دستان پرآبله و روح زخمی زنان کارگر خانگی در کابل

دستان پرآبله و روح زخمی زنان کارگر خانگی در کابل

نگاهش را دور اتاق تاریک و فقیرانه‌اش می‌چرخاند، بعد دستان ترک‌خورده و زخم‌برداشته‌اش را نشان‌ام می‌دهد و با بغض می‌گوید این دست‌ها را که می‌بینید هر زخم و هر آبله‌اش بیانگر یک درد است. نامش حلیمه است و ۴۲ سال دارد. با حسرت می‌گوید به سبب مشکلات اقتصادی و نبود همسر و سرپرست خانواده از اول صبح تا ناوقت شب برای یافتن لقمه‌ای نان برای کودکانش در خانه‌های مردم به‌‌عنوان نظافت‌چی سخت کار می‌کند. حلیمه مادر پنج فرزند است: سه دختر و دو پسر. در تأمین مخارج این زندگی شش‌نفره فقط بزرگ‌ترین فرزندش کمکش می‌کند.

اما درد اصلی حلیمه از آبله‌هایی روی دستانش نیست. او از دریافت مزد ناچیز با منت، رفتار بد و بی‌انصافی صاحبان کار بیشتر گلایه دارد: «کار در خانه‌های مردم در کنار این‌که سخت است، پول کم و ناچیز نیز دارد. مردم در برابر زنان کارگر بی‌انصافی می‎‌کنند و مزد کم می‌دهند. از صبح وقت تا ناوقت شب در خانه‌ها سخت کار می‌کنم، قهر و بدرفتاری‌های صاحبِ خانه را تحمل می‌کنم اما با دو یا سه‌صد افغانی خسته و کوفته خانه می‌آیم. برخورد بد و مزد کم بیشتر از کار روح و وجودم را خسته می‌کند.»

این روایت زندگی زنانی است که در آشفته‌بازار بیکاری و گرسنگی افغانستان در پی تقلای تأمین زندگی است. براساس آمار رسمی، بیکاری زنان در افغانستان گسترده است. اتحادیه کارگران افغانستان می‌گوید برای زنان که معمولا در خانه‌های مردم به‌‌عنوان کارگر خانگی کار می‌کنند، هیچ قانون حمایتی وجود ندارد. حتا برای کار این زنان در قانون کار هیچ حالتی هم پیش‌بینی نشده است. گفته می‌شود زنان کارگر خانگی در کابل با خشونت‌های پنهان زیادی نیز مواجهند. زنان کارگر خانگی که در این گزارش با آن‌ها گفت‌وگو شده مدعی‌اند که در زمان کار با بدرفتاری، بهره‌کشی در مقابل دستمزد ناچیز و محرومیت از تمام حقوق یک کارگر از جمله رعایت‌نشدن ساعت کاری و کار در شرایط نامناسب مواجه بوده‌اند.

دستان پرآبله و روح زخمی

زرمینه ۹ سال است با کار در خانه‌های مردم به‌‌عنوان صفاکار و آشپز هزینه‌های زندگی دو کودکش را که خود سرپرستی آن‌ها را به عهده دارد تأمین می‌کند. ده‌ سال قبل همسر معتادش او و سه کودکش را در یک روز سرد پاییزی با بدهکاری‌های فراوان تنها گذاشت و دیگر به خانه بازنگشت. او ساز ناکوک زندگی را با کار سخت و رخت‌شویی در خانه‌های مردم پیش می‌برد تا از یک طرف کودکانش گرسنه نماند و از طرف دیگر بدهی‌های همسرش که دیگر هیچ خبری از او نیست، پرداخت کند.

به گفته‌ی زرمینه، همسرش بیش از ۸۰۰هزار افغانی از مردم قرض کرده بود؛ بدهی‌‌ای که با مزد ناچیز او و دخترانش پس از گذشت هشت سال هنوز کم نشده است.

وقتی در خانه‌ی کوچک، فقیرانه‌اش با او گفت‌وگو کردم به‌نظر می‌رسید سال‌هاست تمامی سنگینی مشکلات زندگی را درون خود می‌ریزد و آشفتگی بزرگی را تحمل می‌کند. به من گفت نمی‌داند تا چه وقت می‌تواند مزد ناچیز و کار در خانه‌های مردم را تحمل کند و تا چه اندازه می‌تواند در مقابل کار زیاد، مزد ناچیز و رفتار بد مردم صبوری کند: «مجبورم که در خانه‌های مردم کار کنم. وگرنه با این همه بی‌انصافی آن‌ها کار نمی‌کردم. به ما دروغ می‌گویند. مثلا قبل از شروع کار صاحب خانه می‌گوید فقط لباس‌ها باید شسته شود اما بعد از شستن لباس‌ها چند کار دیگر را هم به اجبار سر ما انجام می دهند، آخر با ترش‌رویی دوصد افغانی را داده و ما را رخصت می‌کنند.»

او با چشمانی پر از اشک می‌گوید که از کار در خانه‌ها تنها دستانش آبله نبسته، روحش نیز زخمی است: «از یک طرف کار بیش‌ازحد و از طرف دیگر مزد کم. نه دولت از کار ما حمایت می‌کند و نه مردم در مقابل ما مدارا می‌کنند.»

قانون حمایتی وجود ندارد

معروف قادری، رییس اتحادیه ملی کارگران افغانستان در گفت‌وگو با اطلاعات روز می‌گوید در افغانستان متأسفانه برای ‌زنانی که در خانه‌های مردم کار می‌کنند هیچ نوع حمایت قانونی وجود ندارد. حتا برای کار این زنان در قانون کار هیچ حالتی هم پیش‌بینی نشده است: «در قانون کار افغانستان فقط برای زنانی که به‌طور رسمی در دفاتر دولتی و شخصی کار می‌کنند، امتیازاتی در نظر گرفته شده است؛ مثلا برای زنان در زمان حمل وضع سه ماه رخصتی و اگر ولادت غیر نرمال باشد ۱۵ روز دیگر بر رخصتی آن‌ها اضافه می‌شود. همچنان زنانی که کودک شیرخوار دارند هر دو ساعت بعد برای آن‌ها وقت داده می‌شود و یا زنان که حمل دارند، آن‌ها را از کارهای شاقه به کاری که سبک‌تر باشد می‌گمارند تا کودکش متضرر نشود. در قانون کار هیچ حالتی برای زنانی که در خانه‌های مردم کار می کنند، پیش‌بینی نشده است.»

معروف قادری، رییس اتحادیه ملی کارگران افغانستان
معروف قادری، رییس اتحادیه ملی کارگران افغانستان

در افغانستان معمولا چرخ روزگار برای بیشتر مردم برخلاف جریان گردش زندگی می‌چرخد. مخصوصا اگر مسئول زندگی یک زن باشد. روایت زنان این سرزمین بسیار تلخ است، اما تلخ‌تر از آن روایت زنانی است که با مشکلات و دشواری‌ها در برابر مزد کم و ناچیز در خانه‌های مردم کار می‌کنند. زرمینه می‌گوید: «در این چند سال در خانه‌های زیادی کار کرده‌ام. تحقیر شده‌ام. کار یک هفته را در یک روز سرم انجام داده‌اند. دستمزدم را تکمیل نداده‌اند. تا ناوقت روز گشنه و تشنه کار کرده‌ام. بعضی صاحب خانه تا کار را تمام نکرده‌ام به من غذا و آب نداده‌اند.»

حمیده از بانوانی است که از سه سال به این سو در خانه‌های مردم کار می‌کند. او قبلا در دانشگاه، شفاخانه و دفاتر شخصی به‌‌عنوان صفاکار و آشپز کار می‌کرد. او مادر چهار کودک است. پسر بزرگ او هشت سال دارد و برای کمک به خانواده سبزی‌فروشی می‌کند. او که برای یافتن کار علت بیکاری شوهرش را اعتیاد عنوان می‌کند می‌گوید سرپرستی خانواده به دوش او و پسر هشت ساله‌اش است.

خشونت پنهان

پروین پوران عضو گروه حرکت برای تغییر و کنشگر اجتماعی به روزنامه اطلاعات روز می‌گوید زنانی که در مقابل مزد در خانه‌های مردم کار می‌کنند، متأسفانه جزو درآمد ناخالص ملی حساب نمی‌شوند. به همین ترتیب مردم کار این زنان را بی‌اهمیت دانسته و دستمزد کمی به آن‌ها می‌دهند. خانم پوران تأکید می‌کند به‌دلیل نوعیت کارشان این زنان از امنیت شغلی نیز برخوردار نیستند و چون کار خانگی آن‌ها در یک حوزه خصوصی انجام می‌شود، امنیت آن‌ها نیز موضوع مهمی تلقی نمی‌شود: «خشونت‌هایی که زنان به‌‌عنوان کارگران خانگی با آن روبه‌رویند پنهان است و به همین سبب این زنان مورد خشونت‌های مختلفی قرار می‌گیرند.»

پروین پوران عضو گروه حرکت برای تغییر و کنشگر اجتماعی
پروین پوران عضو گروه حرکت برای تغییر و کنشگر اجتماعی

آمار دقیقی راجع به زنان کارگر خانگی در دست نیست. عبدالفتاح عشرت احمدزی، سخن‌گوی وزارت کار و امور اجتماعی در گفت‌وگو با روزنامه اطلاعات روز می‌گوید وزارت هیچ نوع آمار مشخص و دقیق از زنان کارگر خانگی ندارد: «اگر این زنان به‌لحاظ قانونی با مشکلی مواجه شوند، حق‌شان تلف شود و یا با رفتار نامناسبی از سوی صاحبان خانه و یا دفاتر روبه‌رو شوند، می‌توانند به وزارت مراجعه کنند و وزارت کار و امور اجتماعی براساس قانون کار با آن‌ها همکاری کرده و در مقابل تبعیض ایستادگی می‌کند.»