خالد محمدی
پس از چند پرسش عقیدتی، نیروهای وابسته به جمعهخان فاتح، فرمانده محلی طالبان در ولایت بدخشان، با فریاد «اللهاکبر» چاقو را بر گلوی یک پیرو مذهب اسماعیلیه در بدخشان میگذارند و هشدار میدهند که سرش را میبرند؛ سپس او را به رگبار تهدید میکنند. این صحنهی ترسناک، نمونهای ویدیویی از کارزار تغییر اجباری مذهب اسماعیلیان است که با حمایت طالبان در شمالشرق افغانستان انجام میشود. در این ویدیو، پنج نفر از نیروهای طالبان دیده میشوند که دستوپای این فرد اسماعیلیهمذهب را محکم گرفتهاند و یکی از آنان چاقو را بر گردن او گذاشته است. هرچند تیغهی چاقو را بهگونهای بر گردن آن شخص گذاشتهاند که دم تیغه گردن او را نبرد، نمایش این صحنهی ترسآور آشکارا برای ارعاب و تهدید پیروان مذهب اسماعیلیه تنظیم شده است.
در ادامهی این ویدیو، مرد اسماعیلیهمذهب از نیروهای طالبان میخواهد که او را آزار ندهند و تأکید میکند که فردی غریب است. بااینحال، شماری از نیروهای طالبان در واکنش میگویند که او را بهدلیل اعتقادش به مذهب اسماعیلیه با گلوله بزنند. در همین لحظات، صدای تهدیدها ادامه مییابد و نیروهای طالبان میگویند: «بالا کنید و او را به مرمی بزنید. بالا شو، برخیز. دستهای خود را بالا بگیر. چند خدا است؟ (صدای رفتن مرمی به میل کلاشینکف شنیده میشود). چند خدا است بگو؟» در پایان، نیروهای طالبان پس از تحقیر و ترساندن آن مرد او را رها میکنند.

کارزار تغییر اجباری مذهب
در ولایت بدخشان کارزار تغییر مذهب پیروان اسماعیلیه به اهل سنت از سوی جمعهخان فاتح، فرمانده محلی طالبان در این ولایت، جریان دارد. ویدیویی در دست است که نشان میدهد او با شلیک گلوله یکی از باشندگان بدخشان را به اتهام «بغاوت» میکشد و سپس تمامی مخالفان طالبان را به مرگ تهدید میکند؛ اقدامی که بازتابی از شیوهی برخورد «خشونتبار و ارعابآمیز» این فرمانده محلی با باشندگان منطقه است.
اقدامات خشونتبار جمعهخان فاتح سبب شده است که جامعهی اسماعیلیه افغانستان، که بخش عمدهای از آنان در بدخشان زندگی میکنند، تحت فشارهای شدید قرار گیرند. یافتههای روزنامه اطلاعات روز از بدخشان نشان میدهد که در نتیجهی همین فشارها، تهدید با اسلحه و همچنین تطمیع با پول و وعده فرصتهای شغلی، شماری از باشندگان اسماعیلیهمذهب ناچار به تغییر مذهب شدهاند. این فشارها در فضایی اعمال میشود که امکان اعتراض یا مقاومت مدنی عملا از این جامعه سلب شده است.
بااینحال، اقدامات جمعهخان فاتح به این موارد محدود نمانده است. او با حمایت مالی خود، حلقهای از دارالعلومها و مدارس دینی را در بدخشان، بهویژه در مناطقی که جمعیت بیشتری از اسماعیلیهمذهب در آنها ساکن هستند، تأسیس کرده است. هدف از ایجاد این مراکز، آموزش کودکان و نوجوانان اسماعیلیهمذهب براساس روایت تندروانهی طالبان از «شریعت اسلامی» عنوان میشود؛ روایتی که با باورها و سنتهای مذهبی این جامعه در تضاد قرار دارد.

جامعهی اسماعیلیهمذهب در بدخشان اکنون در برابر فرماندهای از طالبان قرار گرفته است که از سوی منابع محلی، و حتا از زبان خود او، «بیرحم» توصیف میشود و دهها فرد مسلح تحت فرمان دارد. این فرمانده در طول چهارونیم سال حاکمیت مجدد طالبان، با وجود گزارشها از کشتار افراد و نیز اجبار و اکراه برای تحمیل مذهب اهل سنت بر جمعیت اسماعیلیهمذهب، با هیچگونه بازخواست یا پیگردی روبهرو نشده است.
از سویی دیگر، جامعهی اسماعیلیه در درون ساختار حکومت طالبان نیز از هیچگونه پشتوانه و حامی برخوردار نیست. منابع مردمی در بدخشان به اطلاعات روز میگویند که در دوران جنگ طالبان با حکومت پیشین افغانستان، افراد این جامعه عضویت در این گروه نداشتهاند و اکنون نیز هیچ فردی از جامعهی اسماعیلیه نه در جایگاه فرمانده طالبان قرار دارد و نه در هیچ یک از مناصب دولتی حضور یافته است.
منابع مردمی در بدخشان میگویند که جمعهخان فاتح هر فردی از جامعهی اسماعیلیه را که در برابر اقدامات او برای تغییر اجباری مذهب واکنش نشان دهد، با ضربوشتم، زندان و حتا «اعدام» تهدید میکند؛ تهدیدهایی که بهگفتهی این منابع، در فضای بیپاسخگویی و مصونیت کامل عاملان آن، به ابزاری برای تشدید ترس و وادار کردن پیروان مذهب اسماعیلیه به سکوت تبدیل شده است.

حضور جمعهخان فاتح در یکی از مدارس دینی در بدخشان: شبکههای اجتماعی
فشار و تطمیع
حدود یک سال پیش، ویدیویی از جمعهخان فاتح منتشر شد که او را در جریان سفر به ولسوالی «نُسی» نشان میدهد؛ سفری که در آن، چندین نفر از باشندگان اسماعیلیهمذهب به اهل سنت تغییر مذهب میدهند. در این ویدیو دیده میشود که این افراد کلمه شهادتین را تکرار میکنند و سپس از سوی طالبان مورد تشویق قرار میگیرند. جمعهخان فاتح در بخشی از سخنرانی خود در همین ویدیو میگوید: «هدف سفر ما به ولسوالی نسی دعوت به اسلام بود و توانستیم با شمار زیادی از علما و بزرگان دیدار کنیم و پیام زعیم امارت اسلامی را به مردم برسانیم.»
در همین حال، منابع محلی در بدخشان به روزنامه اطلاعات روز گفتهاند که شماری از محافظان جمعهخان فاتح از میان افرادی هستند که پیشتر اسماعیلیهمذهب بوده و سپس تغییر مذهب دادهاند. این منابع افزودند که جمعهخان فاتح این افراد را بهگونهی هدفمند استخدام کرده است تا از حضور آنان برای تشویق و ترغیب دیگر پیروان مذهب اسماعیلیه به تغییر مذهب استفاده شود؛ روشی که بهباور منابع، بخشی از کارزار فشار و تبلیغ مذهبی در این ولایت به شمار میرود.
همزمان، ویدیوی دیگری نیز از بدخشان منتشر شده است که در آن یکی از اعضای طالبان، پیروان مذهب اسماعیلیه را به صراحت «تکفیر» میکند. او در این ویدیو میگوید: «اگر تمام دنیا شما (پیروان مذهب اسماعیلیه) را مسلمان بداند، اگر ناراحت میشوید و یا خوشحال میشوید، از نظر من شیعه اسماعیلیه کافر است.» بهباور ناظران، انتشار چنین اظهاراتی فضای تهدید، طرد مذهبی و فشار روانی بر جامعهی اسماعیلیهمذهب در بدخشان را بیش از پیش تشدید کرده است.
گرفتن بیعت از پیروان اسماعیلیه
در همین چارچوب، ویدیویی از ولسوالی شغنان بدخشان منتشر شده است که در آن، دهها نفر منتسب به جامعهی اسماعیلیه با گذاشتن دستهایشان بر دست جمعهخان فاتح، با او بیعت میکنند. این بیعت به معنای آن است که این افراد، مطابق خواست جمعهخان فاتح، مذهب اهل سنت را میپذیرند. در این ویدیو، جمعهخان فاتح خطاب به این افراد میگوید: «پهلوانهای شغنان هستند که دست شان را روی دست ما ماندند و برای ما بیعت کردند.»
بهگفتهی ناظران محلی، برای نخستینبار طی چند دههی گذشته است که یک فرد زورمند و تفنگدار در این مقیاس، با توسل به زور اسلحه، اجبار و اکراه، و همچنین تطمیع با پول و وعده فرصتهای شغلی، اقدام به تحمیل اجباری مذهب خود بر افرادی با عقاید و باورهای مذهبی متفاوت میکند؛ اقدامی که پیآمدهای عمیقی برای همزیستی مذهبی در این ولایت به همراه داشته است.
بااینحال، نکتهی قابلتوجه آن است که با وجود عملی شدن علنی و گستردهی کارزار تغییر مذهب اسماعیلیهها از سوی جمعهخان فاتح در بدخشان، حکومت طالبان در قبال این اقدامات سکوت اختیار کرده است. این سکوت، از نگاه شماری از ناظران، به منزلهی موافقت ضمنی حکومت طالبان با روند تغییر اجباری مذهب اسماعیلیهها تعبیر میشود؛ سکوتی که زمینهی تداوم این فشارها را فراهم کرده است.
توهین و تفکیر
حدود شش ماه پیش، جمعهخان فاتح، فرمانده طالبان، در یک سخنرانی به صراحت اعتراف میکند که شماری از کودکان و نوجوانان پیروان مذهب اسماعیلیه را در مدارس دینی تحت مدیریت خود جذب کرده است. او در این سخنان، با طرح ادعاهایی دربارهی باورهای مذهبی اسماعیلیه، مدعی میشود که پیروان این مذهب بهنام «مسلمان» شناخته میشدند، اما بهگفتهی او، به اسلام عقیده نداشتند و مناسک دینی مانند نماز و روزه را انجام نمیدادند.
جمعهخان فاتح در ادامهی این سخنرانی میگوید: «آن مردم (اسماعیلیهمذهب) از دین آگاهی نداشتند، آن مردم مسجد نداشتند و به قرآن آشنایی نداشتند. صدای اذان در محیط، منطقه و شورا و روستایشان شنیده نمیشد. به نام مسلمان بودند. چنین عقیده از لحاظ شرعی و از لحاظ اسلام، قرآن و سنت در دین خدا جا ندارد.» او در همین سخنان، با لحنی توهینآمیز، از کریم آقاخان، چهلونهمین امام پیروان اسماعیلیه که سال گذشته فوت کرده است، یاد میکند:
«آقاخان که مردار شد، او را (پیروان مذهب اسماعیلیه) هم خدا، هم امام و هم مجتهد میگفتند.»
این اظهارات نهتنها بیانگر نگاه «تکفیری» و تحقیرآمیز نسبت به جامعهی اسماعیلیه است، بلکه در عین حال، اعتراف آشکار به نقش مستقیم این فرمانده طالبان در جذب اجباری کودکان و نوجوانان این جامعه به ساختارهای آموزشی تحت کنترل خود به شمار میرود.
مذهب اسماعیلیه یکی از شاخههای اسلام است که پیروان آن خود را مسلمان میدانند و به اصول بنیادین اسلام، از جمله قرآن و پیامبر اسلام، باور دارند. جامعهی اسماعیلیه افغانستان اغلب در ولایت بدخشان زندگی میکند و در دهههای گذشته در کنار دیگر مذاهب اسلامی حضور داشته است. بااینحال، طالبان با وجود مسلمان بودن پیروان اسماعیلیه، این جامعه را هدف فشار، تهدید و کارزار تغییر اجباری مذهب قرار دادهاند؛ اقدامی که براساس روایت این گروه، با تفسیر خاص و تندروانه از «شریعت اسلامی» توجیه میشود. به احتمال زیاد برای نخستینبار در تاریخ معاصر افغانستان است که یک گروه حاکم بهگونهی علنی و سازمانیافته، با توسل به زور اسلحه، تهدید جانی و فشار ساختاری، در پی تحمیل مذهب خود بر یک جامعهی مسلمان با باور مذهبی متفاوت برآمده است.
تبلیغ مذهب اهل سنت
بهتازگی جمعهخان فاتح سنگ تهداب مهمانخانهی دارالعلوم مرکزی «الفتح» را در ولسوالی «نُسی» بدخشان گذاشته است. در جریان این مراسم، چندین مرد مسلح با در اختیار داشتن تفنگهای امفور امریکایی و کلاشینکف روسی در اطراف جمعهخان فاتح حضور دارند. منابع مردمی در بدخشان به روزنامه اطلاعات روز گفتهاند که دارالعلوم مرکزی «الفتح» در سال ۱۴۰۱ خورشیدی به ابتکار و مدیریت جمعهخان فاتح ساخته شده است.
جمعهخان فاتح در توضیح این پروژه گفته است که این مهمانخانه با هزینهی پنج میلیون افغانی ساخته میشود و هدف از ایجاد آن، اسکان روحانیان و حافظان قرآن از ولایتهای دیگر است که برای فعالیتهای دینی به بدخشان میآیند. او میگوید: «این مهمانخانه ۲۰ متر طول دارد و ۱۵ متر عرض دارد و در دو منزل با گادر بهگونهی پخته و اساسی ساخته میشود.»
براساس اطلاعات موجود، ظرفیت دارالعلوم «الفتح» در ولسوالی نُسی به ۵۰۰ نفر رسیده است و شماری از کودکان و نوجوانان اسماعیلیهمذهب نیز بهگونهی اجباری و به دستور جمعهخان فاتح در این مدرسهی دینی آموزش میبینند. این در حالی است که ولسوالی نُسی از مناطقی است که بخش قابلتوجهی از جمعیت آن را پیروان مذهب اسماعیلیه تشکیل میدهند.
افزایش ظرفیت مدارس و دارالعلومها تحت مدیریت و نفوذ جمعهخان فاتح، از سوی منابع محلی بهعنوان تلاشی منظم و هدفمند برای تغییر مذهب جمعیت اسماعیلیه در بدخشان تلقی میشود. منابع مردمی گفتند که دارالعلوم مرکزی «الفتح» به یکی از مراکز اصلی تغییر عقیده و مذهب پیروان اسماعیلیه بدل شده است؛ مرکزی که بهویژه کودکان و نوجوانان اسماعیلیه را هدف قرار داده تا آنان را به تغییر مذهب و گرایش به اهل سنت وادار کند.
حدود دوونیم سال پیش نیز ملا جمعهخان فاتح با هزینهای بالغ بر شش میلیون افغانی، یک مسجد جامع را در ولسوالی «نُسی» بدخشان، از بودجهی شخصی خود ساخته است.
در عین حال، جمعهخان فاتح برای نمایش چهرهای حامی توسعه و کمکرسانی، ادعاهایی مبنی بر حمایت مالی از برخی پروژههای «عامالمنفعه» مطرح میکند. او بهتازگی مدعی شده است که جاده ولسوالی «نُسی» از منطقهی «سوند» تا شهرک «وحدت» را آسفالت خواهد کرد.
