دیدگاه سکانداران دستگاه جاسوسی هند و پاکستان در قبال افغانستان و حکومت وحدت ملی

اطلاعات روز

شریف حضوری
پژوهشگر روابط بین‌الملل

کتاب «ثبت گفته‌های جاسوسی: راو، آی‌اس‌آی و توهم صلح» به‌تازگی و در ماه می 2018 توسط انتشارات هارپر کولین به زبان انگلیسی اقبال چاپ یافته است. این کتاب که در هفت فصل و ‌سی‌و‌سه بخش نوشته شده است، حاصل گفت‌وگوهای غیررسمی و دوستانه میان ا. س دولت، رییس پیشین سازمان استخبارات هند (1999-2000) و جنرال اسد درانی، رییس سابق آی‌اس‌ آی (1990-1991) می‌باشد که در سال 2016 انجام یافته است. روزنامه‌نگار معروف هندی، ادیتیا سینها نیز این گفت‌وگو‌ها را هدایت کرده است و به نوعی ویراستار کتاب نیز محسوب می‌شود. نام هر سه فرد مذکور بر روی جلد کتاب آمده است.
موضوعات که در این کتاب بدان پرداخته شده است بیشتر منحصر به مسائلی است که روابط دو کشور را متأثر می‌سازد. کشمیر، فرصت‌های سوخته برای صلح میان هند و پاکستان، حافظ سعید و حادثه‌ی 11/26 بمبئی، کولبوشان جاداو جاسوس دستگیر شده هند در پاکستان‌، عملیات نظامی جراحی‌گونه در خطوط مرزی، توافق احتمالی بر سر اسامه بن‌لادن، نقش روسیه و امریکا در روابط هند و پاکستان و چه‌گونگی تأثیر‌گذاری تروریسم بر گفت‌وگو‌های دو کشور، از موضوعاتی است که این کتاب در پی واکاوی آن‌ها بر آمده است.
از همه‌ی موضوعات مطرح شده در این کتاب آن‌چه برای افغانستان و خوانندگان سرزمین ما قابل اهمیت است، فصل ششم و بخش‌های 26 و 27 می‌باشند. بخش 26 در مورد توافق پاکستان و امریکا برای دست‌گیری اسامه بن‌لادن می‌پردازد و بخش 27 در مورد منافع شخصی خودخواهانه‌ی دو کشور پاکستان و هند در افغانستان بحث می‌نماید. آن‌چه که اهمیت این کتاب را بیشتر می‌کند، افشای تبانی ارتش پاکستان با نیروهای امریکایی در افغانستان برای کشتن اسامه بن‌لادن است که تا هنوز از سوی دولت و ارتش پاکستان رد شده است. بر روی همین ملحوظات و نیز افشاگری‌های جنرال درانی در این کتاب، اکنون ایشان در پاکستان به دادگاه احضار شده و نیز حکم ممنوع‌الخروج بودن او نیز صادر شده است.
آقای درانی در جواب این سوال که آیا احتمال می‌رود پاکستان در قضیه‌ی اسامه بن‌لادن با امریکا همکاری داشته است می‌گوید: «من نمی‌دانم، اما فکر می‌کنم پاکستان در این قضیه همکاری کرده باشد. بدون همکاری، عملیات می‌توانست خیلی خطرناک باشد» ص 180. او علت انکار دولت مردان پاکستان را ترس از افکار عمومی در پاکستان می‌داند زیرا اسامه در خاطره‌ی جمعی بسیاری از پاکستانی‌ها، عنوان قهرمان را از خود به یادگار گذاشته است. درانی برای تأکید در همکاری پاکستان اذعان می‌کند که «چطور امکان دارد هلیکوپتر‌های امریکایی 150 کیلومتر در خاک پاکستان پرواز داشته باشند و حکومت و ارتش از آن بی‌خبر باشند» ص 180.
وقتی از آقای درانی در مورد پاداش همکاری ارتش پاکستان با امریکا پرسیده می‌شود، او اظهار می‌دارد که قطعاً در کنار مشوق‌های مالی، بحث خروج امریکا از افغانستان مطرح بوده و جانبین امریکایی و پاکستانی بر روی آن به توافق رسیده بودند. البته آقای درانی برای این‌که رد گم کند، جواب را به اشفاق کیانی و نیز جنرال پاشا که رؤسای ارتش و آی‌اس‌آی وقت بوده ارجاع می‌دهد و«توافق خروج» را حدس شخصی خودش تلقی می‌کند. صد البته فرض شخصی آن هم در مسایل امنیت ملی و بین‌المللی، آن‌ هم بدون اطلاعات از قبل داشته، کار آسانی نیست و بعید به نظر می‌رسد که شخص کارکشته‌یی مثل آقای درانی، با داشتن سابقه کار، در عالی‌ترین پست استخباراتی، از محتوای کار بی‌خبر باشد و در خلای اطلاعاتی این حرف را بیان کرده باشد. البته برای این‌که پاکستانی‌ها و یاهم افراد رابط خود را، در اداره آی‌اس‌آی لاپوشانی نماید، جنرال درانی اظهار می دارد که مسأله‌ی «توافق خروج» را از آقای ولی نصر که همراه با ریچارد هولبروک در مذاکره با پاکستانی‌ها به نمایندگی از امریکا حاضر بوده، شنیده است. ص 182.
این در حالی است که آقای دولت، فاش می‌سازد که فرمانده ارتش پاکستان دقیقاً چند روز قبل از عملیات کماندوهای امریکایی بر مخفی‌گاه بن لادن، با فرمانده نیروهای امریکایی در افغانستان که اجرا‌کننده پروژه بوده و در یکی از پایگاه‌های نظامی نامعلوم دیدار داشته است. پس معلوم می‌شود که دست‌گیری بن لادن صرف منوط به همکاری یک فرد از آی‌اس‌آی و با گرفتن 50 ملیون دلار نبوده است. هم‌چنان راه‌اندازی کمپاین واکسن فلج اطفال توسط دکتر افریدی برای شناسایی بن‌لادن نیز ممکن جهت پوشش و پنهان کردن ابعاد همکاری پاکستان و امریکا در این قضیه بوده است.
نکته‌ی جالب دیگر در این کتاب بحث در مورد افغانستان و رقابت‌های دو کشور هند و پاکستان است. هند در مقاطع تاریخی همیشه در کنار دولت قانونی و مشروع افغانستان بوده است و آن را در مقابل شورشیان زمان‌اش حمایت سیاسی و تا حدی مالی و یا هم نظامی کرده است. اما آقای دولت از اشتباه سیاست‌های گذشته‌ی هند یاد می‌کند که چطور همه تخم مرغ‌های خود را در سبد ائتلاف شمال گذاشته بود و با طالبان قطع رابطه کرده بود. در حالی‌که به گفته‌ی او اکنون نه ائتلاف شمالی وجود دارد و نه روابط دوستانه میان شرکای قدیمی مانند ایران و روسیه. او از عدم داشتن کانال ارتباطی با طالبان افسوس می‌خورد و دارا بودن این توانایی را به نفع هند می‌داند. ص 185. در شرایط کنونی آقای دولت روابط هند و افغانستان را تحت تأثیر امریکا می‌داند. ایشان معتقد است که حکومت کشورش هند نیز با حضور امریکا در افغانستان موافق است و خروج این کشور را برای سیاست و امنیت افغانستان فاجعه بار می‌داند. آقای دولت از سیاست امریکا محور هند، ناخرسند به نظر می‌رسد و سیاست کشورش را نسبت به افغانستان خیلی وابسته به امریکا می‌پندارد. او می‌گوید که حضور امریکا در حال حاضر در افغانستان برای هند خوشایند است اما معتقد است که به مجرد خروج امریکا از افغانستان، هند شوکه خواهد شد. ص189.
در مقابل، آقای درانی عمق استراتژیک خواندن افغانستان را توسط پاکستان به معنای انضمام خاک آن کشور به خود نمی‌داند. او عنوان می‌کند که «پاکستان بر ضد کسانی که امریکا آنان را دشمن می‌پندارد اقدام نظامی نمی‌کند زیرا با انجام عملیات نظامی، خشم مناطق قبایلی برانگیخته خواهد شد و مردم را بیشتر رادیکال و در مقابل دولت قرار خواهند داد. او از تجربه‌ی عملیات 2004 ارتش پاکستان و در واکنش به آن، از به وجود آمدن تحریک طالبان پاکستان یاد می‌کند». به گفته جنرال درانی، «گروه‌های افغانی در خاک افغانستان، مخالف امریکاست و کاری به پاکستان ندارد». رییس اسبق آی‌اس‌آی از سیاست‌های دولت وحدت ملی در مقابل پاکستان به شدت انتقاد می‌کند. جنرال درانی با مقایسه سران دولت‌های پسا 2001، از حامد کرزی به نیکی یاد می‌کند و در مقابل بر آقای اشرف غنی به شدت می‌تازد. او عنوان می‌کند که «اشرف غنی همیشه دشمن پاکستان بوده است. مشکل اصلی او این است که رییس‌جمهور تحمیلی و وارداتی است که با مجموعه از جوانک‌های برگشته از غرب احاطه شده است. آن‌ها به افغانستان تعلق نداشته و در میان مردم جای پا ندارد». درانی تأکید می‌کند که «حکومت آقای غنی بدون کمک و حمایت مالی، سیاسی و نظامی امریکا نمی‌تواند خود را سر پا نگهدارد». آقای درانی از رفتار سرزده رییس‌جمهور غنی به فرماندهی ارتش آن کشور نیز یاد می‌کند و می‌گوید «که با این کار جنرال راحیل شریف ساده را دست و پاچه کرد». او ضمن امریکایی خواندن اشرف غنی و وابسته بودنش به تیم خلیلزاد، حکومت او را برای پاکستان بسیار خطرناک می‌خواند. در ادامه او از اشرف غنی گلایه می‌کند که چه‌طور عجولانه پیش رفت و بدون تحمل و مدارا مذاکرات میان دو کشور را به بن بست کشاند.
درانی می‌گوید که اشرف غنی خودش مسبب اصلی توقف دادن مذاکرات بود. زیرا بعد از نشست با راحیل شریف در راولپندی به امریکا رفت تا کاخ سفید را متقاعد کند که بعد از 2014 در افغانستان بماند. و این امر توافقات قبلی را که امریکا تعهد سپرده بود تا از آن کشور خارج شود را تحت شعاع قرار داد و طالبان را وادار به عقب‌نشینی از مذاکرات نمود. ص 187. او با متهم کردن آقای غنی بیان می‌دارد که پس از گذشت شش ماه از سفرش به پاکستان اعلام کرد که «که من خودم را از نگاه سیاسی قربانی کردم و به سوی تان دست دراز نمودم . به دلیل بد عهدی تان، حالا پاکستان در افغانستان از مقبولیت پایینی برخوردار است». ص 187. جنرال درانی می‌گوید که «اشرف عنی فکر فکر می‌کند که با سفر یک‌باره به پاکستان منطقه را سر چپه می‌کند».
در قسمت علل ناآرامی در کشور آقای درانی نیز حرف‌هایی دارد. جنرال درانی حضور امریکا در افغانستان را بخشی از پالیسی بزرگ ان کشور می‌خواند. او عنوان می‌کند که برای امریکا حضور در افغانستان از آن جهت حیاتی است که بتواند منطقه را بهتر کنترل نماید و بی‌ثباتی در منطقه و افغانستان حواشی بیش نیست که نگرانی برای امریکا به بار بیاورد. او می‌گوید این امریکاست که در افغانستان صلح نمیخواهد و تلاش مینماید آن را بر هم بزند. به عنوان نمونه او از کشتن ملا منصور برداشت دیگری دارد و میگوید «صلح خواهی ملا منصور موجب شد تا توسط امریکایی ها از سر راه برداشته شود.» ص 192
درانی می‌گوید، بر اساس قاعده‌ی «بازی بزرگ جدید» میان امریکا و چین، صلح و امنیت در منطقه و جهان به نفع منافع استراتژیک امریکا نیست زیرا از این رهگذر چینی ها از منابع سرشار افغانستان و آسیای مرکزی (هارتلند) بیشتر و بهتر استفاده خواهند کرد و به‌دلیل دوری جغرافیایی، امریکا از منابع یاد شده محروم خواهد شد و در توسعه اقتصادی از چین عقب خواهد ماند. به گفته او، با ادامه موش و گربه بازی کنونی، هم نخبگان سیاسی افغانستان نفع خواهند برد و هم به امریکا اجازه خواهد داد تا یکی را بر ضد دیگری استفاده کرده و با حضور خویش در افغانستان کنترل خود را بر «هارتلند» حفظ کند.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه