هادی خوشنویس
آمارها نشان میدهد که بازار کار در افغانستان در چند سال اخیر با بحران بیسابقهای روبهرو شده است. طوری که بیکاری دامن تمام اقشار، از جمله افراد تحصیلکرده را گرفته است. اتحادیه کارگران افغانستان به اطلاعات روز میگوید برآورد آنها نشان میدهد که سالانه از میان ۳۰ تا ۳۵ هزاری دانشجوی که از دانشگاهها فارغ میشوند، تنها پنج درصد صاحب شغل میشوند.
درسطح بزرگتر، وزارت کار افغانستان میگوید که از ۴۰۰ هزار نفری که سالانه برای کار درخواست میدهند بهطور متوسط ۲۵ درصد آنان موفق به یافتن شغل میشوند که افراد تحصیلکرده هم شامل آن است و حدود ۷۵ درصد افراد جویای کار بیکار میمانند. با گذشت هر سال فشار بر بازار کار افغانستان بیشتر میشود. از برگشت مهاجران به کشور گرفته تا افزایش هر سالهی فارغان دانشگاهها در سراسر کشور و کمترشدن سرمایهگذاری بهدلیل گسترش ناامنی و خشونت.
وزارت تحصیلات عالی میگوید قبلا سالانه بهطور میانگین ۳۰ تا ۳۵ هزار نفر از دانشگاههای دولتی و خصوصی فارغ میشدند، اما در سال ۱۳۹۸ بالاتر از ۸۱ هزار نفر از رشتههای مختلف فارغالتحصیل شدهاند. بسیاری از افراد که سال گذشته یا سالهای گذشته از دانشگاه فارغ شدهاند در گفتوگو با اطلاعات روز میگویند بیکاری به یک درد ملی در افغانستان تبدیل شده است. این افراد میگویند حاضرند برای دستمزد «بخور، نمیر» کار کنند، اما آن هم گیر نمیآید. تا کنون بارها افراد دانشآموخته در افغانستان بهدلیل بیکاری دست به اعتراض زدهاند.
سیل بیکاران
اسد انوری سال ۱۳۹۳ وقتی به دیپارتمنت زبان چینی دانشکده زبان و ادبیات دانشگاه کابل راه یافت، فکر نمیکرد که بعد از فراغتش سه سال بیکار بماند. اسد میگوید پس از فراغت هرجایی که با اعلانات کاریابی مواجه میشد، درخواست کار میفرستاد. اما تعداد فراوان متقاضیان از یک طرف و از طرف دیگر، فساد و تعصب و واسطهبازی باعث میشد همچنان بیکار بماند: «تعصب بیداد میکند. من به جاهای که مراجعه کردم حتا شارتلیست هم نشدم.» اسد انوری در گولایی دواخانه در یک حویلی کهنه که زمانی خوابگاه خصوصی بود و با خرابی اوضاع اقتصادی تبدیل به اتاقهای کرایی شد، زندگی میکند. ماهانه یکهزار افغانی کرایه اتاق میدهد و حدودا چهارهزار افغانی از خورد و خوراکش میشود. در ۱۰ اتاق آن بیشتر از ۳۰ نفر زندگی میکنند. نصف آن دانشجو و نصف دیگر آن کسانیاند که چندین سال است از دانشگاه فارغ شدهاند و بهدنبال کارند. اسد میگوید سیل بیکاران تحصیلکرده بهدنبال کار سرگردانند: «حدودا ۱۵ نفر از ۳۰ نفر که در حویلی زندگی میکنیم بیکارند؛ بیکارهای تحصیلکرده.»
سالهاست که بیکاری عمدهترین مشکل جوانان در افغانستان است. این نگرانی وجود دارد که بعد از ختم دوره تحصیلات دانشگاهیشان قادر به یافتن کار نمیشوند و آنان مجبورند یا کشور را ترک کنند یا اینکه به اعتیاد رو آورند.
محمدعلی مرادی شش سال پیش از دانشگاه کابل فارغ شد. او در دانشکده هنر، نمایشنامهنویسی خوانده است. او میگوید پس از شش سال بیکاری و سر زدن به دستکم ۹ اداره برای کار در نهایت سر از بیکای درآورده است: «به جاهای مختلف فورم پر کردم، اما حتا شارتلیست هم نشدم. همانقدر فرصت برایم مهیا نشده که برای یافتن کار امتحان بدهم.» فهرست جاهای که محمدعلی مرادی به آن درخواستهایش را ارسال کرده، طولانی است: «برای مدیر عمومی کتابخانه ناحیه هفت که بست پنج میشود به وزارت اطلاعات و فرهنگ مراجعه کردم، اما شارتلیست نشدم و خبر ندارم که امتحانش گرفته شده است یا نه؟»
داستان بسیار از افراد تحصیلکرده برای یافتن کار مشترک است؛ سرگردانی، سالها بیکاری و تجربه تلخ تعصب و فساد.
