مهندس محمدرضا عبدی
در مقالهی قبلی در نگرش اقلیمی در سبک معماری هزارههای افغانستان پنج اصل در معماری مناطق مرکزی بر اساس تجارب با در نظر داشت احترام و حفظ محیطزیست، حداقل آسیب رسانیدن به محیط در معماری هزارههای افغانستان از گذشته تا اکنون بهصورت فشرده بیان شد. در این مقاله تلاش صورت گرفته است تا معماری هزارههای افغانستان در مناطق سرد و کوهستانی از چگونگی تقسمبندی محیط، گونهشناسی مسکن به بررسی و مطالعه گرفته شود.
در معماری مناطق سرد و کوهستانی هزارههای افغانستان دو نوع دستهبندی معماری و روش مسکنسازی وجود دارد.
1- معماری و مسکنسازی در قسمت پِتَوْ
2- معماری و مسکنسازی در قسمت گیرُو
معماری در مناطق سرد و کوهستانی افغانستان بهدلیل نبود زمینهای هموار و قرارگیری مسکن بین درههای تند و پُر فراز و نشیب باعث شده است که دو اصطلاح مسکنسازی در معماری هزارههای افغانستان تحت عنوان مسکنسازی در پتَوْ و گیرُو در گذشتهها تا اکنون وجود داشته باشد.
در معماری پتو میتوان مسکن و قلعههایی دید که در زمینهای نسبتاً هموار با شیب ملایمتر در دامنهی کوهها طراحی و دیزاین شده است. در این نوع معماری بهدلیل شرایط مساعد اقلیمی و داشتن زمینهای حاصلخیز، بستر و امکانات حداقلی زندگی برای ساکنین آن مساعد نموده است.
قسمت پتوی مناطق سرد و کوهستانی امکانات قرارگیری مناسب مسکن بهصورت غربی و شرقی، جذب حداکثر نور در فصول زمستان، دروازههای داخلی و کلکینهای بلند در قسمت جنوبی مسکن از مزایایی است که در مسکن و قلعههای این بخش وجود دارد.
همچنین زمینهایی با شیب ملایم در طرف پتوی درهها زمینههای بهتری برای زراعت و مالداری بهدلیل حاصلخیزی و داشتن هوای گرم نسبت به گیروی درهها امتیاز و توجه بیشتر ساکنین را بهدست آورده است.
انواع واحدهای مسکونی متداول در معماری پتوی:
الف : واحدهای مسکونی حیاطدار محصورشده از دو طرف
ب : واحدهای مسکونی حیاطدار محصورشده از سه جانب
د: واحدهای مسکونی با حیاط مرکزی بسته
ج : واحدهای مسکونی با حیاط محصور نشده
این نوع دستهبندی به دو بخش پتو و گیرو در درههای مناطق کوهستانی بیانگر جبر جغرافیایی و تغییر شرایط اقلیمی است که در محیط، روند مسکنسازی و زندگی ساکنین این بخش کشور تاثیرگذار بوده است.
در معماری قسمت گیروی درههای مناطق کوهستانی مرکزی افغانستان بهدلیل سایهرخ بودن، قرار گیری شمالی و جنوبی مسکن، در طول سال از اقلیم سردتر و نامساعد نسبت به مسکن در قسمت پتو برخودار است.
در مسکنهایی که در قسمت گیرو موقعیت دارد، نبود زمینهای مناسب زراعتی، اقلیم سرد و نبود انرژی خورشید باعث شده است که زندگی را با چالشها و محدویتهایی مواجه سازد.
معماری در قسمت گیروی درههای مناطق مرکزی افغانستان میتواند به دستههای ذیل تقسیم نمود:
انواع واحدهای مسکونی متداول در معماری گیرو:
الف : واحدهای مسکونی لخت و عریان (کَدیوال)
ب : واحدهای مسکونی حیاطدار (حویلیدار)
د: واحدهای مسکونی قلعهیی
شاید بتوان گفت یکی از مهمترین عوامل مؤثر در طراحی روستاها و حتا شهرها، اقلیم میباشد. آنچنانکه تأثیر آن در تمام تار و پود بافت روستایی و شهری، در تمامی بناها و حتا عناصر معماری داخلی فضاها دیده میشود. در افغانستان معماری روستاها و شهرها در اقلیم سرد و کوهستانی یکی از بارزترین و مشخصترین نمودهای تأثیر اقلیم بر فُرمگیری و شکلگیری روستاها، شهرهاست و میتوان زیباترین و خلاقانهترین طراحیهای مهندسی/معماری را در پهنهی وسیع این اقلیم (سرد و کوهستانی) مشاهده نمود.
به عبارت دیگر، نیاکان ما به بهترین نحو از قوانین و انرژی خورشیدی آگاهی داشته و پیوسته از آن بهره بردهاند.
امروزه با توجه به مصرف روز افزون انرژیهای فسیلی در منازل و با توجه به اتمام انرژی به جرأت میتوان گفت «طراحی بر اساس اقلیم به یکی از ارکان اصلی معماری تبدیل شده است. مبحث طراحی اقلیمی در معماری موضوع نوظهوری در معماری افغانستان و جهان نبوده است و نیاکان ما بهخوبی از این دانش/ علم در معماریهای گوناگون خود از طراحی قلعهها و مسکن تا ممْبر (مسجد) استفاده کردهاند و فضایی متناسب با اقلیمهای گوناگون این جغرافیا خلق کردهاند. مبحث معماری اقلیمی به دلایلی همچون افزایش قیمت زمین، رشد جمعیت، افزایش قیمت مصالح ساختمانی، بهوجود آمدن وسایل تهویه مطبوع، استفاده از انرژیهای فسیلی و … تا حد زیادی باعث تغییر روند معماری در کشور و جهان شده است؛ به همین منظور بررسی نکات کوچک و ساده در معماری سنتی، اقلیمی کشور میتواند رازهای ناشناخته و کمتر مورد توجه را برای مهندسان/معماران امروز هویدا سازد و با استفاده از این نکات و روشها میتوان برای حل بحران زیستمحیطی، انرژی فسیلی، تامین آسایش و آرامش حداکثری با استفاده از امکانات حداقلی، حس تعلق خاطر به زندگی و فرهنگ را بهوجود آورد.
نگرش اقلیمی در سبک معماری هزارههای افغانستان – بخش دوم
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه