در جهانی وارونه

اطلاعات روز

شهرزاد اکبر
یکبار دیگر قبل از وارد شدن به اتاق تند-تند نفس می‌کشید. اتاقی پر از زنان قدرتمند. با کی‌ها باید دست داد؟ کی‌ها دست نمی‌دهند؟ کجا باید ایستاد؟ معمولا زنان همه‌ی چوکی‌ها را اشغال می‌کنند. شما هم صرف‌نظر از نقش رسمی‌تان در موقعیتی نیستید که کسی به‌خاطر شما به‌پا بایستد. طبعا، مرد استید دیگر و متاسفانه در این سرزمین کسی به آسانی مردان را جدی نمی‌گیرد. خیلی‌ها تصورشان این است که شما به‌خاطر مرد بودن‌تان تعیین شده‌اید و کمال دیگری ندارید. چند هفته بگذرد توانایی خویش را تثبیت خواهید کرد و دوستانی خواهید یافت اما حالا باید با این رفتار تحقیرآمیز اکثریت زنانه مدارا کنید. می‌خواهید فروتن و مودب باشید اما فروتنی‌تان ضعف و ادب‌تان کم‌جراتی تلقی می‌شود. در هر کنار اتاق گروهی از زنان قدرتمند ایستاده و صمیمانه گفت‌وگو می‌کنند. یک گروه، زنی راکه تازه وزیر شده احاطه کرده‌اند و تبریکی می‌گویند. شما می‌خواهید به گروه بپیوندید ولی باید از فضاهای کوچک پهلوی چند زن بگذرید و شاید مزاحمت و یا گستاخی تلقی شود. شما و یک مرد دیگر در اتاق خود را با مطالعه‌ی اوراق مصروف می‌کنید و گاه‌گاهی با اضطرابی برخاسته از فهمی مشترک به هم لبخند می‌زنید. از آن لبخندهای معذب ویژه‌ی نزدیک دروازه‌ی‌ تشناب. هنگامی که با گروه زنان روبه‌رو می‌شوید.
دوونیم ساعت گفت‌وگو در مورد شیوه‌های جدید زراعت. هر چهار سخنران و همچنان طبعا مسوول نهاد زنان استند. شما یگانه مرد در اتاق استید. هیچ‌کسی در مورد تاثیر این شیوه‌های تازه‌ی زراعت روی زندگی مردان صحبت نمی‌کند. بحثی در مورد تعداد مردانی که از این تغییرات بهره خواهند برد مطرح نمی‌شود. این زیاد تعجب‌آور نیست چون بیشتر این زنان در حلقاتی کار و رفت‌وآمد می‌کنند که حضور مسلکی مردان کمرنگ است. شما نمی‌خواهید به‌عنوان یک مرد این پرسش‌ها را مطرح کنید چون شاید فورا به‌عنوان کسی‌که بحث‌های محتوایی ندارد و فقط در مورد مسایل مردان صبحت می‌کند برچسب بخورید. ولی آیا این دلیل کافی است که نیمی از نفوس مملکت در این بحث مهم غایب باشند؟ با اضطراب دست‌تان را بلند می‌کنید و پرسش‌های‌تان را در کنار یک پرسش «تخنیکی» مطرح می‌کنید.
همه از شما توقع دارند که در مورد مسایل جنسیت و مسایل مربوط به مردان متخصص باشید اما به ذهن کسی هم خطور نمی‌کند که شما به‌عنوان یک مرد در مورد مسایل سیاسی و امنیتی صاحب‌نظر باشید. گاهی هم که شما را به کنفرانس‌هایی در مورد امنیت، مسایل سیاسی و یا اقتصادی دعوت می‌کنند بیشتر به‌عنوان یک مرد است تا یک متخصص. در این موارد شما همیشه متردد بروید یا خیر؟ آیا شما را فقط به‌دلیل اهمیت نمادین حضور یک مرد در میان سخنرانان زن دعوت کرده‌اند؟‌ آیا حضورتان به‌عنوان یگانه مرد سخنران تزیینی خواهد بود؟ آیا این نوعی مردستیزی نیست؟ اما از سوی دیگر، اگر شما و مردان دیگر به این نشست‌ها نروید، چه زمانی این سرزمین آماده‌ی قبول حضور شما خواهد شد؟ درست است که حالا خیلی از زنان به این باورند که مردان صلاحیت ابراز نظر در مورد مسایل «مهمی» چون مسایل امنیتی، سیاسی و مالی را ندارند اما شاید با شرکت‌تان در این جلسات کم‌کم آن طلسم هم بشکند؟ متردد و سرگردانید.
فقط از هر بار حضور در فضای عمومی باید به‌دقت به ظاهرتان بیندیشید. امروز هم سه بار نکتایی‌تان را عوض کرده‌اید. سرخ بسیار پررنگ است. بر علاوه این یخن‌قاق هم بسیار تنگ است. به‌عنوان مردی که در فضایی زنانه کار می‌کند شما باید مواظب ظاهر خود باشید. به‌خصوص به‌عنوان مردی مجرد. شما همسری ندارید که حمایت‌اش از کارتان برای‌تان مشروعیت و حفاظت بخرد. شما به‌هر حال به‌عنوان یک مرد از هر جایی که می‌گذرید و به هر فضایی که وارد می‌شوید زیر ذره‌بین نگاه‌های متجسس زنان استید. مبادا تجربه‌ی‌ ناراحت‌کننده‌ی‌ هفته‌ی گذشته تکرار شود که یکی از زنان آن‌قدر به شما خیره شد که شما حداقل بیست بار گره نکتایی خود را تنظیم کردید.
سفر با این گروه‌های بزرگ زنان برای‌تان اضطراب‌آفرین است. آرزو می‌کنید یک یا دو مرد و یا زنان مردپذیر هم‌سفرتان باشند تا تنها نمانید. در گفت‌وگو با زنان در جریان سفر بسیار احتیاط می‌کنید تا حرف‌ها و شوخی‌های‌تان به‌عنوان یک مرد بی‌همراه مسافر سوء‌تعبیر نشود. همواره زنان گروه با هم یک‌جا می‌شوند، شهرگشتی و یا خرید می‌روند و معمولا از روی حیا و یا برای راحتی خودشان شما را دعوت نمی‌کنند. وقتی به صبحانه می‌روید نمی‌دانید به کدام میز بپیوندید و احساس تنهایی می‌کنید. در دیدارهای دسته‌جمعی از موزیم‌ها و اماکن تاریخی همیشه عقب می‌مانید چون دشوار است از میان دریای پیراهن‌ها عبور کنید. گاهی حتا زنان جوان و مترقی که معمولا بیشتر حضور اجتماعی مردان را می‌پذیرند ناامیدتان می‌کنند. مثلا چند روز قبل از یک زنان جوان سخنرانی را با کلمات «خواهران عزیز» شروع کرد. چنان‌که گویی شما و چند مرد دیگر نامریی هستید و یا باید آن فضا را ترک کنید.
در هر وقفه‌ی کوتاه کاری به دفترتان می‌روید، برای چند لحظه گره نکتایی را سست می‌کنید، پاهای‌تان را روی میز می‌گذارید و از نبودن زیر ذره‌بین نگاه‌های کنجکاو وقضاوتگر، لذت می‌برید. کار و تاثیرگذاری یک مرد در جهانی زنانه دشوار است. هر اشتباه شما ناتوانی همه‌ی‌ مردان تلقی می‌شود. باید بر خیلی از موانع غالب آیید تا صدای خود را بیابید و اگر آن نکتایی سرخ اندکی مایه‌ی‌ دلگرمی‌تان است، خطر کنید و آن را به گردن بیاویزید. جهان پهناور و خانه‌ی‌ مشترک زنان و مردان است پس چرا باید شما قدرت، حضور و صدای‌تان را برای راحتی زنان کوچک کنید؟

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه