خبرنگار ناراضی

هادی دریابی

چه چیزی در افغانستان جرأت خلق می‌کند؟! در قدم اول، رانش کوه، به‌شرطی که بیش‌تر از 300 خانه را ببلعد! تعجب نکنید. برای اولین بار در تاریخ افغانستان، کوه لغزید و قریه‌ی آب باریک‌‌ ولسوالی ارگو را زیر گرفت، از جهات متفاوت خلق جرأت کرد و رفت پی کارش! شرح: ما جرأت کردیم با بازماندگان قربانیان این حادثه غم‌شریکی کنیم، اگر این کوه خودش را نمی‌رانید، آیا ما این قدر فرصت داشتیم که پشت غیرت و شرف خویش را مثل همان کوه برانیم و از درد و رنج مردم ارگو بنویسیم؟ اگر برای همه جواب منفی نباشد، برای اکثریت که جواب منفی است. ما به عنوان یک انسان و خاصتاً به عنوان یک انسان مسلمان، چه‌قدر از وضعیت خوب و بد ‌هم‌زاد و هم‌نوع خویش در چهار‌کنج افغانستان باخبریم؟‌ شاید هیچ! من شخصاً از بیداد فقر در قندهار بی‌خبرم، از وضعیت خراب زندگی در هلمند اطلاعی ندارم، از نوع مبارزه‌ با فقر در ولایت دایکندی هم چیزی نمی‌دانم. از قربانیان بی‌توجهی دولت در دوردست‌های شمال و جنوب و غرب نیز اطلاعی ندارم. این‌که چه‌قدر از شرقیان کشورم، گرفتار حصار درست شده به دست مافیا و تروریست‌ها اند، نیز نمی‌دانم. شما هم مطمئناً از دوردست‌های ولایت‌های غزنی، پکتیا، خوست، ننگرهار، زابل، بدخشان و تخار‌ چیزی نمی‌دانید. شما هم مثل من، هیچ‌ وقتی به ذهن‌تان خطور نکرده که علت قتل زنان به‌دست مردان را جویا شوید. شاید فقر، شاید زورگویی، شاید بی‌فرهنگی، شاید وحشت عامل این ‌گونه قتل‌ها باشد. از طرف دیگر، همین رانش کوه باعث شد مقام‌های دولتی و سیاسی، جرأت کرده سری به ارگو بزنند؛ هریک با خرام و کرشمه‌ی مخصوص خودش!

در قدم دوم، سیلاب! سیلاب هرچه وحشت‌ناک و ویران‌ کننده باشد، تبعات جرأت‌زایی‌اش بیش‌تر می‌شود. شاید اگر سیلاب‌های جوزجان و سرپل و فاریاب نبودی، هیچ‌یک از ما خبر نمی‌شدیم که کشیدن درختان از ریشه، جدا‌ از این‌که زیبایی طبیعت را از طبیعت می‌گیرد، می‌تواند زمینه‌ساز سیلاب ویران‌گر شود. شما دیدید که کابل چند‌روزی با باران سیل‌آسا چنگ به چنگ شد؛ هزاران عکس و سخن علیه شهردار در شبکه‌های اجتماعی رد و بدل شدند. این یعنی جرأت‌زایی سیلاب!

در قدم سوم، همین زمینی که ما رویش راه می‌رویم، گاهی از صمیم قلب رویش نشسته و دفع مواد اضافی می‌کنیم، خیلی به آدم جرأت می‌دهد. اما چه نوع جرأت؟‌ 1- جرأت می‌دهد که برای برادر خویش از شهردار تقاضای زمین بکنیم؛ هرچه باشد برادر آدم ارزش این کار را دارد. 2- باز یک هزار مترمربع زمین بخواهیم، یعنی باز هم از شهردار بخواهیم دیگر. طبعاً که شهردار نمی‌دهد! آدم اگر خر هم باشد، این مسئله را می‌فهمد و نیاز به کنجکاوی دادستانی کل ‌هم ندارد. درست است که رییس کمیسیون مواصلات و مخابرات دادستانی کل، صاحب یک شهرک است. اصلاً لازم نیست پیشانی شهردار پارلمان ترش باشد! باور کنید تمام این حرف‌ها از روی این اند که همین زمین، همین اکنون مرا خیلی باجرأت نموده! اگر شماره‌ی شهردار را داشتم، حتما برای یک نمره ‌زمین می‌زنگیدم؛ یک نمره که چیزی نیست، مردان خدا‌ با وجودی‌ که نمره‌ها گرفته‌اند، تقاضای ابرنمرات نموده، نوش جان‌شان‌!

در قدم چهارم، همین مقام و منصبی که هم پول داشته باشد، هم اگر کمی هوشیار باشی، زور داشته باشد؛ خیلی جرأت‌آفرین است. من اگر وکیل پارلمان بودم، به‌جرأت می‌توانستم بگویم که کدام وزیر مملکت احمق است و کدامش نیست! اگر وزیر بودم، مثل شیر می‌غریدم و لیست تبه‌کاری‌های وکلای پارلمان را افشا‌ می‌کردم. اگر والی بودم، چندین نفر را به پارلمان می‌فرستادم که دهن مردم را مسواک کنند! اگر ولسوال بودم، تجاوز خویش را بر گردن یکی دیگر، یکی که برای نان خشک، حاضر است روزانه 12 ساعت کار کند، می‌انداختم و در عوض، مخفیانه از مبالغ دریافت شده‌ی رشوه، مقداری به خانواده‌اش می‌پرداختم که حیف و میل کنند! حالا که‌ هیچ‌کدام از این مقام‌ها و منصب‌ها را ندارم، حد‌اقل این قدر جرأت دارم که بگویم، ای احمق بی‌شعور! در دور دوم به که رای می‌دهی؟! (شرح حال طرف‌داران دو‌آتشه‌ی هریک از نامزدان نیم‌آتشه‌ی پیش‌تاز!)

در قدم پنجم، این قدم شامل مولوی‌های فاسد، ولسوالان فاسد، مدیران فاسد بعضی از مکاتب، ارشد یک اداره‌ی شخصی که همه به نحوی‌ از جرأت خویش استفاده‌ی تخریبی می‌کنند، می‌باشد. در این قدم، ما بیش‌تر شاهد تجاوز جنسی هستیم تا چسبیدن به روی هم‌دیگر مثل قدم پارلمان و شهرداری کابل!

در قدم ششم، هرچه سیل بیاید و هرقدری هم که کوچه‌ها را بند و خانه‌ها را پر از آب کند، باز جرأت انباشت کثافت در داخل جوی، از نزد این مردم کوچ نمی‌کند. روزی که سیل آمد، دولت را زن و فرزند می‌کنند! (کمی شرم خوب است به‌خدا!)

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه