حقانی‌ها و تلاش برای تطهیر دستان خون‌آلود خویش

اطلاعات روز
اطلاعات روز
Photo: @moiafghanistan

بسم‌الله تابان

سراج‌الدین حقانی، رهبر کنونی شبکه حقانی، یکی از پایه‌های اصلی رژیم طالبان و از چهره‌های مخوف در آموزش و استفاده از افراد انتحاری به‌عنوان سلاح کشنده‌ی جمعی بر ضد مردم افغانستان طی دودهه‌ی گذشته است. او در تقسیمات درونی طالبان که تحت عنوان وزارت‌ها تنظیم شده، به‌حیث سرپرست وزارت امور داخله تعیین گردیده است.

پیشینه‌ی خانوادگی

خانواده‌ی حقانی سابقه‌ی طولانی در روند جهادگرایی در افغانستان دارند. پدر او، جلال‌الدین حقانی، از فرماندهان مشهور جنوب‌شرق کشور، به‌ویژه در ولایت‌های خوست، پکتیا و پکتیکا (که گاهی این حوزه به‌نام لوی پکتیا یاد می‌شود)، در چوکات حزب اسلامی مولوی یونس خالص فعالیت شدید علیه نیروهای اتحاد جماهیر شوروی سابق و دولت مورد حمایت آن در کابل داشت.

جلال‌الدین حقانی خود را پیرو طریقت تصوف نقشبندیه معرفی می‌کرد و با یکی از علمای این طریقه، مشهور به ضیاءالمشایخ قلعه جواد، بیعت نموده بود. براساس توصیه او وارد جهاد شد. جلال‌الدین در روستای سرانی ولسوالی وزی ولایت پکتیا متولد شد و از قبیله‌ی زدران، شاخه میزایی و سلطان‌خیل می‌باشد.

حقانی تحصیلات دینی خود را در مدرسه‌ی مذهبی حقانیه در اکوره ختک، که در میان علمای مذهبی اهل سنت، به‌ویژه در افغانستان و پاکستان به «دیوبند ثانی» معروف است، فراگرفت. پیش از آن نیز در مدارس مختلف مذهبی در ولایت‌های غزنی، پکتیا، پکتیکا و خوست درس خوانده بود.

جلال‌الدین در جریان جهاد بارها به عربستان سعودی سفر کرد. او در این سفرها، که ظاهرا به قصد حج (بنا به اطلاعات موجود وی دست‌کم 30 بار حج نموده بود) انجام می‌شد، با مقام‌های استخباراتی کشورهای غربی و سرمایه‌داران عرب دیدار نموده و حمایت مالی و تسلیحاتی برای مبارزه علیه دولت وقت افغانستان و نیروهای شوروی جلب می‌کرد. استفاده از «دیپلماسی حج» به‌عنوان پوشش دیدارهای سیاسی و استخباراتی از تاکتیک‌های ثابت شبکه حقانی تا امروز است.

جلال‌الدین دو ازدواج داشت؛ یکی با زن افغان و دیگری با زن یمنی. حاصل این ازدواج‌ها چندین پسر و دختر است. پسران او -سراج‌الدین حقانی، عبدالعزیز حقانی (که اکنون از چهره‌های مهم در استخبارات طالبان در کنار تاجمیر جواد است)، بدرالدین حقانی (کشته‌شده در ۲۰۱۲ در وزیرستان)، عبدالله انس حقانی، و نصیرالدین حقانی (کشته‌شده در ۲۰۱۳)- همگی مانند پدر در مدارس مذهبی آموزش دیده و حیات شبکه حقانی را به‌عنوان یک گروه افراطی تداوم بخشیده‌اند.

همه چیز جز تصوف

با وجود بیعت ظاهری خانواده‌ی حقانی با طریقت نقشبندیه و استفاده از عنوان «خلیفه» برای سراج‌الدین، عملکرد این گروه در دوران جهاد و پس از آن در تضاد کامل با ارزش‌های تصوف بوده است. سراج‌الدین حقانی خود اعتراف کرده که دست‌کم هزار و ۵۰ انتحاری را برای حمله بر کسانی که او «کافر» می‌خواند، دعا داده است. مفهوم «دعا دادن» در این‌جا به معنای اعزام افراد به مأموریت انتحاری است- سفر یک‌طرفه و بدون بازگشت. حتا اگر ده درصد از این عملیات توسط نیروهای امنیتی افغانستان یا بین‌المللی خنثی شده باشد، بقیه این انتحاری‌ها با انفجار دادن خود، صدها شهروند بی‌گناه را به خاک و خون کشانده‌اند.

سراج‌الدین حقانی که هوادارانش در شبکه‌های اجتماعی او را با القاب «ستر صوفی/صوفی بزرگ» و «ستر مجاهد/مجاهد بزرگ» می‌ستایند، از هر فرمانده دیگر طالبان دستش بیشتر به خون مردم افغانستان آغشته است. او در واقع نسبت به خشونت و قساوت «واکسینه» شده است؛ زیرا کشتار بی‌رحمانه برای او به رفتاری عادی بدل گشته است. او دیگر دل‌اش نمی‌لرزد اگر دستور دهد به شفاخانه نسایی ولادی در غرب کابل حمله شود و کودک تازه‌متولدشده با برچه‌ی تفنگ ذبح گردد.

