جوانان آن‎‌سوی دیورند؛ علایق قومی در عقب یک مرز سیاسی

اطلاعات روز

اخگر رهنورد
هفته‎ی گذشته موجی از اعتراضات گسترده در پاکستان، از سوی پشتون‎های آن‎سوی دیورند به راه افتاد که در رسانه‎های منطقه و جهان، بازتاب گسترده‎یی یافت. این اعتراضات که از سوی برخی‎ها به «بهار پشتون» موسوم شد، به‎سان بسیاری از رویدادهای اجتماعی-سیاسی دیگر، سوای متن اصلی، حاشیه‎های بعضاً مهم‎تر از متن را نیز به‎همراه داشت. در افغانستان، این اعتراضات، به‎ویژه پس از آن‎که رییس‎جمهور اشرف غنی حمایت‎اش را از آن اعلام کرد، صورت‎بندی جدیدی یافت و به بحث‎ها و تبصره‎های مخالف/ موافق فراوانی دامن زد. توضیح این‎که بسیاری از شهروندان، اخصاً آنانی که به‎نحوی با پشتون‎های آن‎سوی دیورند هم‎دلی دارند و با خط دیورند به‎عنوان مرز رسمی میان دو کشور مخالف‎اند، به حمایت از این اعتراضات سخن گفتند و موضع گرفتند. دست‎کم در دو ولایت، کابل و ننگرهار، صدها نفر گردهم آمدند و حمایت‌شان را از اعتراضات پشتون‎های پاکستان اعلان داشتند. طیف مخالف اما، اعلام حمایت رییس‎جمهور غنی را نوعی مداخله در امور داخلی پاکستان عنوان کردند و اظهار داشتند که در حالی‎که وی اعتراضات مدنی در داخل کشور را سرکوب می‎کند یا دست‎کم به خواسته‎های‌شان وقعی نمی‎نهد، اعلام حمایت او از حق‎خواهی پشتون‎های پاکستان خنده‎آور است.
مسأله‎ی پشتون‌های آن‎سوی دیورند، و خود خط دیورند، یکی از مسائل سیاسی و حقوقی حل‎ناشده در تاریخ معاصر افغانستان است. تا آن‎جا که جامعه‎ی سیاسی افغانستان را به دو بخش بزرگ مخالف و موافقِ رسمیت‎یافتن خط دیورند از سوی افغانستان، و بنابراین، پذیرش جدایی رسمی پشتون‎های دو سوی دیورند، تقسیم کرده است. مخالفینِ رسمیت‎یافتن خط دیورند، اغلب پشتون‎های افغانی به‎ویژه پشتون‎هایی با عصبیت قومی بالا هستند که خط دیورند را «خط استعماری و استبدادی» و بنابراین، غیرقابل پذیرش می‎دانند؛ و موافقین آن، اغلب سیاست‎مدارانِ غیرپشتون، که دلایل فراوانِ تاریخی-سیاسی و حقوقی را برای تأکید بر به‎رسمیت‎شناخته‎شدن خط دیورند از سوی دولت افغانستان، پیش می‎کشند. یکی از گزینه‎هایی که غالباً از سوی طیف موافقِ رسمیت‎یافتن دیورند مطرح می‎شود، همه‌پرسی و نظرسنجی عمومی در میان شهروندان افغانستان است؛ اما بعضی از آن‎ها، نظرسنجی در میان پشتون‎های آن‎سوی مرز را نیز پیشنهاد می‌کنند. یادم می‎آید، در سال 2017 که بحث دیورند در مجامع سیاسی افغانستان، از جمله پارلمان، به‎گونه‎ی بسیار جدی مطرح شده بود و کار به تهدید به «سنگسار» یکی از وکلای پارلمان انجامید، یکی از گزینه‎های پیشنهادی، نظرسنجی در این مورد در میان پشتون‎های پاکستان بود. یکی از سیاست‎مداران، در برنامه‎یی تلویزیونی، به‎صراحت گفت که اطمینان دارد که مردم آن‎سوی دیورند، علاقه‎یی به پیوستن به پشتون‎های این‎سوی دیورند ندارند و اگر همه‌پرسی‌یی هم صورت بگیرد، نتیجه خلاف آن چیزی خواهد بود که پشتون‎های «پشتونستان‎خواه» در افغانستان آرزو دارند.
مسأله‎ی دیورند و بحث‎های مربوط به پشتون‎های دو سوی این مرز، در این‎جا، در چین هم، هرازگاهی گریبان ما را می‎گیرد و به بحث‎های بعضاً پرتشنجی می‎انجامد. از آن‎جا که پاکستان و چین از لحاظ سیاسی، روابط حسنه و نزدیکی باهم دارند، (شاید) هزاران دانشجوی پاکستانی در دانشگاه‎های چین در مقاطع مختلف، مصروف تحصیل‎اند. در دانشگاه ما، دانشجویان پاکستانی بیشترین تعدادِ دانشجویان خارجی را تشکیل می‎دهند. تا جایی که من می‎شناسم و با آن‎ها صحبت کرده‎ام، بیشترین‎شان از منطقه‎ی قبایلی خیبرپشتونخواه‎اند؛ به‎قول خودشان، از KPK. ما، چهار نفر، اولین کسانی هستیم که از افغانستان در این دانشگاه آمده‎اند. قبل از این، هیچ افغانستانی‎یی در این دانشگاه تحصیل نکرده و به‎همین دلیل، ما برای بسیاری از دانشجویان، استادان و کارمندان دانشگاه، آدم‎های جدیدی هستیم.
روزهای نخست که تازه به دانشگاه آمده بودیم، دانشجویان پاکستانی از این‎که اطلاع یافته بودند کسانی از افغانستان آمده‎اند، ابتدا خوش‎حال شده بودند. بسیاری‎های‎شان، در اوایل، با چهره‎های شاد و پیش‎فرض‎هایی که به‎عنوان موتور محرک آن‎ها را به‎سوی ما می‎کشاندند، به دیدار ما آمدند. بعد از سلام و احوال‎پرسی‎های معمول، و بعد از این‎که مطمئن می‎شدند ما از افغانستان هستیم، محل تولد (ولایت) و زبان مادری ما را می‎پرسیدند. «پشتو می فهمی؟» و یا «دری‎زبان استی یا پشتوزبان؟» از سوالات تکراری‎یی بوده که تاهنوز از ما شده است. گفتنی است که بسیاری از این دانشجویان پاکستانی، با افغانستان آشنایی کامل دارند؛ از جمله از تقسیمات قومی-جغرافیایی افغانستان. این‎که کدام اقوام در کدام بخش‎های افغانستان زندگی می‎کنند. دست‎کم یکی از آن‎ها، از سفر و تجربه‎هایی که به/ در افغانستان داشته بود، با من سخن گفت و از آشناهایی که در آن‎جا داشت.
آن‎ها که شاید با داشتن «امیدی» به‎سوی ما می‎آمدند، خیلی زود ناامید می‎شدند؛ ناامید از این‎که ما آن کسانی نبودیم که آن‎ها می‎خواستند: پشتون. وقتی می‎فهمیدند که زبان مادری ما نه پشتو، که پارسی است یا در مناطقی غیر از مناطق پشتون‎نشین به‎دنیا آمده‎ایم، پی می‎بردند که ما پشتون و از تبار خودشان، نیستیم. به‎همین دلیل، ناامید و دل‎سرد برمی‎گشتند؛ دیگر هیچ‎گاه، حداقل با آن علاقه و تمایل روزهای نخست، سراغ ما را نگرفتند.
این تجسس، سوای جزئیات دیگر، معانی‎یی در بر داشت؛ و آن این‎که آن‎ها دل‎شان برای هم‎تباران‌شان در افغانستان می‎تپد؛ کم یا بیشتر از آن‎چه که پشتون‎های افغانستان، احساس و علاقه‎یی به آن‎ها دارند. شکی نیست که جدا از مسائل سیاسی، این سیگنال‎های عاطفی و فرهنگی و علایق تباری، یکی از مبناهای درک واقعیتِ نهفته در دو سوی دیورند است. هنوز نظرسنجی معتبری نه در افغانستان و نه در آن‎سوی دیورند، صورت گرفته تا فهمیده شود که سوای جبهه‎گیری‎ها و ابرازنظرهای سیاست‎مدارانِ دو سوی مرز دیورند- که اغلب بنیادهای واقعی ندارند- اکثریت مردم چه می‎خواهند، اما اگر روزی چنین کاری صورت گیرد، شاید یکی از چیزهایی که آشکار شود، نادرستی بسیاری از ادعاهای فرضی و غرض‎آلود سیاستمداران ما، اغم از مخالف و موافقِ مرز دیورند، خواهد بود.
