جمشید خراسانی
این قسمت از سلسلهنوشتههای «سیاه و سفیدی نصاب معارف افغانستان» به مسأله «جنسیت» در نصاب معارف افغانستان میپردازد. این مقاله تلاش دارد تا شماری از نمونههای را که در نصاب معارف تحت تأثیر «جنسیت» قرار دارد، برجسته کند و ماهیت «جنسیتزدگی» این نمونهها را بررسی کند.
افغانستان کشوری با نابرابری و کشیدگیهای متعدد اجتماعی است. نابرابری جنسیتی یکی از آنهاست که بیشتر نتیجهی سرکوب چندصدسالهای است که بر زنان اعمال شده است. این سرکوب ریشه در روایتهای خاص فرهنگی، تاریخی و دینی ما دارد. در سالهای اخیر تلاشهای برای رفع این نابرابری انجام شده است که نتیجهی چندانی نداشته است. دلیل اصلی ناکامی این تلاشها، سیاسی و پروژهای بودن آنها است. این تلاشها بیشتر از آنکه به ریشههای بنیادین تاریخی، سنتی و فرهنگی جنسیتزدگی و تبعیض جنسیتی بهعنوان مسأله بپردازد، بر رویکردهای سطحی و از نظر زمانی کوتاهمدت چنگ انداخته است. با نقد این رویکرد، برای رفع نابرابریهای جنسیتی لازم است تا به بنیادهای اصلی جامعه چون آموزشوپرورش، تاریخ، فرهنگ و دیگر پدیدهها و خردهنهادهای اجتماعی مراجعه شود.
جنسیتزدگی در نصاب معارف
آموزشوپرورش بهعنوان بخشی از فعالیت فرهنگی و اجتماعی نقش مهمی در حفظ یا تغییر نابرابریهای اجتماعی دارد. معارف میتواند نابرابریها را تولید و بازتولید کند و این گونه، خط نابرابری را در یک ثبات نسبی حفظ کند. معارف اما ظرفیت تغییر نابرابریها را نیز دارد. این تغییر یا نابرابری و شکاف را تقویت میکند و یا هم آن را رفع و بهصورت نسبی برابر میسازد. معارف و مکتب میتواند نقش و کارکرد تقویت یا رفع نابرابریها داشته باشد. با تعریف و تشخیص چنین کارکردی باید دیده شود که نصاب معارف افغانستان چه نوع موقفی در مورد نابرابری جنسیتی دارد و تا چه حد و با چه کموکیفی جنسیتزده است. جنسیتزدگی نگاهی سلطهجویی مردانهای را تبلیغ میکند که در آن باورهای تحقیرآمیز نسبت به زنان را در رأس کار خویش قرار میدهد. دیدگاههای جنسیتزده مرد را بهعنوان جنس برتر که صاحب اختیار بیشتر هم است، تعریف میکند درحالیکه زن را همچون موجود ضعیف و تابع در نظر دارد. جنسیتزدگی در بهترین حالت زن را موجود زیبا و شکننده، یا به تعبیر کلاسیک همان «جنس لطیف» که باید مورد حمایت قرار گیرد، در نظر دارد. در این رویکرد تقسیم کار اجتماعی بر بنیاد نوعی خاص تبعیض جنسیتی صورت میگیرد که در نتیجه زن را مسئول کارهای کلیشهای چون کارهای خانه و رسیدن به خویشتن، آرایش و پیرایش، میداند. در حوزهی مطالعات جنسیت، در هر دو رویکرد، ملایم و خصمانه، زن تابع است و مرد صاحب اختیار، زن ضعیف است و مرد قوی، زن مسئول کارهای اندک و حتا پست است و مرد مسئول همه کارهای برجسته و بزرگ. نگاه پدرسالارانه فرهنگی که در شماری از جوامع، بهشمول افغانستان، مروج است ریشه در چنین دیدگاهی جنسیتزده دارد.
با این وصف نصاب معارف الزاما باید بهگونهی طرح گردد تا جنسیتزدگی را تضعیف و پایههای سنتی و اجتماعی آن را سست کند. معارف باید کارکرد تغییر وضعیت بهسوی برابری را داشته باشد. برابری جنسیتی زمینه را برای رفع تبعیض جنسیتی و زدایش جنسیتزدگی از فرهنگ و جامعه را مساعد میکند. با این رویکرد مکتب به پایگاه اصلی و نصاب معارف ابزار اصلی برای مبارزه علیه نابرابری جنسیتی بدل میشود. این امر برای نهاد معارف بهعنوان یک وظیفه، رسالت و مسئولیت اخلاقی، اجتماعی و سیاسی مطرح است. با طرح این وظیفه و رسالت باید دیده شود که معارف افغانستان بهصورت عام و نصاب معارف بهصورت خاص در این راستا چگونه عمل کرده است. برای بازگشایی این موضوع چند نمونه از نصاب معارف اینجا ذکر میشود.
اینها صفحههای ۱۶، ۲۱ و ۲۲ مضمون مهارتهای زندگی صنف اول است که ذیل عنوانهای «آداب مجلس» و «احترام به بزرگان» آمده است:

شرح این صفحهها:
• اول از راست: درس «آداب مجلس» مضمون مهارتهای زندگی صنف اول، صفحه ۱۶: در این صفحه یک عکس و دو طرح گرافیکی دیده میشود. عکس، ظاهرا مجلسی از بزرگان است که طفلی در آنجا حضور دارد و گویا به سخنان بزرگان گوش میدهد. اگر دقت شود، در عکس تمام بزرگان مرد هستند و حتا طفلی هم که حضور دارد پسر است. در یکی دیگر از طرحهای گرافیکی این صفحه «بزرگ خانهای» که مرد است در حال صحبتکردن در مجلس است. این همچنان به این معنی است که بزرگ خانه مرد است. در طرح گرافیکی دیگری این صفحه که همهشان کرکترهای زن است، اتفاقا هیچ بزرگی دیده نمیشود. ذهن ناخودآگاه آدمی از این طرح نتیجه میگیرد که چون مردی در آن میان نیست، پس بزرگی هم در کار نیست.
• میانه: درس «احترام به بزرگان» مضمون مهارتهای زندگی صنف اول، صفحه ۲۱: در این صفحه طرح گرافیکی دیده میشود که اطفالی را در حالت تعظیم و سلام کردم به بزرگی نشان میدهد، این بزرگ باز هم مرد است و اطفال هم همه پسر.
• اول از چپ: ادامه درس «احترام به بزرگان» مضمون مهارتهای زندگی صنف اول، صفحه ۲۲: اما در این صفحه دو عکس و دو طرح گرافیکی است که همه تعاملی میان اطفال و بزرگان را نشان میدهد. در دو عکس و یک طرح گرافیکی بزرگان همه مرد هستند. اگر به زمینهی این دو عکس و طرح نگاه شود، متوجه میشویم که بزرگانی آمده در آنها از آدرسهای رسمی چون مکتب و جلسه میآید و اطفالی هم که گویا به بزرگان احترام میگذارند از هر دو جنس زن و مرد یا پسر و دخترند. درحالیکه در یک طرح گرافیکی که یک طفل را در حال تعظیم به دو خانم بزرگ نشان میدهد، همهی کرکترها زن هستند.
عکسها و طرحهای بالا که شرح آن رفت، با نشان دادن اینکه «بزرگ» مساوی به «مرد» است و بزرگان که مرداناند از طرف همه باید احترام شوند، نوعی اخلاقیات و فرهنگ جنسیتزدهای را ترویج و تبلیغ میکند که زن را جنس ضعیف، مرد را جنس قوی، زن را تابع و مرد را صاحب اختیار و اقتدار نشان میدهد.
به این پارهی از درس «خصوصیات افغانها» مضمون «وطندوستی» صنف هفتم نگاه شود: «…امانتداري و وفا: افغانها امانتداري را خصلت خوب میدانند، وفا به وعده را كمال مردانگي میپندارند، خیانت در امانت و تخلف از وعده را كار زشت و ناپسند میشمارند…» استفاده از «مردانگی» بهعنوان یکی از «خصوصیات افغانها» در نصاب معارف نشان از آن دارد که چگونه واژههای جنسیتزده که بار فرهنگی و ارزشی خاصی را حمل میکنند، ترویج میشود. در این متن مردانگی به معنای امانتداری و وفا به عهد است. از منظر جنسیتی مردانگی در برابر زنانگی قرار میگیرد. از منظر واژگانی امانتداری و وفا به عهد هم در برابر خیانت به امانت و تعهدشکنی موقف اختیار میکند. جابهجایی ظریفی میان مفاهیم چون مردانگی و زنانگی از یک سو و امانتداری و وفا به عهد، و خیانت و تعهدشکنی از سوی دیگر، در این متن دیدگاه جنسیتزدهی را که مردانگی را امانتداری و وفا به عهد، و زنانگی را خیانت و تعهدشکنی، معنی میکند، تقویت و ترویج میکند.
به درس «قهرمانان ملی» مضمون وطندوستی صنف هفت در زیر نگاه شود که تصاویر همه مردانه است و در آن هیچ زنی حضور ندارد.

و یا هم به این بریدههای از بخشهای نصاب معارف نگاه شود:
درس «افتخارات افغانستان» مضمون دروس اجتماعی، صفحه ۱۹ و ۲۰: «…سرزمین افغانستان مهد پرورش هزاران عالم، دانشمند، ادیب و شخصیتهای بارزی است، که هر کدام در بخشهای مختلف کارنامههای بزرگی را انجام دادهاند؛ مثلا: نعمان بن ثابت (امام ابوحنیفه (رح))، امام ابن حبان بستی، سلطان محمود غزنوی، ابوریحان البیرونی، سنایی غزنوی، شیحالاسلام عبدالله انصاری هروی، مولانا جلالالدین محمد بلخی، گوهرشاد بیگم، کمالالدین بهزاد، امیرعلی شیرنوایی، مولانا عبدالرحمن جامی، حاجی میرویس خان هوتک، احمد شاه بابا، پیر روشان، سیدجمال الدین افغانی، فیضمحمد کاتب، محمود طرزی و صدها عالم و ادیب دیگر از افتخارات تاریخی وطن عزیز ما بهشمار میآیند…»
درس «افغانستان مهد علم و تمدن» مضمون وطندوستی، صنف هفت، صفحه ۸۶:

در دو بریدهی بالا از مضامین «دروس اجتماعی» و «وطندوستی» دیده میشود که تلاش شده تا شخصیتهای بارزی چون ادیبان، دانشمندان، عالمان و دیگر چهرههای مهم افغانستان نام برده شوند. در این میان که شمارشان در مضمون «دروس اجتماعی» به هفده، در مضمون «وطندوستی» به دوازده و در مجموع به بیست و نه نفر میرسد، که البته چندتایشان تکرار هم است، فقط اسم یک زن، گوهرشاد بیگم، آمده است. تصویرها هم همه از مردان است و تصویر حتا یک زن هم در این میان دیده نمیشود.
درست است که در تاریخ ادب و اندیشه این سرزمین شمار زنان در مقایسه با مردان اندک – که آنهم نتیجه همان جنسیتزدگی فرهنگی و فرصتزدایی از زنان بوده – است، اما این به معنای آن نیست که فهرست چهرههای بارز در نصاب معارف تا این حد مردانه و جنسیتزده باشد. به گونهی مثال در این فهرست نام زنانی چون رابعه بلخی، عایشه درانی، مخفی بدخشی، آمنه فدوی، زاچی پالوی، سوریا و یا اسم دهها شخصیت زن شاخصی که در تاریخ افغانستان حضور داشتهاند، میتواند باشد.
در نتیجه نصاب معارف افغانستان بیش از آنکه در راستای برابری جنسیتی و جامعه عدالتمحور عمل کند؛ نابرابری جنسیتی، تبعیض جنسیتی و جنسیتزدگی را تولید و بازتولید میکند. مکتبها بهعنوان یکی از پایگاههای اصلی و بنیادین فرهنگی این نابرابری و جنستیزدگی را حفظ میکند، که با این وضع کارکرد و نقش منفی را در راستای مبارزه با نابرابرایهای اجتماعی، بهصورت خاص نابرابری جنسیتی، بازی میکند. نصاب معارف به جای آموزش عدالت و برابری، نابرابری جنسیتی و جنسیتزدگی را به شاگردان آموزش داده و انتقال میدهد، که سبب تبعیض شدید جنسیتی در جامعه میشود. برای تقرب و رسیدن به یک جامعهی عادلانه و برابر از نگاه جنسیتی نیاز است زنان و مردان جامعه هر دو بهصورت برابر مورد حمایت قرار گیرند و نهادهای مختلف مانع شکلگیری سلطه یکی بر دیگری شوند. یکی از ابزارهای رسیدن به جامعهی عادلانه داشتن معارف سالم است. از اینرو لازم و حیاتی است تا این موارد در نصاب معارف افغانستان اصلاح شود.