هزاره‌ها و سیاست یک بام و دو هوای حکومت با آن‌ها

هزاره‌ها و سیاست یک بام و دو هوای حکومت با آن‌ها

فاطمه جعفری

هرات در کمتر از یک ماه گذشته شاهد سه رویداد به‌شدت امنیتی بوده است، از تشکیل گروه امر به معروف در گذرگاه هرات گرفته – که شکایات متعدد مردم هرات مبنی بر آزار و اذیت‌شان و حتا اتهام ضرب و شتم شهروندان هرات و قتل یک مورد که موجب تظاهرات مردم در مقابل دروازه ولایت شد – تا تهدید به لشکرکشی مسلحانه رییس شورای ولایتی هرات و به‌تازگی زورآزمایی پولیس هرات در منطقه مسکونی جبرئیل. آنچه به‌عنوان یک شهروند باعث خشم و انزجار من و دیگر شهروندان هزاره هرات شده است برخورد دوگانه‌ی حکومت محلی با مردم و اغتشاش‌گران است. گویی فقط اغتشاش و داشتن گروه‌های مسلح برای مردم هزاره قابل تحمل برای حکومت نیست. اگر کامران علیزی براساس گزارش هیأت پارلمان در ۵۰ درصد از اختطاف‌ها، قاچاق مواد مخدر و ناامنی‌های هرات دست دارد و عملا با تهدید حکومت محلی به حمله مسلحانه به قوماندانی هرات مانع حضور قوماندان امنیه هرات می‌شود، از نظر حکومت محلی و آقای غنی که خود را مخالف مافیا می‌داند، مشکلی نیست. همین‌طور ارتباطات مشکوک‌شان با جمهوری اسلامی ایران نادیده گرفته شده و دوسیه‌های مختلف ایشان بازنشده بسته می‌شوند.

خودسری‌های مجیب‌الرحمان که با شکایت‌های متعدد مردم همراه است و شهروندان هرات به‌خاطر خودسری‌ها و قلدری‌های ایشان بارها در مقابل دروازه ولایت هرات اعتراض کرده‌اند از نظر حکومت قابل اغماض است. همین دو هفته پیش مجیب‌الرحمان نظام را غیراسلامی و نامشروع خواند و مردم را به قیام دعوت کرد اما چون ایشان هزاره نبود مورد هیچ پیگردی هم قرار نگرفت.

تبعیض آشکار حکومت مرکزی و محلی علیه مردم هزاره در هرات، عدم تحمل حضور آن‌ها در ادارات خدمات ملکی که بهتر است آن را اداره مقرری‌های حکمی رییس‌جمهور بدانیم تا اصلاحات اداری، فساد بیش‌ازحد حاکم در ادارات، ناامنی و بی‌توجهی مسئولان امنیتی به مناطق هزاره‌نشین، مردم هزاره هرات را به اجبار به دامان افرادی چون حبیب‌الله غوریانی سوق داده است. برای مردمی ناامید از رهبران قومی‌شان، ناامید از وکلای معامله‌گر و منفعل شورای ولایتی و پارلمان‌شان راهی جز توسل به افرادی چون غوریانی باقی نمانده است.

به‌عنوان یک شهروند سوال من از حکومت محلی و مرکزی این است: با وجود این‌که جرم غوریانی یک صدم جرم کامران علیزی یا مجیب‌الرحمان نیست چرا او و مردم جبرئیل مستحق عملیات نظامی هستند و دیگران نیستند؟ مشاور شورای امنیت در گزارشی در همین هفته اعلام کرد که بیش از دو هزار عملیات هوایی به خاطر ترس از قربانی‌شدن غیرنظامیان لغو شده است. آیا بین خون غیرنظامی هزاره و غیرنظامی غیرهزاره تفاوتی هست که باید آن عملیات‌ها لغو شود و در جبرئیل اجرا شود؟

هرچند می‌دانم آنچه را که حکومت محلی هرات ادامه می‌دهد، ادامه همان رویکرد آقای غنی در مرکز است که هرگاه وزرای کابینه‌اش در قضیه شهرک هوشمند فساد می‌کنند او فقط یک هزاره مثل محمدی را پیدا می‌کند تا اخراج کند. وقتی ماجرای مالیات کردیت‌های مبایل مطرح می‌شود هزاره‌ای مانند وحیدی زندانی می‌شود و آن‌که پول‌ها به حساب‌های شخصی‌اش وارد شده مدال می‌گیرد. هر گاه مردم هزاره غزنی و بهسود مورد حمله طالبان قرار می‌گیرد هم هزاره‌ای را پیدا می‌کند تا به او حمله کند و برچسب تفنگدار غیرمسئول را به او بزند. همه‌ی این‌ها را می‌دانیم اما کاش همان‌گونه که آقای قتالی می‌گوید در هماهنگی با وکیل شورای ولایتی آقای محبی و وکیل پارلمان آقای خوشک به جبرئیل حمله کرده در هماهنگی با چند وکیل گذر خارج از منطقه مسکونی و بدون تلفات غیرنظامیان غوریانی را دستگیر می‌کردید. این بی‌توجهی به جان غیرنظامیان هزاره استخوان‌سوز و غیرقابل تحمل است.

در صورتی که مسئولان لشکرکشی غیرمسئولانه به جبرئیل به‌دلیل بی‌توجهی به جان غیرنظامیان و عملیات در منطقه‌ی مزدحم مسکونی و بازی با جان و مال مردم بی‌گناه (که منجر به زخمی‌شدن بیش از ۴۰ نفر از افراد بی‌گناه غیرنظامی در محل شده است) که باعث تخریب اموال شخصی و ساختمان‌های مسکونی در این شرایط اسفناک اقتصادی و مهم‌تر از همه ایجاد تفرقه قومی در بین مردم متدین هرات شده‌اند مورد پیگرد قرار نگیرند و خسارات مالی و جانی آن‌ها در زودترین فرصت جبران نشود مردم هزاره این بی‌توجهی و تبعیض آشکار را برای مدت طولانی علیه خود تحمل نخواهند کرد و هزینه این تبعض و تفرقه‌افکنی برای دو طرف بلند و خارج از کنترل خواهد بود.