با جهانی شدن اینترنت و دسترسی عموم به گوشیهای هوشمند، یکی از پدیدههایی که به مرور تبدیل به بخشی از زندگی روزمرهی ما شده است، استفاده از شبکههای اجتماعی فیسبوک، ایکس، انستاگرام، تلگرام و غیره میباشد.
این شبکهها مزیتهایی را با خود به همراه آورد. از جمله اینها:
-تأمین ارتباطات سریع و آسان؛
-تأمین امکانات ابراز نظرهای آزاد؛
-تأمین امکانات روابط جدید؛
– ایجاد سرگرمی.
مجموعهی این مزیتها در شبکههای اجتماعی فضایی را ایجاد میکند که تقریبا همه بهدنبال آن است: تأییدشدن.
تمایل به تأییدشدن جزئی از تمایلات طبیعی نوع بشر در محیط زندگی اجتماعی است. در محیط واقعی جامعه (محیط غیرمجازی) روند تأییدشدن به سه دلیل یک روند نامرئی است:
دلیل اول: استمراری بودن و طولانی بودن روند تأییدشدن؛ بهگونهای که فرد از تولد تا مرگ خود را در این روند احساس میکند و هیچ گاه آن را خاتمهیافته فکر نمیکند.
دلیل دوم: محدودیتهای کمیِ افرادی که ما با آنان سروکار داریم. به طوری که ما در جامعه با کمیت محدودی از افراد دارای ارتباط واقعی معنادار هستیم، نه با تعداد بیشمار.
دلیل سوم: محدودیتهای کمی و کیفی ابزار ارتباطات اجتماعی. چنانچه ما در جامعهی واقعی امکانات سختافزاریای که زمینهی مانور فردی هر یک از ما را بهطور برابر فراهم کند، در اختیار نداریم، مانند منبر مسجد، قریهداری قریه و امثال اینها در اختیار همهی افراد نیست. و از طرف دیگر ارتباطات دارای فضای واقعی و عینی است، مانند صحبتهای رودررو با افراد جامعه.
با توجه به این دلایل، روند نامرئی بودن تأییدشدن در محیط واقعی جامعه را میتوان اینگونه توصیف کرد: استمرار این احساس در افراد جامعه که طرد نشده و نمیشوند و این مهر تأییدی است بر تأییدشدن آنان در جامعه.
اما روند تمایل به تأیید شدن، در شبکههای اجتماعی کاملا متفاوت و اصلا چیزی دیگر است؛ طوری که آن تمایل نامرئیای تأییدشدن در محیط واقعی جامعه خود را بهشدت تمام در روند مرئی شدن قرار میدهد، آن هم در سطح محدود نه بلکه در سطح بسیار گسترده. محدودیتهای محیط واقعی جامعه در فضای مجازی بهگونهای برداشته شده است که هر فرد میتواند با دسترسی به اینترنت و یک گوشی هوشمند صاحب یک یا چند حساب مجازی شود و از طریق این حسابهای مجازی روند تأیید یا عدم تأیید شدنش را نزد دوستان مجازیاش محک بزند. محک خوردن دیگر مثل فضای واقعی جامعه که فرد در آن احساس میکرد با همکاری، همیاری، همدلی، عدم طرد شدن و غیره بهطور مستمر ولی غیرمرئی همراهی میشود، نیست، بلکه عینی و قابل حساب شده است: چه تعداد لایک دارید؟ چه تعداد فالور جمع کردهاید؟ چه تعداد نظر موافق در پستهایتان دارید؟ چه تعداد نظر (کامنت) مخالف در پستهایتان دارید؟ چه تعداد اشتراکگذاری پستهایتان را شاهد هستید؟ و … پاسخ به این پرسشها از هر سویی که ارائه شود، نهایتا ارزش کمی داده میشود. این ارزش کمی محک اصلی مرئی شدن روند تأیید و سنجش تأییدشدن در فضای مجازی میباشد. به این معنا که فالورهای بیشتر، لایکها، نظرات موافق، بازنشرها و امثال آن احساس تأییدشدن در افراد را نه فقط تقویت بلکه کاملا مرئی و قابل محاسبه میسازد. بهگونهای که فرد/نهاد با محاسبه و قضاوت تک به تک لایکها، نظرها و بازنشرها خود را در رابطهی فردبهفرد با فالورها و کاربران فضای مجازی احساس میکند. این رابطهی فردبهفرد چارچوبی است که در آن، بهطور مثال یک لایک با یک نظر موافق احساس تأییدشدن را تقویت میکند، درحالیکه یک دیسلایک با یک نظر مخالف احساس در معرض طرد شدن را ایجاد میکند. به همین دلیل است که افراد به شیوهها و شگردهای مختلف تلاش میکنند تا از خود چهرهای را به نمایش بگذارند که کارت تأیید عمومی را بهدست بیاورند. پلتفرمهای اجتماعی هم طوری طراحی شدهاند که افراد از حداکثر امکان برای ارائهی یک چهرهی شسته و رفته و مطابق به علایق و سلایق فالورهایش برخوردار باشد.
میگویید خیلی خوب، ما در نقش فاعل یک حساب اجتماعی بهدنبال تأیید هستیم. فالورها یا همان دنبالکنندهها چه؟
بگذارید با یک مثال واقعی توضیح دهم. همین روزها صاحب یکی از حسابهای اجتماعی در فیسبوک یکی از دنبالکنندههایش را به رسم تنبیه مسدود کرد. دلایلی هم برای مسدود کردن آن فرد در صفحهاش نوشت و آن فرد را به داشتن «بلاهت»، تولید «آلودگی» و «کثافات» متهم کرد. چندین دنبالکنندهی دیگر با ابرازنظرهایشان در بخش نظرهای آن مطلب این «مسدودسازی» را تأیید کردند و برخی دیگر آن را در صفحات شخصی خود شان ستوده و بازنشر کردند. یکی از دنبالکنندهها نوشته بود: «به یک بیمار روانی اهمیت ندهید.» دنبالکنندهی دیگر نوشته بود: «آلودگیها را باید دور ریخت.» به همین ترتیب کسانی دیگری نوشته بودند: «کسی چون [فلانی] به این مثابه نیست که یک پست برایش بنویسید»، «جواب این ابله را خوب دادی!» این ابرازنظرها توسط صاحب صفحه پسندیده شده بود. در این میان یک دنبالکننده در بخشی از نظریاتش نوشته بود: «شما علیرغم توانمندی قلمی و علمی که دارید، اما حوصله و تحمل شما ضعیف و کم است.» این نظر توسط صاحب صفحه پسندیده نشده بود.
اینها نمونههایی از تعامل دنبالکنندهها و صاحب یک صفحهی فیسبوک است. در این تعامل چیزی که به وضاحت روشن است این است که اکثر دنبالکنندهها و صاحب صفحه، در یک نقطه پیوند مشترک مییابند: بهدنبال تأیید بودن مرئی.
این به آن معنا است که اکثر دنبالکنندهها نیز عین هدف را دنبال میکنند. با این تفاوت که دنبالکنندهها، پستهای صفحات مجازی را غالبا با باورها، دیدگاهها، نظریات، گرایشها، تصورات، احساسات، علایق و سلایق شخصی و اجتماعیشان محک میزنند، درصورتیکه آنان را موافق با احساسات و علایق و نظریات شان بیابند، تأیید و در غیر آنصورت یا مورد سرکوب و طرد قرار میدهند و یا در بهترین حالت آن را نادیده میگیرند.
بنابراین، ما در شبکههای اجتماعی با هر اسم و هر شخصیتی که فعالیت کنیم، نهایتا خود را در فضای مرئی شدن تأیید یا عدم تأیید در مییابیم.
در این فضا آن روند واقعی و طبیعی افراد برای تأییدشدن در جامعه که نوعی اجتماعی شدن در محدودهی امکانات واقعی جامعه بود و با همدلی، همکاری، صداقت، واقعیت، حقیقت و امثال اینها همراهی میشد، جایش را به یک روند «چهره-رُفتهگری» میدهد که براساس آن افراد در کنج خلوتهایشان نخست تصویری از خود و از موضوع شان میتراشند، سپس آن را شسته و رفته میسازند و آنگاه از طریق صفحات مجازیشان عمومی میکنند تا بلکه تصویری ارائه داده باشند که در فضای مجازی تأیید ملموس و حسابشده بهبار آورد. مثلا وقتی یک شخص از شگرد فحاشی کردن، دشنام دادن و امثال اینها استفاده میکند و صدها هزار دنبالکننده و لایککننده جمع میکند، در واقع مطابق به علایق تعداد زیادی از افراد جامعه چهره-رفتهگری میکند. او این کار را در فضای واقعی جامعه انجام داده نمیتواند. چون محدودیتهای واقعی جامعه او را متأثر میسازد. همینطور وقتی کسی مطابق به علایق و گرایشات قومی و مذهبی افراد از شگردهای همنوایی، همصدایی و همدلی به شیوههای مختلف استفاده میکنند نیز همان چهره-رفتهگری کردن را انجام میدهد.
بنابراین، شبکههای مجازی با ما کاری را میکند که براساس آن اولویت اصلی تأییدشدن خود ما است. و براساس این اولویت دیگر همه چیز، از جمله مفاهیم معناهای واقعیشان را از دست میدهند. مثلا مفهوم اجتماعی شدن قبل از آنکه پذیرفتن و پذیرفته شدن در روند زندگی اجتماعی باشد، تأییدشدن محاسبهپذیر در فضای مجازی است. پیروزی قبل از آنکه یک موفقیت واقعی در محیط واقعی جامعه باشد، رکورددار شدن در جمعآوری دنبالکنندهها و لایکها و بازنشرها و نظرهای تحسینی و تأیید است.