باری، برخلاف این نشانه‎هایی از علاقه و وابستگی عاطفی-قومیِ جوانان آن‎سوی دیورند، تجربیاتی از موضوع‎گیری‎های هم‎سو با دولت پاکستان از همین دانشجویان پاکستانی در دانشگاه ما نیز وجود داشته است. در سمیناری که در مورد معرفی افغانستان در روزهای نخست شمولیت ما در این‎جا برگزار شد، به یکی از موضوعاتی که اشاره شد، مرز دیورند بود. این قسمت از سمینار مربوط به من می‎شد. من گفته بودم که مرز دیورند، هرچند اکنون قلمروهای سیاسی افغانستان و پاکستان را ازهم جدا می‎کند، اما هنوز به‎عنوان مرز رسمی، دست‎کم از سوی دولت افغانستان پذیرفته نشده است. در آخر سمینار، دانشجویی در مقطع دکتورا از پاکستان، که او هم از پشتون‎های پاکستان بود و ادعا می‎کرد علوم سیاسی خوانده است و بر این بحث‎ها مسلط است، نوبت گرفت و با چهره‎یی نسبتاً گرفته و غضب‎آلود، اظهار داشت که مرز دیورند مرز رسمی افغانستان و پاکستان است و «ما» هیچ مشکلی با آن نداریم. من چیزهایی گفتم، از جمله این‎که البته، در افغانستان هم خیلی‎ها با رسمیت‎یافتن این مرز موافق‎اند، اما به‎اصطلاح «اجماع ملی» روی آن شکل نگرفته و گروه‎های زیادی هنوز هستند که قلمرو افغانستان را تا «رودبار اتک» می‎دانند. از آن‎جا که فضا و بحث ما سیاسی شد، گرداننده‎ی سمینار با اظهار این‎که «بحث‎های سیاسی را دامن نزنید»، به بحث خاتمه داد.
قطعاً به‎لحاظ علمی و عقلی، نه ابراز علاقه‎ی گروه نخست و نه این موافقت و هم‎سویی آشکار با سیاست رسمی پاکستان، مبنای هیچ نتیجه‎گیری‎ معتبر و قابل پذیرشی شده نمی‎تواند، اما تاحدی نشانی از یک واقعیتِ انکارناپذیر دارد: این‎که در میان خود پشتون‎های پاکستان هم بر سر این‎که به‎قول معروف قبله‎ی پشتون‎های آن‎سوی مرز اسلام‎آباد باشد یا کابل، توافق و اجماع نظر عمومی و قاطع وجود ندارد. ادعاهای کلان و بعضاً بی‎بنیاد سیاست‎مداران افغانی که در طیف مخالف یا موافق با این مسأله درگیر اند، فقط «ادعا» اند؛ پایه و اساس مستحکمی ندارند. به‎عبارتی، نه آن‎هایی که معتقد اند پشتون‎های پاکستان، علاقه‎یی به افغانستان و هم‎تباران خودشان ندارند، و نه آن‎هایی که از روی عصبیت قومی ادعای «پشتونستان» را در سر دارند و هم‎تباران‌شان در آن‎سوی مرز را کاملاً هم‎نوا با خود می‎پندارند، برای ادعاهای‌شان هیچ پایه‎یی جز فرضیه‎های ساختگیِ بی‎بنیاد ندارند. در نتیجه، اگر بحث‎های حقوقی و گفت‎وگوهای سیاسی در این مورد کاری از پیش نبرد، تنها راهی که می‎توان برای حل این مسأله تصور کرد، همه‌پرسی و رجوع به آرای عمومی است. نظرسنجی در میان مردم افغانستان، اگر اراده‎ی سیاسی برای حل این معضل وجود داشته باشد، ممکن است کار سختی نباشد، اما در میان پشتون‎های آن‌سوی مرز، آن‎هم در صورتی که ابتکار عمل در دست دولت افغانستان باشد، اگر ناممکن نباشد، بس دشوار خواهد بود و به معضلات جانبی دیگر دامن خواهد زد.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید