باران زنگ در مرکز 119 پولیس؛ هر زنگ یک جُرم را گزارش می‌دهد

باران زنگ در مرکز 119 پولیس؛ هر زنگ یک جُرم را گزارش می‌دهد

اپراتوری تلفن پولیس شاید یکی از عجیب‌ترین شغل‌های دنیا باشد. این شغل در افغانستان اما هم بسیار عجیب است و هم سخت‌ترین و پراسترس‌ترین شغل ممکن. من چند روز پیش از نزدیک شاهد کار کارمندان مرکز اطلاعاتی 119 پولیس در وزارت داخله بودم. در آن‌جا 19 تلفن حتا یک دقیقه هم آرام نمی‌گیرد. شب و روز، 24 ساعت و در هفت روز هفته زنگ می‌خورد. زنگ پشت زنگ می‌آید:

«الو! آن‌جا مرکز پولیس اس؟ مه از حوزه 8 کابل زنگ می‌زنم. برادرم عصاب‌خراب اس. همی لاظه پنج فیر کرد. مادرم بی‌هوش شده…»؛ «الو پولیس! مه از قلای فتح‌الله زنگ می‌زنم. موتر مه چند دقیقه پیش از پیش خانه‌ام دزد برده. ده دقیقه پیش…»؛ «الو! مه از قندوز زنگ می‌زنم. تازه از مکتب آمدم. چند نفر ولگرد سر کوچه‌ ما چرس کشیده. الو، صدای مه می‌شنوید، مه نمی‌توانم خانه بروم»؛ «الو، شوهرم هر روز مرا لت‌و‌کوب می‌کند. مه زیاد می‌ترسم، از برای خدا کمک کنید! خانه ما د بادغیس است»؛ «الو! مه از بغلان زنگ می‌زنم. همین لحظه یک نفر زیر پل ماین گذاشت»؛ «الو، من از هرات هستم. همین حالا یک تروریست می‌بینم. الو به کمک احتیاج داریم، الو خانه همسایه‌ی ما آتش…، الو دزدی، الو اختطاف، الو تریاک، الو چاقو، الو تفنگچه، الو جنگ، الو تصادف، الو قتل!»

در هر جای جهان آدم‌ها در شرایط گوناگون نیاز به کمک پیدا می‌کنند؛ اما آنچه مسلم است، این‌ است که در برخی از شرایط نیاز به کمک فوری از اهمیتی قابل ملاحظه‌ای برخوردار است و کمک به موقع می‌تواند حیاتی باشد. به همین دلیل در بسیاری از کشورهای جهان شماره‌ای برای فوریت‌های پولیس در نظر گرفته شده که مردم در مواردی مانند درخواست کمک در وضعیت‌های پرخطر جانی، حملات که تهدیدکننده‌ی جان باشد یا در مواقع نیاز به کمک و امدادرسانی در مکان‌های غیرمنتظره و برطرف کردن آتش‌سوزی و بروز هرگونه درگیری که منجر به زد‌وخورد و ضرب‌وجرح و نهایتا جرم و جنایت باشد، با آن شماره تماس می‌گیرند. در افغانستان شماره‌ی رسمی فوریت‌های پولیس 119 است.

مرکز اطلاعاتی 119 پولیس، دوازده سال پیش، یعنی در سال 1386 هجری شمسی، به مشوره و کمک مالی نیروهای ناتو، در چوکات وزارت داخله‌ی افغانستان تأسیس شد. حالا این مرکز مجهز به سیستم کمپیوتری آنلان و دارای 19 خط تلفن و 75 نفرکارمند است. 57 نفر از مجموع کارمندان این اداره، اپراتور است که در سه شِفت کاری، در طول 24 ساعت به تماس‌های که از سراسر کشور به این مرکز گرفته می‌شود، جواب می‌دهند. اپراتورهای شیفت روزانه‌ی این مرکز خانم‌ها هستند. 19 خانم هر روز صبح زود از محله‌های مختلف شهر کابل خانه‌های‌شان را ترک می‌کنند و رأس ساعت هفت‌و‌نیم صبح خود را در این مرکز می‌رسانند. هریک داخل یک کابین تنگ جا می‌گیرد و تا ساعت سه‌ونیم بعد از ظهر با «اوکی»کردن هر تماس تکرار می‌کنند: «الو، این جا مرکز 119 پولیس وزارت داخله است. بفرمایید، چه مشکل دارید؟»

«مریم آیت‌امرخیل» از بس این جمله را در درون کابین شماره 18 تکرار کرده است، حالا گاهی در بیرون از آن‌جا که در تلفن خودش زنگ می‌آید، نیز ناخودآگاه همین جمله را می‌گوید. او و خواهرش «ثنا آیت‌امرخیل» چهار ماه می‌شود که در این مرکز کار می‌کند. مریم 24 ساله و ثنا 22 ساله است. هر دو متولد دوران مهاجرت خانواده‌ی‌شان در پاکستان هستند. اما اکنون چهار سال است که خانواده‌اش در محله‌ی افشار کابل در یک خانه‌ی ‌کرایی زندگی می‌کنند.

اپراتورهای شماره‌ی پولیس در دیگر کشورهای جهان، همگی دوره‌های روان‌شناسی خاصی را پشت‌سر می‌گذرانند و معمولا پس از چند مدت به مراکز دیگری منتقل می‌شوند. چرا که فشار روحی زیادی را تحمل می‌کنند و بدون استثنا در معرض آسیب‌های روحی از قیبل اضطراب، افسردگی و دیگر تنش‌های روحی قرار می‌گیرند. مریم و ثنا اما هیچ دوره‌ی خاصی روان‌شناسی ندیده‌اند. هر یک 13 هزار افغانی معاش می‌گیرند و چون به‌صورت باالمقطع با وزارت داخله قرارداد بسته‌اند، نگرانند که در مقطع بعدی، مبادا قرارداد کاری‌شان فسخ شوند.

با این حال آن‌ها تحت فشارهای روانی زیادی قرار دارند. از صبح که وارد کابین‌شان می‌شوند، تا ساعت سه‌ونیم بعدازظهر بی‌وقفه کار می‌کنند. کار در آن‌جا مثل خون در رگ‌هاست. پیوسته جریان دارد و متوقف نمی‌شود. تماس‌های که آن‌ها پاسخ می‌دهند، از سراسر افغانستان می‌آید. تماس‌ها اگر قابلیت «راپور»شدن را داشته باشد، آن‌ها فوری آن را درج یک کتابچه‌ی مخصوص و سیستم «نیمز» می‌کنند. بعد آن را با تمام جزئیات ثبت‌شده به‌صورت فوری در اختیار «آمران شیفت» قرار می‌دهند. آمران شیفت هم به‌صورت فوری واقعه را به حوزه‌ی پولیس مربوطه و یا اطفاییه اطلاع می‌دهد، ولی در صورت که واقعه از فوریت برخوردار نباشد، آن را به نهادهای دیگری مانند دادستانی، امنیت و حقوق بشر گزارش می‌دهد. پس از این‌که واقعه به نهاد مربوطه گزارش شد، آن‌ها تا حل‌نشدن موضوع به‌صورت مکرر به فرد تماس‌گیرنده و یا هم به نهاد مربوطه تماس می‌گیرد تا این‌که قضیه کاملا حل شده باشد.

مریم بعضی روزها تماس‌های دریافت می‌کند که اشک‌اش را درمی‌آورد و پس از تماس، هفته‌ها و ماه‌ها ذهن‌شان درگیر آن تماس است. مریم برای من قصه کرد که روزی از ساحه‌ی هوت‌خیل کابل تماسی دریافت کرد که حاوی یک خشونت و جنایت تمام‌عیار بود. «مردی زنش را پیش چشمان مادرزنش با ضرب بیش از صد چاقو ستم‌کُش کرده بود. به قول تماس گیرنده که خواهر مقتول بوده، مرد این کار را بسیار با خون‌سردی انجام داده بود. قبل از این نیز آن مرد زنش را مورد خشونت قرار می‌داده. به همین خاطر زن به خانه‌ی پدرش به جلال‌آباد رفته بود. پس از چند مدت وقتی همراه با مادرش به خانه‌ی شوهرش بازمی‌گردد، شوهرش اول با چاقو او را جلو چشمان مادرش سوراخ سوراخ می‌کند، بعد با پاهایش روی تنش بالا می‌شود. در این حال می‌گفته که هر قدر تو را بزنم دلم یخ نمی‌کند. آن مرد در نهایت فرار می‌کند.»

کابین مریم به سختی برای دو چوکی جای دارد. هیچ نوری از بیرون جذب نمی‌کند. چراغ سقف آن باید همیشه روشن باشد. او در دیوار درون کابین خود، یک فوج پروانه‌ی کاغذی چسپانده که از پایین به بالا کوچک شده می‌رود. انگار پروانه‌ها بال‌زنان دور شده می‌روند.

قصه‌ی سعیده پیمان نیز تا حدودی شبیه قصه‌ی مریم و ثنا است. سعیده متولد ولایت کندز و 28 ساله است. «دوم ساتنمن» است. او هر روز از خانه‌اش که در برچی موقعیت دارد، به سر کار می‌رود. از خانه تا برچی سه بار موتر عوض می‌کند. مدت‌هاست که در وزارت داخله کار می‌کند، اما فقط 8 ماه می‌شود که در این مرکز کار می‌کند. 15 هزار 500 افغانی معاش می‌گیرد. وقتی من برای مصاحبه داخل کابینش رفتم، او در حال ثبت گزارش یک سرقت تلفن بود. ساعت 12 و 42 دقیقه چاشت را نشان می‌داد. کسی به‌نام حسیب‌الله زنگ زده بود و می‌گفت که از نزدیکی قصر عروسی بی‌نظیر و دار‌العلومی سید منصور نادری، واقع در سرک چهارم تایمنی تماس گرفته است. می‌گفت که دو نفر مسلح، سوار بر یک عراده موتورسایکل هوندا، لحظات پیش مرا تهدید کرد و تلفنم را به سرقت برد. سعیده عاجل این واقعه را ثبت کرد و به آمران شیفت تحویل داد. آمر به حوزه چهارم امنیتی کابل تماس گرفت و شماره‌ی تماس حسیب‌الله را به حوزه داد تا قضیه را پی‌گیری کنند.

زحل رحیمی، 21 ساله متولد کابل، یکی دیگر از اپراتورهای این مرکز است. او سه ماه می‌شود که در این مرکز کار می‌کند. وقتی با من مصاحبه می‌کرد، یک سیروم در دستش وصل بود که خریطه سیروم از سقف کابینش آویزان شده بود. گفت کمی ناخوش‌احوال است، ولی به‌خاطر که انجام وظیفه‌ام مهم‌تر است، در این وضعیت سر کار حاضر شده‌ است. او در تایمنی زندگی می‌کند. لحظات که من در کابینش بودم، چند نفر زنگ زده بود و مزاحمت می‌کرد. او گفت به‌خاطر که شماره 119 رایگان است، مردمان بیکار برای ما مزاحمت می‌کند و نمی‌گذارند تماس کسانی برقرار شوند که واقعا مشکل عاجل دارند. در همین وقت زنگی آمد که تماس‌گیرنده با آشفتگی حرف می‌زد. او گفت که از ولسوالی ارغنداب ولایت زابل زنگ زده است. سرباز پولیس است و کمبود پرسونل کمکی، کمبود اعاشه و کمبود مهمات دارد. یک ماه می‌شود که پُسته‌ی‌شان در محاصره‌ی مخالفین دولت است. زحل پس از این‌که راپور این تماس را به آمر بخش تحویل داد، گفت: «این کار من است. روزانه صدها تماس جواب می‌دهم که از سرقت واسطه‌، سرقت موبایل، پول نقد، افراد زورگو، جنگ مغلوبه، جنگ همسایه، خشونت‌های خانواد‌گی، حریق و محاصره ی پولیس خبر می‌دهد.»

فتانه یلدا شریفی، 29 ساله، ساکن واصل‌آباد کابل اپراتور دیگر این مرکز است. او مدت پنج سال می‌شود که در این مرکز کار می‌کند. گفت که من مادر سه کودک و کارمند رسمی وزارت داخله هستم و 15500 افغانی معاش دارم. شوهرم تکلیف عصاب دارد و هیچ کاری نمی‌تواند انجام دهد. با این حال در یک خانه‌ی کرایی زندگی می‌کنیم و پنج‌هزار افغانی در هر ماه کرایه ‌می‌دهیم.

این بانوان می‌گوید انگار در افغانستان غیر از جرم دیگر کاری نیست. هرچند جرایم جنایی در افغانستان بیش‌تر شامل قتل، سرقت‌های مسلحانه، آدم‌ربایی‌ها، باج‌گیری‌ها و زورگیری‌ها است اما در واقع تمام اعمال و رفتارهای خلاف قانون شامل مباحث مجرمانه می‌شود و تمام اعمال تروریستی و اقدامات ضددولتی در بحث ارتکاب جرایم نمود پیدا می‌کند.

سید مصطفا هاشمی، آمر مرکز 119 پولیس برایم گفت که این مرکز به همکاری مردم توانسته است شمار زیادی از مجرمین را به پنجه قانون بسپارد و یا از وقوع حوادث دلخراش جلوگیری کنند. او گفت این اداره فعلا در چهار ولایت هرات، مزار شریف، کندز و کابل فعال است و روزانه غیر از تماس‌های مزاحم، به حدود دو هزار تماس پاسخ می‌گوید. متاسفانه تماس‌های مزاحم به این شماره بی‌شمار است و من از هموطنانم می‌خواهم، در صورت که واقعا مشکلی نداشتند، به این شماره تماس نگیرند.