افغانستان در آستانهی مهمترین رویداد سیاسی و تاریخی قرار گرفته است. انتخابات ریاست جمهوری قرار است شنبه هفتهی آینده در کشور برگزار شود و مردم رییس جمهور جدید را انتخاب نمایند. این انتخابات به دلایل مختلف یکی از سرنوشتسازترین رویدادهای سیاسی در کشور خواهد بود و بیگمان چگونگی برگزاری انتخابات میتواند سرنوشت متفاوتی را برای افغانستان رقم بزند. میزان مشارکت مردم در این انتخابات از اهمیت اساسی برخوردار میباشد و حضور در پای صندوقهای رای از مکلفیتهای شهروندی مردم میباشد.
انتخابات فرایندی است که در پیوند با شهروندان و استقبال مردم از آن معنا پیدا میکند. مردماند که طی این فرایند انتخاب میکنند چه سرنوشتی را برای کشور خود رقم بزنند. مسلماً انتخاب مردم نقش مهمی در تعیین سیاستگذاریهای کشور دارا میباشد. در فرایند انتخابات است که افراد و گروههای مختلف با برنامههای متفاوت برای مدیریت کشور پا به میدان رقابت میگذارند و شهروندان به عنوان مرجع اصلی قدرت از میان افراد و گروههای مختلف یکی را انتخاب نموده و بدین ترتیب برنامههای آن فرد یا گروه مبنای بسیاری از سیاستگذاریها و چگونگی مدیریت کشور قرار میگیرد. مفهوم شهروندان سیاسی در همین راستا قابل درک است و چگونگی گزینش آنان تعیین کنندهی سرنوشت سیاسی و مدیریتی یک کشور طی یک مرحلهی خاصی از تاریخ. بنابراین، انتخاب مردم بیش از هر امر دیگری موضوعیت دارد و نتیجهی آن انتخاب هرچه باشد، مسئولیت آن به خود مردم برخواهد گشت. اگر انتخاب مردم دقیق و عقلانی باشد و فرد یا گروهی را که بتواند پاسخگوی نیازمندیهای زمانه باشد، به قدرت برسانند، حکومت حاصل از آن کارآمد، پاسخگو و مسئول خواهد بود و اگر انتخاب دقیقی در کار نباشد، ممکن است برآیند آن به استبداد سیاسی، عدم کارآمدی و عدم پاسخگویی حکومت مذکور منجر شود.
با توجه به اهمیت انتخابات آیندهی ریاست جمهوری در افغانستان، حضور فعال و مشارکت گستردهی مردم از اهمیت اساسی برخوردار میباشد. این امر از چندجهت قابل تأمل است: اول، قرار است با پایان دورهی ریاست جمهوری آقای کرزی، قدرت بهگونهی مسالمتآمیز به رییس جمهوری بعدی منتقل شود. میکانیزم انتقال قدرت هم انتخابات است و انتخاب رییس جمهوری بعدی هم به آرای مردم بستگی دارد. این اتفاق مهمی در تاریخ معاصر افغانستان است، چون در گذشته انتقال قدرت به شکل خشونتبار صورت گرفته و تصمیم را نه مردم، بلکه تصمیم خلع فرد از قدرت و تصرف قدرت در میان حلقات سیاسی صورت گرفته است. اکنون که این فرصت به مردم داده شده است، بایستی مردم با حضور فعال خود نقش سیاسی و سرنوشتساز خود را ایفا کرده و از جایگاه مرجع اصلی قدرت، در انتقال مسالمتآمیز آن به فرد و گروه دیگر کمک کنند.
نکتهی دیگر، موضوع نهادینه شدن اصل انتخابات و پذیرفته شدن حق مردم در تعیین سرنوشت سیاسی کشور میباشد. انتخابات آینده از این جهت میتواند نقطه عزیمت کشور به سوی دموکراسی و مردمسالاری باشد. انتخابات در واقع میکانیزمی برای بهرسمیت شناخته شدن حق مردم در فرایندهای سیاسی است و تنها جنبهی سمبولیک دارد. آنچه باعث میشود تا حق مردم به مثابه یک واقعیت عینی مدنظر گرفته شود، حضور گسترده و هوشیارانهی آنها در این فرایند است. بدین اساس، مشارکت وسیع مردم به پای صندوقهای رای، نشانگر حساسیتشان نسبت به سرنوشت و آیندهیشان خواهد بود و به سیاستگذاران القا خواهد کرد تا موجودیت آنان را به مثابه نیروهای واقعی نادیده نگیرند. مردم افغانستان در گذشته هرگز به چنین فرصتی دست نیافتهاند و این دوره به لحاظ فراهم بودن زمینههای مشارکت مردم در تصمیمگیریهای سیاسی متفاوتتر از هر مقطع دیگر در تاریخ کشور میباشد. بنابراین، مردم باید از فرصت پیش آمده بیشترین بهره را ببرند و با حضور گسترده و مؤثر خود در پای صندوقهای رای، آیندهی جدیدی برای خود رقم بزنند. بدیهی است، اگر مردم از یک روند دموکراتیک بهنفع خود بهره نبرند، بسترهای شکل گرفته خودبهخود از بین خواهند رفت. در میان دو حالت کاملا متفاوت (حرکت به سمت دموکراسی یا برگشت به آینده) این مردماند که تعیین میکنند. شرکت در انتخابات به مثابه نفی گذشتهی غمبار و تاریک و همچنین نیروهای تاریکاندیش و متحجر خواهد بود و فصلی جدیدی برای کشور بازگشایی خواهد کرد.
ضرورت مشارکت گستردهی مردم در انتخابات
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه