عباس فراسو -مسوول عمومی نشرات وزارت مبارزه علیه مواد مخدر
پس از سالها پیکار و مصرف بیش از ۸ میلیارد دالر برای مبارزه بامواد مخدر، ما هنوز با مشکل افزایش در کشت و تولید مواد مخدر در کشور مواجه هستیم. هم اکنون، بهصورت مجموعی، ساحات تحت کشت کوکنار به 328 هزار هکتار زمین میرسد که نسبت به سال قبل (1395/2017)، 63 درصد افزایش را نشان میدهد. مجموع زمینهای تحت کشت کوکنار در سال گذشته به 201 هزار هکتار زمین میرسید. امسال 97 درصد کشت کوکنار در زونهای جنوب، غرب، شمال و شرق کشور که دارای تهدیدات بلند امنیتی میباشند، صورت گرفته است.
همچنان، در سال جاری تخمین احتمالی تولید تریاک در افغانستان به 9000 متریک تن رسیده است که 87 درصد افزایش را نسبت به سال 2016 نشان میدهد. اوسط حاصلات تریاک در سال جاری، 27.32 کیلوگرام در هکتار تخمین شده است که 15 درصد بیشتر نسبت به سال گذشته (23.8 کیلوگرام در هکتار) میشود. براساس سروی سال 1396 وزارت مبارزه علیه مواد مخدر، 57 درصد تولید تریاک در زون جنوب، 16 فیصد در زون شمال، 13 درصد در زون غرب، 9 درصد در زون شرق، 3 درصد در زون شمالشرق و 0.7 درصد در زون مرکز صورت گرفته است.
میزان استفاده از انواع مواد مخدر در کشور، رو به افزایش است. بر پایهی اعلان نتایج تحقیق در مورد افراد معتاد از سوی «وزارت مبارزه علیه مواد مخدر» و «دفتر مبارزه با مواد مخدر و جرایم سازمان ملل متحد (UNODC)» در 2015، هماکنون در حدود 2.9 الی 3.6 میلیون نفر در افغانستان به گونهیی از مواد مخدر متأثر اند. این آمار، شامل حدود 700 هزار زن و 1 میلیون طفل نیز است.
افزایش در کشت، تولید، قاچاق و استعمال مواد به یک پرسش اساسی در میان شهروندان کشور مبدل شده است. همه در جستوجوی این پاسخاند که چرا روند مبارزه با مواد مخدر -با وجود مصرف بیش از 8 میلیارد دالر در این عرصه – به نتایج مطلوبی نرسیده است؟ این روند با چه چالشهایی مواجه است؟
همپوشی تروریزم و مواد مخدر
بیتردید، مواد مخدر، امروزه به یک مشکل بزرگ ملی، منطقهیی و جهانی تبدیل شده و تهدیدات امنیتی از این دست، در کنار تهدیدات ناشی از تروریزم بینالمللی قابل شناسایی است. کشت، تولید و ترافیک مواد مخدر همانند بنیادگرایی مذهبی، یکی از عوامل اصلی تداوم جنگ در افغانستان است.
معمولاً در مناطقی شاهد افزایش در کشت و تولید مواد مخدر بودهایم که سایهی ناامنی بر آن مستولی بوده و مخالفان مسلح دولت در آنجا حضور فعال داشتهاند. بمباران فابریکههای تولید و پروسس مواد مخدر گروه طالبان توسط بمبافگنهای «F22» و «B52» نیروهای حمایت قاطع در دو ماه اخیر، مصداق عینی این مدعاست. مواد مخدر، منبع اصلی تمویل گروههای هراسافگنی مثل طالبان و شبکهی حقانی است. کنترل ضعیف بر مرزها و سرحدات کشور و تبانی گروهطالبان با مافیای بینالمللی مواد مخدر این فرصت را برای آنان مهیا کرده تا 60 درصد مواد مخدر تولید شده در افغانستان را از طریق ایران و پاکستان و 40 درصد آن را از طریق کشورهای آسیای میانه به مارکتهای جهانی برساند.
به نظر میرسد ما در راستای مبارزه با مواد مخدر و جلوگیری از تجارت منطقهیی و جهانی آن با دو چالش عمدهی داخلی و بیرونمرزی مواجهیم.
چالش داخلی
با وجود تلاشهای وزارت مبارزه علیه مواد در راستای مقابله با کشت، تولید، قاچاق و استعمال مواد مخدر یکسری مشکلات جدی فراروی فعالیت این وزارت و نهادهای همکار آن وجود دارد که بهصورت مستقیم این روند را به چالش کشیده است.
یک- عدم تناسب بودجهی ملی مبارزه علیه مواد مخدر با عاید سالیانهی ناشی از تجارت و ترانزیت آن. براساس برآوردهای صورتگرفته، عاید سالانهی مواد مخدر افغانستان، به بیش از 75 میلیارد دالر میرسد که با بودجهی اختصاصیافتهی ملی در امر مبارزه با کشت، تولید، قاچاق و استعمال این پدیده تناسب ندارد. این، یعنی اینکه نمیتوان بدون پول و امکانات لازم ملی با پدیدهی سودمندی مثل تریاک، هیروئین و… مبارزه کرد. مخصوصاً وقتی این روند با مشکل جدی مواجه میشود که علاقمندیها و کمکهای جامعهی جهانی نیز کاهش پیدا کند.
دو- کمتوجهی به روند مبارزه با مواد مخدر در سیاستگذاری ملی دولت. متأسفانه، تا حال، مواد مخدر، آنگونه که لازم است، از سوی دولت همانند تروریزم یک تهدید جدی و خطرآفرین تعریف نشده و مبارزه با آن در اولویت قرار ندارد. این کمتوجهی، در اکثر موارد بر جلب حمایتهای مالی و تخنیکی از کشورهای جهان نیز تأثیر گذاشته است. نهادهای مرتبط در امر مبارزه با مواد مخدر که شامل چندین وزارتخانه و ریاستهای مستقل میباشد، آنچنان که ضرورت است، اهداف مبارزه با مواد مخدر را شامل برنامهها و اولویتهای کاری خویش نمیسازند. این مسأله، نهتنها به بیتأثیر شدن روند مبارزه با مواد مخدر میانجامد، بلکه به ایجاد فاصله میان مردم و دولت نیز کمک میکند.
سه- در اکثر موارد، مسوولان محلی، در تطبیق برنامههای مبارزه با مواد مخدر برای ولایات و ولسوالیها، کمتر احساس مسوولیت میکنند. این موضوع، ریشه در کمانگاری نسبت به روند مبارزه با مواد مخدر دارد که در بالا هم یاد شد.
چهار- شامل نشدن پلان محو مزارع کوکنار در پلان عملیات تصفیوی نهادهای امنیتی (وزارت دفاع ملی، وزارت امور داخله و ریاست عمومی امنیت ملی) بهمنظور پاکسازی ساحات ناامن از وجود مخالفان مسلح دولت، یکی از دلایل دیگری افزایش کشت و تولید مواد مخدر بهحساب میرود.
پنج- در سالهای اخیر، نهادهای شامل حلقهی زراعت و انکشاف دهاتِ دولت، اقداماتی را در راستای بهبود وضعیت اقتصادی مردم در روستاهای کشور انجام دادهاند، اما به دلایلی در کنار تطبیق آن برنامهها، به اهداف مبارزه با مواد مخدر کمتر وقعی قایل شده است.
به همین ترتیب میتوان مشارکت ضعیف نهادهای جامعهی مدنی، رسانهها و شوراهای مردمی در راستای مبارزه با مواد مخدر را نیز یکی از مواردی که به رشد اعتیاد و تولید مواد مخدر کمک کرده، برشمرد. دولت افغانستان در کل و وزارت مبارزه علیه مواد مخدر به گونهی خاص، نمیتواند بدون مشارکت و همکاری واقعی مردم در نبرد علیه مواد مخدر و پیگرد قاچاقبران آن به پیروزی برسد. به نظر میرسد مردم، نهادهای جامعهی مدنی و رسانهها در خصوص مبارزه با مواد مخدر بیش از هر وقت دیگر، بی علاقهاند و هیچگونه رغبتی در میان آنان برای از بین بردن ریشههای کشت، تولید، قاچاق و استعمال مواد مخدر دیده نمیشود.
سناریوی مبارزه با مواد مخدر در افغانستان – بخش اول
با دیگران به اشتراک بگذارید