عباس کریمی ادبیات فارسی خوانده است. سال ۱۳۹۷ وقتی او از دانشگاه کابل از دانشکده زبان و ادبیات فارغ شد، امیدوار بود صاحب کار میشود. دو سال تلاش او تا حالا جواب نداده است. عباس در بستهای شش و هفت چند بار ثبتنام کرده، اما برای امتحان هیچ وقت خواسته نشده است. کریمی نمونهاش را وزارت دفاع را مثال آورد: «حضوری به وزارت دفاع رفتیم، فورم پر کردیم، اما معلوم نشد چه کردند؟ از امتحانش خبر نشدیم. حداقل به ۱۰ -۱۲ جای درخواست کار دادیم اما هنوز موفق به یافتن کار نشدیم.» مثل اکثر افراد دیگر عباس هم تا هنوز به حمایت مالی و اقتصادی خانوادهاش وابسته است.
بحران بزرگ در آینده نزدبک
وزارت تحصیلات عالی میگوید سالانه بهطور اوسط بین ۳۰ تا ۳۵ هزار دانشجو از دانشگاهها و مؤسسات تحصیلی کشور فارغ میشوند. حنیف فرزان، معاون سخنگوی وزارت تحصیلات میگوید این وزارت آماری ندارد که چه تعداد از دانشجویان فارغشده پس از ختم دوره تحصیلاتشان صاحب کار میشوند. او میگوید که وزارت تحصیلات عالی برای دانشجویان و کسانی که در آستانهی فارغشدن است برنامههای کارآموزی مثل مدیریتِ اداری را در سالهای اخیر راهاندازی کرده است و اما این برنامه از یک سال به اینطرف متوقف شده است: «ما یک برنامه جداگانه برای دانشجویان داریم. ما در دانشگاههای خود برنامه کارآموزی و مشاوره را ایجاد کردیم که به دانشجویان بهصورت مسلکی آموزش داده میشود. تعدادی از دانشجویان توسط این برنامه توانسته صاحب کار شده، نهادهای مختلف با تماس به این مراکز افراد مورد ضرورت خود را برای کار برده است.»
آمار وزارت کار و امور اجتماعی میگوید مجموع کل کارمندان ملکی دولت در حدود یک میلیون نفر است و ششونیم میلیون نفر در نهادها و سکتور خصوصی مشغول کارند. عبدالفتاح عشرت احمدزی، سخنگوی وزارت کار و امور اجتماعی میگوید سالانه در حدود ۴۰۰ هزار نفر وارد بازار کار میشوند و از این میان بهطور تخمینی ۲۵ درصد آنها جذب میشوند که شامل افراد تحصیلکرده نیز میشود: «برنامهای ما این است که تا افراد که مشتاق سرمایهگذاری در سکتور خصوصی است را تشویق کنیم تا در بخش خصوصی سرمایهگذاری کنند.» آقای احمدزی میگوید که آنها در تلاشند موضوع بستهای خالی حکومت را با دانشآموختههای دانشگاهها پر کنند.
در همین حال اسدالله مجبور، رییس روابط عامه اتحادیه کارگران افغانستان میگوید بیکاری در افغانستان دردی بزرگی است: «آمار تخمینی ما این است که از میان ۳۰ تا ۳۵ هزار دانشجوی که از دانشگاهها فارغ میشود در حدود پنج درصد آنان صاحب کار میشوند و اغلب این افراد براساس زور و وابستگیهای سیاسی که دارند موفق به یافتن شغل میشوند و باقی کسانی که لیاقت دارند اما زور و واسطه ندارند، همچنان بیکارند.»

بارز حسینی، استاد دانشکده اقتصاد دانشگاه هرات در صحبت با روزنامه اطلاعات روز بحران در بازار کار را تأیید کرده و میگوید که دانشگاههای افغانستان نتوانستند بین بازار کار و نهادهای آموزشی و تحصیلی مثل وزارت تحصیلات عالی و وزارت معارف یک رابطه ایجاد کند: «نصاب درسی مراکز کشور کاپیشده از نصاب درسی کشورهای غربی است و این نمیتواند متناسب بازار کار افغانستان نیروی کار تربیه کند. در کشورهای دیگر وقتی کسی از دانشگاه فارغ میشود، توسط کمپنیها جذب میشود. در افغانستان اما رابطه عرضه کار و رابطه تقاضای کار، سال به سال در حالت واگرایی قرار دارند نه همگرایی.»
به باور آقای حسینی یکی دیگر از دلایل بیکاری، توقع بالای کارفرمایان است و نتیجه این وضعیت بحران بزرگی انسانی در آینده نهچندان دور است: «کاری که یک فارغ صنف ۱۲ میتواند پیش ببرد به یک لیسانسه داده میشود. کارفرمایان با دیدنِ اوضاع به دنبال کسانی است که تحصیلات بالاتر دارند. این باعث میشود که جوانان به اعتیاد رو آورند یا حتا سلاح برداشته و علیه دولت بجنگند و یا جذب سازمانهای جاسوسی کشورهای بیرونی شود.» آقای حسینی میگوید که دولت برای مهار این بحران، باید در نظام آموزشی کشور تغییرات بنیادی اعمال کند و در قسمت کارآفرینی آجندای مشخص و تعریفشده داشته باشد: «وزارتهای سکتوری در هماهنگی با هم یک استراتژی جامع و طولانی مدت تدوین کند.»