کشته شدن 21 سرباز ارتش در ولایت کنر به دست طالبان، واکنشهای گستردهی شهروندان افغانستان را در پی داشت. محراق این واکنشها شبکههای اجتماعی، بهویژه فیسبوک بود. دهها هزار کاربر شبکهی اجتماعی فیسبوک در دو روز گذشته به حمایت از نیروهای امنیتی افغانستان و نقد سیاستهای حکومت، تصاویر نمایههایشان را به عکسهایی از ارتش ملی تغییر دادند، شعر سرودند و نقدهای کوتاه و بلند نوشتند. دیروز کاربران فیسبوک با طراحی و دیزاین دهها بنر آنلاین ضمن اعلام فراخوان برای همدردی با سربازان کشته شده و حمایت از نیروهای امنیتی، شعارهای تند و زنندهای را علیه استراتژیهای حکومت در قبال طالبان مطرح کردند. این شعارها در نقد به گفتهها و برنامههای شماری از مقامهای دولتی و برنامههای حکومت نوشته شده بودند. در میان شعارها ضمن اعلام حمایت از نیروهای امنیتی، شعارهایی در نقد گفتههای سخنگوی شورای عالی صلح که اسامه بن لادن را شهید خوانده بود و نقد «روند صلح» نوشته شده بود. این اعتراضهای گسترده و بازتاب بینظیر حاکی چند نکتهی جدیاند:
1- اعتراضات گستردهی دیروز پس از کشته شدن 21 سرباز، نشان داد که شهروندان افغانستان از کارکردهای نیروهای امنیتیشان در دفاع از مرزها و خاک این وطن راضی و خوشنودند. بسیاری از کاربران شبکههای اجتماعی با دیزاین بنرها و سرودن شعر و مقاله، از کارکردهای نیروهای امنیتی در دفاع از خاک و مقابله با دشمنان این وطن ستایش و قدردانی کرده بود. اما همچنان در میان واکنشهای شهروندان به این کشتار آشکارا دیده میشد که آنان نسبت به کارکرد مسئولان ردهبالای نیروهای امنیتی مشکوکاند و از عملکرد آنان انتقاد دارند. واکنشهای جوانان و کاربران شبکههای اجتماعی نشان میدهند که مقامهای بلندپایهی حکومت مانع اصلی در برخورد جدیتر نیروهای امنیتی با طالباناند. به باور جمع کثیر این شهروندان، اگر ارادهی قوی سیاسی برای مبارزه با طالبان وجود داشته باشد، نیروهای امنیتی توانایی کافی برخورد با طالبان را دارند و میتوانند این گروه را نابود کنند.
2- پس از نقطهی مشترک اولی مبنی بر ستایش از نیروهای امنیتی و راضی بودن از عملکرد آنان، نکتهی مشترک دومی در میان این واکنشها، مخالفت صریح شهروندان افغانستان با برنامههای صلحخواهی حکومت تحت عنوان «پروسهی صلح» بود. اکثریت شهروندان افغانستان در واکنشهایشان تلاش برای رسیدن به صلح از طریق گفتوگو با طالبان را اشتباه بزرگ عنوان کرده بودند و شدیداً از تلاشهای حکومت برای دسترسی به گفتوگو، ابراز انزجار کرده بودند. به باور شهروندان، گفتوگوهای صلح با طالبان نه میسر و نه قانع کننده خواهند بود. شهروندان برخلاف حکومت، گفتوگوهای صلح و تلاش برای دسترسی به آن را کار بیهوده و ضیاع وقت عنوان کرده بود و از این منظر اختلاف نظر جدی میان شهروندان و دولت وجود دارد.
3- حکومت افغانستان کشتار دیروز را کار طالبان میداند و حتا در کنار طالبان سخن از دست داشتن «کشور مشخص» گفته است. اما هیچیکی از نهادهای مسئول حکومتی و مقامهای آن نام پاکستان را نبردهاند. همچنان حکومت در واکنشهای خود طالبان و تروریستان را خطکشی کردهاند و گفتهاند که «طالبان و تروریستان». اما شهروندان افغانستان اکثراً طالبان را تروریست میدانند و از منظر آنان، فرقی میان طالب و تروریست نیست. همچنان برخلاف حکومت، شهروندان قاطعانه آن «کشور مشخصی» که مقامهای حکومتی از آن نام بردهاند، پاکستان را میدانند و پاکستان را یکی از مسئولان حملهی دیروز عنوان کردهاند.
اما مسئلهی اصلی چیست؟ و چه باید کرد؟
واکنشهای گستردهی شهروندان افغانستان و نقدهای جدی آنان از سیاستهای حکومت درقبال طالبان اولاً نشان میدهند که فاصلهی جدی میان دولت و مردم وجود دارد و این فاصله روزبهروز به دلیل فساد، فقر، تصمیمگیریهای یکجانبه و دهها مسئلهی دیگر در حال افزایش است. از این منظر، آنگونه که حکومت نگرانیها و مشکلات مردم را جدی نمیگیرد، مردم نیز برنامههای حکومت را قابل دفاع نمیدانند. دوم، این واکنشها نشان دادند که با وجود مخالفتهای گسترده با سیاستهای حکومت، هنوز هم مخالفان گسترده اما پراکنده، قابلیت سازماندهی حرکات منسجم و سازماندهی شده در قبال سیاستهای حکومت را ندارند و از این منظر بر سیاستها و برنامههای حکومت تأثیرگذار نیستند.
سوم، جایگاه جامعهی مدنی در میانهی خالی حکومت و مردم، غیرقابل تعریفتر از نقش حکومت و مردم است. حملهی دو روز قبل و واکنشهای شهروندان نشان داد که حلقهی همآهنگ کننده و نقطهی اتصالی که بتواند این مخالفتها و اعتراضها را سازماندهی و حامل پیام مردم به حکومت باشد، وجود ندارد. از اینرو، نقش جامعهی مدنی در سازماندهی حرکتهای مدنی برای دادخواهی و نقد سیاستها و برنامههای حکومت خالی و کمرنگ است.
اعتراضهای گستردهی شهروندان افغانستان؛ چرا اعتراض ما نتیجه نمیدهد؟
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه