مالته، پیاز، کچالو
شلغم، زردک، آلبالو
در فصل انتخابات
بخور صبایی و چاشت
شبها فقط کمی غم
مُلی به مقدار کم
فدات بشم مجدد!
بخور نشو مردد!
یعنی وقتی طلسم جهل در جهان شکسته شد، انسانها برحسب معرفت خویش، شروع کردند به نسخه پیچیدن. یکی گفت، اگر طرفداران عبدالله عبدالله بتوانند مجسمهای از اشرف غنی احمدزی بسازند و رمی جمره را بر آن تمرین کنند، مرغ پیروزی که سالهاست در آسمان افغانستان گِرد خودش میچرخد، یکراست میآید و بر شانهی راست عبدالله عبدالله مینشیند و اینجاست که دست طرفداران اشرف غنی، تا عرش کبریا خلاص! دیگری گفت، نه بابا! غنی بابا نیازی به این کارها ندارد. فقط کافی است چندحضرت را با کاپیتانی حضرت مجددی استخدام کند تا هی با استخاره به دروازهی عبدالله عبدالله گول وارد کنند یا در این وقت اضافه، پنالتی بگیرند. بابا نیازی به این کارها نیست. در شرایط فعلی که بعضی از برادران ناراضی استخاره کردند و استخارهیشان در ولسوالی یمگان بدخشان راه دادند، رفتند در همان ولسوالی، خدا میداند چهکارها کردند. بعدش یک گروه دیگر بعد از چندی استخاره، بر کنسولگری هند در ولایت هرات حملهور شدند تا یک حملهی خونین در سرحد مجروح شدن یک نفر را شکل بدهند. یعنی در شرایط فعلی، نیاز نیست تمرین رمی جمره بکنیم، یا با استخاره، کاری بکنیم که حضرت عزراییل، دستنیافتنیترین موجود روی زمین شود. یعنی در شرایط فعلی که قسم به پروردگان متعال، بعضی از جهادیها، داد از دموکراسی و بعضی دیگر هم سنگ جهاد و هم سنگ دموکراسی را به سینه میزنند، خوب است ما از زور خویش استفاده کرده و به کسی رای بدهیم که جگر طرف دیگر، اگر خون هم شد، خونش مباح و حلال رایهایمان باشد.
اگر خوب متوجه شویم، خمیر ترشیده است.
پروفیسور پروف کرد
ما را که چوف و کوف کرد
از وضعیت باریک
تا سرنوشت تاریک
پروف خشک و خالی
آخ حضرتا! چه مالی؟!
تنها این حضرت نیست که از عجایبالخلقه محسوب میشود. یکی از رفیقهای من، که حتا اگر اسهال هم باشد، نظر مدرنیته بیرون میدهد و استراتژی امنیت ملی امریکا را به چالش میکشد و هزاران فلسفه در تکذیب وقار و شخصیت قانونمندان و مجریان قانون میبافد، پریشب در فیسبوک خود نوشته بود که اسلامالدین امیرررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررری زنده باد! بابا این قدر کش کردن اسلامالدین امیری، بندهی خدا را رسماً اسهال میکند. درست است که شما یکتنه عاشق این کاپیتان هستید. مخصوصاً عاشق سر این کاپیتان که هرازگاهی، با سرش دروازهی حریف را باز میکند؛ اما نشاید که این جوان مستعد را خدای ناکرده، دستی دستی مریضش کنیم. آهای شما که پدرانتان تفنگ دارند و خود شما اجازهی فیر مرمی در هوا را دارید، خداوند در روز قیامت حساب دانه دانه مرمیهای شلیک شده در هوا را از شما خواهد گرفت. اگر انکار کنید، همهی مرمیها زبان باز کرده و شهادت خواهند داد؛ چون ممکن است فرستادگان همسایه حمله کنند و کابل مرمی کم بیاورد. مواظب شاجور تفنگ خویش باشید؛ لااقل اگر شاجور خود شما از اول خالی بوده، گناه تفنگ بیزبان و خطرناک، دهن شما که نبوده، بوده عایا؟! باز بنشینیم و ادعا کنیم که مردم حق انتخاب دارند…
کجا حق انتخاب داریم ما؟ اگر این مملکت، مملکت بودی، تا حال ما قانون حقالاختراع داشتیم و مجریان قانون نیز هوش و حواسشان در این زمینه بود. بندهی خدا ریش و موی سفید کرده تا استخاره اختراع کرده، اما زحمات یک عمر این پروفیسور، یکشبه بهدست ناکسان این مملکت خاک میشود. دور هیچ نمیرویم! همین نزدیک، کشور همسایهی ما، یعنی چین، استخاره کرده و انتقال پول از افغانستان و به افغانستان را تحریم کرده و انشاالله بهزودی بانکهای کشور را در لیست سیاه قرار خواهد داد. این حکومت را که ما میبینیم، این قانون حداقل چندسالی نیاز دارد تا شورای وزیران و وزارت عدلیه آن را به پارلمان بفرستد. به پارلمان هم که رسید، تازه باید خیلی صبر کرد تا دانه دانه وکیل عرض کند که این قانون مبهم است و هیچ معلوم نیست که آیا ما تصویب کنیم یا نکنیم. نمونهاش همین خدمات بازسازی شهرداری که سرک جور و تیار را خراب میکنند و سالها میگذرد که دوباره یک قیر ناقص بکنند. «کوچهی پهلو هم که در انحصار رهبر فرزانه قرار دارد. تف براین شانس، کاش در سنگاپور متولد میشدیم».
یکبار دیگر این سرود پروفیسوری را زمزمه کنید:
مالته، پیاز، کچالو
شلغم، زردک، آلبالو
یک کم جوس لبلبو
خوب است برای چربو
چربوی انتخابات
سوزش و التهابات