صدها خانواده پس از جنگ چند روزه بین طالبان و نیروهای طرفدار مولوی مهدی، فرمانده هزارهتبار و ناراضی این گروه در ولسوالی بلخاب ولایت سرپل در شمال افغانستان، از خانههایشان بیجا شدهاند. افرادی که اکنون بدون داشتن سرپناه در وضع بد در کوهها و درهها شب و روز میگذرانند.
شماری از باشندگان ولسوالی بلخاب به مناطق کوهستانی و دورافتاده در اطراف ولسوالی بلخاب پناه بردهاند. شماری هم به مناطق نوار مرزی ولایتهای بامیان، بلخ و سمنگان.
آسمان دور و زمین سخت
بلخاب یکی از شش ولسوالی ولایت سرپل است. این ولسوالی از شمال با ولسوالیهای سانچارک و گوسفندی و ولایت بلخ، از غرب با ولسوالی کوهستانات، از شرق، جنوب و جنوبشرق با ولایت بامیان محدود میباشد و ۳۵ روستا دارد.
در پی درگیریها میان طالبان و مولوی مهدی مجاهد، فرمانده هزارهتبار و ناراضی این گروه، هزاران خانواده این روستاها را ترک کردهاند تا از انتقامجویی و جنایت احتمالی بیشتر جنگجویان طالبان در امان باشند. شماری به کوهپایههای بامیان، بلخ، سمنگان و شماری نیز به حومههای شهرهای مزار شریف و بامیان پناه بردهاند. آوارگانی که اکنون با وضعیت دشوار زندگی روبهرو اند و با مرگ دستوپنجه نرم میکنند.

«به طفل بلخاب رحم نکنید»
از میان صدها آوارهی جنگ بلخاب، بیش از صد خانواده پس از چندین شب و روز پیادهگردی برای زندهماندن به حومههای شهر مزار شریف پناه بردهاند و اکنون در وضع بد معیشتی قرار دارند.
شماری از این آوارگان که بهدلیل مشکلات امنیتی میخواهند هویتشان فاش نشود، میگویند که ترس از «قتلعام» و آزار و اذیت طالبان سبب شده تا این وضع را انتخاب کنند.
رستم (اسم مستعار)، یکی از بیجا شدههای بلخاب، قصههای زیادی از دشواریها دارد و میگوید که هشت شبانهروز کامل را در میان درههای سختگذر با زن و فرزندانش سپری کرده تا خودشان را به حومههای این شهر برسانند.
رستم میافزاید که شاهد چوروچپاول خانههای مردم بوده و از ترس اینکه مورد آزار و اذیت قرار نگیرد، ناگزیر شده خانه و کاشانهاش را رها کند و به بلخ بیاید: «همیشه از کشتار افراد ملکی گپ زده میشد، طالبان هشدار میدادند که به طفل بلخابیها هم رحم نکنید. ما و هزارها خانواده ترسیدیم و به کوهها، درهها و بیابانها آواره شدیم.»
این در حالی است که از کشتار غیرنظامیان بدست نیروهای طالبان در بلخاب گزارشهای زیادی منتشر شده است. گزارشهایی که هویت این افراد را نیز تأیید میکند. حدیثه، یکی از آوارگان بلخاب میگوید گزارشهای که از کشتار غیرنظامیان نشر شده حقیقت دارد: «در روستای ترخوچ بلخاب مثل دیگر مناطق قتل صورت گرفت. نزدیکان ما را که یک مرد پیر بود با دو نواسهاش کشتند. از یک خانوادهی دیگر هشت نفر را کشتند.»
کمیسیون حقوق بشر افغانستان نیز در (هفتم سرطان) در اعلامیهای گفت: «گزارشها، شواهد و مدارک موجود نشان میدهد که گروه طالبان در ولسوالی بلخاب ولایت سرپل، شماری از افراد ملکی (غیرنظامی) را تیرباران کرده، تعدادی از خانههای مردم ملکی و بیدفاع محل را به آتش کشیده، اسیران و افراد تسلیمشده را بهقتل رسانده، بر اماکن غیرنظامی حملات و بمبارانهای هوایی انجام داده، سبب کوچ و بیجا شدنِ خانوادهها از قریههایشان به کوههای دشوارگذار شده، خطوطِ تلفنی و انترنت را قطع کرده و راههای مواصلاتی این ولسوالی را مسدود کرده است.»

منابع در ولسوالی بلخاب نیز در صحبت با روزنامه اطلاعات روز گفته بودند که بیش از ۵۰ غیرنظامی از سوی طالبان کشته شدهاند. این آمار در تاریخ هفتم سرطان با روزنامه اطلاعات روز شریک شده بود. اکنون منابع میگویند که شمار غیرنظامیانی که از سوی طالبان بدون دلیل کشته شدهاند، افزایش یافته است.
دفتر نمایندگی سازمان ملل متحد در کابل (یوناما) گفته است که در حال «پیگیری» گزارشهای «نقض جدی» حقوق بشر در بلخاب ولایت سرپل در شمال افغانستان است.
با این وجود، اما این گزارشها همواره از سوی سخنگویان گروه طالبان رد شده است.
ظلم طبیعت
افزون به ظلم طالبان بر باشندگان بلخاب، طبیعت نیز بر آوارگان رحم نکرده است. منابع در صحبت با روزنامه اطلاعات روز میگویند که در مسیر راههای دشوار شاهد جانباختن چندین کودک زیر پنج سال در اثر شدت سرما و گرسنگی بودهاند.
یکی از آوارگان بلخاب که اکنون در حومههای شهر مزار شریف بهسر میبرد، میگوید: «یک زن با کودک خود از کوه افتاد و جان داد. سه کودک دیگر هم پیش چشمهای خودم از گشنگی/گرسنگی و سردی تلف شدند.»
منبع دیگری میگوید که یک مادر با دو دخترش نیز بهدلیل سرما و نداشتن غذا، زندگیشان را از دست دادهاند. «متأسفانه یک مادر با دو کودکِ دخترش در ییلاق شاخدار به اثر گرسنگی و سرما جان دادهاند و یک مرد مسن نیز در ییلاقی در یکاولنگ از گرسنگی جان داده است.»
این منبع میافزاید که طالبان حتا مانع رسیدن شماری از مریضان روستای «هوش» به شفاخانه شدهاند. مریضانی که اکنون از سرنوشت آنان اطلاعی در دست نیست.
یکی از آوارگان بلخاب که اکنون در حومههای شهر مزار شریف بهسر میبرد، میگوید: «یک زن با کودک خود از کوه افتاد و جان داد. سه کودک دیگر هم پیش چشمهای خودم از گشنگی/گرسنگی و سردی تلف شدند.»
منبع دیگری میگوید که یک مادر با دو دخترش نیز بهدلیل سرما و نداشتن غذا، زندگیشان را از دست دادهاند. «متأسفانه یک مادر با دو کودکِ دخترش در ییلاق شاخدار به اثر گرسنگی و سرما جان دادهاند و یک مرد مسن نیز در ییلاقی در یکاولنگ از گرسنگی جان داده است.»
این منبع میافزاید که طالبان حتا مانع رسیدن شماری از مریضان روستای «هوش» به شفاخانه شدهاند. مریضانی که اکنون از سرنوشت آنان اطلاعی در دست نیست.
یکی از آوارگان بلخاب که اکنون در حومههای شهر مزار شریف بهسر میبرد، میگوید: «یک زن با کودک خود از کوه افتاد و جان داد. سه کودک دیگر هم پیش چشمهای خودم از گشنگی/گرسنگی و سردی تلف شدند.»
منبع دیگری میگوید که یک مادر با دو دخترش نیز بهدلیل سرما و نداشتن غذا، زندگیشان را از دست دادهاند. «متأسفانه یک مادر با دو کودکِ دخترش در ییلاق شاخدار به اثر گرسنگی و سرما جان دادهاند و یک مرد مسن نیز در ییلاقی در یکاولنگ از گرسنگی جان داده است.»
