اخیرا حکومت پاکستان اعلان نمود که ملا عبدالغنی برادر را به خاطر تقویت روند مصالحهی حکومت افغانستان از زندان رها میکند. اکنون وزارت امور خارجه با استقبال از این امر، این اقدام پاکستان را جزوی از حمایتهای پاکستان از روند مصالحه اعلان کرده و گفته است که در صورت بازگشت رهبران رها شدهی طالبان از زندآنهای پاکستان به داخل کشور، آنها از مصئونیت و ضمانت برخوردار خواهند شد. ملا عبدالغنی برادر، فرد شماره دوم گروه طالبان و رهبر شورای کویته میباشد. وی از رهبران میانهرو طالبان است که از روند مصالحهی حکومت افغانستان با طالبان حمایت کرده است.
رهایی ملا برادر از زندان، یکی از خواستهای جدی و مهم حکومت افغانستان در طول سه سال گذشته بوده است. حکومت افغانستان همواره از پاکستان خواسته تا به خاطر تقویت روند مصالحه، وی را آزاد نماید؛ اما پاکستان در رهایی وی با احتیاط عمل کرده است. تاهنوز معلوم نیست که واقعا رهایی وی چه تأثیری بر روند مصالحه وارد میکند؛ اما آنچه مشخص است، این است که وی اکنون به مهرهای بیتأثیر و ناکارآمد در حلقهی رهبری و ساختار شبکهای گروه طالبان تبدیل شده است. ملا برادر یا هر رهبر و فرمانده دیگر طالبان، تا زمانی که کارآیی داشته باشد، پاکستان هرگز آنها را رها نمیکند. هریک از آنها، ابزارهای استراتژیک و مؤثر پاکستان برای فشار بر افغانستان و بازیهای منطقهایاش میباشد و از طریق همان عناصر و چهرهها است که از افراطگرایی و تروریسم به عنوان سلاح استراتژیک استفاده میکند.
فعلا چیزی که مهم است، این است که اساسا رهایی طالبان تاکتیک یا استراتژی درست در روند مصالحه نیست. اکنون ثابت شده که این روش جز تقویت روحیهی طالبان، افزایش مطالبات آنها و بالا بردن موضع آنها، نتیجهی دیگری در پی نداشته است. تاکنون چندینبار برخی از مهمترین رهبران طالبان به درخواست حکومت افغانستان و شورای عالی صلح از زندان رها یا از لیست سیاه آمریکا حذف شدهاند.
سیاست امتیازدهی و مشی بخشایشی حکومت افغانستان در برابر گروه طالبان یکی از تجربههای ناکام در روند مصالحه میباشد. از زمان روی دست گرفتن روند مصالحه، حکومت افغانستان مدام بر رهایی زندانیان طالبان، کسب مصئونیت سیاسی به آنها در داخل و خارج از کشور و رهایی آنها از لیست سیاه حکومت آمریکا پافشاری نموده است؛ اما از نظر عملی هیچگونه تأثیر مثبتی در روند مذاکرات صلح ایجاد نکرده است.
بخش عظیمی از جنگجویان و فرماندهان این گروه که با وساطت حکومت افغانستان به پیشواز مصالحه از زندانهای ناتو و حکومت افغانستان رها شدند، دوباره به میدان نبرد برگشتند و این بار عقدهمندانهتر و خصمانهتر از گذشته به جنگ رو آوردند. برخی اندک که به حکومت افغانستان پیوستند نیز نتوانستند راهی را در مذاکرات صلح از پیش ببرند و روزنهای روشن و مطمئن را برای مذاکره با رهبران اصلی گروه طالبان بگشایند. تمامی کسانی را که پس از رهایی از زندان انتظار میرفت در روند مذاکرات صلح مفید واقع شوند، اکنون برای تحکیم مواضع طالبان و عملی کردن خواستههای سیاسی آنها عمل میکنند و عملا در افکار عمومی و محافل سیاسی، نقش توجیهگری و پشتیبانی غیرمستقیم از گروه طالبان را ایفا مینمایند.
حکومت افغانستان امتیازدهی به طالبان را به عنوان ابراز حسن نیت خود به این گروه تلقی میکند، در حالی که طالبان این رویه را به عنوان یک استراتژی سیاسی در مذاکرات صلح اختیار کرده است. آنها با تشدید خشونت و تداوم جنگافروزی، این رویهی حکومت را راهی برای به دست آوردن امتیازهای بیشتر تلقی کرده و از سوی دیگر از این طریق موضع خود را در برابر حکومت افغانستان و متحدان غربیاش تقویت مینماید.
ادامهی این شیوه، همانگونه که تاکنون هیچتأثیر مثبتی در روند مذاکرات صلح نداشته، از این پس نیز نخواهد داشت. ترغیب طالبان به ادامهی جنگ و خشونت برای کسب امتیازهای بیشتر و تقویت مواضع آنها در مذاکرات صلح تنها حاصل دادن امتیاز به طالبان میباشند. اگر هدف از دادن این گونه امتیازها به رهبران طالبان اعتمادسازی و حسن نیت باشد، که تاکنون گامهای کافی برای اعتمادسازی و ارائهی حسن نیت برداشته شدهاند. رهایی مهمترین رهبران و فرماندهان این گروه از زندانهای آمریکا و حکومت افغانستان مهمترین ضمانتهای روند مصالحه میباشند؛ اما حقیقت این است که طالبان اعتقادی به صلح و عزمی برای مذاکره ندارند و ادامهی مشی امتیازدهی و سیاست بخشایشی نیز گامیدر مسیر صلح از پیش نخواهد برد.