شاهحسین مرتضوی
قانون اساسی کشور و همچنان قانون رسانههای همگانی آزادی بیان را تضمین کرده است. افغانستان بهرغم دشواریها و خطرات امنیتی یکی از کشورهای آزاد در عرصهی آزادی بیان و فعالیت آزاد رسانهها میباشد. بعد از گذشت چهل سال جنگ و بینظمی، مردم فرصت برای ارایه دید گاهها، ابراز نظر و تضارب افکار پیدا کردهاند.
هرچند در سالهای نخست پس از توافق بن، ادبیات رسانهیی متاثر از فضای جنگ وخشونت بود، اما با گذشت هرروز رسانههای کشور به مرحلهیی از پختگی و مسلکی نزدیک میشوند.
شهامت خبرنگاران کشور در حالتهای سخت و دشوار برای دفاع از آزادی بیان و انعکاس صدای مردم و همچنان ایستادگی در برابر برخی دیدگاههای تنگنظرانه قابل ستایش است.
فعالیت در محور قانون
قانون اساسی افغانستان و همچنان قانون رسانههای کشور یکی از قوانین مدرن و مترقی میباشد. هرچند که قانون رسانهها برای تعدیل تحت کار است، نسبت به قوانین گذشته و همچنان در سطح منطقه دارای ویژهگیها و برجستگیهای خاصی میباشد.
این قانون برای حکومت و رسانهها و همچنان حالتهایی که سبب منازعه و شکایت از هردو جانب میباشد، روشها و مسیرها را برای برونرفت روشن کرده است. از این جهت فعالیت در محور این قوانین سبب میگردد تا کار رسانهها در کشور با چالشی مواجه نگردد.
اما، متاسفانه که در موارد زیادی از هردو جانب به این محور مهم توجه نشده است. برای نمونه هماکنون صدها رسانه بدون تمدید جواز و حتا بدون جواز، فعالیت دارند. شاید در هیچ کشوری چنین فرصتی برای فعالیت رسانهها نباشد. سوال جدیتر این است که مکلفیت حکومت در قبال رسانههایی که فاقد جواز اند چه خواهد بود؟ و اگر در برابر اینهمه رسانه اقدام جمعی صورت گیرد، آیا صدای اعتراض بلند نخواهد شد؟ اما شمار زیادی از رسانههای کشور نیز به این مهم توجه نکردهاند و حتا ازخود نپرسیدهاند که چگونه بدون تمدید جواز به فعالیت خود ادامه میدهند؟
هرچند که این امر بهعنوان یک مسوولیت اساسی متوجه وزارت اطلاعات وفرهنگ می باشد، صحبت با مدیران رسانهها و نهادهای خبری بهخاطر حل این مشکل است. اما، متاسفانه واقعیت این است که به این مهم توجه صورت نگرفته است.
جالبتر از همه اینکه، ما شاهد رسانههایی هستیم که در شناسنامهی آنها تنها یک نمبر تلفون درج است. از صاحبامتیاز گرفته تا مدیرمسوول، سردبیر، مدیران خبر و حتا آدرس رسانه، خبری نیست. سرخط خبرهای این رسانهها را سیاستهای منطقهیی کشورهای همسایه تشکیل میدهد.
با توجه به مسوولیتها و مکلفیتهای قانونی حکومت و ارباب رسانهها در قدم نخست مهمترین اصل جواز رسمی فعالیت است. وقتی ما بهحیث اهل رسانه از حاکمیت قانون سخن میگوییم و حکومت را در نقض قانون متهم میکنیم، آیا بهتر نیست که حداقل در تمدید جواز فعالیت خود پیشقدم شده و کار قانونی را نهادینه و به یک فرهنگ و ارزش بدل کنیم؟
منابع مالی:
شفافیت یکی از اصول مهم در حکومتداری خوب بهشمار میرود. رسانههای کشور میتوانند با درج منابع مالی و چگونگی تمویل در ایجاد فرهنگ شفافیت پیشگام شوند. این کار میتواند مرز واقعی میان رسانههای مستقل و وابسته را بهخوبی روشن کند. اکنون انتظار میرود که رسانههای جمعی خصوصا رسانههای مستقل در این بخش پیشگام شوند و در ایجاد فرهنگ شفافیت پیشقدم گردند.
مسوولیتهای نهادهای خبرنگاری
خوشبختانه طی سالهای اخیر در کنار رشد رسانهها، شاهد رشد نهادهای رسانهیی نیز میباشیم. شماری از این نهادها کارهای ارزشمندی در دفاع از آزادی بیان، حمایت از خبرنگاران و همچنان مشوره برای اصلاح در قوانین، تامین مصونیت و دسترسی به معلومات انجام دادهاند. این نهادها در نقش مدافعان اصلی آزادی بیان و همچنان پل ارتباطی میان حکومت و رسانهها در حل مشکلات و چالشها عمل کردهاند.
در کنار این فعالیتها کارهای مهمی متاسفانه هنوز انجام نشده است و معلوم نیست که چرا در اولویت نهادهای خبرنگاری قرار نگرفته است.
نهادهای خبرنگاری در بخش مصونیت شغلی خبرنگاران کارهای چندان اساسییی انجام ندادهاند. انتظار میرفت تا نهادهای یاد شده در صحبت با مدیران رسانهها آنان را برای تامین حقوق خبرنگاران ازجمله بیمه، بازنشستگی، و سایر امتیازاتشان وادار میکردند.
همچنان نهادهای خبرنگاری روی ارتقای ظرفیت خبرنگاران کارهای اساسییی انجام ندادهاند. شماری از رسانهها متاسفانه در فعالیتشان به مسایل حرفهیی و مسلکی کمتر توجه میکنند. برخی نهادهای حمایت از خبرنگاران صرفاً در واکنش به رویدادها به صدور اعلامیهها بسنده کردهاند، درحالیکه چالشها و مشکلات بنیادی خبرنگاران با طرحها و برنامههای عملی قابل حل میباشند.
با گذشت هفده سال هنوز نهادهای خبرنگاری برای تداوی زخمیهای خبرنگاران و یا هم درمانشان بر اثر مریضی و حمایتهای دوامدار از فامیلهای خبرنگاران پس از فوت و یا شهادتشان، کاری انجام ندادهاند.
استقلال مالی و خودکفایی
فرهنگ بازاریابی و جذب اعلانات در رسانههای جمعی هنوز نهادینه نشده است. اتکا به فند و منابع بیرونی سبب شده است که امروز شمار زیادی از رسانهها خصوصا در و لایات کشور در معرض سقوط قرار داشته باشند.
نهادهای خبرنگاری در این مدت طولانی بهخوبی میتوانستند روی مهارتها و آموزش مسوولان مالی رسانهها برای جلب اعلانات کار کنند.
هرچند یک بار کوشش صورت گرفت تا رسانههای چاپی روی ایجاد غرفههای مشترک فروش کار جمعی انجام دهند، اما تا هنوز این مهم عملی نشده است.
رسانههای چاپی هنوز بهصورت رایگان توزیع میگردند. دوام توزیع رایگان رسانهها هزینهی سنگینی را بههمراه دارد. همچنان رسانههای چاپی روی اشتراک و جذب اعلانات خود که حداقل در یک صفحه بیست اعلان جا داده شود، توجه نکردهاند. عدم توجه به خوداتکایی سبب شده است که بعد از کاهش در جذب منابع بیرونی ادامهی فعالیت شمار زیادی از رسانهها با خطر مواجه باشد.
با کاهش کمکها در بخش حمایت از رسانهها صرفاً رسانههایی میتوانند دوام بدهند که وابسته به رهبران قومی و حزبی باشند و یا هم رسانههایی که از امکانات اوپراتیفی تمویل میگردند. افغانستان بیش از هر وقت دیگری نیاز به رسانههای آزاد و مستقل دارد. این رسانهها بهخوبی میتوانند از مردم و افکارعمومی نمایندگی کرده و فرهنگ تضارب افکار را در جامعه نهادینه کنند.
همچنان رسانههای مستقل با نشر گزارشهای تحقیقی و انتقادهای منصفانه بهخوبی میتوانند حکومت را به مسیر درستی سوق دهند.
دسترسی به معلومات:
رییسجمهور غنی دقیقاً یک روز بعد از مراسم تحلیف، قانون دسترسی به معلومات را توشیح کرد. همچنان در احکام جداگانهیی به وزارتخانهها هدایت داده است تا در اطلاعرسانی با رسانهها همکاری همهجانبه کنند. کمیسیون دسترسی به معلومات رسماً فعال شده است. برخی وزارتخانهها موفق به ایجاد بانک معلومات گردیدهاند. در تازهترین مورد یئیس احصاییه موظف گردید تمام معلومات کشور را دریک سیستم منظم قرار بدهد تا برای همه قابل دسترس باشد.
دسترسی به معلومات مطابق قانون حق شهروندان است. رسانههای جمعی بهخوبی میتوانند از مفاد قانون استفاده کنند.
توقعات رسانه پس از رویداد:
زمانیکه یک رویداد تروریستی در کابل و یا یکی از ولایات صورت میگیرد شماری از رسانهها در همان دقایق نخست از سخنگویان حکومت انتظار دارند تا تمام جزییات را در اختیارشان قرار دهند.
افغانستان شاید از معدود کشورهایی باشد که جریان حملههای تروریستی در رسانهها بهصورت زنده در آنها نشر میشود. نشر زنده از این جریان هم برای نیروهای امنیتی و هم برای خبرنگاران میتواند مشکل خلق کند. در این مورد خوب است که نهادهای حامی خبرنگاران بهشمول مدیران رسانهها و نهادهای امنیتی بر سر یک مکانیزم مشخص توافق کنند. گذشته از آن ارایهی معلومات دقیق در همان لحظات آغازین حملههای تروریستی یک کار دشوار است. برخی رویدادهای تروریستی بهدلیل نوع حمله و پیچیدگیهای خاص آن ضرورت به بررسی بیشتر دارد. برای نمونه شماری از رسانهها و کارشناسان بعد از رویداد حمله بالای هوتل انترکانتیننتال از عدم دسترسی به معلومات شکایت داشتند. رییسجمهور در نشستهای سرقوماندانی و همچنان کابینهی کشور واضحاً هدایت داده است تا تیم تحقیقات بعد از ختم تحقیق تمام جزییات را با مردم و رسانهها شریک سازد.
یکی از مشکل بنیادی در کشوراین است که هنوز فرهنگ ارایهی معلومات نهادینه نشده است. حتا یک رییس یا یک والی حاضر نمیشود لایحهی و ظایف خود را شریک نماید. فکر میکنند همهی اسناد عادی نیز جزو اسناد محرم است. کمیسیون دسترسی به معلومات روی طبقهبندی معلومات کار کرده است. این طبقهبندی میتواند معیار سنجش در این بخش باشد.
کمیتهی مشترک رسانهها و حکومت:
کمیتهی مشترک یک تجربهی عالی از همکاری میان حکومت و رسانهها میباشد. برای حکومت امنیت خبرنگاران، آزادی بیان و فعالیت آزاد رسانهها یک موضوع مهم است. این کمیته زیر نظر معاون دوم ریاستجمهوری در بخش هماهنگی، رسیدگی به دوسیههای خشونت علیه خبرنگاران، امنیت خبرنگاران و دفاتر آنان و همچنان ایجاد صندوق حمایت از خبرنگاران کارهای عملی انجام داده است. این تجربه میتواند حکومت و رسانهها را برای همکاری بیشتر کمک کند.
رویکرد به همکاری:
معاونت ارتباطات استراتژیک و رسانههای ریاست دفتر مقام ریاستجمهوری و همچنان دفتر سخنگوی ریاستجمهوری در تلاشاند تا با برنامههای جامع فرصت را برای همکاری میان رسانهها و سخنگویان فراهم کند.
طی یک ورشکاپ دو روزه با حضور مربیان باتجربه روی شیوههای اطلاعرسانی کار صورت گرفته است و این برنامهها همچنان ادامه دارد.
هماکنون سخنگویان در بخشهای امنیتی، سیاسی، اقتصادی، عدلی و قضایی و همچنان فرهنگ و آموزش تقسیمبندی شدهاند.
مرکز رسانههای حکومت بهصورت دوامدار روی ایجاد هماهنگی بیشتر میان سخنگویان و رسانهها کارمی کند. همچنان نشستهای مشورتی زیادی با مدیران شماری از رسانهها صورت گرفته است. از جانب حکومت اراده و تعهد برای اطلاعرسانی و ارایهی معلومات وجود دارد.
سرخط خبرها : جنگ و دیگر هیچ!
متاسفانه تداوم جنگ سبب شده است تا سرخط خبرهای کشور جنگ و سیاست باشد.
حکومت حداقل در قالب نزدیک به ده شورا در هر هفته کارهای بنیادی و مهمی انجام میدهد که تاثیر مستقیمی روی زندگی مردم دارد. برای نمونه سرک حلقوی قیصار-لامان، سرک درهی صوف- یکاولنگ، برق ولایتهای غزنی و چندین ولایت، پروژهی تولید برق از گاز، ایجاد مسیرهای تازه در بخش تجارت و ترانزیت، کریدورهای هوایی، رشد عواید و رشد اقتصادی، اصلاحات اداری، مبارزه با فساد و دهها کار مثبت در سرخط اخبار دیده نمیشوند. این رویدادهای مثبت گاهی زیر صدای بمب چسپکی، گاهی زیر صدای یک معترض سیاسی و یا هم زیر آتش و دود انتحاری گم میشوند.
دراین میان برخی برنامهها میتواند مثبت باشد. برای نمونه، برنامهی بازار در تلویزیون طلوع نیوز که روی مسایل اقتصادی و انکشافی دارد تمرکز، یک ابتکارعالی است. رسانههای دیگر نیز میتوانند برنامههای آموزشی، عدلی و قضایی، زنان، تجارت و ترانزیت و… را درج تقسیماوقات روزانهی خود کنند.
متاسفانه ما با گذشت ۱۷ سال هنوز با ژورنالیزم جنگ سروکار داریم. رسانههای ما میتوانند با عبور از ژورنالیزم جنگ به ژورنالیزم صلح و توسعهی اجتماعی نیز توجه کنند.
با اینهمه، راه رسیدن به آزادی راه دشواری است. اما فرهنگ کار جمعی و همکاری متقابل میتواند ما را به رسیدن به این مهم موفق گرداند.
سرخط خبرها: جنگ و دیگر هیچ!
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه