اگر میخواهید از جنگ و خشونت در افغانستان خبری نباشد، به تیم تحول و تداوم رای بدهید. شما میتوانید از طریق شرکتهای جنرال دوستم، سرور دانش، جمعه خان همدرد، وکلایی که به این تیم پیوسته و سایر خانمهایی که هم اشرف غنی را دوست دارند و هم جنرال دوستم را، رای ارسال نمایید! توجه داشته باشید که این تیم حاضر است خون بدهد، اما ناکام نماند. این تیپ مردم حق دارند حرفهایی از این دست بزنند. تقصیر خود ماست. ما به قدری به این رهبران خویش قدرت عطا کردهایم که حالا روز روشن، زبان دراز کرده و میگویند: «اگر میخواهید جلو جنگ و خونریزی را بگیرید، به تیم تحول و تداوم رای بدهید». مطابق دایرةالمعارف خشونت و وحشت، این به این معناست که اگر به این تیم رای ندهیم، جنگ و خونریزی وجود خواهد داشت. حالا بماند که خود این تیم جنگ و خونریزی راه میاندازد یا آنها به این نتیجه رسیده که تیم اصلاحات و همگرایی در صورت پیروزی، اولویتش، جنگ و خونریزی خواهد بود. اگر فرض دوم مورد نظر باشد، باید گفت که تهمت و بدبینی بزرگتر از این تا حالا مطرح نشده و تیم تحول و تداوم، سکاندار این نوع افتراهات میباشد. اگر فرض اول درست باشد، پیگیری این فرض به حکومت برمیگردد. پیروزی و ناکامی در انتخابات، در ایدهآلترین وضع ممکن، بهدست مردم رقم خواهد خورد. درست که هردو تیم برای رسیدن به پیروزی، به حمایت و رای مردم نیاز دارند؛ اما شیوهی جلب حمایت مردم، با زبان زور و تهدید، مسلماً نتیجهی پاکی در بر نخواهد داشت. چون یک عده در افغانستان بیموجب قدرتمند اند، کاری از حکومت ساخته نیست و بازار برای داغ کردن این دست حرفها، بهشدت گرم میباشد. حالا فرض کنید که من هم نامزد میبودم و به دور دوم راه مییافتم. خوب معلومه که این فرض کردن اشتباه است. یعنی به این سادگی نمیتوان دچار اشتباه شد و نباید هم شد. من حتا اگر چهل سال عطا محمد نور باشم، 5 سال دیگر جمعه خان همدرد باشم و در طول این مدت، خرج و خوراکم را سازمان سیا تمویل کند، باز هم نمیتوانم نامزد ریاست جمهوری باشم. چرا؟ چون من اولاً که عطا محمد نور نمیشوم. ثانیاً، جمعه خان همدرد نمیشوم که بعد از چندی زور و دیکته در شبرغان، مزار بروم و بگویم که اگر به فلان تیم رای ندهید، جنگ خواهد بود و آن وقت گلایه نکنید که چرا خون ما را میریزید.
حالا از خود بپرسید، چرا جمعه خان همدرد این حرف را مطرح کرده و چرا دوستم گفته که خون میدهیم؛ اما باخت را قبول کرده نمیتوانیم؟ خیلی ساده است. اول، به نظر شما کار علمای دین چیست؟ به نظر من که تشکیل دستهها و گروهها و دسته دسته، گروه گروه رفتن به ستادهای کمپاین است تا از کسی اعلام حمایت کنند. چرا؟ معلوم است. همه چشم طمع به زمان کمپاین و بعد از کمپاین دارند. در زمان کمپاین، زرق و برقورزی ستادها اغوا کننده است. بعد از انتخابات، هیچ چیزی بهتر از اعتبار داشتن نزد قدرتمندان و دولتمردان قدرتمند نیست. آخر این علما هم از نسل ابوالبشر اند دیگر. دوم، این حرفها را زمانی خوب درک میکنید که عضوی از علمای دین افغانستان باشید. سوم، خوب کرده که گفته! لابد از عهدهاش میبرآیند که گفته. آخر کدام بیمنطق پیدا میشود که در عصر قانون و مدنیت و دموکراسی، در حالی که هیچ چیزی از رخش پوره نیست، بگوید که خبردار! اگر به ما رای دادید که ملت شریف غزنی و مزار هستید و اگر رای ندادید، گور بیبیتان را پر از گژدم خواهیم کرد؟ چهارم، اگر هم چنین بیمنطقی پیدا شود، مطمئنا از حرفها و آرمانهای کرزی بیخبر است که به عنوان یکی از والیان او، چنین چیزی را مطرح کند. کرزی دیروز در حالی که میفهمید رفتنی است، گفته که همه مکلف اند از ایجاد درز میان شهروندان افغانستان جلوگیری کند. پنجم، اگر کرزی در طول عمرش یک حرف درست گفته باشد، همین حرفش است. راست میگوید بندهی خدا! اینکه خون آقای دوستم باختناپذیر شده و جمعه خان همدرد، پیروزی و بهروزی خویش را در ایجاد درز و شکاف میبیند، برای من پیام این را دارد که این تیم به رای و اختیار من اعتباری قایل نیست، بلکه دوست دارد من مثل سالهای گذشته، مطیع و دستنگر این آقایان باشم. یکی نیست به من بگوید که خفه شو احمق بیشعور! زیادی گپ نزن که در دهنت مثل دوران عبدالرحمان خان، جنگ و خونریزی راه میاندازم. بنده حاضرم خونم بریزد؛ اما قبول ندارم خدای متعال را سرخورده و ورشکست ببینم! خدایا دوستت دارم… پیروزی از آن توست!
Hi there friends, its enormous paragraph regarding tutoringand entirely explained, keep it up all the time.
印度小叶紫檀手串