نوزدهمین سالروز شهادت عبدالعلی مزاری گرامی داشته شد. اما دلیل مبارزهی مزاری همچنان در متن خواستههای مردم افغانستان باقی مانده است. مردم هنوز میخواهند به عدالت برسند. جامعه هنوز از بیعدالتی رنج میبرد، کرامت انسانی زنان با خشونت و تبعیض مواجه است، مرد فقیر دِه با زن شهیر شهر در برابر قانون برابر نیست، بامیان و قندهار بودجههای نابرابر برای انکشاف دریافت میکنند، اندیشهی حذف و دست کم تعصب در برابر گروههای قومی در مجاری مختلف دستگاههای اداری دولت به اجرا گذاشته میشود و شایستهسالاری اصل کُشنده برای تمامیتخواهان قومی است.
اما چرا باید به آرمانهای مزاری توسل جُست؟ بزرگترین داعیهی مزاری، عدالت بود. او ساختارها و قوانین عادلانه را اصل اساسی برای احیای هویت انسانی و رفع تبعیضهای قومی میدانست. از این منظر، عدالت از دیدگاه مزاری، توافق انسانی برای احیای کرامت تمامی انسانهای این سرزمین و رفع نابرابریهای قومی، زبانی و مذهبی بود. عدالت مزاری، عدالت قومی نبود. او عدالت را برای همه میخواست و بیشتر از همه میخواست. به این دلیل، او برای عدالت مبارزه کرد و تاکنون یکی از جدیترین مبارزان راه عدالت بوده است. چیزی که مزاری میخواست، نه جابرانه بود، نه قومگرایانه، بلکه آن خواستهها عدالت بود و انسانیت.
لذا عدالت تا آخر عمرش درخواستهایش باقی ماند و برای آن جان داد، اما ضرورت زمان ما تا هنوز حل نشده است. ما کماکان برای ایجاد ثبات سیاسی و دست یافتن به رفاه و توسعه، به عدالت نیازمندیم و عدالت هنوز در بنبستهای ظالمانه و ساختارهای غیرعادلانه شکننده و دست نیافتنی است.
مزاری در سایهی عدالت، همگرایی و شایستهسالاری را ضرورت جدی برای حفظ وحدت ملی میدانست. او با تکیه بر حفظ وحدت ملی، خواهان رعایت شایستهسالاری برای استخدام نیروی انسانی در نهادهای حکومتی بود. از این منظر، او حامی رقابت براساس شایستگی برای مناصب حکومتی بود. چیزی که در قوانین افغانستان درج شده، اما در عمل کمتر به آن توجه شده است. از این منظر، نهادهای حکومتی به دلیل عدم رعایت اصل شایستگی به بحران نیروی انسانی مواجه است و این بحران نه تنها که کارآیی نهادهای حکومتی را تحت تأثیر قرار داده است، بلکه هنوز هم اختلافات قومی و اجتماعی را زنده نگهداشته است. بسیاریها هنوز فکر میکنند که استخدامها بر اصول قانونی صورت نمیگیرند، بلکه بر روابط قومی و سیاسی استوارند.
لذا همانگونه که عدالت برای احیای مفهوم شهروندی ضرورت است، شایستهسالاری و برابری نیز برای رفع کدورتهای قومی و تقویت مفهوم شهروندی لازم است. اما مشکل اساسی این است که اجرای این خواستهها نه در اولویت اجراآت حکومتی است و نه مقامهای حکومتی اجرای این خواستهها را برمیتابد. اگر چنانکه اصل شایستگی و اهلیت در استخدامها، اولویت نهادهای حکومتی باشد، ویرانی مقامات بیکفایت محال نیست.
اما شکی نیست که هرچه از این خواستهها (عدالت، برابری، شایستهسالاری و کرامت انسانی) بیشتر فاصله بگیریم، ویرانتر و ناکارآمدتر خواهیم شد. نه کرامت انسانی ما احترام خواهد شد، نه مردمسالاری تقویت میشود، نه اجتماع عادلانه خواهیم داشت، نه قانونگرایی حاکم خواهد شد و نه ما برابر و شهروند مدرن خواهیم شد.
اما شکی نیست که مطالبات مزاری به عنوان مطالبات انسانی باقی خواهد ماند و عدالتخواهی فرو نخواهد نشست و ما را گریزی نیست که برای افغانستان مدرن و مرفه به شایستهسالاری و مردمسالاری اقتدا کنیم.
مزاری و راه دشوار عدالت
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه