نویسنده: آگاروال راجوو
برگردان: خلیلالله حمیدی
منبع: مؤسسهی مطالعات دفاعی هند
امروز افغانستان در حالت گذار بهسر میبرد. از آنجایی که حمایتهای بینالمللی در هردو مورد، یعنی هم در عرصهی کمکهای مالی و هم در زمینهی کمکهای نظامی برای افغانستان ادامه خواهند داشت، ولی آنچه برای آیندهی افغانستان بااهمیت شمرده میشود، همسایههای این کشور اند؛ پاکستان، ایران و جمهوریهای آسیای میانه که مرز مشترک با افغانستان دارند و همسایههای دیوار به دیوار اند. چین از طریق باریکهی واخان با این کشور مرز مشترک دارد، ولی هند و روسیه همسایههای دورتر این کشور به شمار میروند. روسیه با تجارب تلخ دورهی اشغال سالهای 1979 و 1989 در این کشور، تمایل به درگیری مستقیم در این کشور ندارد و به نظر میرسد که چین بیشتر در عرصهی اقتصادی متمرکز شده است. جمهوریهای آسیای میانه در موقعیتی نیستند که بتوانند به صورت مستقیم در چالشهای افغانستان سهم بگیرند و در ضمن، نگراناند که در صورت تعیین رویکرد در این کشور، با تهدیدهای مختلفی مواجه خواهند شد. پاکستان با حفظ روابط خود با طالبان، نقش داشتن در حملات متعدد تروریستی در افغانستان، تلاش برای تضعیف نظام و ایجاد رژیم طرفدار پاکستان و دخالت روشن و پناه دادن به رهبران ارشد طالبان، باعث شده که اعتماد و شوکت سیاسی خود را میان سیاستمداران افغانستان از دست بدهند. اینجاست که هند و ایران باقی میمانند و هردو کشور دارای روابط دوستانه و متحدان قابل اعتماد افغانستان محسوب میشوند. همان طور که این کشور برای سال بعد از 2015 آمادگی میگیرد، در سال جاری دو روایداد مهم را روی دست دارد: انتخابات ریاست جمهوری و انتقال امنیت.
بنبست فعلی ایالات متحده در افغانستان، پیامدهای روشنی را به دنبال ندارد، یعنی بر علاوهی این همه درگیریها، طالبان همچنان قوی و ثابتقدم باقی ماندهاند. آنها روند صلح را رد کرده و تأکید ورزیدهاند که در صورت حضور نیروهای خارجی در افغانستان، گفتوگوی صلحی به میان نخواهد آمد. با وجود تهدیدهای متعدد شورشیان، امیداوری وجود دارد که ایالات متحده و متحدانش افغانستان را ترک نخواهند کرد و اما در صورت احتمال تحقق خروج، افغانستان گزینههای همکاری طولانیمدت با هند و ایران را مورد توجه قرار داده است. افغانستان هند را به عنوان متحد مورد اعتماد و دوست همهجانبهی خود میپندارد و ایران بخشی از تاریخ سیاسی و فرهنگی افغانستان به شمار میرود. هردو کشور، دارای روابط دوستانهی دوجانبه اند و در ضمن، هردو کشور اشتراکهای منافع و نگرانی مشابه راجع به افغانستان دارند. با امضای قرارداد موقت برنامهی هستهای ایران، نشانههای محدودی در معاملات هند با ایران قابل ذکرند. بخشی از آن راجع به تجارت نفت ایران و هند و گاز طبیعی است، که افغانستان میتواند نقش بازیگر ارتباطی میان هند و ایران را داشته باشد و برای هردو کشور به عنوان یک فرصت با اهمیت شمرده میشود و از جانب دیگر، افغانستان نیز در صدد حمایت منطقهای است. بنابراین، این نوشته در صدد است تا منافع، نگرانیها، آسیبپذیری و گزینههای تعامل هند و ایران را در دههی آیندهی افغانستان مورد بررسی قرار دهد.
ایران و افغانستان
ایران و افغانستان دارای مرز مشترک 930 کیلومتری اند و تا زمان معاهدهی 1857 پاریس، هرات بخشی از ایران بود. با توجه به تاریخ روابط فرهنگی، اقتصادی و مذهبی میان دو کشور، تلاقی نفوذ در دو طرف مرز طبیعی است. علاوه برآن، نفوذ و نشانههایی از میراث امپراتوری فارسی، بهویژه در سمت غرب این کشور موجود است. در ضمن، هردو کشور دارای جمعیت با اکثریت مسلمان اند. افغانستان دارای جمعیت با اکثریت سنیمذهب (80 درصد) و اقلیت شیعهمذهب (19 درصد) با اکثریت هزاره است که با زبان فارسی تکلم مینمایند. ایران با افغانستان مشترکات زبانی دارد. دری، نسخهای از زبان فارسی، یکی از دو زبان رسمی در افغانستان است. در ضمن، هردو کشور شاهد تاریخ آشفته در دوران معاصرند. زمانی که جنگ در افغانستان کاهش یافت، تحریمهای اقتصادی و سیاسی بر ایران شدت گرفت و هردو کشور فرصت دارند تا با امید تازه برای آیندهیشان ظهور نمایند. در این زمینه، ایران این فرصت را دارد تا از گذشتههای تاریخی بهرهبرداری نماید و افغانستان را به عنوان متحد جدید خود بگمارد و گامهای مشترک را جهت رشد و رفاه متقابل بردارند، با آنکه حرکت به این مسیر دشواریها و موانعی را به همراه دارد.
ایران و افغانستان؛ دشواریهای تعامل
همان طور که پیشتر یادآوری شد، ایران بر علاوهی مرز مشترک، تاریخ پرشکوه و مشترکات فرهنگی غنی با افغانستان دارد. ارتباطات زبانی و مذهبی بین ایران و افغانستان باعث میشوند که فضا برای پذیریش ایران در افغانستان مهیا باشد. مرز مشترک یک منبع پرقدرت در ایجاد روابط است، بهویژه که این دو کشور با هم کدام اختلاف عمده مرز ندارند. همچنین، مدیریت مرز افغانستان با ایران همیشه نسبت به پاکستان بهتر بوده است. البته وضعیت بهتر مرزی میان افغانستان و ایران متأثر از کنترول مؤثر مرزی از جانب ایران است؛ از آنجایی که که مرز افغانستان با پاکستان به صورت آشکارا نفوذپذیر و با تسهیل عبور و مرور برای تروریستها بوده، اما مرز ایران در اکثر بخشها باثبات و صلحآمیز بوده است.
ایران بارها با ائتلاف شمال در مبارزه با طالبان همکاری نموده که کمکهای ایران تا آخرین روزهای سقوط رژیم طالبان نیز ادامه داشت. در ضمن، ایران یکی از بازیگران مهم در کنفرانس بن بود که براساس آن دولت موقت در کابل ایجاد شد. تهران در سال 2002 در کنفرانس توکیو مبلغ 560 میلیون دالر و در سال 2008 در کنفرانس لندن مبلغ 100 میلیون دالر برای بازسازی افغانستان متعهد شد. بسیاری این کمکها در پروژههای بازسازی، بهویژه در شهر هرات به مصرف رسیدهاند. تهران همچنین تلاش نموده است تا یک شبکهی ارتباطی میان ایران، افغانستان و جمهوریهای آسیای میانه ایجاد نماید که از جمله در حدود 120 کیلومتر جادهی هرات افغانستان تا دوغارون ایران را نیز شامل میشود. در ضمن، ایران در صدد است تا افغانستان را به بندر چابهار ایران وصل نماید، که این رویکرد دسترسی افغانستان را به دریاها فراهم میسازد و نیز وابستگی کابل به پاکستان را کاهش میدهد. مردم افغانستان باورمندند که ادامهی چنین کمکها باعث افزایش اعتماد خواهد شد که به صورت قابل توجه در روابط آیندهی ایران و افغانستان تأثیرگذار است. ایران در نتیجهی کمکهای خود به ائتلاف شمال، روابط نزدیک با تاجیکها کاشته است. تاجیکها که دومین اکثریت قومی را در افغانستان تشکیل میدهند و بیشترین موقعیت را در ادارههای دولتی دارند، میتوانند یک حامی و پشتیبان خوبی برای ایران به شمار روند. ایران و هند روابط خوبی دارند و انتظار میرود که گفتوگوهای دوجانبه در سال جاری بیشتر شوند. در صورت هرگونه محدودیت در مسیر ترانزیتی برای افغانستان از مسیر پاکستان، در آیندهی نزدیک، هند بندر چابهار ایران را به عنوان دروازهی افغانستان به کشورهای آسیای میانه در نظر دارد. ایران از تلاشهای هند برای برقراری ثبات در افغانستان قدردانی مینماید. هردو کشور به این نتیجه رسیدهاند که منافعشان در کنار یک افغانستان باثبات سیاسی و امن به صورت بهتر تضمین است. این نگرانیها و منافع میتوانند بزرگترین انگیزه برای کمکرسانی ایران در هماهنگی با هند در قبال افغانستان باشند.
حمایت ایران از طالبان، ضعیف است؛ زیرا تلاش ایران جهت هماهنگی با هند برای ثبات در افغانستان، بیشتر است. این یک پارادوکس است که ایران از طالبان حمایت میکند. با توجه به ایدیولوژی ضدشیعی طالبان، این یک واقعیت است که طالبان در سال 1998 دیپلماتهای ایرانی را به قتل رساندند و نزدیک بود جنگ بین ایران و بنیادگریان به وقوع بپیوندد. با این حال، رابطهی تهران با طالبان بیشتر برای تحقیر حضور ایالات متحده در سمت شرقی این کشور است و بیشتر ریشه در بحران روابط امریکا با ایران دارد. عدم وجود یک سیاست منسجم ایران نسبت به افغانستان، یک نقطهی ضعف این کشور بوده است. باز هم، گاهگاهی حمایت ایران از طالبان از طرف حکومت افغانستان به دید خصمانه دیده میشود. بنابراین، این حمایتها باعث شده که با وجود کمکهای زیاد اقتصادی ایران در پروژههای بازسازی افغانستان، تهران نتوانسته اعتبار مورد نیاز را در افغانستان به دست آورد. عدم دریافت راهحل و رهبری بحران در افغانستان نیز یک نقطهی ضعف در تعامل ایران با این کشور بوده است. بنابراین، یکی از دلیلها را میتوان به بنبست ایران با امریکا بر سر موضوع هستهای دانست، در حالیکه ایران میتوانست نقش فعالتری در افغانستان داشته باشد. علاوه براین، عدم همکاری امنیتی قوی با افغانستان یک وقفه برای ایران در توسعهی روابط بهتر دوجانبه با افغانستان بوده است. فقط در آگست 2013 این دو کشور توافقنامهی مرزی و امنیتی را بین هم امضا نمودند. دستآورد فعلی روابط ایران و امریکا در برنامهی هستهای ایران میتواند یک فرصت بزرگ برای افزایش تعامل ایران در افغانستان باشد. در صورت بهبود روابط ایران با ایالات متحده، ایران میتواند مسیر جدید و کوتاهتری برای کمکهای بینالمللی و عرضهی اکمالات به عنوان جاگزین مسیر غیرمستقیم کشورهای آسیای میانه یا راه پرخطر پاکستان باشد. مسیر ایران برای ایالات متحده و متحدانش خیلی کمهزینه، با ایجاد درآمد ترانزیت برای ایران و حصول اطمینان عرضهی سالم منابع در افغانستان خواهد بود. در صورت احتمال معامله در برنامهی هستهای و پسگيرى تحریمها، ایران و افغانستان نیز میتوانند به همکاریهای امنیتی بیشتری دست یابند، که از جمله امکان تأمین تجهیزات نظامی نیروهای امنیتی افغانستان در مراحل دورتر قابل ذکر است. تلاشهای ایران در کمکهای اقتصادی پروژههای بازسازی مثبت مشاهده شده است، بهخصوص در مناطق غربی مانند ولایت هرات بیشتر مورد توجه ایران بودهاند. در واقع ایران میتواند به عنوان یک احیاگر اقتصادی در افغانستان فعالیت نماید. ایران بهخوبی میتواند پول بیشتر در پروژههای توسعهای سرمایهگذاری و حسن نیت مردم افغانستان را بهنفع خود جلب نماید. علاوه براین، ایران روابط فرهنگی سنتی با کشورهای آسیای میانه دارد. بهخصوص با تاجیکستان، ایران همواره سعی در بهبود روابط فرهنگی با کشورهای آسیای میانه داشته است. ایران از افغانستان به عنوان یک پل، با استفاده از روابط مناسب و ارتباطی نه تنها برای روابط فرهنگی و مذهبی، بلکه میتواند از این خاک برای اتصال خطوط لولهی نفت و گاز در سمت چین و کشورهای خیلج فارس استفاده نماید.
تهدیدهای امنیتی برای رفاه مردم شیعه در افغانستان آشکار است. ایران به عنوان حافظ مشترکات مذهبی، قتل عام سال 1998 هزارهها را به جرم شیعیشان در مزار شریف که تقریبا به یک درگیری نظامی با رژیم طالبان انجامیده بود، فراموش نکرده است. هزارهها از اینکه اکثریت گرایش مذهبی شیعی دارند، در مواردی هنوز هم مورد هدف و کشتار قرار میگیرند و این تهدید در صورت احتمال بازگشت طالبان بعد از خروج نیروهای بینالمللی افزایش خواهد یافت. در ضمن، وجود مهاجران افغانستان در ایران برای مدت طولانی موضوع اختلاف بین دو کشور بوده است. به گزارش سازمان ملل متحد، بیش از دو میلیون پناهندهی افغانستان در ایران وجود دارند. گفته شده است که وجود پناهندگان در ایران، ناسازگاری اجتماعی و اقتصادی را در جامعهی ایران به همراه داشته است که از جمله خروج قابل توجه ارز از ایران، تهدیدهای عناصر طالبان و نفوذ آنها در داخل کشور قابل ذکر اند. موضوع تأمین آبی مشترک یک نقطهی دیگر از کشاکش میان دو کشور بوده است. اعمار تعدادی سد بر روی رودخانهی هلمند، عرضهی آب در ایران، بهویژه در ایالتهای جنوبی و شرقی، آن کشور را مورد تهدید قرار داده است، که میتواند علت اصطکاک در آینده به شمار رود.
قاچاق مواد مخدر منبع دیگری از اصطکاک و یک تهدید واقعی برای روابط ایران و افغانستان است. افغانستان یکی از تولید کنندههای تریاک در جهان است و ایران به عنوان یک مسیر آسان و راحت برای حملونقل مواد مخدر به ترکیه و اروپا پنداشته میشود که تقریبا 50 درصد از مواد مخدر افغانستان از این مسیر انتقال مییابد. اعتیاد بیش از حد به مواد مخدر میان جوانان ایرانی به یک مشکل عمدهی اجتماعی برای دولت ایران تبدیل شده و گزارش شده است که دولت ایران سالانه مبلغ 10 میلیون دالر هزینهی مبارزه با مواد مخدر اختصاص میدهد. ایران، برخلاف ایالات متحده و متحدان آن، لذتی از عقبماندگی افغانستان با توجه به ساختار جفرافیایی آن ندارد و بهخوبی از مشکلات متعدد و پیچیدهی افغانستان آگاه است و نیز معتقد است که چالشهای افغانستان بهزودی حل خواهند شد. ایران امیدوار است که از تحریمهای بینالمللی نجات پیدا خواهد کرد و افغانستان یک فرصت بسیار عالی است که نه تنها نفوذ خود را به سمت شرق گسترش بخشد، بلکه به عنوان یک بازیگر مسئول منطقهای مبدل شود. نقاط ضعف روابط ایران در افغانستان به حمایت از طالبان پنداشته میشود، که این وضعیت بعد از خروج ایالات متحده از افغانستان میتواند به یک تهدید تبدیل شود. تهدید بزرگ و هرچند قابل توجه است، اما به اندازهی کافی بزرگ نیست که منجر به قطع روابط دوجانبه گردد. در مقابل، ایران در بازیهای منطقهای که فرصت میزبانی را داشته است، به عنوان متحد اصلی افغانستان مشاهده شده است.
ادامه دارد…