جواد رضایی
نشست تاشکند اخیرا با حضور 20 کشور و نهاد بینالمللی برای تأمین صلح در افغانستان دایر شد. همچنان دولت افغانستان در این اواخر نقشهی راه خویش برای رسیدن به صلح و مذاکرات بدون پیششرط را با گروههای تروریستی اعلام کرد. وقتی از ناامنیها و جنگ چهل ساله افغانستانی بحثی بهمیان میآید، نمیتوان از نقش ایران و پاکستان -این دو بازیگر و همسایهی مهم افغانستان- چشمپوشی کرد. از زمان روی کار آمدن آقای دونالد ترمپ در امریکا، پاکستان از یک دولت همکار در مبارزه با گروههای دهشتافگن، بهعنوان دولتی حامی گروههای تروریستی بازتعریف و شناخته میشود.کمکهای نظامی و ملکی امریکا به پاکستان به حالت تعلیق درآمده و پروندهی پاکستان در بعضی نهادهای بینالمللی بهعنوان دولت حامی تروریزم روی میز تحریمها قرارگرفته است.
همچنان منابع رسمی دولت افغانستان بهتکرار و اخیرا سفیر امریکا در افغانستان، ایران را به حمایت از گروههای تروریستی در افغانستان متهم کرد.
اگر از نقش پیدا و پنهان این دو همسایه در ناامنیهای افغانستان بگذریم، سؤال اصلی این است که تأمین صلح، امنیت و ثبات در افغانستان، چه منافعی برای ایران و پاکستان به همراه دارد؟ در ذیل بهطور فهرستوار به بعضی از این منافع اشاره شده است:
یکم: تثبیت جایگاه بینالمللی ایران و پاکستان
اخیراً هر دو کشور از طرف جامعهی جهانی، به حمایت، تجهیز و تسلیح گروههای تروریستی، ایجاد بیثباتی و در نهایت بهخطر انداختن صلح و امنیت منطقهیی متهم هستند، اتهامات کلانی که در چهارچوب قوانین بینالمللی، میتواند زمینهساز اقدامات تنبیهی و تحریمهای بینالمللی برای هر دو کشور شود. اگر ایران و پاکستان در آوردن صلح و ختم منازعههای چهل سالهی افغانستان سهم و نقش مثبتی بازی کنند، جایگاه و اعتبار بینالمللی آنها تثبیت خواهد شد و مردم افغانستان،کشورهای آسیای میانه، جامعهی جهانی و امریکا، نقش آنها را در خاتمه بخشیدن به طولانیترین جنگ امریکا، تأمین صلح و ثبات در منطقه فراموش نخواهندکرد.
دوم: منافع مشترک اقتصادی
ناامنی و تروریزم بزرگترین چالش فراراه همکاریهای منطقهیی است. در طول هفده سال گذشته باوجود آرامش نسبی در افغانستان، میزان مبادلات تجاری بین افغانستان و پاکستان تا مرز 5 میلیارد دالر و با ایران تا مرز 2 میلیارد دالر رسید. افغانستان بازار مصرفی خوبی برای کالاهای نهچندان مرغوب ایرانی و پاکستانی بود و است. شیر و خامهی ملکپیک پاکستانی، بیسکویت و پفک ایرانی، مواد ساختمانی و کالاهای اساسی مثل آرد و روغن سهم عمدهیی در بازار افغانستان داشتند. علاوه برآن، پروژههای بزرگ زیربنایی مثل انتقال انرژی برق،گازتاپی، راهآهن با سرمایهگذاری و حمایت جامعهی جهانی نویدبخش فردایی روشن برای کشورهای منطقه است. همچنان پاکستان و ایران با در اختیار داشتن بنادر و آبهای آزاد ظرفیت بالقوهی ترانزیت و تجارت با آسیای میانه را دارند. پاکستان و چین بدون امنیت در افغانستان قادر نخواهند بود تا از مزایای سرمایهگذاری 50 میلیاردی چین در پروژهی یک کمربند و یک راه سودی ببرند. ناامنی و سیاست تروریزمپروری دولتها در این منطقه، بهعنوان مهمترین چالش فراراه رشد اقتصادی افغانستان، پاکستان، ایران و آسیای میانه عمل میکند.
سوم: مبارزهی مشترک با مواد مخدر و اعتیاد
پاکستان و ایران با مشکل بزرگ اجتماعی اعتیاد به مواد مخدر و جرایم ناشی از آن و بیخانمانی دستوپنجه نرم میکنند. بر مبنای آمارها در ایران حدود ده میلیون معتاد و در پاکستان حدود 6.5 میلیون معتاد وجود دارد. آمارها نشان میدهد که در پاکستان روزانه حدود 700 نفر در اثر استفاده از مواد مخدر جان خود را ازدست میدهند. هردو کشور سالانه بودجهی کلانی را صرف مبارزه با مواد مخدر میکنند. همچنان اعتیاد باعث افزایش فقر در طبقهی متوسط هردوکشور شده است. علاوه بر این، گروههای تروریستی سالانه میلیونها دالر از تجارت مواد مخدر بهدست میآورند. اگر پاکستان و ایران در مبارزه با تروریزم افغانستان را صادقانه همکاری کنند، افغانستان بهعنوان یک دولت مسوول اشتیاق فراوان دارد تا جهان و کشورهای همسایه را از شر این بلای خانمانسوز نجات دهد.
چهارم: بازگشت آوارگان
آوارگان افغانی اکنون یک مشکل جهانی است. بر مبنای آمارها ایران میزبان حدود سه میلیون و پاکستان میزبان حدود دو میلیون آوارهی جنگی افغانستان است. به زعم کشورهای میزبان ،آوارگان فرصتهای کاری را از اتباع میزبان گرفته و گروههای تروریستی از میان همین آوارگان سربازگیری میکنند. اگر سایهی جنگ و ناامنی از افغانستان رخت بربندد، آوارگان افغانستانی حاضر به بازگشت داوطلبانه به کشورشان میباشند. تخصص، مهارت و اندک سرمایهی مهاجرین عودتکننده برای افغانستان فرصت و برای همسایگان رهایی از بار مسوولیت مهمانان ناخوانده تلقی میگردد.
پنجم: خطرتروریزم، بنیادگرایی و رقابتهای منطقهیی
اکنون افغانستان تنها قربانی بنیادگرایی، تروریزم و جنگهای نیابتی در منطقه نیست. دود جنگ آهسته و پیوسته به چشم همسایگان هم میرود. حالا تندروان در تاروپود جامعهی پاکستان ریشه دواندهاند. بنیادگراها اکنون در همه جای پاکستان حضور چشمگیر دارند. احزاب سیاسی تندرو و حامی گروههای تروریستی اکنون در پارلمان، ارتش، کابینه، ادارات دولتی، دانشگاهها و تمام مراجع تصمیمگیری و علمی پاکستان حضور دارند. اختلافات فرقهیی و قومی درپ اکستان و ایران رشد چشمگیریکرده است. جریانهای ملیگرا و استقلالطلب مانند بلوچها و پشتونها در پاکستان و کردها، اعراب و اقلیت سنی و بلوچ در ایران، دردسر بزرگی برای دولتهای تمامیتخواه این دوکشور و زمینهساز دخالت رقبای منطقه همچون عربستان و هند در امور این دو کشور قلمداد میگردد. تروریزم زمینهساز جنگهای نیابتی و رقابتهای پیدا و پنهان منطقهیی خواهد بود. پس به نفع همه است تا با این پدیده مبارزهی مشترک کنند.
ششم: مدیریت مرزها و آبهای مشترک سرزمینی
افغانستان با هر دو کشور همسایه مشکل مرزی و آب دارد. خط دیورند بهعنوان یک معضل تاریخی، زمینهساز نزاعها و اختلافات دامنهدار بین افغانستان و پاکستان بوده است. همچنانی که دولت پاکستان شیفتهی شناسایی این خط بهعنوان مرز بینالمللی و رسمی بین دوکشور است، دیورند برای افغانستان خط سرخ تلقی شده و هر دو کشور هزینههای هنگفت جانی و مالی را برای آن متقبل شدهاند. اکثر رودخانههای جاری در افغانستان به کشورهای همسایهی ایران و پاکستان منتهی میشوند و با تغییرات آب و هوایی و معضل ریزگردها اکنون آب، در زمرهی مسایل امنیت ملی ایران قرارگرفته است. از سویی افغانستان مشغول ساخت سد بر روی این رودخانههاست که امنیت آبی ایران وپاکستان را به خطر میاندازد.
با شکلگیری یک دولت باثبات و مسوول در افغانستان، میتوان برای حل تمام مشکلات از طریق دیپلماتیک امیدوار بود در غیر آنصورت با حاکمیت گروههای تندرو در افغانستان امنیت، صلح جهانی و منطقهیی مانند گذشته به خطر خواهد افتاد.
منافع پاکستان و ایران در صلح افغانستان
با دیگران به اشتراک بگذارید