دشمن اشتباهی – 86

جواد زاولستانی
جواد زاولستانی
جواد زاولستانی دانشجوی سال آخر ادبیات در دانشگاه کابل است و از سال 1390 بدینسو با سازمانهای مختلف در بخش ترجمه کار کرده است. در کنار...

امریکا در افغانستان 2001 – 2014

نویسنده: کارلوتا گال

برگردان: جواد زاولستانی

بخش هشتاد و ششم

11

نوبت کرزی

کرزی به یکی از قشرهای ممتاز افغانستان تعلق داشت. او در سال 1957 میلادی در یک خانواده‌ی زمین‌دار برجسته در دهکده‌ی کرز،‌ در حاشیه‌ی شهر قندهار تولد شده بود. پدر و پدرکلان کرزی، هردو در زمان خود، عضو شورای ملی افغانستان بودند. پدرکلان او به حیث سخن‌گوی (منشی) مجلس سنا و پدرش، ‌عبدالاحد کرزی، ‌به حیث معاون سخن‌گوی مجلس نمایندگان کار کرده بود. آن‌ها به قبیله‌ی کوچک پوپلزی تعلق داشتند که بخشی از قبیله‌ی حاکم درانی به شمار می‌رفتند و از چندین قرن بدین‌سو، بر افغانستان حکومت کرده بودند. کرزی دوره‌‌ی لیسه را در کابل و تحصیلات دانشگاهی‌اش را در هندوستان و  در دانشگاه شیمله (University of  Simla) به پایان رسانده بود. شیمله پایتخت تابستانی راج‌های بریتانیایی، پیش از استقلال هندوستان بود. زمانی که اتحاد شوروی بر افغانستان حمله کرد،‌ کرزی در هند بود. خانواده‌ی او به کویته‌ مهاجرت کردند و زندگی کرزی در تبعید آغاز شد. با توجه به شرایط مردم افغانستان در آن زمان، کرزی خوش‌بخت بود که توانست تحصیلاتش را به پایان برساند. پس از پایان تحصیلات،‌ او به پاکستان رفت تا در کنار پدرش کار کند.

برادران کرزی به ایالات متحده‌ی امریکا مهاجرت و در آن‌جا رستورانت باز کرده بودند. اما کرزی از همان آغاز، تصمیم گرفته بود که در منطقه بماند و برای کشورش که در آن دوران زیر اشغال بود، کار کند. نخستین کسانی که بر شکل‌گیری شخصیت سیاسی او تأثیر گذاشته بودند،‌ مهاتما گاندی،‌ رهبر جنبش استقلال هند از بریتانیا و  عبدالغفار خان،‌ رهبر ملی‌گرای پشتون از ایالت سرحد شمال‌غربی و عضو ارشد حزب کنگره‌ی گاندی بودند.

عبدالغفار خان از فلسفه‌ی مقاومت بدون خشونت گاندی پیروی می‌کرد. چنین حرکتی برای یک پشتون که فرهنگش غرق در جنگ و کشمکش‌های خونین است،‌ غیرمعمول بود. او به دلیل‌ مخالفتش در برابر تشکیل پاکستان در میان پشتون‌ها مشهور است. امپراتوری بریتانیا به منظور حفظ ایالت سرحد شمال‌غربی،‌ سرزمین‌های قبایلی پشتون‌ها را تقسیم کرده بود‌. اما پشتون‌ها هیچ‌گاهی خط مصنوعی دیورند را نمی‌پذیرفتند. تشکیل پاکستان در سال 1947 میلادی، بخش بزرگ سرزمین‌های پشتون را در خود جذب کرد و عملا آن را از بخش‌های دیگر جدا ساخت. اکنون،‌ حداکثر 26 ملیون پشتون در پاکستان و 14 میلیون پشتون در افغانستان زندگی می‌کنند. غفار خان مخالف تجزیه‌‌ی هند بود و می‌خواست که اگر دولت کامل پشتون تشکیل نگردد،‌ یک ایالت خودمختار پشتون در هندِ مستقل شکل بگیرد. او با وجود بارها به زندان افتادن در زمان حکومت بریتانیایی‌ها و بعدا پاکستان، به کارزارش ادامه داد. کرزی غفار خان را می‌شناخت و موضع او را می‌ستود. غفار خان در سال 1988 در 98 سالگی در شهر پشاور چشم از جهان فروبست. یکی از دلایل بدگمانی و بی‌اعتمادی نظامیان پاکستان بر کرزی نیز همین موضوع بود.

حمله‌ی قشون اتحاد شوروی بر افغانستان در سال 1979، جنگ را در کشور او شعله‌ور ساخت و دیگر به عدم خشونت به عنوان گزینه‌ای برای مبارزه نگریسته نمی‌شد. کرزی کار برای مقاومت مردم افغانستان در برابر شوروی را آغاز کرد. او با پدرش یک‌جا شد و برای جبهه‌ی ملی نجات افغانستان (Afghan National Liberation Front)، یکی از احزاب هفت‌گانه‌ی مجاهدین، کار کرد. این حزب توسط چهر‌ه‌ی مذهبی، صبغت‌الله مجددی، که در افغانستان احترام زیادی داشت،‌ رهبری می‌شد. مجددی ریاست نخستین حکومت مجاهدین را در سال 1992 به عهده گرفت و بعد از سرنگونی طالبان، رییس مجلس سنای افغانستان شد. حزب او سنت‌گرا و طرف‌دار شاه بود؛ اما یکی از معتدل‌ترین احزاب جهادی به حساب می‌آمد. کرزی در جمع‌آوری کمک پولی و جذب اسلحه برای مجاهدین کمک می‌کرد و به حیث رابط بین مجاهدین و مقام‌های استخباراتی اداره‌ی استخبارات مرکزی امریکا (CIA)، آی‌اس‌آی و سازمان‌های امنیتی دیگر کشورها کار می‌کرد. کرزی سخن‌گوی این حزب شد و با روزنامه‌نگاران غربی که از طریق پاکستان برای پوشش اطلاعات جنگ افغانستان سفر می‌کردند، کار می‌نمود.

با پایان این دهه و خروج ارتش شوروی از افغانستان،‌ کرزی بیش‌تر از هر زمانی درگیر کارهای سیاسی شد. او در پشاور که مرکز فعالیت احزاب جهادی در دهه‌ی 1980 بود، زندگی می‌کرد. او همیشه به هوتل پرل (Pearl Continental Hotel) می‌رفت تا هم در حوض آن آب‌بازی کند و هم با مقام‌های امدادرسانی غربی، خبرنگاران و دیپلمات‌ها ملاقات نماید. او هیچ‌گاهی جنگ نکرد؛ اما گاه‌گاهی، با مجاهدین وارد افغانستان می‌شد. او یک چهره‌ی خوش‌مشرب، خوش‌کلام و مطلوب در میان خبرنگاران غربی بود،‌ دست‌کم به‌خاطر انگلیسی روان و رفتار بامتانتش. اما تعداد خیلی اندکی،‌ تصور می‌کردند که او روزی رییس جمهور خواهد شد.

در سال 1992 که مجاهدین حکومت رهبر کمونیست افغانستان، نجیب‌الله، را سرنگون کردند و در کابل قدرت را در دست گرفتند،‌ مجددی رییس جمهور موقت تعیین شد و کرزی به حیث معاون وزیر خارجه به این حکومت پیوست. هم‌زمان با آن‌که گروه‌های مختلف مجاهدین به پارچه پارچه کردن حکومت و پایتخت آغاز کردند،‌ کرزی به‌سختی توانست دو سال در این مقام کار کند. گلبدین حکمت‌یار که فرمانده مطلوب آی‌اس‌آی بود، از بخش جنوبی شهر بر پایتخت خمپاره شلیک می‌کرد. به دلیل این‌که از تصرف قدرت در کابل ناکام مانده بود، خشمگین بود. کرزی تلاش کرد که بین حکمت‌یار و گروه‌هایی که در حکومت در کابل بودند، میانجی شود.