این منبع میافزاید که طالبان حتا مانع رسیدن شماری از مریضان روستای «هوش» به شفاخانه شدهاند. مریضانی که اکنون از سرنوشت آنان اطلاعی در دست نیست.
منبع اضافه میکند که از باشندگان آوارهی ۱۳ روستا در بلخاب که بهدلیل محاصرهی گروه طالبان راه فرار نیافته و به کوههای این ولسوالی متواری شدهاند، کسی چیزی نمیداند.
نوارهای تصویری منتشرشده از آوارگان جنگ بلخاب نیز نشان میدهد که این آوارهها بدون داشتن سرپناه و بدون دریافت کمک در دامنهی کوهها در وضع دشوار بهسر میبرند.
در کنار این، منابع میگویند که شماری از خانوادهها هنگام فرار، کودکان خُردسال و دیگر اعضای ناتوان خانوادههایشان را جا گذاشته و یا هم در مسیر راه بهدلیل دشوارگذر بودن از آنها جدا شدهاند و اکنون اطلاعی از آنان ندارند.
ازدواج اجباری
افزون به مرگ به اثر گرسنگی و گلولهی تفنگ طالب، پیامد دیگر این جنگ، ازدواج اجباری کودکان دختر است. منابع از بلخاب میگویند که شماری از خانوادهها به منظور جلوگیری از تعرض جنسی نیروهای طالبان به دختران، دخترانشان را وادار به ازدواج اجباری کردهاند.
رحمان میگوید: «شماری از خانوادههای آواره، دختران جوانشان را از ترس اینکه از سوی جنگجویان طالبان بیعفت شوند، بدون رضایت آنان به عقد مردان در آوردهاند.»
این در حالی است که براساس معلومات ارائهشدهی منابع، بیشتر آوارگان جنگ بلخاب زنان و کودکاناند. مریم، یکی از آوارگان جنگ بلخاب که گلویش را بغض گرفته میگوید، برای نجات و حفظ عزتاش از بلخاب فرار کرده است: «ما برای نجات عفت و عزت خود فرار کردیم. میشنیدیم که طالبان در جستوجوی دختران کلان و خانمهای جوان بودند.»

فاجعهی انسانی دور از چشم مردم
هرچند بهدلیل وضع محدودیت بر رسانهها توسط طالبان، آماری دقیق از بیجاشدگان بلخاب در دسترس نیست و وضعیت حقوقبشری بیجاشدگان کمتر رسانهای شده است، اما نوارهای تصویری منتشرشده نشان میدهد که آوارگان اکنون به خدمات صحی ابتدایی دسترسی ندارند و در نبود آب آشامیدنی صحی و نبود غذا، خاک میخورند و روز میشمارند. بهگفتهی منابع، با این وجود تاکنون هیچ سازمان امدادرسان به آوارگان جنگ بلخاب که به شکل کتلهای در ولایتهای بامیان و بلخ به سر میبرند، نیز کمکرسانی نکرده است.
منابع از سازمانهای امدادرسان میخواهند که به دور از هرگونه تبعیض و سهلانگاری و برای پیشگیری از وقوع فاجعهی انسانی دیگر در میان آوارگان جنگ بلخاب، به داد آوارگان برسند.
در همین حال، کاربران رسانههای اجتماعی در افغانستان با راهاندازی کارزاری، از نهادهای امدادرسان میخواهند که به وضع زندگی آوارگان بلخاب توجه کنند.
این کاربران میگویند که سازمانهای امدادرسان نباید از رویکرد انتقامجویانهی طالبان در برابر آوارگان جنگ بلخاب متأثر باشند و به بیجاشدگان کمک نکنند.
مولوی مهدی
مولوی مهدی، تنها فرمانده هزارهتبار طالبان بود که پس از تسلط این گروه بر افغانستان، بهعنوان رئیس استخبارات ولایت بامیان گماشته شد. او پس از چند ماه از این سمت برکنار شد و سپس به بلخاب رفت.
