دوشنبه ۱۰ ثور ۱۳۹۷

نمایشگاه استقرا؛ شش عکاس در قاب

زینب پیرزاد برای اولین‌بار گروهی از عکاسان افغان، نمایشگاه‌ عکس‌های خلاقانه یا هنری را برای دو هفته در انستیتوت فرانسه در کابل به نمایش گذاشته بودند که […]

زینب پیرزاد
برای اولین‌بار گروهی از عکاسان افغان، نمایشگاه‌ عکس‌های خلاقانه یا هنری را برای دو هفته در انستیتوت فرانسه در کابل به نمایش گذاشته بودند که شامل ۳۰ عکس از شش عکاس هنری می‌شد. محمدشهاب اسلامی گرداننده‌ی این نمایشگاه، هدف از برگزاری نمایشگاه‌ «استقرا/Induction» را نجات از وضعیت تک‌صدایی ژانرهای عکاسی می‌داند، چرا که به‌قول وی فضای عکاسی افغانستان مدت‌هاست دچار تک‌صدایی، یک‌نواختی و رخوت شده است.
عکس‌های این نمایشگاه شامل سه سبک فاین‌آرت، مینیمال/ساده‌گرایی و آبستره یا انتزاعی بود. اما آقای اسلامی می‌گوید: «برای مخاطبان ما سوال‌برانگیز بود و می‌پرسیدند که ما چه نیازی به چنین عکس‌هایی داریم؟»
نمایشگاه عکس «استقرا» گام‌های اولیه‌اش را در راه پالایش ذهنی مردم از خشونت و جنگ و زشتی‌های اجتماعی گذاشته و سعی کرده تا نگاه شهروندان را به چیزهای کوچک و زیبا عادت بدهد.
«استقرا/Induction» پس از ۸ ماه تحقیق و بررسی توسط شهاب اسلامی روی عکس‌های عکاسان جوان که در ژانرهای معاصر کار می‌کردند، انتخاب شده است. او خلق خلاقیت‌های عکاسی را از دیگر اهداف‌ برگزاری این نمایشگاه دانسته و می‌گوید که ما باید دیگر به خواست جامعه‌ی جهانی کار نکنیم و این عکاسان ما باشند که عکس‌ها را از نگاه خاص خود به جهان ارایه بدهند: «وقت آن رسیده تا عکاسان افغان ما صاحب فکر و جهان‌بینی شوند و این عکاسان باشند که به جهان بگویند ما چنین عکس‌هایی خلق می‌کنیم.»
در این گزارش ما معرفی مختصری از عکاسان برگزارکننده‌ی این نمایشگاه و کارهای آنان ارائه می‌دهیم.
محمدشهاب اسلامی
آقای اسلامی در سال ۱۳۷۰در غزنی به‌دنیا آمده و در کودکی به ایران مهاجر می‌شود. مکتب را آن‌جا می‌خواند و درسال ۲۰۱۱ از رشته‌ی فیلم‌سازی از انستیتوت آزاد فیلم فارغ شده و تا سال ۲۰۱۲ در بخش‌ عکاسی فیلم و ساخت فیلم کوتاه فعالیت تجربی می‌کند. اما پس از سال ۲۰۱۲ او به‌صورت جدی در حوزه‌ی عکاسی هنری در ژانرهای معاصر، فیلم‌سازی و نقد سینما کار کرده است. وی سال ۲۰۱۷ نمایشگاه «در این نقطه که من ایستاده‌ام» را در گونه‌ی فوتومونتاژ در کابل برگزار کرده بود.
شهاب از اولین عکاسان افغانستانی در ژانر عکاسی مینیمالیسم محسوب می‌شود و چهارسال تجربه‌ی فعالیت در این ژانر را دارد. پیش از این از او آثاری در ژانر عکاسی مینیمالیسم در نمایشگاه‌ها و مجله‌های معتبر بین‌المللی به نمایش درآمده است. اسلامی می‌گوید پیدا کردن پنج عکاس هم‌فکر دیگر مایه‌ی خوش‌حالی او بوده است.
فرحان خلیل
«دوستانم می‌گفتند: “چه تفنگی!” اما من جز کمره هیچ ‌چیزی نمی‌دیدم.» این حرف پسری است که سال‌ها قبل می‌خواست کمره‌ی روی ‌شانه‌ی یک سرباز امریکایی را لمس کند و به توفان درونی‌اش، آرامش بدهد.
اما فرحان بی‌دلیل جذب کمره نمی‌شد. زمانی‌که مکتب با هم‌سن‌وسال‌هایش به مکتب می‌رفت، تمام صفحه‌های کتابچه‌اش را از رسامی پر می‌کرد. فرحان می‌گوید که در سال ۲۰۰۴ با پدرش کابل آمد و صاحب یک کمره شد: «از آفتابه عکس می‌گرفتم، از سبزه‌ها که موازی ایستاده بودند.»
فرحان به مرور زمان بیشتر عکس می‌گیرد و کم‌کم با عکاسان دیدار می‌کند تا این‌که از یک سال پیش، با گروهی از عکاسان که شهاب اسلامی بنیان‌گذار آن است، آشنا می‌شود و به‌صورت جدی در بخش مینیمالیسم و آبستره عکس می‌گیرد. او یکی از شش عکاسی است که ازش پنج عکس در ژانر مینیمالیسم و آبستره به نمایش رفته است.
محب‌علی
محب‌علی اولین عکاس افغانستانی است که یک عکس هنری‌اش در مجله‌ی جهانی «سیاه و سفید مینیمالیسم/ black and white minimalism» نشر شده است. محب‌علی قبل از آن‌که یک‌ عکاس‌هنری باشد، شاعر است و می‌گوید: «هرچیزی را که ریشه در هنر داشته باشد دوست دارم.»
محب‌علی در چهار سالگی، وقتی که برای اولین‌بار در مکتب اول‌نمره می‌شود با این انتظار به خانه ‌می‌آید که شاید پدرش برایش بایسکل خریده باشد؛ اما به او کتابی می‌دهند و مجبورش می‌کنند که آن را بخواند. در ۱۲ سالگی می‌تواند نقاشی کند و شعر هم بنویسد. وقتی هم وارد دنیای هنر می‌شود، عکاسی یکی از رشته‌هایی است که او را به سوی خودش می‌کشاند.
محب‌علی با آن‌که هنوز تازه‌کار است، اما در شعر و عکسش به کشف باورمند است. او می‌گوید: «مینیمالیسم/ ریزگرایی برای من قبل از آن‌که “ساده” باشد “جدید” است.»
محب‌علی ۲۰ ساله، از مکتب استقلال فارغ شده و یکی از عکاسان نمایشگاه استقرا است که پنج عکس از او در ژانر فاین‌آرت و مینیمالیسم به نمایش گذاشته شده است.
مهدی نوید حیدری
نوید حیدری اولین دانشجوی دانشکده‌ی هنرهای زیبای دانشگاه کابل است که پایان‌نامه‌اش را در بخش مینیمالیسم با عکس‌های خودش و تحقیق کتابخانه‌یی تکمیل کرده است. او از انگیزه‌اش به گرایش در این سبک می‌گوید و این‌که تا چه پایه این دنیا برایش جذاب جلوه می‌کند: «باید رواج پیدا کند و همگی این زیبایی‌ها را بشناسند.»
ایاز بیگ
ایاز بیگ در سال ۲۰۱۰ با گرفتن عکس‌های زیادی از کوچه‌های خاکی کابل، عکاسی را آغاز کرد. در سال ۲۰۱۲ با سیل مهاجرت‌ها به اروپا رفت و پس از آن‌که سه دوره‌ی آموزش عکاسی را در اتریش سپری کرد، دیدش نسبت به این دنیا وسیع‌تر شد. بیگ در این سال‌ها بیشتر به موضوعات زنان، کودکان و مرگ پرداخته و چندین نمایشگاه در شهرهای مختلف کشور اتریش داشته است.
ایاز بیگ به انتخاب در عکاسی باور دارد و ثبت واقعیت آن لحظه را مهم‌ترین دلیل عکس گرفتنش می‌داند: «عکس‌های من راوی هیچ داستانی نیستند. آن‌ها تنها بیان واقعیت همان لحظه‌اند و قضاوت در مورد گذشته و آینده‌ی سوژهای عکس من، از سوی مخاطبان مرا ناراحت می‌کند.»
ایاز بیگ مدت یک سال است که در ژانر مینیمالیسم کار می‌کند. او رشته‌ی حقوق را در دانشگاه چمران اهواز خوانده و اکنون بازیگر تیاتر، پورفرمنس‌آرت و کمکرسان کودکان زیر ۱۸ سال مهاجرین افغان در اتریش است.
حمیدرضا رحمانی
رضا سه سال می‌شود که از مهاجرت برگشته و از خیابان‌های کابل و طبیعت افغانستان عکاسی می‌کند. او زمانی به عکاسی آغاز کرد که گوشی هوشمند‌ش، کمره‌ی ۲ میگاپیکسلی داشت و از هرچیزی که به نظرش زیبا بود، عکس می‌گرفت؛ اما سوژه‌های آبستره یا انتزاعی بیشتر او را به خودش جذب می‌کرد.
رضا می‌گوید رشد و گسترش رسانه‌ها و ابزار عکاسی باعث شده که همگی عکس بگیرند و هرجا نشر ‌کنند اما این‌که این سهولت چقدر می‌تواند جایگاه عکس و عکاسی را متزلزل کند، نگران‌کننده است.
آثار حمیدرضا در ژانر آبستره در نمایشگاه استقرا به نمایش درآمد.