گلبدین حکمتیار در کجای تحقیق ملگرام قرار دارد؟

اطلاعات روز

آصف مهری- کارشناس ارشد آموزش‌وپرورش دانشگاه ایلنوی جنوبی
آنچه را در این مقاله خواهید خواند خلاصه‌یی از مقاله‌ی ستانلی ملگرام در رابطه به اطاعت‌پذیری در انجام جرم است. بعد از مرور خلاصه‌ی این مقاله،‌ موضوع اصلی را که ارتباط اطاعت‌پذیری در انجام جرم است،‌ به بحث خواهم گذاشت.
خلاصه‌ی تحقیق ملگرام و نقش اطاعت‌پذیری در انجام جرم و جنایت‌
یکی از تحقیقات مشهور و بحث‌برانگیز در روانشناسی توسط ستانلی ملگرام در سال 1963 انجام شد.‌ هدف ملگرام از انجام این تحقیق آشکار کردن سطح «فرمانبرداری » در افراد بود. ملگرام (1963) بعد از این‌که اکثر مجرمان دادگاه جنگ نورنبرگ مسأله‌ی فرمانبرداری و اطاعت را به‌حیث دفاعیات‌شان پیش‌کشیدند، به این فکر شد تا تحقیقی در این زمینه انجام دهد . این تحقیق در سال 1961 یک سال بعد از محکمه‌ی ادولف «آیشمن» آغاز گردید و می‌خواست به این سؤال که «‌آیا آیشمن و شرکای جرمی‌اش در واقعه‌ی هلوکاست صرف اوامر را انجام می‌دادند؟» پاسخ دهد .
ملگرام (1963) از طریق یک اعلان روزنامه از افراد علاقمند دعوت کرد تا در یک تحقیق آموزشی در دانشگاه ییل اشتراک کنند. البته متن اعلان تأکید داشت تا تمام اشتراک‌کننده‌های تحقیق مرد باشند. اشتراک‌کننده‌ها از طریق یک قرعه‌ی جعلی باید در نقش شاگرد و معلم انتخاب می‌شدند؛ اما قرعه طوری عیار شده بود که در هر دو ورق‌پاره واژه‌ی معلم نوشته شده بود و اشتراک‌کننده‌ها همواره در نقش معلم انتخاب می‌شدند. یک حساب‌دار 47 ساله به‌نام آقای والس، در هر نوبت آزمایش نقش شاگرد را بازی می‌کرد. برای این‌که شک و گمان اشتراک‌کننده‌ها از حقیقی بودن تحقیق برطرف شود و این تحقیق بیشتر واقعی جلوه نماید،‌ در دو بازوان آقای والس و قسمت سینه‌ی او سیم‌های برقی بسته شده بود. در اتاق پهلو، چوکی معلم (اشتراک‌کننده‌های تحقیق) گذاشته شده بود. در مقابل معلم یک ماشین برقی با یک ردیف از سویچ‌های برق قرار داشت که از پانزده ولت (خفیف) شروع و تا 450 ولت (کشنده) ختم می‌گردید. مقدار ولتاژ برق در روی ماشین طوری تنظیم شده بود که از 15-60 ولت برق خفیف،‌ از 75-120 ولت متوسط،‌ از 135-180 قوی، از 195-240 خیلی قوی،‌ از 255-300 شدید،‌ از 315-360 خیلی شدید،‌ از 375- 420 خطر: خیلی خیلی شدید و از 435-450 ××× نامگذاری شده بود.
هدف تحقیق
ملگرام می‌خواست با انجام این تحقیق معلوم نماید که انسان‌ها تحت شرایط فرمانبرداری تا چه اندازه اوامر را قبول می‌کنند-حتا اگر این اطاعت‌پذیری به ضرر و آسیب انسان‌ها تمام شود، به‌گونه‌ی مثال، کشتن یهودی‌ها توسط سربازان نازی در جنگ جهانی دوم، قتل عام روندا و مسلمانان بوسنیایی.
روش تحقیق
ملگرام چهل اشتراک‌کننده‌ی مرد بین سنین 25 الی 40 سال را از طریق آگاهی روزنامه برای انجام این تحقیق استخدام کرد. قبل از آغاز تحقیق برای اشتراک‌کننده هدف تحقیق به‌صورت عمومی توضیح داده می‌شد که ظاهراً این تحقیق برای روشن ساختن یک بخشی از آموزش‌وپرورش یعنی چگونگی قوه‌ی حفظ معلومات و پیدا کردن رابطه‌ی تدریس و یادگیری است. اشتراک‌کننده‌ها در بدل اشتراک در تحقیق 4.50 دالر دریافت می‌کردند. برای اشتراک‌کننده‌یی که نقش معلم را داشت لیستی از جوره‌واژه‌ها داده می‌شد تا مرور نمایند و بعد هر جوره‌واژه را برای شاگرد (آقای والس) در یک مرتبه بخوانند؛ بعد در مرتبه‌ی دوم، معلم ]اشتراک‌کننده‌ی تحقیق[ یک واژه‌ی جوره‌واژه را به شاگرد می‌خواند و از او می‌خواست تا جوره‌ی درست ‌واژه‌ را از بین چهار گزینه که توسط معلم دوباره خوانده می‌شد انتخاب نماید. برای رسیدن به هدف اصلی تحقیق که دانستن فرمانبرداری تحت شرایط امر‌پذیری بود، شاگرد-یا همان آقای والس که هم‌واره توسط قرعه‌ی جعلی انتخاب می‌شد- به‌صورت عمدی پاسخ‌های نادرست ارایه می‌کرد و در مقابل هر پاسخ نادرست، معلم باید به‌ترتیب از میان 30 سویچ ولتاژ برق مقدار ولتاژ برق را به‌ترتیب بلند می‌برد. آزمایشگر (experimenter) فرد دیگری بود که لباس لابراتوار به تن داشت و همانند شاگرد نقش بازی می‌کرد.
چهار مرحله برای کسانی که حاضر نبودند ولتاژ بلند برق را به شاگرد (آقای والس) بدهند وجود داشت.
مرحله‌ی اول: لطفاً ادامه بدی
مرحله‌ی دوم: این آزمایش نیاز دارد تا شما ادامه دهید
مرحله‌ی سوم: خیلی اهمیت دارد تا شما ادامه دهید
مرحله‌ی چهارم: شما هیچ انتخاب دیگری به‌غیر از ادامه دادن ندارید
نتایج
نتیجه‌ی تحقیق ملگرام نشان داد که حدود 56 درصد اشتراک‌کننده‌ها (دو-سوم تمام اشتراک‌کننده‌ها) تا مرحله‌ی 450 ولت برق و تمام اشتراک‌کننده‌ها تا 300 ولت برق ادامه دادند و به اساس تحقیق ملگرام بعضی از اشتراک‌کننده‌ها از جیغ و فریاد دروغی فرد تحت آزمایش -که همان آقای والس بود- لذت نیز می‌بردند . ولی در عین‌حال، تعدادی از اشتراک‌کننده‌ها نهایت عرق کرده بودند و تعدادی هم حرکاتی از روی عصبانیت نشان می‌دادند ولی به‌قول ملگرام هیچ‌کسی از انجام این تحقیق دست نکشیدند. تعدادی از اشتراک‌کننده‌هایی که از وضعیت صحی شاگرد نگران می‌شدند گفته می‌شد که این تحقیق به نخاع شوکی شاگرد آسیب نمی‌زند و اصرار خود شاگرد نیز باعث می‌گردید که معلم یا همان اشتراک‌کننده‌ها از دادن شوک برقی بیشتر دست نکشند.
نتیجه‌گیری
آقای ملگرام با انجام این آزمایش به دو نتیجه دست یافت؛‌ اطاعت‌پذیری مطلق در وضعیت‌های نظیر این آزمایش و استرس بیش‌ازحدی که در جریان این آزمایش به اشتراک‌کننده‌ها دست داد. در مورد اول،‌ آقای ملگرام همچنان نتیجه‌گیری کرد که اطاعت‌پذیری در نهاد انسان‌ها نهفته است و انسان‌ها از بدو تولد در محیط خانه، مکتب و جامعه به اطاعت‌پذیری وادار می‌شوند. آقای ملگرام عین آزمایش را به روش‌های مختلف 18 بار تکرار نمود و به نتایج مختلفی دست یافت که فرضیه‌ی اطاعت‌پذیری او را در محیط‌های مختلف تقویت کرد.
تحقیق ملگرام انتقادهای شدیدی را نیز به همراه داشت. بسیاری از منتقدان گفتند که نمونه‌ی انتخاب‌شده نماینده‌گی از جامعه‌ی امریکا نمی‌کند. گروهی دیگر گفتند که اگر زنان در این تحقیق اشتراک‌ می‌کردند شاید نتیجه‌ی تحقیق چیز دیگری بود و منتقدانی که فریب‌دادن اشتراک کننده‌ها را در این تحقیق به باد انتقاد گرفتند و آن را غیراخلاقی خواندند.
مبحث اصلی
صرف‌نظر از نقدونظرهای علمی و عمومی روش تحقیق ملگرام، آنچه جهان را تکان داد، موضوع اطاعت‌پذیری از امر به انجام جرم بود- آن‌هم در جامعه‌یی با رویکرد غیرسلسله‌مراتبی امریکا که به اساس تساوی‌ بین انسان‌ها شکل گرفته و با جوامعی چون افغانستان که ساختار خیلی سلسله‌مراتبی داشته و احترام به موقف خیلی بیشتر از احترام به خود شخص است- خیلی تفاوت دارد. افغانستان شاهد انقلاب‌های خونین حزب‌های خلق و پرچم و جنگ‌های داخلی دهه‌ی نود بین گروه‌های مختلف مجاهدین بوده است که به اساس گزارش‌های مختلف باعث کشته و زخمی شدن حدود 60000 نفر گردید. در ضمن، این رویدادها صدها هزار فامیل را مجبور به ترک کشور کرد. تعداد زیاد کسانی که در جنگ‌های داخلی کابل دست داشتند، بیشترشان در حکومت‌های آقای کرزی و آقای غنی حضور دارند. یک‌تن از این چهره‌های مخوف که زمانی کابل را در تیررس موشک‌هایش قرار می‌داد، آقای گلبدین حکمتیار است. آقای حکمتیار بعد از مدت طولانی جنگیدن با دولتی که اساس آن در بن گذاشته شد، حدود یک سال قبل به پروسه‌ی صلح پیوست. این پیوستن توأم با خوشبینی و بدبینی‌هایی همراه بوده است.
از طرف دیگر، آنچه مربوط آقای حکمتیار می‌شود، بیشتر آمارهای ارائه‌شده‌ی سازمان‌های حقوق‌بشری نشان می‌دهد که شلیک موشک توسط حزب اسلامی به‌رهبری ایشان، باعث از بین رفتن و زخمی شدن تعداد زیادی از باشندگان کابل گردیده است. نویسنده که در زمان این موشک‌پراگنی‌ها کودک 9-10 ساله‌یی بیش نبود، خوب به یاد دارم که حداقل روز 5 تا 10 راکت تنها در منطقه‌ی تپه‌ی سلام کابل اصابت می‌کرد که خسارات جانی و مالی زیادی را در پی داشت. متاسفانه خشونت و قتل مردم عادی در افغانستان تاکنون هم به شکل‌های مختلفی ادامه دارد. همه‌روزه انتحار و انفجار جان ده‌ها باشنده‌ی این کشور-چه ملکی و نظامی- را می‌گیرد. حادثه‌ی هوتل انترکانتیننتال، چهارراهی ملک اصغر، حادثه‌ی دانشگاه نظامی مارشال فهیم بدون شک آخرین این رشته‌حملات نخواهد بود. حال پرسش اصلی‌یی که در مقاله‌ی ملگرام آمده است نقش اطاعت‌پذیری در انجام اوامر می‌باشد و ملگرام می‌خواست بداند که آیا اطاعت‌پذیری تحت شرایط امر باعث این می‌گردد که فرد با وصف آگاهی بر جنبه‌های منفی آن، به فرد یا افراد دیگر آسیب برساند؟ چنانچه در مقاله‌ی ساول مک لیود تذکر یافته است، بیشتر مجرمان دادگاه نورنبرگ فرضیه‌های مشابهی را به‌حیث دفاعیات‌شان پیش کشیدند.
اخیراً تلویزیون طلوع مصاحبه‌یی را با آقای حکمتیار انجام داد که ضمن پاسخ به پرسش‌های مختلف، در قسمتی از پاسخ‌های‌شان که ارتباط به جنگ‌های داخلی کابل می‌گرفت، آقای حکمتیار کشته شدن حدود 60000 نفر را در این جنگ‌ها -که به اساس گزارش‌ها بیشتر حزب اسلامی متهم به انجام آن است- دروغی محض خوانده و تعداد کشته‌شدگان را بین 2-4 هزار نفر تخمین زد. آقای حکمتیار به این پاسخ گرداننده که آیا ایشان حاضر اند مانند جنرال دوستم از ملت به‌خاطر دست داشتن در این حوادث معذرت بخواهند، گفتند:
«مه اگر کسی اشتباه مره نشان‌دهی کنه، بدون شک و بدون درنگ معذرت می‌خایم»؛
و در پاسخ به سوال کشته شدن افراد بی‌گناه در جریان جنگی که آقای حکمتیار بخشی از آن بود، ایشان یادآور شدند که:
«گفتیم بر ما جنگ تحمیل شده؛ ما از خود به دفاع پرداختیم، چاره‌یی جز دفاع از خود نداشتیم؛ ما چار حمله‌ی بزرگ دولت ره دفع کردیم؛ ما هیچ هدف غیرنظامی ره هم نشانه نرفتیم؛ تاکید جدی ما به همه‌ی مجاهدین ای بود که هیچ مرمی‌یی باید به‌سوی هدف غیرنظامی انداخت نشوه. ما فقط یک بار به افراد خود اجازه دادیم که تا ارگ ره زیر آتش بگیرن. یک بار.»
آقای حکمتیار در پاسخ به سوال دیگر گرداننده‌ی برنامه هم‌چنان افزودند:
«اگر شما جای دیگه‌یی ره نشان دادین که نیروهای حزب هدف غیرنظامی ره نشانه رفتن، مه حاضر هستم که در برابر ملت معذرت بخواهم.»
در رابطه به کشته شدن تعداد زیادی از مردم بر اساس گزارش نهادهای ناظر که طی فعالیت‌های حزب اسلامی انجام شده، آقای حکمتیار بیان داشتند که در صورت تشکیل یک محکمه‌ی معتبر که عاملین جنگ‌ها را شناسایی کند ایشان و حزب‌شان آماده هستند در برابر این محکمه حاضر شده و در صورتی‌که کسی ادعایی داشته باشد و ثابت شود ‌که مردم از حزب اسلامی متضرر شده‌اند، افرادی را که مجرم شناخته شوند به پنجه‌ی قانون بسپارند. سپس آقای حکمتیار در پاسخ به این سوال که به خانواده‌ی برمکی چه پیامی دارند -چون این حمله ناشی از عملیات جزب بوده- پاسخ دادند:
«ما مسوولیت عملیاتی ره به عهده می‌گیریم که طبق برنامه‌ی حزب توسط افراد متعهد حزب انجام شده و به‌خاطر اهداف مشخص؛ اما مسوولیت عمل هر فرد حزب ره… البته نه به حزب راجع ست و نه حزب می‌تانه مسوولیت هر فرد ره به عهده بگیره.»
از همین‌جاست که پرسش اصلی تحقیق ملگرام به‌میان می‌آید؛ آیا کسانی که در حوادث خونین دهه‌ی نود دست داشتند-به‌خصوص در موشک‌باران کابل، صرف اطاعت از امر می‌کردند و یا این‌که عوامل دیگری نیز در کار بوده؟ آیا شلیک هزاران موشک از طرف افراد آقای حکمتیار فقط اطاعت از امر بوده و یا این‌که عوامل دیگری نیز در آن نهفته بوده؛ چون تنفر، مسائل قومی و زبانی که اساس بیشتر نزاع‌های این کشور را تشکیل می‌دهد؟
در خلال مصاحبه‌ی آقای حکمتیار دو مسأله به‌ویژه در رابطه به جنگ‌های داخلی دهه‌ی نود واضح می‌گردد؛ یک، این‌که حکمتیار و حزب او در صورت موجودیت یک محکمه‌ی معتبر حاضر اند در مقابل محکمه بایستند و دوم این‌که ایشان و حزب‌شان نمی‌توانند مسوولیت اعمال فردی اعضای حزب‌شان را به‌دوش گیرند. حال این سوال مطرح می‌شود که در صورت وجود چنین محکمه‌ی بی‌طرفی، آیا اعمال حزب اسلامی به‌شمول موشک‌پراگنی این حزب که شواهد زیادی نیز از آن باقی است، مسوولیت آن به‌دوش آقای حکمتیار می‌شود و یا افراد این حزب؟ آیا افراد آقای حکمتیار تنها اطاعت از امر می‌کردند؟
به امید روزی که چنین محکمه‌یی ایجاد شده و زمینه‌ی مصاحبه‌های علمی جامعه‌شناسانه با طرف‌های درگیر در این کشور فراهم گردد تا باشد از حوادث دهه‌ی افتاد که حالا هم زمینه‌ی آن سخت مهیا است، در آینده‌ها جلوگیری گردد.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
1 دیدگاه