ورود به دانشگاه هاروارد دشوار است. این را میشود از تعداد کسانی که سالانه از سراسر جهان به این دانشگاه درخواست تحصیل میدهند متوجه شد. از مجموع درخواستدهندگان، سالانه فقط پنج درصد موفق میشوند به هاروارد راه یابند. اما برای دختری مهاجری که از جنگ فرار کرده، ورود به هاروارد ممکن است قدری سختتر باشد.
الههی ۲۱ ساله روستازادهای از ولایت بلخ امسال در رقابت نفسگیر اجازه ورود به دانشگاه هاروارد را بهدست آورد. او در رقابت با ۳۳۵ نفر بهترین نمره را برای قبولی در دانشگاه هاروارد بهدست آورد. بهشمول الهه فقط ۱۰ نفر موفق شدند به هاروارد راه یابند یعنی کمتر از سه درصد.
الهه این روزها آخرین سمستر مقطع لیسانساش در بخش فیزیک و نجوم را در دانشگاه «آستن» تگزاس سپری میکند. دختر مهاجری که شش سال پیش به همراه خانوادهی هفتنفریاش به امید رهایی از سرزمین جنگزدهی افغانستان کشور را ترک کرد. الهه میگوید او فقط هدفاش فرار از جنگ و ناامنی افغانستان بود و فکر نمیکرد روزی دانشجوی ماستری و دکترا در بهترین دانشگاه جهان شود. او حالا در آستانهی ورود به دانشگاه هاروارد در رشتهی فیزیک و نجوم است.
الگوی الهامبخش
الهه هفت ساله بود که با الگوی الهامبخشش آشنا شد؛ انوشه انصاری بانوی فضانورد ایرانی. آن زمان بود که مسحور دنیای ستارگان و علاقهمند به تحصیل در این رشته شد. سرور حسینی پدر الهه بعد از آن که مطلع شد دخترش به هاروارد راه یافته، میگوید به بزرگترین آرزویش دست یافته است: «همیشه میخواستم دوست دانشمندی داشته باشم که سوالاتم در مورد فضا را ازش بپرسم و از راز کاینات برایم سخن بگوید. حالا چه بختی بلندتر از این که دانشمند جوانی در خانه دارم»
سرور در هرات زندگی میکرد که تصمیم گرفت از افغانستان بیرون شود. روزهایی که تصمیم به مهاجرت گرفت در هرات آدمربایی شهروندان را به ستوه آورده بود. سرور میگوید هرگز روزی را فراموش نمیکند که الهه دیرتر به خانه آمد. در آن روز الهه راه مکتب به خانهی دوستش رفته بود. اما در خانه سرور در اندک زمانی قیامتی برپا شده بود. الهه خوششانس بود که طعمهی آدمربایان نشده بود. درحالیکه در همان شب و روزها این پدیده خانوادههایی را به خاک سیاه مینشاند: «حدس میزدم الهه قربانی آدمربایان شده، وقتی پیدایش کردیم مصمم شدم هرطور شده خانواده را از مخمصهای که ممکن است گرفتارش شویم بیرون بکشم.»

وقت سرور ناگزیر شد افغانستان را ترک کند در هرات شرکت ساختمانی داشت. چرخ روزگار خوب میچرخید، اما ناامنی چوب لای چرخ زندگیاش بود.
سرور درخواست ویزای ویژهی مهاجرت به ایالات متحده داد. کاری که خانوادهاش آن را رهاکردن تیری در تاریکی میدانست که معلوم نبود نتیجهای به دنبال دارد یا نه. اما بخت با آنها یار بود. الهه میگوید کوچیدن خانوادهاش به امریکا او را هیجانزده کرده بود. اوایل سال ۲۰۱۵ خانواده حسینی کولهبار سفرشان را به مقصد سرزمین فرصتها (ایالات متحده امریکا) بستند.
الهه خیلی زود خودش را در سرزمین فرصتها پیدا کرد
مهاجرت از یک محیط بسته در آوان جوانی به سرزمینی که مردم آن را «سرزمین فرصتها» میگویند سختیهای خاص خود را دارد و یادنداشتن زبان یکی از آنهاست. الهه تا صنف ۱۰ را در افغانستان آموزش دیده بود و در این مدت فقط ۱۰ ماه در آموزشگاه زبان انگلیسی شرکت بود: «انگلیسی را به خاطر فشار محیط سریع یاد گرفتم. همین که از مکتب رخصت میشدیم به کتابخانه میرفتم تا ساعت شش آنجا بودم. از کتابهای که در تقویت زبان انگلیسیام نقش داشت هزار خورشید تابان خالد حسینی بود.»
روزهای استرسبار الهه خیلی زود به پایان رسید. او در یک سال در کشور جدید زبانش را تقویت کرده و به سطح اکادمیک رساند؛ طوری که دیگر پروژه میگرفت و پژوهش میکرد تا خرچ تحصیل و فیس دانشگاهش را تأمین کند. پدرش میگوید تا هنوز یک سِنت هم در قسمت تحصیل الهه مصرف نکرده و این او بوده که بار زندگی و تحصیلش را به دوش کشیده است.
به قول الهه وفقیافتن او با شرایط آنچنان سریع پیش رفت. هدف یک چیز بود: بهدستآوردن سند دکترا در رشته فیزیک و نجوم. رشتهای که وقتی در افغانستان بود با مخالفت پدرش مواجه شد. سرور حسینی، پدر الهه میگوید وقتی از علاقهی دخترش به نجوم باخبر شد به الهه پیشنهاد داد رشتهای را دنبال کند که با واقعیتهای افغانستان سازگار باشد: «وقتی به امریکا آمدیم به الهه گفتم حالا که در اینجاییم هر رشتهی دوست داری بخوان.»
تلاش الهه بعد پنج سال نتیجه داد؛ نتیجهای که خانوادهاش را غافلگیر کرد: «خانوادهام علاوه بر حمایت، به من حق انتخاب دادند و تلاش کردند مستقل شوم.»
ستارههای نورانی و آسمان اغلب صاف و آبی مزارشریف تداعیکنندهی روزهای خوش الهه از شهر مولاناست. روزهای که او بعد از صرف غذا از پنجره به آن خیره میشد و دلیلی شد که عاشق نجوم و ستارگان شود: «بیشتر از همه دلتنگ روزهای آفتابی مزار بودم. روزها و شبهای که اغلب بیبرق بودیم در گرما و سرما.»
پیش از آنکه الهه دلباختهی آسمان آفتابی مزارشریف شود و از آن طریق با دنیای نجوم و ستارگان آشنا شود داستان انوشه انصاری رابط او با دنیای ستارگان شد؛ عشق الهه در هفت سالگی با شنیدن داستان نخستین بانوی فضانورد ایرانی به فضا و علم نجوم شروع و با تلاش راهش را برای ورود به دانشگاه هاروارد و رشتهی نجوم هموار کرد. پدر الهه میگوید: «الهه تگزاس را بهدلیل شباهتش با مزارشریف دوست دارد. چون این ایالت نسبت به سایر مناطق امریکا کمتر بارانی است و بیشتر اوقات آسمانش صاف و آفتابی است.»
شش سال از مهاجرت الهه به امریکا میگذرد. اما ۱۲ فبروری امسال روز بهیادماندنی برای خانواده الهه رقم خورد؛ درخواست تحصیل الهه توسط دانشگاههای ییل، کالیفرنیا، شیکاگو و هاوایی پذیرفته شد.
این خبر اندکی دیرتر به گوش خانواده رسید؛ اما وقتی خبر رسید کل خانواده سر از پا نمی شناخت: «وقتی شنیدم درخواست تحصیل مقطع ماستری و دکترای الهه توسط دانشگاه هاروارد پذیرفته شده حس میکردم دارم خواب میبینم. امریکاییهای همکارم میگفتند که برای مردم بومی رسیدن به هاروارد تقریبا غیرممکن است، چطور چنین چیزی برای تو ممکن شده است؟»
خرچ و مصرف تحصیل در امریکا بالاست. میانگین مصارف در مقطع دکترا در دانشگاهی مثل هاروارد سالانه بیشتر از ۵۱ هزار دالر روی دست خانوادهها و دانشجویان میگذارد و نمرهای قبولی الهه در هاروارد آن قدر خوب بود که دانشگاه تصمیم گرفت ۱۸ هزار دالر بهعنوان جایزه برای او در نظر بگیرد.
چند روز بعد الهه مدرک لیسانسش را از دو رشته فیزیک و نجوم از دانشگاه «آستن» تگزاس دریافت میکند و خزان امسال برای ورود به هاروارد آماده میشود. برای الهه که از دامن افغانستان جنگزده فرار کرد، ورود به هاروارد فقط یک معنا دارد؛ او خوشبخت بود که مثل هزاران دختر دیگر در افغانستان این شب و روزها در ترسِ آمد آمد طالبان سپری نکند. اکنون الهه بهجای جنگ و شلاق طالبان به نجوم و کاینات که مجموعهای دوستداشتنی الهه است، فکر میکند: «از تمام آدمهای که روی زمین است در کیهان بیشتر ستاره وجود دارد. من عاشق نجومم.»
الهه جان تو بهترین هستی خواهر من
میخواهم خبر داغ روز را بیخوانم