در دوران جمهوریت، شبکه حقانی مسئول بسیاری از مرگ‌بارترین حملات تروریستی بود: از انفجار تانکر پر از مواد انفجاری در چهارراهی زنبق که ده‌ها نفر را کشت، تا حمله بر دانشگاه کابل، شفاخانه دشت برچی، میدان ورزشی در ولسوالی یحیی‌خیل پکتیکا، و حملات بر هتل کانتیننتال و خبرنگاران. حتا در حمله بر هتل کانتیننتال، حقانی مدعی شده بود که «حضرت محمد» رهبری آن را برعهده داشت؛ ادعایی که عمق انحراف فکری او را نشان می‌دهد.

تصحیح تصویر

بااین‌حال، پس از به ‌قدرت‌رسیدن طالبان -که بسیاری آن را نتیجه‌ی معامله سیاسی میان امریکا و این گروه می‌دانند- سراج‌الدین حقانی تلاش کرده است تا ضمن قدرت‌گیری زیاد، خود، خانواده و شبکه‌اش را چهره‌هایی میانه‌رو، دلسوز و فرهنگ‌دوست معرفی کند. او می‌کوشد با حضور در محافل فرهنگی، ورزشی و رسانه‌ای، گذشته‌ی خونین خود را پنهان سازد.

رهبری شبکه حقانی اعضای خانواده‌ی خود را در بخش‌های مختلف برای گسترش نفوذشان تقسیم کرده‌اند. خلیل‌الرحمان حقانی، کاکای سراج‌الدین، تا زمان زنده‌بودن در تلاش بود شبکه‌ای از جهادی‌های سابق از اقوام مختلف را گردآورد و نفوذ خود را گسترش دهد؛ همان‌گونه که جلال‌الدین حقانی در سال‌های ۱۳۶۹-۱۳۷۰ «شورای سراسری قوماندانان جهادی» را تشکیل داد و در خوست و بدخشان جلسات متعددی با حضور صدها قوماندان برگزار نمودند و سقوط ولایت خوست و واخان بدخشان را دست‌آورد این شورا عنوان می‌کنند.

انس حقانی، که نام اصلی‌اش عبدالله ولی مشهور به انس است، بدون داشتن مسئولیت رسمی، در عمل یکی از چهره‌های بانفوذ وزارت داخله‌ی طالبان و شبکه حقانی است. او به منابع مالی گسترده، از جمله بودجه اپراتیفی این وزارت دسترسی دارد و مأمور شده تا با نسل جوان و حلقات مدنی در تماس باشد. انس محافل مشاعره برگزار می‌کند (با وجودی که رهبر طالبان، هبت‌الله آخوندزاده، با صدور فرمانی محدودیت جدی به سرایش شعر وضع کرده است)، با تیم‌های کرکت، بزکشی، فوتبال و فوتسال دیدار می‌کند و از طریق روابط نرم و دوستانه، در پی نفوذ در میان خبرنگاران و فرهنگیان است.

گفته می‌شود او با استفاده از پول و در مواردی فشار و تهدید، نفوذ خود را در حلقات مدنی و فرهنگی گسترش داده است. برای نمونه، با مداخله‌ی او هلیکوپتری برای انتقال جنازه‌ی مطیع‌الله تراب، شاعر مطرح پشتوزبان، از خوست به جلال‌آباد اختصاص یافت، وسایط و محافظان ویژه برای برخی از خبرنگاران، تحلیل‌گران و بازیکنان کرکت فراهم گردیده است.

پس از مرگ خلیل‌الرحمان حقانی، ابراهیم حقانی، برادر او، مأموریت ارتباط با جهادی‌های نسل قدیم به‌ویژه در حوزه جنوبی و جنوب‌شرقی را بر عهده گرفت.

در همین حال، سراج‌الدین حقانی که تازه از فهرست پاداش وزارت عدلیه‌ی ایالات متحده امریکا حذف شده است، همچنان تلاش دارد چهره‌ای نرم از خود نشان دهد. او با دعوت از برخی شاعران و صوفیان به اقامتگاه شخصی‌اش، می‌کوشد تصویری از «رهبر معنوی» ارائه کند، اما در عمل از خشونت و تفکر انتحاری فاصله نگرفته است. او برای نخستین انتحاری گروه خود زیارت ساخته و با خانواده‌های انتحاری‌های گذشته دیدارهای پی‌هم دارد، برای‌شان پول و زمین توزیع می‌نماید.

کندک انتحاری هنوز فعال است

در وزارت داخله‌ تحت رهبری حقانی، یک کندک ویژه از انتحاریان فعال است. گزارش‌ها نشان می‌دهد که این افراد معاش و امکانات بهتری نسبت به دیگر نیروهای وزارت دارند. دو چهره‌ی مهم این بخش، علی‌انس (ملقب به استاد فداییان) و مولوی محمدامین جان (مشهور به فتح‌الله)، از طراحان و آموزگاران انتحار در دوره‌ی جمهوریت نیز بوده‌اند و اکنون با رتبه‌های مل‌پاسوالی و پاسوالی در قوماندانی قطعات خاص این وزارت فعالیت دارند. اکنون نیز نزد سراج‌الدین حقانی دارای منزلت ویژه بوده و دسترسی دائم به رهبر شبکه حقانی دارند. این دو وقتی در شهر کابل و یا ولایت‌ها سفر می‌نمایند با کاروانی از افراد ویژه‌ی طالبان همراهی می‌شوند.

سراج‌الدین حقانی به ندرت در دفتر کارش در وزارت داخله حاضر می‌شود. اداره‌ی وزارت عملا در دست ذین‌الله عابد (رییس‌دفتر او)، مولوی محمدنبی عمری (معاون اول وزارت) و انس حقانی است که با وجود نداشتن مسئولیت رسمی، نفوذ گسترده‌ی دارد، قرار دارد. در دو سال نخست رژیم طالبان، سراج‌الدین به همه‌ی ولایت‌ها سفر کرد و در جریان این سفرها، افزون بر دیدار با ادارات محلی، با گروه‌های مختلف از مردم، به‌ویژه مجاهدان سابق، ملاقات نموده و پول نقد میان آنان توزیع کرده است.

در حال حاضر، تمرکز سفرهای او بر منطقه‌ی لوی پکتیا و ولایت لوگر است. او در ولسوالی‌ها و روستاهای این مناطق مصروف تطبیق پروژه‌ی مهم به‌نام «مدرسه‌سازی» و «یتیم‌خانه‌سازی» است که در واقع نقش مراکز سربازگیری و آموزش نیروهای جدید مطابق با سیاست‌های شبکه حقانی را دارند. یتیم‌خانه‌ها/دارالایتام زیر نظر قاری سعید خوستی، از نزدیکان سراج‌الدین، اداره می‌شوند و جذب شاگردان عمدتا از خانواده‌های انتحاری‌های پیشین صورت می‌گیرد.

در عرصه‌ی مالی نیز شبکه حقانی با مدیریت «حاجی مالی» که فعلا در وزارت دفاع طالبان کار می‌کند، منابع قابل‌توجهی در اختیار دارد. پول‌شویی، قاچاق مواد مخدر، جرایم سازمان‌یافته، و انتقال کالا از پاکستان به افغانستان، به‌ویژه از گذرگاه‌های انگوراده و غلام‌خان، از منابع عمده‌ی درآمد آنان است. حقانی همچنین سهم قابل‌توجهی از استخراج غیرقانونی معادن، به‌ویژه زغال‌سنگ دارد.

با توجه به این واقعیت‌ها، تلاش سراج‌الدین حقانی برای نمایش چهره‌ی مثبت از خود، از طریق مهمانی‌های پر سروصدا برای تیم‌های کرکت، بزکشی و فوتسال، یا دیدار با خبرنگاران و فرهنگیان، تلاشی برای تطهیر گذشته‌ی خونین خویش است. او در سخنرانی‌هایش بارها مخالفان سیاسی را با لحنی نرم دعوت به بازگشت کرده و وعده‌ی مصونیت داده است، اما شواهد فراوان نشان می‌دهد که بیشتر بازداشت‌ها، شکنجه‌ها و انتقام‌جویی‌ها از نیروهای امنیتی و دفاعی پیشین توسط اعضای شبکه حقانی انجام شده است.

زنان و دخترانی که برای حق خود اعتراض کردند، بیش از همه از سوی وزارت داخله تحت رهبری او بازداشت و شکنجه شده‌اند. ساختمانی که در دوره‌ی جمهوریت برای کودکستان در قرارگاه وزارت داخله ساخته شده بود، بارها به زندان موقت برای ده‌ها زن معترض تبدیل گردیده است؛ محلی که زنان و دختران در آن شکنجه، تحقیر، توهین و بازجویی غیرانسانی شدند. البته این به معنای کاهش نقش نهاد استخبارات این گروه، به‌ویژه نقش تاجمیر جواد، یکی از چهره‌های مرموز و خشن شبکه حقانی، در سرکوب معترضان نیست.

در نهایت، هرچند رهبران شبکه حقانی و حامیان فکری طالبان می‌کوشند چهره‌ی این گروه را در افکار عمومی تطهیر کنند، شواهد تاریخی و عملکرد کنونی نشان می‌دهد که چهره‌ی سراج‌الدین حقانی با چنین نمایش‌های تبلیغاتی هرگز پاک نخواهد شد. سهم او در ستم و خشونت کنونی افغانستان کم‌تر از شاخه قندهاری طالبان به رهبری هبت‌الله نیست و تا زمانی که در یک محکمه‌ی عادلانه‌ی بین‌المللی پاسخ‌گو نگردد، خون‌های ریخته‌شده هرگز از دستان او شسته نخواهد شد.

با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
1 دیدگاه