گروه تروریستی طالبان، درکمتر از 24 ساعت، توانستند سه حملهی انتحاری قدرتمند در پایتخت افغانستان انجام دهند. حملهی نخست توسط یک لاری مملو از مواد انفجاری در شاه شهید، حملهی دوم در درون صف افسران پولیس، و حملهی سوم نیز بر پیمانکاران داخلی و خارجی در نزدیکی میدان هوایی انجام شد و چند ساعت درگیری مسلحانه را نیز در پی داشت. این سه حمله، صدها زخمی برجای گذشته و جان دهها تن را گرفت. واکنش نهادهای امنیتی و حکومت افغانستان به این حملات، نکوهش حملهی تروریستی دشمنان و همدردی با شهروندان افغانستان بود. اکثر اعلامیهها و واکنشها از سوی این نهادها اشاره به «دشمنان» افغانستان داشت، اما هیچیک از نهادهای دولتی از این دشمن نام نبردند. شماری از نهادهای دولتی و مقامات، این دشمنان ناشناس را تهدید کردند و گفتند که حملهی تروریستان و دشمنان افغانستان بیپاسخ نخواهند ماند. همچنین، پس از حملهی اول در شاه شهید، شورای امنیت ملی افغانستان دو روز پی هم تشکیل جلسه دادند و صفحهی ارگ پس از آخرین جلسهی شورای امنیت ملی، به نقل از رییسجمهور نوشت که او هنوز هم به صلح متعهد است اما پاسخ دشمنان افغانستان را قاطعانه خواهد داد. اکنون سوال این است که: دشمنان ما چه کسانی هستند؟ چه برخوردی در قبال دشمنان خود در پیش بگیریم؟
1. دولت افغانستان، در 14 سال گذشته، همواره بر سر تعریف اینکه منافع ملی چیست و دشمن کیست، اختلاف نظر داشته است. دولت بارها گفته است هر کسی که امنیت شهروندان، حاکمیت ارضی، استقلال، وحدت ملی و ثبات سیاسی در افغانستان را تهدید کند، دشمن افغانستان است. در این تعریف، واضحترین دشمن، گروه تروریستی طالبان است. گروهی که سالهاست با دولت میجنگد، سر میبُرد، انتحار میکند، حمله میکند، میکُشد و کشته میشود. اما در عمل و در پالیسی رسمی دولت، طالبان هنوز نه تروریست است و نه دشمن.
دولت افغانستان، همانگونه که بر تروریستخواندن طالبان توافق ندارد، بر سر هیچ عنوان دیگری نیز به توافق نرسیدهاند: مخالفان سیاسی، برادران ناراضی، و دشمن، اصطلاحاتی هستند که برای طالبان بهکار رفتهاند. دولت، این گروه را به خوب و بد تقسیم کرده است اما هرگز بر سر اینکه طالبان گروهی تروریستی و دشمن افغانستان به توافق نرسیده است و از جاافتادن و بهکاربردن چنین واژگان و تعریفهایی برای این گروه خودداری کردهاند.
این در حالی است که روشنترین و بیرحمترین دشمن ما، طالبان است. تسامح و بازی دوگانهی دولت در قبال این گروه تروریستی، در سالهای گذشته و اکنون، از طرفی به قدرتمندترشدن این گروه منجر شده است و از جانب دیگر، میزان انزجار و نفرت از این گروه را در میان مردم کاسته است. تسامح و دلسوزی با این گروه تروریستی، براساس تعلقات قبیلهای و قومی، تا آنجا رعایت شده است که بلندپایهترین مقامهای دولت، از ارگ تا پارلمان، در مرگ رهبر این گروه ماتمزده میشوند. رییسجمهوران افغانستان، سالها مانع از شاملکردن این گروه در فهرست تروریستان شدهاند.
چنین مدارا و گذشتی، با دستور سرقوماندان اعلای قوای مسلح، از یک طرف بر محبوبیت اجتماعی این گروه در میان قبیله افزوده است و از جانب دیگر، شجاعت و ارادهی مبارزهی نیروهای امنیتی افغانستان را کاهش داده است.
اکنون اما، عریانترین حقیقت این است که این گروه تروریست است و دشمن. دشمنی که نهتنها درمقابل دولت، بلکه در درون دولت حضور دارد. بنابراین، دشمن، طالب است و کسانی که در لباس مأمور دولت، از طالبان حمایت کرده و برای آنها راهسازی و لابیگری میکنند.
2. به باور دولت افغانستان، و براساس شواهد نهادهای امنیتی، پاکستان و مشخصا سازمان استخباراتی این کشور، حامی اصلی طالبان هستند. پس به جرأت میتوان گفت که پاکستان نیز دشمن ما است.
3. شناسایی دشمن و تعریف آن، یک مسئله و طرفشدن با دشمن، مسئلهای مهمتر است. اکنون اگر ما دشمن خود را شناختهایم، با این دشمن چه خواهیم کرد؟ حملات اخیر در کابل نشان میدهند که پالیسی و برنامهی ما برای رویارویی با دشمن، اشتباه است. این اشتباه، هم در صلح و هم جنگ تکرار میشود و فرصتهای ما را میسوزاند. پاکستان اگر دشمن است و دشمنیاش را در این جنگ نشان میدهد، واضح است که به صلح باور ندارد و صلح نخواهد کرد. لذا، حکومت افغانستان باید درمورد گفتوگوهای صلح تجدیدنظر کرده و بهجای توجه به صلح، جبهههای جنگ و نیروهای مرزی کشور را برای کنترول مرزها و عبورومرور از نقاط مرزی تقویت کند. اگر ما توان جنگیدن با پاکستان را نداریم، اما توان مبارزه با تمام کسانی که در داخل این خاک با ما میجنگند داریم. بنابراین توجه به جنگ و تقویت نیروهای امنیتی، بهترین راه مبارزه با ناامنی و وضعیت موجود است. منتظرماندن برای تشکیل جلسهی صلح و امیدواربودن به نتایج این گفتوگوها، طالبان را قدرتمندتر و ما را ضعیفتر خواهد کرد. ما باید گفتوگوهای صلح را از اولویت برداریم و توجه خود را به مبارزه و جنگ علیه تروریستان متمرکز کرده و راهحل نظامی را در اولویت قرار دهیم. دولت، باید با پاکستان شفافتتر و با صراحتی بیشتر در رابطه با مداخلات تروریستی این کشور در افغانستان گفتوگو کند. رویارویی صریحتر با پاکستان از طریق دیپلماتیک، نتایج واضحتری نیز درپی خواهد داشت و نیز جنگیدن و حمله بر طالبان، آنها را بر سر مرزهای افغانستان خواهد کشید.
حکومت، چارهای غیر از پذیرش این حقیقت که باید با تروریستان بجنگد و بر آنها حمله کند، ندارد. منتظرماندن برای دفع حملهی دشمن و خوشبینبودن به حاضرشدن آنان بر سر میز گفتوگوهای صلح، نتیجهای جز کاهش اقتدار و محبوبیت دولت و قربانیشدن تعداد بیشتری از مردم و نیروهای امنیتی کشور نخواهد داشت.