کرزی به‌خاطر این تلاش‌هایش، مورد بدگمانی قرار گرفت و توسط مقام‌های استخبارات مجاهدین بازداشت شد. فقط زمانی که یک راکت بر محل بازجویی‌اش اصابت کرد، کرزی توانست فرار کند. یکی از مسئولانی که از کرزی بازجویی می‌کرد،‌ محمد قسیم فهیم،‌ فرمانده چارشانه و جنایت‌کار پنجشیری بود که بعدها کرزی او را به حیث معاونش برگزید. این کار کرزی،‌ یکی از وارونه‌رویدادهای فراوان زندگی سیاسی افغانستان بود. همان برخورد نخستین، تعیین‌کننده‌ی مناسبات آینده‌ی آنان بود: فهیم مرد زورگویی بود و کرزی مرد چابُک‌سخنی.

کرزی در سال 1994 وظیفه‌اش را به مقصد پاکستان ترک کرد. کرزی که از جنگ‌های گروهی در کابل خسته شده بود،‌ وادار به حمایت از طالبان شد که در همین سال در جنوب افغانستان ظهور کره بودند. او تعداد زیادی از کسانی را که این جنبش را آغاز کرده بودند‌، می‌شناخت؛‌ چون اکثر آنان مجاهدین ولایت قندهار بودند و به نظر می‌رسید که  می‌خواهند بر خشونت و بی‌قانونی نقطه‌‌‌ی پایان بگذارند. او از آنان با پول حمایت کرد و حتا در نظرداشت که مقام نمایندگی از حکومت طالبان در ملل متحد را به عهده بگیرد. کرزی زمانی از نزدیک شدن به آنان پرهیز کرد که طالبان مرتکب قساوت‌های زیاد شدند و نفوذ آی‌اس‌آی را بر آنان در حال افزایش دید. کرزی با عبدالحق و طرف‌داران شاه پیشین، کار روی یک برنامه‌ی سیاسی را آغاز کردند تا مردم را به جرگه‌ی بزرگ فرابخوانند و ظاهر شاه را به حیث رهبر افغانستان بار دیگر بر تخت بنشانند.

این طرح،‌ تازگی نداشت؛ اما همزمان با آن‌که کارزار طالبان به شکل فزاینده‌ای خونین می‌شد، این گروه برای جلب پشتیبانی بین‌المللی با برگزار کردن چندین کنفرانس بین‌المللی در اواخر دهه‌ی 1990، فعال شد. زمانی که پدر کرزی در سال 1999 توسط طالبان به قتل رسید، بعضی از همکاران او فکر می‌کردند که کرزی جوان (حامد کرزی) هدف اصلی طالبان بوده است. در این زمان،‌ او فعال‌ترین چهره‌ی سیاسی خانواده‌ی کرزی بود. کرزی قاطع بود و در مقابل نفوذ خطرناک آی‌اس‌آی و بنیادگرایان عرب بر طالبان که هر روز تسلط‌شان بر افغانستان گسترده‌تر می‌شد، صحبت می‌کرد. او به شمال افغانستان سفر کرد تا با احمد‌شاه مسعود صحبت کند و درباره‌ی برانگیختن یک مقاومت در برابر طالبان از جنوب افغانستان با او مشوره نماید. این کار، خشم آی‌اس‌ای را برانگیخت. فقط چند روز پیش از حمله‌ی یازدهم سپتامبر،‌ کرزی توسط مقام‌های پاکستانی اطلاع داده شده بود که روادید (ویزا) اقامت او در پاکستان تمدید نخواهد شد.

ادامه دارد…

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
2 دیدگاه