همزمان، ملا جمعهخان فاتح از ظرفیت شعبه تلویزیون ملی در بدخشان بهعنوان ابزاری برای افزایش شهرت شخصی و پیشبرد اهداف تبلیغاتی خود بهره میبرد. گزارشگران این رسانهی دولتی ناچار اند فعالیتهای او، از جمله ساخت مساجد، مدارس دینی، توسعهی این مراکز و همچنین سفرهایش را پوشش خبری دهند. حتا در برخی موارد، نیروهای طالبان بدخشانی سرودهایی در وصف او خواندهاند که این سرودها بدون موسیقی، در پسزمینه ویدیوهای مرتبط با او در شبکههای اجتماعی منتشر شده و به بخشی از تبلیغات پیرامون این فرمانده محلی طالبان تبدیل شده است.

جمعهخان فاتح در یکی از چرخبالهای ارتش از حکومت پیشین افغانستان: شبکههای اجتماعی
پیشینهی بیرحمی در دادگاه صحرایی
حدود سه سال پیش، جمعهخان فاتح در ویدیویی با در دست داشتن کلاشینکف به یکی از باشندگان بدخشان شلیک میکند. او پیش از شلیک میگوید: «جزای بغاوتگر چیست؟ به دستور الله و رسول، مرگ است.» سپس بهسوی این فرد آتش میگشاید. اصطلاح «بغاوتگر» از سوی گروه طالبان و نیروهای وابسته به آن به افرادی اطلاق میشود که بهزعم این گروه، علیه حکومت طالبان دست به جنگ چریکی و مسلحانه میزنند.
پس از این رویداد، جمعهخان فاتح در یک مراسم عمومی هشدار میدهد که تا چه اندازه در برابر مخالفان طالبان «بیرحم» است و تصریح میکند که حتا اگر برادر یا پدرش هم در صف مخالفان باشند، آنان را خواهد کشت. او در این سخنرانی گفته بود: «اگر کسی در برابر چنین نظام اسلامی که به خون به دست آمده است، کوچکترین حرکتی بکند، آخرین حرکت من در برابر او، کشتن او است. هیچ رحم و ترحم ندارم. هر کسی که از هر جایی است، خلاصه اگر پدر من و برادر من است و خلاصه اگر هر کسی باشد، فیصلهی من در برابر آنان قتل است.»
این اظهارات و اقدامات نشان میدهد که جامعهی اسماعیلیه در بدخشان با فرمانده محلیای از طالبان روبهرو است که بدون ترس، بدون حکم دادگاه و بدون هیچگونه ملاحظهی حقوقی یا قضایی، به صراحت حکم قتل صادر میکند و آن را بهعنوان بخشی از شیوه اعمال قدرت خود به نمایش میگذارد.
ثروتاندوزی
جمعهخان فاتح در رفتوآمدهای خود با کاروانی از موترهای زرهی، موترهای لندکروزر خاکی تیره که در افغانستان به «سیمرغ» مشهور است، و همچنین موترهای لکسوس همراهی میشود؛ کاروانی که نشاندهندهی سطح بالای امکانات مالی و نفوذ او در ساختار قدرت محلی طالبان است. او هزینههای هنگفتی را صرف اعمار و گسترش دارالعلومها، مدارس دینی و همچنین خرید و استفاده از موترهای گرانقیمت کرده است؛ هزینههایی که منابع مالی آنها بهصورت شفاف مشخص نیست.
در عین حال، در دوران حاکمیت طالبان دسترسی به اطلاعات دشوار شده است. حکومت طالبان ارتباط خود را با تمامی رسانههای در تبعید قطع کرده و به خبرنگاران این رسانهها و همچنین خبرنگاران مستقل، اطلاعات ارائه نمیکند. از سوی دیگر، رسانههای داخلی افغانستان نیز تحت فشار، سرکوب و اختناق طالبان قرار دارند و عملا امکان پرداختن به موضوعاتی چون فساد، سوءاستفادهی مالی و بهرهبرداری سیاسی از قدرت را ندارند؛ وضعیتی که پیگیری و روشن شدن منابع ثروت و شبکههای قدرت فرماندهان محلی طالبان از جمله جمعهخان فاتح را با ابهام جدی روبهرو کرده است.