بخش حقوق بشر یوناما در گزارش تازهی خود گفته است که در سه ماه اخیر دستکم ۴۴۳ مورد دستگیری و توقیف «خودسرانه»ی زنان و مردان توسط مأموران امر به معروف و نهی از منکر طالبان را مستند کرده است.
ذبیحالله مجاهد، سخنگوی طالبان، گفت که این بازداشتها خودسرانه نیستند و «مطابق قوانین و مقررات نافذ» انجام شدهاند.
وقتی میگوییم یوناما مشکل افغانستان را نمیفهمد مقصود نشان دادن همین شکاف است. شکاف میان آنچه یوناما میخواهد در چارچوب برنامههای خود بیانش کند و واقعیت میدانی عریانی که پیش چشم یوناما جریان دارد و طالبان حتا سعی نمیکنند آن را بپوشانند.
یوناما از دستگیری و بازداشت خودسرانه یا دلبخواهی زنان و مردان حرف میزند؛ اما سخنگوی طالبان میگوید که آن بازداشتها دقیقا همان چیزی است که حکومت طالبان میخواهد و اجرا میکند. در اینجا میان آنچه یوناما توصیف میکند و آنچه خود طالبان به آن معترفاند، شکاف بزرگی وجود دارد که تعبیری جز این ندارد: یا یوناما نمیفهمد در افغانستان امروز چه جریان دارد یا میفهمد و واقعیت جاری را (حتا بیشتر از طالبان) تحریف میکند.
شاید کسی بپرسد که چه اهمیتی دارد که یوناما مشکل افغانستان را بفهمد یا نفهمد. اهمیتش در اینجاست: یوناما همان «هیأت معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان» است. این نهاد وظیفه دارد که بر وضعیت حقوق بشر و حقوق زنان و کودکان در افغانستان نظارت کند و به تلاشهای سیاسی سازمان ملل و ابتکارهای مرتبط به کمکهای بشردوستانهی سازمان در افغانستان یاری برساند. اگر یوناما نفهمد که در افغانستان تحت حاکمیت طالبان چه جریان دارد و بیان درستی برای بازتاب واقعیتهای جاری انتخاب نکند، تصویر کج و معوجی از افغانستان به شورای امنیت سازمان ملل و کشورهای جهان مخابره خواهد شد.
یوناما میکوشد، به صورتی غیرواقعبینانه، وضعیت حکومت طالبان را برای خود نرمالیزه کند. به این معنا که چون میکوشد دروازهی گفتوگو و تعامل با طالبان باز باشد، از دیدن ماهیت اصلی طالبان تن بزند. به بیانی دیگر، یوناما میکوشد به خود بگوید «انشاءالله این حکومت آنقدر هم بد نیست» و در اشتیاق باز نگه داشتن دروازهی تعامل چنان دنبال فرصت است که از دیدن عریانترین مصادیق نقض حقوق بشر توسط طالبان نیز غافل میشود. خود طالبان میگویند که سرکوب شهروندان افغانستان، بهویژه زنان، سیاست رسمی و مرکزی حکومتشان است؛ اما یوناما روی خود را میگرداند و این اعتراف روشن را ناشنیده میانگارد و میگوید نه، این بازداشتهای خودسرانه و دلبخواهی کار وزارت امر به معروف و نهی از منکر است؛ گویی وزارت امر به معروف و نهی از منکر بخشی از ساختار حکومت طالبان (و بازوی رسمی سرکوب در حکومت این گروه) نیست.
آیا یوناما فرضش این است که حکومت طالبان کار غیرقانونی، فراقانونی و ضدبشری نمیکند و اگر چنین چیزی رخ داد باید آن را به نیروهای خودسر ربط داد؟ آیا یوناما خبر ندارد که طالبان قانون اساسی و قانون مدنی ندارند و برای شهروندان هیچ حقی قایل نیستند؟ آیا یوناما بیاطلاع است از اینکه طالبان با فشار و اجبار فرمانهای شخصی رهبر خود را بر مردم تحمیل میکنند و همین دقیقا ماهیت طالبانیسم است؟ آیا یوناما جز آنچه بهصورت عریان پیش چشم خود میبیند، برای فرمانروایی طالبان خاصیتهای مدنیتر دیگری قایل است که زیر کنشهای خودسرانهی مأموران امر به معروف و نهی از منکر پوشیده ماندهاند؟ اگر یوناما چنین تصوراتی دارد، روشن میشود که اساسا فهم درستی از مسائل و رویدادها و روندهای افغانستان ندارد. اگر چنین تصوراتی ندارد، چرا واقعیتها را وارونه بازتاب میدهد (حتا وقتی که خود طالبان رفتارهای خود را پنهان نمیکنند و علنا به دفاع از آن رفتارها برمیخیزند)؟
مردم افغانستان از یوناما انتظار دارند که به مردم کمک کند نه به طالبان. در شمار وظایف این نهاد سازمان ملل ذکر نشده که یوناما باید رفتارهای طالبان را توجیه کند- حتا وقتی خود طالبان توجیه نمیکنند.