مولوی مهدی از رهبری طالبان بهدلیل «تکقومی» بودن حکومت این گروه و به حاشیهراندن اقوام دیگر ناراض شد. براساس گزارشهای منتشر شده، او خواستار حضور عادلانهی هزارهها در ساختار حکومت بوده است.
با این حال، طالبان چندین بار برای گفتوگو و دلجویی از مولوی مهدی به بلخاب هیأت اعزام کردند، اما این هیأتها بدون هیچ دستاوردی به کابل بازگشتند. مولوی مهدی باری به هیأت اعزامی طالبان گفته بود که دیگر با این گروه کار نمیکند و میخواهد بهعنوان یک شهروند عادی در بلخاب بماند.
منابع در بلخاب قبلا به روزنامه اطلاعات روز گفته بودند که هیأتهای طالبان هیچ سخن تازهای برای به نتیجه رسیدن مذاکره با مولوی مهدی ندارند و تنها از او میخواهند که به کابل برگردد. مولوی مهدی این خواستهی طالبان را رد کرد و در نهایت در تاریخ اول سرطان، حملهی طالبان برای سرکوب او آغاز شد.
در جریان چهار روز درگیری در ولسوالی بلخاب، طالبان مسیرهای مواصلاتی به این ولسوالی را مسدود و آنتنهای مخابراتی را قطع کردند. این گروه با تصرف خطوط دفاعی نیروهای مولوی مهدی، وارد مرکز بلخاب شدند و از آن زمان تاکنون گزارشهای متعددی از بازداشت، شکنجه و قتل غیرنظامیان از سوی طالبان به نشر رسیده است.
سلام چرا ما زنده ایم راه اسلام و راه حسین ذلت نبود
امیر عبدالرحمن و حفیظ الله امین آرام بخوابید راه و آرمان شما زنده است و با موفقیت به انجام میرسد
طالبان در اینهمه سال نشان داده اند که نه تابع قوانین اسلامی اند و نه انسانی و موازین حقوق بشر. درک آنها درمورد اسلام متاثر از پشتونوالی و در قدم دوم آموزه ها دیوبندی است. طالبان بارها و بارها در طول این دونیم دهه ثابت کرده اند که با اقوام بومی این کشور مانند بیگانه و غیر خودی و آنگونه که در زمان های قدیم مثلا حمله مغول یا اعراب رسم بود با قساوت و بی رحمی رفتار کنند. آنها تاجیک ها را بخاطر فارسی زبان بودن میکشند, هزاره ها را به جزم شیعه بودن و ازبک ها و بقیه را بدلیل اوغان نبودن. تنها راه مقابله با آنان از در زور و قدرت است مانند خود شان چون آنها زبان دیگر را نمی فهمند.
این پاراگراف سه بار به صورت مکرر آورده شده است.
(این منبع میافزاید که طالبان حتا مانع رسیدن شماری از مریضان روستای «هوش» به شفاخانه شدهاند. مریضانی که اکنون از سرنوشت آنان اطلاعی در دست نیست.
یکی از آوارگان بلخاب که اکنون در حومههای شهر مزار شریف بهسر میبرد، میگوید: «یک زن با کودک خود از کوه افتاد و جان داد. سه کودک دیگر هم پیش چشمهای خودم از گشنگی/گرسنگی و سردی تلف شدند.»
منبع دیگری میگوید که یک مادر با دو دخترش نیز بهدلیل سرما و نداشتن غذا، زندگیشان را از دست دادهاند. «متأسفانه یک مادر با دو کودکِ دخترش در ییلاق شاخدار به اثر گرسنگی و سرما جان دادهاند و یک مرد مسن نیز در ییلاقی در یکاولنگ از گرسنگی جان داده است.»
چی بنویسم آدم وقتی این همه بی بند باری را مشاهده میکنه دیگه چیزی برای نوشتن باقی نمی ماند فقط يک کلام میگویم که اسلامی طالبان دوروغ بش نیست شیطان هم در نزدی خدا يک فریشته بود ولی از امری خدا سر پچی کرد و هالا طالبان هم يک نسلی شیطان است