گروهی که دست به این جنایت می‌زنند، نام نمی‌گیرد.
سیاست صلح‌جویانه یا به عبارت روشن‌تر، مماشات غنی در برابر گروه جانی مثل طالبان، تاثیر فوری و منفی بر روحیه جنگی سربازان گذاشت. مهم تر این‌که، وقتی صلح در اولویت برنامه غنی قرار گرفت و جنگ گزینه بعدی شد، نهادهای امنیتی سیاسی شد و نیز از محراق توجه او افتاد و در عوض، شورای عالی صلح اهمیت پیدا کرد. به رغم توجه و سرمایه‌گذاری حامد کرزی به این شورا، تقریباً از شورای عالی صلح فقط نام این نهاد باقی مانده بود. اما غنی مجدداً این شورا را که دیگر هیچ کشور حاضر نبود هزینه سالانه آن را پرداخت کند، احیا کرد.
این سوال که چه‌طور غنی حالا جنگ را بر صلح ترجیح داده است پاسخ قطعی نیافته است. آنچه در حال حاضر موجب تغییر دیدگاه غنی نسبت به جنگ و صلح شده است، تویت و سپس صحبت رییس جمهور آمریکا با هیات شورای امنیت ملل متحد در مورد طالبان است.
اخیرا دونالد ترامپ، رییس‌جمهور امریکا در واکنش به موج شدید حملات انتحاری طالبان در کابل، تویت زد که طالبان دست به کشتار زنان و کودکان می‌زنند و ما به این گروه اجازه نمی‌دهیم تا پیروز شوند. ترامپ تویت‌اش را در نشست با هیات شورای امنیت ملل متحد کامل کرد و گفت با طالبان گفت‌وگو نمی‌کنیم.
ارگ با شنیدن حرف ترامپ، ناگهان گفت بلی، ما صلح را در میدان جنگ جست‌وجو می‌کنیم، زیرا طالبان از خط سرخ عبور کرده‌اند.
در واقع، گفت‌وگو با طالبان و مذاکره با دیگر مخالفان دولت (حکمتیار) راهبرد کلی و اصلی غنی بود، سیاستی که غنی قبل از رسیدن به قدرت آن را دنبال می‌کرد و در صدد تحقق آن بود. حالا به نظر می‌رسد این راهبرد به دلیل موضع پسین ترامپ در قبال طالبان دست‌خوش تغییر شده است.
اگر سیاست فعلی غنی در برابر طالبان از رویدادهای خونین و حملات مرگ‌بار سه سال آخر و بعد از مرگ هزاران نفر از شهروندان ملکی و نظامی دگرگون شده باشد مایه امیدواری است. آشکار است که سیاست صلح‌جویانه غنی بسیار سنگین تمام شد. هزینه و رنج این سیاست نادرست و خلاف واقع را مردم پرداخت کردند.
سوال بعدی این است که چه‌قدر می‌توان به تغییر موضع غنی در مقابل طالبان امید بست؟ آیا غنی به این حرفش که طالبان از خط سرخ عبور کرده‌اند و دولت با این گروه می‌جنگد، صادق است؟
موضع تازه ارگ از تویت ترامپ سر چشمه می‌گیرد. ترس از این وجود دارد در صورتی که حساب تویتر ترامپ مثل قبل مسدود شود، ارگ مجددا به روش قبلی پناه نبرد. چرا که طالبان مدام گفت‌وگو را رد کرده یا حاضر به مصالحه نیست و هر روز دست به جنایت می‌زنند. از سویی هم، این سیاست تازه ارگ عمق ندارد.
حوادث تلخی که طالبان خلق کردند، رهبران حکومت وحدت ملی را متقاعد نکرد تا موضع خود را در برابر طالبان تغییر بدهند. این مسأله حکایت از پیروی بی چون و چرای ارگ از سیاست کاخ سفید دارد. خوب است موضع ارگ با مواضع بزرگترین حامی دولت افغانستان هماهنگ و همخوان باشد. اما دولت جای برای آزمون و خطا نیست.
هر استراتيژیی در این سطح که یک شبه طراحی یا تغییر کند نشان‌دهنده بی‌ثباتی فکری و بی‌برنامگی و در عین حال پیامد آن به شدت خطرناک است.
سیاستی را که غنی از همان اول در برابر طالبان اتخاذ کرد مبتنی بر واقعیت‌های جامعه نبود. گفت‌وگو این نیست که دروازه‌های شهر را به روی ماشین‌های مملو از مواد منفجره باز بگذاریم و راه را به روی انتحاری ها هموار کنیم. هیچ یکی از طرف‌های مذاکره قبل از شروع گفت‌وگو و توافق، دروازه‌های زندان‌ها را باز نمی‌گذارد تا تروریست‌ها و افراد مظنون بدون هیچ بازخواستی رها شوند. اما موضع فعلی ارگ در کنار اینکه دولت را به صلح نزدیک‌تر می‌کند، از اقبال مردمی هم برخوردار است. در حال حاضر جنگ با طالبان و دیگر گروه‌های تروریستی اولویت دارد. این گروه‌ها تا سرکوب نشوند حاضر به مذاکره نمی‌شوند.
در اوج حملات شهری طالبان، شاه حسین مرتضوی، سخنگوی ارگ گفته بود:
همیشه دل خوشی‌ام بوده آخر بازی
یک دو مهره را به عمد اشتباه بردارم
سیاست ارگ در برابر طالبان اشتباه محض و مرگبار بود. هر عملی عمدی که نتیجه آن منجر به مرگ هزاران نفر بی‌گناه شود، جرم است و بایستی پیگرد قانونی شود. این هم روشن است که ارگ «بازیگر» نیست، مهره است.
«اشتباه عمدی» ارگ منجر به فاجعه چهارصد بستر، قل اردوی شاهین، ولسوالی میوند قندهار، کانتیننتال، ده‌ها مساجد و خیابان شد. در نتیجه اشتباهی عمدی که ارگ مرتکب شد، خون 150 شهید و 500 زخمی در چهارراهی زنبق روی جاده ریخت. این اشتباه عمدی سبب شهادت 80 نفر و 400 زخمی جنبش روشنایی در دهمزنگ شد.
این بازی شطرنجی، در مسجد الزهرا، امام زمان، باقرالعلوم، هرات، مسجد امام زمان پل خشک صدها نفر را به کام مرگ فرستاد.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه