دکتور ضیا نظام -سفیر پیشین افغانستان در ویانا، بروکسیل و رُم
در حیات امروزی جنایت تروریزم منحیث یک پدیدهی نابههنجار در سرزمینهای مختلف جهان بهطور مشهود موجود و محسوس است. البته در پهلوی بیکفایتی و ضعف قدرت حاکمهی حکومتهای مرکزی، مداخلههای مغرضانه و خصمانهی کشورهای دیگر و همچنان حکومتداریهای بد علت مهم دیگر حصول منافع گزاف مالی تروریستان میباشد که در تبانی با گروههای جنایتکار سازمانیافته بهدست میآورند. آنها از این منافع جهت دوام فعالیتهای خاینانه و جنایتکارانهی خود و تأمین زندگی مرفهی رهبرانشان استفاده میکنند.
این گروهها با تداوم و طولانی شدن جنگها، مکانیزمی را ایجاد کردهاند تا عواید و درآمد سرشاری از طریق فعالیتهای جنایتکارانهی خود داشته باشند.
تعداد زیادی صاحبنظران، کارشناسان و تحلیلگران سیاسی عقیده دارند که جنگهای دوامدار و طولانی فعلی تروریستان بیشتر بر اساس منافع مالیشان استوار است نه در جهت تحقق اهداف و آرمانهای عقیدتی- اندیشهها و نظریاتشان.
داعش مناطق وسیعی را در کشورهای عراق و سوریه اشغال و بدینترتیب کنترل ذخایر نفت و گاز، بانکها،آثار باستانی و میراثهای فرهنگی و عتیقه و سرمایهی مردم مناطق متذکره را قبضه کرد.
تنها در سال ۲۰۱۴ صرفاً از راه نفت -که توسط گروههای قاچاقبر به کشورهای مجاور به فروش رسیده- بیشتر از مبلغ صد میلیون دالر رقم زده شده است. یکی دیگر از راههای معمول، مروج و مشهود برای درآمد این گروه، عمل غیرانسانی و وحشتانگیز گروگانگیری است که در بدل آزادی گروگانان مظلوم در این سال داعش اضافهتر از ۲۰ میلیون دالر عاید داشته است. به همین ترتیب، این گروه از طریق غارت ناشی از حمله بر بانکها، مراکز و مارکیتهای تجارتی و تاراج داراییهای آنها، پول نقد و سایر اشیای قیمتی، غارت و فروش آثار باستانی و عتیقهی موزیمها و فروشگاههای مناطق تحت اشغال خویش و حتا فروش حیوانات و اموال و غلهی مردم، سرمایهی هنگفتی بهدست آورده است. قابل یادآوری است که این اشیای چپاولشده توسط سازمانهای مافیایی اکثراً به کشورهای خارج قاچاق شده و به فروش میرسد.
مورد مالی دیگری مربوط به این گروه عبارت از اختطاف و فروش دختران و زنان بهعنوان بردهی جنسی بوده است، چنانچه گروه تروریستی بوکوحرام پیوسته به این کار مبادرت میورزد. اطفال و دختران جوان را از مکاتب بهصورت دستهجمعی اختطاف میکنند و پس از استفادهی جنسی از آنها، بهعنوان برده به فروش میرسانند؛ چنانچه داعش هزاران دختر و زن از اقلیتهای مذهبی بهخصوص اقلیت یزیدی را بعد از اختطاف از سنجار (عراق) به شمال عراق انتقال داده و به فروش رساند.
بر اساس گزارش آژانس خبری العربیه، گروه داعش بعد از تصرف شهر موصل دست به دزدی و چپاول بانکها و فروشگاههای بزرگ تجارتی آن شهر زده و در حدود ۴۳۰ میلیون دالر بهدست آورده است. مطابق همین گزارش، در آن هنگام داعش غنیترین گروه تروریستب در جهان شناخته شد. زیرا در آن روزگار ثروت و داراییهای نقدی داعش در حدود ۹۰۰ میلیون دالر امریکایی تخمین زده میشد. البته مجموع دارایی و ثروت نقدی و غیرنقدی داعش به چند میلیارد دالر میرسید.
همچنان گروه داعش مناطق نفتخیز سوریه را در ولایت دهرالزور تحت کنترل خود گرفته بود. داعش هر بشکه نفت حاصل از مناطق تحت کنترل خود را بهنرخ 12 دالر، یعنی به ارزش یک-چارم نازلتر از نرخ اصلی آن بالای گروههای دیگر قاچاقبر به فروش میرسانید که از آن نیز ثروت سرشاری بهدست میآورد. البته عاید حاصل از فروش نفت و گاز منبع عمدهی درآمد این گروه شمرده میشد. به اضافهی آن، داعش در مناطق تحت سلطهی خویش بانکنوتها، پاسپورتها و دیگر اسناد مهم بهادار را بهشکل جعلی به چاپ میرسانید که از آن طریق نیز برعلاوهی موارد متذکرهی فوق پولهای دیگری هم بهدست می آورد.
شبکهی القاعده دارای چندین شاخه و شبکههای فرعی است که یکتعداد سازمانهای افراطی تروریستی را نیز شامل میشود. این شاخهها اکثراً هر کدامشان دارای منابع مستقل مالی بوده، عوایدشان را از طریق فعالیتهای غیرقانونی اعم از قاچاق مواد مخدر، آدمربایی به مقصد ازدواجهای اجباری، باجگیری و سایر معاملات غیرمشروع و غیرقانونی بهدست میآورند که بیشترین آن در ارتباط با گروه جرایم سازمانیافته صورت میگیرد. درآمد و عواید اینها از راه باجگیری از گروگانها بهخاطر آزاد ساختنشان و عمدتاً اتباع کشورهای غربی مخصوصاً در شمال افریقا چشمگیر است که بر میلیونها دالر بالغ میشود. همچنین القاعده در قاچاق مواد مخدر مستقیماً سهیم میباشد. قاچاق و تجارت مواد مخدر بهخصوص هرویین منبع مهم درآمد مالی برای القاعده در کشورهای پاکستان وآسیای میانه،کشورهای افریقایی و امریکایی لاتین میباشد. (منبع: کتاب Funding Evil/سرمایهگذاری شر، نوشتهی راشل اهرتفلذ).
مشارکت القاعده با گروههای جنایتکار دخیل در قاچاق مواد مخدر در کشورهای امریکای جنوبی از اوایل دههی ۱۹۹۰م آغاز گردیده و همکاری نزدیکی نیز با کارتل مواد مخدر مکزیک دارد. آنها مواد مخدر را ازکولمبیا به کشورهای اروپایی و حتا بعضاً به ایالات متحدهی امریکا انتقال میدهند.
در گزارشی که توسط هیأت ملل متحد در مورد ارتباط طالبان با گروه جرایم سازمانیافته به شورای امنیت آن سازمان ارایه گردیده (دلو ۱۳۹۳) آمده که طالبان در حال گسترش روابطشان با قاچاقچیان مواد مخدر، حلقههای غیرقانونی استخراج معادن، قاچاقبران سنگهای قیمتی و آدمربایان میباشند. در گزارش متذکره اضافه گردیده که عاید این منابع با همکاری گروههای مافیایی سرشار از مجراهای غیرقانونی باعث آن گردیده که گروه طالبان به این کارشان ادامه دهد و از همین لحاظ به پروسهی صلح با حکومت افغانستان کدام دلچسپی و تمایلی نداشته باشد.
در این گزارش از شورای امنیت سازمان ملل متحد تقاضا بهعمل آمده تا سعی کند با استفاده از تعزیرات وضع شده در جهت افشای چهرههای طالبان و مختل کردن ارتباطاتشان با شبکههای جنایتکاران سرعت عمل به خرج دهد. همچنین در گزارش توضیح داده شده که طالبان در شرکتهای مختلف به مقصد پولشویی سرمایهگذاریهای هنگفتی را بهعمل آوردهاند و علاوه بر آن به اخاذیهای غیرقانونی از تجارتخانهها پرداختهاند که عواید سرشاری را از این مدرک نیز بهدست آوردهاند.
بر وفق گزارش فوق، طالبان در ساحهی معادن یا مستقیماً در استخراج معادن سهم دارند و یا هم از دارندگان جواز استخراج به اخاذیهای اجباری میپردازند و همچنان در بدل تأمین امنیت و ایجاد سهولت در استخراج غیرقانونی یاقوت جگدلک کابل سالانه در حدود ۱۴ میلیون دالر بهدست میآورند.
در گزارش متذکره انعکاس یافته که طالبان دو-سوم عاید معدن کرومیت ولایت پکتیکا را مستقیماً حاصل میکنند و از سال ۲۰۰۵م به اینسو ۱۶ میلیون دالر در بدل آزادی گروگانهای خارجی عمدتاً غربیها حاصل اخذ کردهاند.
در گزارش یادشده تذکر رفته که گروه طالبان در ولایات شرقی و جنوبی افغانستان در تجارت صدور چوب بهشمول چوبهای چهارتراش ارچه نقش بارزی داشته و با قطع درختها و قلعوقمع جنگلات طبیعی و مناطق سرسبز آسیب بزرگی بر اقتصاد و ضربهی شدیدی بر محیط زیست کشور وارد کرده است. به گزارش نیویورک تایمز عواید و درآمد طالبان از راه قاچاق مواد مخدر در حال افزایش و توسعه است. طالبان علاوه بر عواید درآمد هنگفت و سرشار از قاچاقبریها و اخذ (بهاصطلاح خودشان) عشر و ذکات و مالیه، در یکتعداد لابراتوارهای پروسیس هرویین، یعنی پودر در برخی از قسمتهای افغانستان نیز شریک بوده که تریاک را به هرویین تبدیل میسازد و به ارزش مادی آن میافزاید و در نتیجه به نرخ بسیار گزافی به فروش رسانیده میشود.
بنابرآن سهم و حصهی طالبان از این درآمد چشمگیر و قابل ملاحظه میباشد. چنانچه تخمین زده میشود که در داخل افغانستان هماکنون بهتعداد پنجصد لابراتوار فعال پروسیس مواد مخدر موجود میباشد. در کنار این، باید تذکر داد که در این اواخیر حدود ۲۵ باب از این لابراتوارها بر اثر حملات نیروهای هوایی بینالمللی نابوده شده است و سلسلهی این حملات ادامه دارد.
برعلاوهی علل و عوامل دیگر از قبیل موجودیت پناهگاههای طالبان در خاک پاکستان و کمکهای فراوان آن کشور و برخی از کشورهای دیگر، سازمانهای مغرض و اشخاص مربوط به این کشورها، عمدتاً کشورهای حوزهی خلیج، فساد گستردهیی در منطقه و افغانستان، حکومتداریهای نامناسب و قانونشکن، موجودیت کشمکشها و بیاتفاقیها و عدم همآهنگی در داخل دستگاه حکومت و… سبب دوام جنگ با تروریزم و تروریستان میباشد.
باآنچه گفته آمدیم، در نتیجه جهت غلبه و موفقیت در برابر تروریزم که هماکنون اکثر رهبرانشان به زندگی مرفه در مناطق امن عادت کردهاند، باید مبارزهی جدی، قاطع و پیگیر صورت بگیرد. زیرا رابطه بین گروههای تروریستی و سازمانهای جنایتکار هر روز بیشتر، قویتر و فعالتر میگردد و به این ترتیب انگیزهی اقتصادی جنگ به تناسب جنبهی عقیدتی آن رجحان یافته و بنابر آن تمایل به صلح و آشتی ضعیفتر میگردد. این جنایتکاران از همین لحاظ جنگ را به یک جنگ دایمی و دوامدار مبدل ساخته و بالاخره مردم بیگناه و بیخبر از همهی رویدادها، قربانی اعمال شوم آنها میشوند. البته در این راستا کشورهای طرفدار بیثباتی افغانستان مستقیماً دخالت دارند، چه در این حالت جنگ همچنان ادامه مییابد و آنها میتوانند اهداف استراتژیک خود را دنبال کنند. از جانب دیگر. در گزارش دیگری از سازمان ملل متحد آمده که طالبان با قاچاقبران مواد مخدر بهطور فزاینده و بیشتر بهعنوان (پدرخوانده) عمل میکنند، یعنی آنها از این سازمانها در جهت تأمین منافع اقتصادی خود پشتیبانی میکنند.
در ماه دسمبر ۲۰۱۷م مدیر اجراییوی دفتر ملل متحد علیه مواد مخدر و جرایم سازمانیافته UNODC طی راپوری به شورای امنیت سازمان ملل متحد، از وخامت اوضاع افغانستان بهدلیل تولید، قاچاق و استفاده از مواد مخدر سخن گفته و آن را نیازمند توجه بیشتر جامعهی جهانی خوانده است. زیرا در غیرآن، نفوذ و تسلط بازیگران غیرحکومتی و گروههای خشونتبار و جنایتکار توسعه خواهد یافت و این اتفاق باعث بیثباتیهای بیشتری در افغانستان و بالاخره هرجومرج و بیثباتی در منطقه خواهد گردید. در آن گزارش تقاضا شده که مبارزهی پیگیر و جدی جهت جلوگیری و قطع دریافت پول تروریستان از درک مواد مخدر صورت گرفته و جریان مالی غیرقانونی قطع شود. لازم است برخورد با منفعتجویان مواد مخدر جدی و پیگیر و پیگردهای قانونی جنایتکاران و مصادرهی داراییهایشان قاطع، قانونی و جدی باشد.
دیده میشود که روزبهروز روابط تروریستان و گروههای جنایتکار سازمانیافته انکشاف مییابد و یکی نقش حمایتکننده را بازی میکند، دیگری تمویلکننده را. و به این صورت سازمانهای تروریستی به طرف خودکفایی در حرکت بوده و منفعت زیادشان از ین رهگذر برای آنها فرصت بیشتری برای ایجاد بیثباتی فراهم میکند.
این یک امر مسلم است که دوام بیثباتی این کشورها و نبود حاکمیت قانون در آنها و همچنان ادامهی جنگها بهخاطر کسب منفعتهای نامشروعشان به سود گروههای تروریستی است و آنها هرگز به رضایت خویش از مواضع خود عقب نمیروند.پس مبارزهی جدی و دوامدار علیه این گروهها در صدر وظایف حکومتها، مخصوصاً حکومت افغانستان باید قرار داشته باشد.
اما قبل از آغاز عملیات لازم است با تمام قوتهای مسلح نظامی کار تبلیغی، سیاسی و مذهبی همهجانبه انجام شود. اگر وطن و خاک واحد و مقدس ما با خطر تجزیه و تخریب مواجه شود، هیچکسی از ضرر و آسیب آن مصئون نخواهد بود. آنانی که به انواع تبیعضها دامن میزنند به آسیاب دشمنان کشور آب میریزند، خود دشمنان این خاکاند. قوتهای مسلح افغانستان باید هوشیار باشند و جلو هر نوع تبعیض و تخریب را قبل از قبل بگیرند تا بهدور از هر نوع پراکندگی، از وطن و ارزشهای خویش دفاع کنند.
با چنین راهکاری شاید بتوان بر دشمن سوگندخورده و بیفرهنگ غالب شد و وطن را بهسوی صلح، ثبات، رفاه و انکشاف سوق داد.
در عینحال، مبارزه با گروههای جنایتکار و سازمانیافتهیی که تروریزم را تمویل میکنند باید بهصورت جدی و پیگیر دوام یابد تا سازمانهای متذکره تضعیف شوند و غلبه بر تروریستان سهلتر گردد.
بیثباتی مدام افغانستان: تبانی تروریزم و جرایم سازمانیافته
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه