آرزو داشتی من گاو تو باشم
پاسدار خیال و خاو تو باشم
از همین ابتدا خاو را معنا کنم. خاو در تمام وزن و قافیه، خواب معنا میدهد. فقط کمی لهجهای است. شما حتا اگر یک دریزبان عربلهجه هم باشید، باز حق دارید از خاو به جای خواب استفاده کنید. (دست هرچه ادیب است خلاص! خودم این کلمه را در قاموس زبان دری وارد میکنم).
بعد از سپری شدن دور اول روزگار آرزوهایی از جنس فوق، کمیسیون مستقل انتخابات کارمندان متخلفش را برکنار کرد. هرچند ما به نرخ تورم در خصوص کچالو از این کار کمیسیون مستقل انتخابات سپاسگزاریم، اما هرگز دوست نداریم این کمیسیون و مراجع قضایی، یک بار دیگر آرزو کنند که ما گاوشان باشیم. کمیسیون مستقل برکنار کنندهی کارمندان متخلف، باید و باید، این کارمندان متخلف را با تمام هویت درج شدهیشان در دیتابیس کمیسیون مستقل انتخابات، به مردم معرفی و سپس طی یک مراسم باشکوه سیاسی که در آن باید نمایندگان هردو نامزد پیشتاز حضور داشته باشند، به مراجع عدلی و قضایی بسپارد. مراجع عدلی و قضایی کشور، مطابق صلاحدید و ماهیت شکلگیری خویش، مکلف به چند کار اند:
1- از تک تک این متخلفین بازجویی کند! مثلاً اگر یکی از این متخلفین احمد نام داشته باشد، مراجع عدلی و قضایی باید از وی چنین سوال کنند، «احمد جان! مادرت تو را برای تخلف زاییده بود یا برای کدام کار دیگر؟» جواب احمد به احتمال قریب به تمام، منفی است. بعد همین مراجع ظاهراً عدلی و قضایی، احمد جان را نوید بدهند که سوال اولشان یک مزاق بوده و احمد نباید آن را جدی بگیرد. بعد از احمد سوال کنند که چرا تقلب خواهد کرده بوده؟ حتماً پشت این تقلب، چندمرد معتبر خوابیدهاند. کار عدالت، کشف و بیداری این مردان خوابیده است.
2- وقتی عدالت توانست در این زمینه قد بدهد، به صورت محرمانه از طریق یکی از تلویزیونهای ملی، اعلام کند که فلانیها با چنین نسبتها با نامزدان، پشت سر این متخلفین خوابیده بودند؛ ما بیدارشان کردیم. آری عدالت افغانستان باید ثابت کند پاک و ستره است، ورنه نشانه پیش از اینکه سوی نامزدان رود، سوی عدالت خواهد شتافت. شتاب نشانه، کار را خراب خواهد کرد. یکبار یک آخوند دختری را نشانه رفت، حالا نه گوش دارد نه بینی! میگویند این مولوی، به نسبت نداشتن بینی، هر روز آرزو میکند که ایکاش یکی از میمونهای باغ وحش مالیزیا بودی تا حداقل از نعمت استشمام محروم نبودی! اما بیفایده است؛ چون وی نشانه رفت، نشانه هم برگشت.
3- باز همین عدلی و قضایی کشور ما مجبورند همین خود کمیسیون مستقل انتخابات را باید جدی بگیرند. درست که رییسان عالیقدر کارمندان دونپایهی متخلف را برکنار کردند؛ اما این دلیل نمیشود که تخلف این کمیسیون را نادیده بگیریم! مثلاً از آقای نور محمد نور باید پرسیده شود که میزان تخفیف در انجام تخلف نزد شما چهقدر است؟ آیا نامزدی که در اغوای کارمندان کمیسیون نقش دارد نیز متخلف است یا نه؟ چون بازار جرأت در افغانستان کساد است. کمیسیون مستقل انتخابات رای خویش را در زمینه، با چندروز تأخیر اعلام خواهد کرد و احتمالاً خواهد گفت که فعلاً در این زمینه چیزی گفته نمیتوانیم. خوب، طبیعی است که باید صبر شود. اول نامزد برنده مشخص شود، بعد میزان تقلب نامزد شکست خورده مشخص خواهد شد.
4- حالا که هیچچیز مشخص نیست، برای سلامتی تمام متخلفان صلواتی بفرستید. آوازه است که شفقت در حق نامردان بزرگتر از آن است که در حق مردان روزگار شفقت کنیم. برای مثال، همین که معاون اول رییس جمهور ابراز میکند که دولت باید تعریف مشخصی از دوست و دشمن داشته باشد تا همه با هم شاهد پیشرفت و دستآوردهای اردوی ملی باشیم، به این معناست که کار بزرگ از همینجا پایهگذاری میشود. یعنی برادر من، اول باید مشخص کنیم که دشمن ما کیست؟ آیا ننهی اللهگل مبارز دشمن ماست یا ملیشههای پاکستانی؟ تا که نفهمیم دشمن کیست، چطوری میتوانیم نشانه برویم؟! خوب، همیشه که روز پیروزی تیم ملی فوتبال افغانستان در چلنجکپ آسیا نیست تا وطنداران ما هوایی شلیک کنند و به جهان نشان بدهند که ما هنوز زندهایم و میتوانیم پیروزیهای خویش را جشن بگیریم. به قول یکی از دوستان، ده هزار کارمند متقلب برکنار شوند، چه سود، وقتی که دو ابرمتخلف همچنان تکتاز میدان اند؟! یعنی باید خدمت آقایان نامزدان برسیم. به خدا روزی برسد که همین نامزدان بر ریش تاریخ ما بخندند و بگویند که هی هی روزگار! وقتی ما نامزد بودیم، احدی جرأت نداشت از تخلفات ما حرفی بگوید! حالا سیل کن! اگر کسی کنار دیوار مسجد یا مکتبی بشاشد، شهرداری وی را به تمیز کردن مدافعات شهروندان در مکان متخصصه مجبور میکند!