سخنان دیروز رییس جمهور کرزی در جمع خبرنگاران از بن بست در امضای موافقتنامه امنیتی با امریکا حکایت داشت. رییس جمهور در این نشست از امریکاییان به شدت انتقاد کرد که برای موفقیت پروسه صلح با طالبان صادقانه عمل نمیکند. اوهمچنین از فشارهایی که امریکا برای امضای این موافقتنامه بر دولت افغانستان وارد میکند، سخن گفت و در نهایت تاکید کرد که تحت فشار ‘ابداً’ حاضر نیست این موافقتنامه را امضا کند.
این سخنان رییس جمهور قابل تأمل است؛ زیرا صراحت انتقاد او کم سابقه بود و حرفهایی که بیان داشت حاوی مطالب تازه در مورد مناسبات میان دو کشور است. ظاهرا به نظر میرسد رییس جمهور اطمینان لازم از صداقت امریکاییان را ندارد و هیچ تضمینی را برای عملی شدن مفاد موافقتنامه امنیتی میان دو کشور نیز نمیبیند. آنچه که در ملاحظات او، دیده میشود نگرانی از تبعات این موافقت نامه و آیندهای بد فرجامی است که ممکن برای افغانستان رقم بخورد و در نهایت او در داوری تاریخ مورد ملامت و مذمت قرار گیرد. رییس جمهور نفس امضای موافقتنامه امنیتی با امریکا را مشکل ساز نمیبیند؛ اما اگر این موافقتنامه منجر به صلح و ثبات پایدار در افغانستان نگردد، این تعامل با امریکا یک جانبه بوده و نه تنها سودی برای افغانستان ندارد بلکه بر دشواریهای بیشتر این مملکت خواهد افزود.
اما نگاه مردم و افکار عمومی در مورد موافقتنامه امنیتی با امریکا چیزی متفاوتی است. بخش عمده مردم افغانستان موافق امضای این موافقتنامهاند. موافقین امضای موافقتنامه امنیتی با امریکا منافع افغانستان را مفروض گرفته و معتقداند که این موافقتنامه میتواند منافع کشور را با منافع یکی از بزرگترین قدرتهای جهانی پیوند زده و بدین ترتیب زمینههای ثبات و آرامش را فراهم سازد. از طرف دیگر، مردم امیدوارند که با ادامه حمایتهای امریکا وضعیت موجود حفظ شده و حضور سربازان امریکایی مانع جنگهای احتمالی داخلی در کشور گردند. این خوشبینی مردم، ناشی از تجربه تلخ گذشته و روزهایی است که با شکل گیری نظام جدید و حضور امریکا و متحدینش اندکی بهبود یافته است. اکنون نگرانی مردم از برگشت به آن دوران تاریک و رقت بار است که سالها به سرنوشت مردم تبدیل شده بود و هزینههای سنگینی را بر مردم ناتوان افغانستان تحمیل کرده بود.
تأخیر در امضای این موافقتنامه اکنون به یک نگرانی جدی برای مردم مبدل شده و اثرات آن در همه حوزههای زندگی مشهودند. اکنون بازار معاملات دچار کساد است و بسیاریها در صدد خروج سرمایههای شان از افغانستاناند. میزان مهاجرت به کشورهای بیرونی رو به افزایش است و اوضاع امنیتی نیز نگران کننده است. بدتر از همه، فشارهای روحی – روانی بر افکار عمومی است که بیش از همه سنگینی میکند. در حال حاضر هیچ شور و هیجانی در مردم دیده نمیشود و سطح امید به زندگی در جامعه بسیار پایین است. این روحیه مردم را در حالت تعلیق قرار داده و انگیزههای هرگونه تحرک و برنامه ریزی دراز مدت را از آنان سلب کرده و همه دچار روز مرگی شده و دغدغه بد فرجام آینده آنها را غرق کرده است. در سوی دیگر، مخالفان مسلح دولت بیش از پیش روحیه میگیرند و برای رسیدن به قدرت و حاکمیت بر زندگی مردم انگیزه میگیرند. این وضعیت از یکطرف میزان اعتماد مردم به حکومت را کاهش میدهد و در سوی دیگر میتواند به تقویت جبهات مخالفان مسلح منجر شود. اثرات این وضعیت را بر انتخابات پیشرو نیز نباید نادیده گرفت و سر خوردگی مردم و فقدان چشمانداز روشن برای آینده قطعاً بر میزان مشارکت مردم در انتخابات و سرنوشت آینده نظام اثر خواهد گذاشت.
میان این دو نگاه نگران، نکتهای اصلی این است که موافقتنامه با امریکا را تحت هر شرایطی نباید مفروض دانست. درست است که امضای این موافقتنامه میتواند پیوند محکمی میان افغانستان و امریکا ایجاد کند؛ اما اهمیت آن در صورتی است که امریکا از موضع یک دوست صادق و متعهد با افغانستان تعامل کند. اگر چنین صداقتی در کار نباشد و آن کشور و متحدینش طرحهای دیگری برای افغانستان داشته باشند نمیتوان خوشبینی کنونی نسبت به تعامل با امریکا را توجیه کرد. دادن چنین اطمینانی از جانب امریکا به عنوان شریک قدرتمند افغانستان میتواند این بن بست را بشکند و فرصت را برای امضای این موافقتنامه فراهم سازد.
همچنان نکته اساسی تر دیگر این است که مردم باید بدانند که چه کسی راست می گوید؟ اینکه حامد کرزی یک شبه اطلاعاتی را بدون ارائه مدرک و سند به رسانه ها بدهند، برای صحت گفته های او کافی نیست. همانقدر که کرزی نسبت به نیت آمریکا در افغانستان مشکوک است، مردم نیز در مورد نیت و برنامه های آقای کرزی نسبت به توافقنامه امنیتی مشکوک است. از این رو رئیس جمهور نیز بایستی به همان اندازه که صداقت آمریکا را خواهان است، خودش نیز با مردم صادق ومستند باشد.
موافقتنامه امنیتی؛ بن بست کنونی و نگاه نگران مردم نسبت به آینده
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه