دیوید کامرون، نخستوزیر بریتانیا به افغانستان آمد و در یکی از پایگاههای سربازان بریتانیایی در ولایت هلمند، بازگشت نیروهایش را از افغانستان اعلام کرد. آقای کامرون مأموریت ناتو در افغانستان را موفق خوانده و گفته است که اکنون سربازانش با سربلندی به کشورشان باز میگردند. خروج تدریجی نیروهای خارجی از افغانستان دو سال پیش شروع شده بود و تاکنون شمار زیادی نیروهای بینالمللی از افغانستان رفتهاند، اما بحث ماندن و رفتن نیروهای ناتو در پس از 2014 و از همه مهمتر، سرنوشت امنیت و روند ناتمام مبارزه با تروریسم در افغانستان همچنان نامعلوم رها شده است. خروج نیروهای بینالمللی از افغانستان اکنون 2014 را به کابوس وحشتناک و آزار دهندهای برای مردم افغانستان بدل کرده و تمامی عرصههای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی کشور را شدیدا تحت تأثیر قرار داده است. سوالها و نگرانیهای بیپاسخ زیادی شبح 2014 را در بر گرفتهاند؛ اینکه آیا نیروهای امنیتی افغانستان توانایی تأمین امنیت سراسر افغانستان را خواهد داشت؟ پس از خروج کامل نیروهای خارجی از افغانستان، سرنوشت این کشور و مردمان خسته و درماندهی آن چه خواهد شد؟ جنگهای داخلی، استیلای دوبارهی طالبان بر افغانستان، تداوم وضعیت کنونی، یا بازگشت ثبات و امنیت، زندگی برادرانهی تمام مردم افغانستان در کنار هم و تأمین اراده و اقتدار ملی مردم افغانستان؟ اینها همه مسایل و دغدغههاییاند که هنوز در ذهن تک تک مردم افغانستان جاری و ساریاند. هرچند مقامهای دولت افغانستان و مقامهای ناتو همواره تلاش میکنند با ارائهی تصویر خوشبینانه، نگرانی آنها را نادیده گیرند، ولی مردم افغانستان سالهاست مشق سیاست میکنند. همگام با تغییرات و رنگارنگیهای سیاست در این کشور، مردمان آن نیز بازیگر یا ناظران جدی و بصیر تمامی این روندها و تحولات بودهاند و به اندازهی کافی شعور و فهم سیاسی پیدا کردهاند. ممکن است تمامی برنامهها و روندهای سیاسی پشت درهای بسته و در غیاب حضور مردم تدوین و طراحی گردند، اما دیدگان بصیر مردم افغانستان توانایی فهم عمق ذهنیتهای ارگ کابل و مکانهای تصمیم گیرندهی داخلی و خارجی را داشته و تمامی برنامهها و روندهای سیاسی کشور را بهتر از طراحان آن فهم و پیشبینی میکنند.
خروج کامل نیروهای خارجی از افغانستان مستلزم مقدمات مهمی است؛ تجهیز و تقویت نیروهای امنیتی افغانستان، روشن شدن وضعیت سیاسی آیندهی افغانستان و تعهدات کمکهای بینالمللی از مقدماتی هستند که هیچکدام فراهم نشده و خصوصا در زمینهی نظامی، افغانستان بهشدت کاستی و ضعف دارد. در حال حاضر نیروی نظامی افغانستان با سلاحهای سبک و تجهیزات جنگی متعارف مجهز گردیده که کارآیی آن فقط در حد مقابله با شورشهای کوچک داخلی و تأمین نظم عمومی میباشد، درحالی که افغانستان عملا با یک جنگ تمامعیار با تروریسم بینالملل دست به گریبان بوده و قرار است مسئولیت جنگی را به تنهایی به عهده بگیرد که بزرگترین پیمان نظامی جهان پس از یازده سال جنگ نفسگیر و پرهزینه، نیمهتمام رهایش کرده است. اکنون افغانستان عملا فاقد نیروی هوایی بوده و جنگافزارهای سنگین و سلاحهای دوربرد استراتژیک که بتوانند از تهدیدات بیرونی جلوگیری نمایند را در اختیار ندارد. تازه همین تعداد نیرویهای امنیتی نیز به دلیل کمبود بودجه با خطر جدی کاهش یافتن مواجه میباشد. هرچند جامعهی بینالمللی تعهدات زیادی برای تجهیز و تقویت نیروهای امنیتی افغانستان دادهاند و همهروزه به این تعهدات افزوده میشود، اما عملا موارد بسیار کمی از این تعهدات اجرا شدهاند. به همین دلیل نیز مردم زیاد به این تعهدات باور نمیکنند. مقامهای ناتو همواره تلاش میکنند تصویر مثبتی از افغانستان ارائه داده و از کاستیهای نیروهای امنیتی چشمپوشی کنند. متأسفانه مقامهای حکومت افغانستان نیز یا تحت این جو قرار گرفته، یا هم به خاطر مصلحتهای سیاسی تلاش مینمایند با اغماض از کاستیهای نیروهای امنیتی و خوشبینی کاذب از توانایی این نیروها، تصویر دگرگونهای از واقعیتهای موجود کشور ارائه دهند.
تنها دلیل خوشبینی آنها، تعهدات جامعهی بینالمللی در کنفرانسهای توکیو، بن دوم و شیکاگو میباشند که برای کمک به افغانستان ارائه دادهاند، اما به اینکه تاچه اندازه این تعهدات عملی خواهند شد، توجهی ندارند. نمیتوان این تعهدات را قطعی و حتمی دانست؛ هریک از این تعهدات تابع سیاستهای آنها و معادلات منطقهای و شرایط سیاسی افغانستان میباشند که هردم احتمال دگرگونی این مؤلفهها در محیط متحول سیاست بینالملل قابل پیشبینی میباشد. بنابراین، اوضاع افغانستان هرگز خوب و مطلوب نیست و با این وضعیت بازگشتن نیروهای بینالمللی را نیز نباید سرفراز و موفقانه محسوب کرد.
خوشبینیهای کامرون و واقعیتهای موجود
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه