موافقت‌نامه‌ی امنیتی؛ منافع بزرگ، موانع کوچک

گفت‌وگوهای امضای موافقت‌نامه‌ی امنیتی میان کابل و واشنگتن وارد مراحل ثمر‌بخش و نهایی شده است. پس از مذاکرات فوری جان کری با رییس جمهور کرزی، اکنون به نظر می‌رسد راه برای رسیدن به توافق مشترک و عبور از چالش‌ها و موانعی که یک سال تمام در روند مذاکرات اصطکاک خلق کرده بود، هموار شده و انتظار می‌رود تا یک ماه دیگر پس از تدویر جرگه‌ی مشورتی سند موافقت‌نامه‌ی امنیتی میان کابل و واشنگتن تصویب و رسما امضا شود. اخیرا لحن صحبت‌های دو طرف نرم‌تر شده و هردو جانب انعطاف بیش‌تری برای پذیرش خواست‌های هم‌دیگر و تعامل مثبت در این معادله از خود نشان داده‌اند. موضوعاتی مثل تعریف تجاوز خارجی، بحث حاکمیت ملی، تلفات غیرنظامیان و خودسری‌های نظامیان خارجی که از موضوعات جنجالی این موافقت‌نامه بود و حکومت افغانستان برآن سخت پافشاری داشت، توافق شده و بحث مصئونیت قضایی سربازان امریکایی به عنوان یک امر گریز‌ناپذیر برای امریکایی‌ها نیز به مراحل امیدوار کننده و سازنده‌ای رسیده است.

تأمین امنیت و ثبات دوام‌دار و تعهدات کمک‌های مالی، فنی و سیاسی ایالات متحده‌ی امریکا از خواست‌ها و اهداف اصلی حکومت افغانستان در امضای موافقت‌نامه‌ی امنیتی است. تأمین ثبات دوام‌دار در افغانستان از طریق حضور سربازان امریکایی و دریافت کمک‌های مالی از انگیزه‌های اصلی حکومت افغانستان برای امضای موافقت‌نامه‌ی امنیتی است. امضای موافقت‌نامه‌ی امنیتی به نحوی تضمین کننده‌ی تمام تعهدات امریکا برای افغانستان در سال‌های آینده است. تعهداتی که در کنفرانس شیکاگو و دیگر نشست‌ها و موافقت‌نامه‌های دوجانبه به دولت افغانستان وعده داده، هیچ‌ضمانتی اجرایی ندارد و حکومت افغانستان فکر می‌کند که از طریق امضای این موافقت‌نامه، برای این تعهدات تضمینی فراهم می‌شود.

در آستانه‌ی خروج نیروهای خارجی از افغانستان و نامعلوم بودن سرنوشت جنگ و صلح، تردید در صداقت امریکا و ناتو در خصوص تعهدات کنفرانس شیکاگو و وعده‌های قبل و بعد از ان در مورد تجهیز و تقویت نیروهای امنیتی افغانستان بزرگ‌ترین دغدغه و نگرانی دولت و مردم افغانستان است. ایالات متحده‌ی امریکا و سایر متحدینش در نشست شیکاگو تعهدات زیاد در خصوص تجهیز و تقویت نیروهای امنیتی افغانستان وعده دادند و در اجلاس و دیدار‌های بعد از آن نیز براین تعهدات تأکید نمودند و تعهدات تازه‌تری وعده سپردند. اما هیچ‌یک از این تعهدات، ضمانت‌های اجرایی لازم ندارد و نشانه‌های روشن از صداقت و قاطعیت آن‌ها برای پرداخت این کمک‌ها نیز دیده نمی‌شود.

به نظر می‌رسد که همه‌چیز؛ تعهدات کمک‌های نظامی، مالی و سیاسی همه به امضای موافقت‌نامه‌ی امنیتی بستگی دارد. اگر در این مذاکرات دو طرف روی یک سند مطلوب به توافق برسند، امریکا تعهداتش را به افغانستان عملی می‌کند و در آینده تعهد کمک‌های مالی و نظامی بیشتری خواهد سپرد، ولی اگر دو کشور در توافق برسر یک سند مطلوب ناکام بمانند، امریکا هرگز این تعهداتش را عملی نخواهد کرد. امضای موافقت‌نامه‌ی امنیتی، سرنوشت خیلی مسایل دیگر را نیز معلوم می‌کند؛ آینده‌ی روابط استراتژیک دو کشور، چارچوب همکاری‌های نظامی و امنیتی، چند و چون کمک‌های امریکا برای افغانستان، همکاری‌های امنیتی در مبارزه با تروریسم در چشم‌انداز پس از 2014 همه و همه به این سند مهم بستگی دارند.

اگر این موافقت‌نامه به امضا نرسد، با توجه به پایان مأموریت نظامی امریکا در افغانستان، دیگر این کشور هیچ‌الزام سیاسی و امنیتی برای ادامه‌ی کمک مالی و نظامی به افغانستان ندارد و می‌تواند بسیار به‌راحتی افغانستان را با تمام مشکلات و جنگ نیمه‌تمامش تنها رها کند. این چارچوب همکاری‌های دراز‌مدت و موافقت‌نامه‌های امنیتی و سیاسی مشترک است که آن‌ها را ملزم به مبارزه با تروریسم و حمایت از دولت افغانستان در برابر تروریسم می‌کند.

اکنون امریکا مأموریتش یا مسئولیتش را در جنگ افغانستان خاتمه یافته تلقی نموده و خودش را در قبال جنگ نیمه‌تمام و وضعیت افغانستان مکلف نمی‌داند و بدون یک موافقت‌نامه‌ی الزام‌آور، افغانستان نیز نمی‌تواند از آن‌ها بخواهد وعده‌های‌شان را عملی کنند. بنابراین، امضای موافقت‌نامه‌ی امنیتی برای تجهیز و ساختن نیروی امنیتی افغانستان فوق‌العاده حیاتی است. امضای موافقت‌نامه‌ی امنیتی می‌تواند تعهدات کمک‌های مالی و نظامی امریکا رابرای افغانستان الزام‌آور بسازد و به افغانستان این حق را می‌دهد که رسما از امریکا بخواهد به عنوان یک مکلفیت تعهداتش را برای افغانستان عملی سازد.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.