بازگشت‌های مشابه ترمپیسم و طالبانیسم

یادداشت روز

اطلاعات روز
Photo: Gage Skidmore

پیروزی دنالد ترمپ، نامزد حزب جمهوری‌خواه در انتخابات ریاست‌جمهوری امریکا، استراتژیست‌های حزب دموکرات را تکان داده است. فکر نمی‌کردند ترمپ به این‌گونه و با این فاصله رقیب دموکرات خود را شکست بدهد. همین احساس «تکان‌خوردگی» را در روزهای پس از سقوط نظام جمهوریت در افغانستان هم می‌دیدیم. مقامات حکومتی آن نظام و بهره‌وران دیگری که بر خوان نعمت آن حکومت نشسته بودند، باور نداشتند که آن بساط برچیده شود.

در امریکای سال ۲۰۲۴، دموکرات‌ها و لیبرال‌ها به مردم عدد و گراف نشان می‌دادند. می‌گفتند ببینید که اداره‌ی حاکم این‌قدر خدمت در این‌جا کرده و آن‌قدر خدمت در آن‌جا. به مردم گراف رشد اشتغال، بهتر شدن آبروی امریکا در صحنه‌ی بین‌المللی و تعداد لوایحی را نشان می‌دادند که بر پیشرفت ارزش‌های یک جامعه‌ی پیشرو (Progressive)، تکثرپذیر و رنگین دلالت می‌کردند. مردم امریکا اما دو چیز دیگر را احساس می‌کردند: یکی این که طبقه‌ی نخبه‌ی سیاسی و اقتصادی به فکر دسترخوان شهروندان کم‌بغل و کارگر نیست؛ دیگری، این که لیبرال‌ها بیش از حد گرفتار منازعه‌ی هویتی-فرهنگی شده‌اند و به سرعت می‌خواهند هویت مستقر تاریخی امریکا را با یک هویت سیال جدید معاوضه کنند. وقتی ترمپ به مردم می‌گفت که اگر دموکرات‌ها برنده شوند «پسران‌تان صبح پسر به مکتب می‌روند و بعدازظهر دختر به خانه بر می‌گردند»، شکل اغراق‌آمیز همین ماجرا بود. به بیانی دیگر، لیبرال‌ها/دموکرات‌ها با تأکید شعاریِ بیش از حد بر منازعه‌ی هویتی ابزار تبلیغاتی بسیار مؤثری را به دست رقیبان محافظه‌کار/جمهوری‌خواه خود دادند. ترمپ از این وضعیت خوب استفاده کرد و اکثریت رأی‌دهندگان را متقاعد ساخت که در حکومت او هم اقتصاد بهتر خواهد شد و هم مردم نگران دختر شدنِ پسران خود (یا برعکس) نخواهند بود.

در افغانستان، در دوره‌ی جمهوریت، نیز روندی مشابه این رخ داد. به این معنا که مردم رفته-رفته اعتماد خود به حاکمان حکومت جمهوری را از دست دادند و در حالی که سفره‌های‌شان هر روز خالی‌تر می‌شد می‌دیدند که نخبگان حکومتی و غیرحکومتی در یک جدال بی‌پایان و بی‌حاصل هویتی درگیراند. فساد وحشتناک مقامات حکومتی در نظام جمهوری و بی‌اعتنایی مطلق‌شان به وضعیت اقتصادی و امنیتی شهروندان عادی مردم را از آن حکومت و چهره‌های منفور آن بیزار کرد. مردم احساس می‌کردند که حتا اگر طالبان حاکمان بهتری نباشند، از دست رفتن حکومت جمهوری نیز تجربه‌ای بسیار دردناک نخواهد بود. اکثر مردم افغانستان خواهان بازگشت طالبان نبودند؛ ولی از بی‌کارگی، بی‌اعتنایی، سبک‌سری، تبعیض، فساد اداری، تجمل‌خواهی، زورگویی، قانون‌شکنی، دروغ‌گویی، لاف‌زنی و فریبکاری مقامات جمهوری چنان به تنگ آمده بودند که حاضر نبودند در دفاع از نظام جمهوری به میدان بیایند.

دو دهه حکومت جمهوری در افغانستان بر سر نزاع‌های هویتی (خصوصا قومی) سپری شد. مردمان هر قوم می‌دیدند که رهبران قومی‌ و مدنی‌شان با شعار هویت قومی یا شعار حقوق گروه‌های آسیب‌پذیر و تبعیض‌دیده سیاست می‌کنند اما در عمل هیچ کاری برای مردم انجام نمی‌دهند. مردم از رهبر قومی، نماینده‌ی پارلمان، فعال مدنی، فمینیست، مدافع حقوق بشر و… خسته شدند. برای این که شعارها و رفتارهای اکثر این فعالان تأثیر ملموسی در جهت بهبود یافتن زندگی عینی شهروندان عادی نداشت. مردم فکر می‌کردند که هرکس در پی یافتن «معاش» بهتر و قدرت بیشتر برای خود است و تمام شعارها از تهی سرشاراند. بدیهی است که این تصور عمومیت‌یافته به تمامی درست نبود. روشن است که در دوره‌ی جمهوری افراد پاک‌دست و دلسوز و فعالان سیاسی و مدنی وطن‌پرست و حامی راستین مردم هم بودند. اما از آنجا که روند کلی روند فاسدی بود و پاکدستی و وطن‌دوستی بیشتر استثنا بود تا قاعده، وجود چند تن دلسوز و هوشیار و بیدار کمک چندانی به تغییر تصورات شهروندان نمی‌کرد.

در امریکا مردم رأی دادند و ترمپ را به قدرت بازگرداندند. در افغانستان مردم به طالبان رأی ندادند (چون چنان مکانیسمی هم برقرار نبود)؛ ولی رأی عدم اعتماد خود به حکومت را مدت‌ها بود که داده بودند. از آن بدبینی گسترده نسبت به حکومت تا آمدن طالبان راه درازی در پیش نبود. حتا سربازان اردوی ملی نظام جمهوریت دیگر به فرماندهان و فرمانده کل قوای کشور خود اعتماد نداشتند.

درسی که دموکرات‌ها از زوال قدرت خود در تمام شاخه‌های حکومت گرفتند این بود که مردم اولا به معیشت خود بیشتر اهمیت می‌دهند تا به ترجیحات نخبگان بریده از مردم؛ ثانیا، نزاع هویتی وقتی به جای نگرانی‌های عینی زندگی مردم می‌نشیند، مردم نهایتا از این نزاع دلگیر می‌شوند و به همان چارچوب‌های آشنای ذهنی خود بر می‌گردند که تا امروز به آنان احساس ثبات اجتماعی می‌بخشیده است. درسی که رهبران و نخبگان سیاسی افغانستان از بازگشت طالبان می‌توانند بگیرند نیز این است که اگر تعهد واقعی و عملی به بهبود عینی حیات اقتصادی و امنیت مردم وجود نداشته باشد، با شعارهای هویتی میان‌خالی و غوغاهای زودگذر معطوف به آزادی، عدالت، ترقی و برابری نه تنها افغانستان پیشرفت نمی‌کند که زمینه‌ی بازگشت مرتجع‌ترین گروه‌های خودکامه نیز آماده می‌شود.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه